پساب؛ راهحل کمآبی یا تهدیدی برای آبخوانها؟
کارشناسان هشدار میدهند فروش و انتقال فاضلاب تصفیهشده، بدون توجه به تراز آبی و شرایط هر منطقه، ممکن است بهجای حفاظت از منابع آب، بحران آبخوانها را تشدید کند
پساب تصفیهشده در سالهای اخیر به منبعی اقتصادی برای صنعت و کشاورزی تبدیل شده و حتی پای آن به بورس انرژی باز شده است. با این حال، کارشناسان تأکید میکنند که بازچرخانی آب تنها زمانی به حفظ منابع آبی کمک میکند که میزان برداشت، محل مصرف و شرایط هیدرولوژیکی هر منطقه بهدقت بررسی شود؛ در غیر این صورت، راهکاری برای مقابله با کمآبی میتواند خود به عاملی برای تشدید آن تبدیل شود. خلاصهای از گزارش روزنامه پیام درباره این مساله محیطزیستی و مرتبط با بحران آب میخوانید.
پساب؛ منبعی اقتصادی در بازار آب
ایران سالهاست با کمبود آب، بهویژه در شرق و فلات مرکزی، دستوپنجه نرم میکند. در این شرایط، استفاده از پساب یا فاضلاب تصفیهشده بهعنوان یکی از راههای تأمین آب صنعت و کشاورزی گسترش یافته است.
مهرماه امسال، سیدمرتضی احتشامی، مدیرکل دفتر نظارت بر بهرهبرداری فاضلاب شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، پساب را منبعی اقتصادی با بازار مصرف مشخص و قابلیت ایجاد درآمد پایدار معرفی کرد.
بر اساس آمار بورس انرژی ایران، از اوایل سال ۱۴۰۳ تا تابستان ۱۴۰۴، چهار میلیون و ۲۴۰ هزار مترمکعب پساب از مبادی مختلف برای معامله عرضه شد. همچنین در تیرماه ۱۴۰۵، ۳۰ هزار مترمکعب پساب تصفیهشده شرکت آبوفاضلاب تهران معامله شد.
فروش پساب در کشورهای دیگری مانند مکزیک، برزیل و هند نیز رواج دارد و در برخی موارد، هزینههای پروژههای بازچرخانی آب را از نظر اقتصادی توجیهپذیر میکند. با این حال، سود اقتصادی بهتنهایی تضمینکننده پایداری زیستمحیطی نیست.
وقتی بازچرخانی به بحران دامن میزند
گزارش سال ۱۴۰۴ مرکز پژوهشهای مجلس درباره خطاهای سیاستگذاری در بازچرخانی آب، بر ضرورت توجه به «بیلان آب» تأکید دارد؛ شاخصی که میزان ورودی، خروجی و ذخایر آب را در یک محدوده هیدرولوژیکی مشخص میکند.
مسئله اصلی این است که پساب فروختهشده باید به همان محدوده آبی بازگردد یا مصرف آن بهگونهای مدیریت شود که تراز آب منطقه منفی نشود. انتقال پساب از یک حوضه به حوضهای دیگر، بدون بررسی پیامدها، ممکن است به کاهش منابع آب منطقه مبدأ منجر شود؛ حتی اگر در مقصد به تأمین نیازهای آبی کمک کند.
از همین رو، مرکز پژوهشهای مجلس خواستار بررسی شفاف و کارشناسی انتقال پساب شهرها و روستاها شده است تا این سیاست به اتلاف منابع و تشدید بحران آب منجر نشود.
نسخه واحد برای همه مناطق وجود ندارد
حمیدرضا صفوی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان، معتقد است نمیتوان درباره تأثیر انتقال پساب بر بیلان آب، حکمی یکسان برای همه مناطق صادر کرد. به گفته او، وضعیت آب زیرزمینی، نفوذپذیری زمین و نوع پساب در هر منطقه متفاوت است و تصمیمگیری باید بر پایه مطالعات موردی انجام شود.
صفوی یادآوری میکند که در برخی شهرها، پس از ایجاد شبکه فاضلاب و تصفیهخانه و کاهش تزریق آب از طریق چاههای جاذب، سطح آب زیرزمینی افت کرده است. این مثال نشان میدهد که حتی اقداماتی با هدف بهبود مدیریت آب نیز، اگر بدون توجه به شرایط محلی اجرا شوند، میتوانند پیامدهای پیشبینینشده داشته باشند.
میرمسعود خیرخواه زرکش، پژوهشگر حوزه آب، هیدرولوژی و محیطزیست، نیز تأکید میکند که هرگونه اقدام در این حوزه باید با توجه به بیلان آبی منطقه انجام شود. به اعتقاد او، انتقال پساب ممکن است در منطقهای راهحل مناسبی باشد و در منطقهای دیگر تراز آب را منفی کند.
او همچنین بر ضرورت بررسی تخصیص آب، شرایط اکوسیستم و پیامدهای زیستمحیطی انتقال تأکید دارد و پیشنهاد میکند از ظرفیت بندهای زیرزمینی برای ذخیره پساب در آبخوانها استفاده شود.
مدیریت پساب بدون نظارت ممکن نیست
یکی دیگر از نگرانیها، استفاده از پساب بهعنوان منبعی اضافه برای توسعه صنعت و کشاورزی، بدون کاهش برداشت از منابع آب سطحی و زیرزمینی است. در چنین شرایطی، مصرفکنندگان ممکن است هم از پساب استفاده کنند و هم برداشت از آبخوانها را ادامه دهند؛ وضعیتی که میتواند فشار بر منابع را افزایش دهد.
صفوی بر ضرورت مشخصبودن منابع و مصارف آب و تعیین دقیق بیلان هیدرولوژیکی هر منطقه تأکید میکند. خیرخواه نیز معتقد است نظارت بر میزان مصرف صنایع و کشاورزی باید دقیقتر و هوشمندتر شود تا امکان برداشت بیش از حد کاهش یابد.
در نهایت، پساب بهخودیخود نه راهحل قطعی بحران آب است و نه الزاماً تهدیدی برای منابع زیرزمینی. نتیجه به نحوه مدیریت، محل مصرف و میزان برداشت وابسته است. بازچرخانی آب زمانی میتواند به پایداری منابع کمک کند که با برنامهریزی منطقهای، مطالعات تخصصی و نظارت مؤثر همراه باشد.