کارگرانی که بی شناسنامه میمیرند
ثبت هشت مرگ کارگری در یک هفته، برآیند ساختاری ناایمنی کارگاهها و محرومیت بخش عمدهای از شاغلان ساختمان از پوششهای حمایتی است
آمار حوادث کار و مرگومیر کارگران ساختمانی کشور، تکاندهنده است. کارگرانی که بیدفاعترین کارگرانند. محرومیت جمعیِ از خدمات حمایتی و بیمهای، آنان را به ناگزیر در گروه کارگران روزمزد و فصلی قرار داده است. براساس آمار پراکنده و اطلاعات انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی، حدود ۷۰۰ هزار کارگر ساختمانی در استانهای مختلف کشور، فاقد بیمه هستند و سالهاست در صف تامین اجتماعی به انتظار ایستادهاند. فقدان بیمهی تامین اجتماعی اکثریت شاغلان، در صنعتی که بیش از ۵۰ درصد حوادث مرگبار در آن اتفاق میافتد، یک خلأ بزرگ در سیستم حمایتی کشور است. خانوادههای کارگران ساختمانی پس از حوادث مرگبار یا منتهی به نقص عضو، بدون غرامت، از کارافتادگی یا مستمری بازماندگی، با دشواریهای بسیار روزگار میگذرانند و این فقدان تاثیرگذار، موجب میشود که فقر و فصلیکاری در خانوادههای کارگران ساختمانی (حتی کارگران متخصص و استادکاران) به پدیدهای بیننسلی و انتقالی تبدیل شود. پسر برای پُر کردن جای پدری که کارگر ساختمانیِ فاقد بیمه بوده و به دلیل سقوط از داربست فوت شده، «مجبور» است خیلی زود و در سالهای اول جوانی، وارد بازار کار پرخطر ساختمان شود. در نتیجه علاوه بر فقر و بیحقوقی، نقص عضو و مرگ بر اثر حادثه نیز از نسلی به نسل بعد منتقل میشود.
آمار تکاندهندهی صنعت ساختمان
براساس اطلاعات پراکنده میتوان ادعا کرد سالانه نزدیک به هزار کارگر ساختمانی در کشور جان خود را در جریان حوادث کاری مرگبار از دست میدهند. بیشترین عامل فوت، سقوط از داربست، اصابت جسم سنگین به سر و یا افتادن در چالهی آسانسور است. در میان فوتیها، بیشترین تعداد به کارگران فاقد بیمه و اتباع اختصاص دارد اما تعداد قابل توجهی نیز از فوتیها، جوانان زیر ۲۰ سال یا افراد بالای ۵۵ سال هستند.
در روزهای گذشته، گزارشی در رسانهها منتشر شد که نشان میدهد از اول تیر تا ۹ آبانماه ۱۴۰۵ (یک بازهی زمانی صد روزه) دستکم ۶۵ حادثهی ساختمانی رسانهای شده است؛ حوادثی که به جانباختن ۴۸ کارگر و مصدومیت ۵۱ نفر انجامیدهاند. ۴ نفر از فوتیهای این ۱۰۰ روز بالای ۵۵ سال سن داشتهاند.
دادهها نشان میدهد که در سال جدید، نرخ حوادث کار بخش ساختمان و فوتیهای این حوزه افزایش داشته است. تقریباً در هر هفته ، رقمی در حدود ده حادثه مرگبار در این بخش اتفاق میافتد. هرچند در ایران برخلاف بسیاری از کشورهای جهان مانند ژاپن، سامانهی بهروز و در دسترس برای بهروزرسانی مدام اطلاعات جزئیسازی شدهی حوادث کار وجود ندارد. همچنین دادههای مرتبط به حوادث کار بهشکل معمول پایان هر سال از سوی نهادهای مرتبط (پزشکی قانونی و سازمان تامین اجتماعی) منتشر میشود. در کل، دادههای مندرج در رسانهها تصویری دقیق از ابعاد سوانح صنعت ساختمان به دست نمیدهند.
مرگ حداقل ۸ کارگر ساختمانی در یک هفته
برای روشن شدن ماجرا، هفتهی ششم تا سیزدهم آبان به عنوان یک نمونهی مطالعاتی در نظر گرفته شده است. دادههای منتشر شده در رسانهها نشان میدهد:
۱۳ آبان، هفت کارگر بر اثر ریزش آوار در یک پروژه عمرانی در شهرک صنعتی صفا دشت، زخمی شدند که پس از حادثه به بیمارستانی در ملارد انتقال یافتند. دو روز قبل، یازدهم آبان، یک کارگر مقنی که در حال حفر چاه در حوالی شهر قروه بود، بر اثر سقوط در چاه جان خود را از دست داد. همچنین در همین روز، یک کارگر ساختمانی پاوهای در سلیمانیه عراق بر اثر سقوط از ارتفاع ساختمان جان باخت.
دهم آبان، دو کارگر ساختمانی در رشت که در یک ساختمان در حال ساخت مشغول به کار بودند بر اثر سقوط جان خود را از دست دادند. یک روز قبل، نهم آبان، حادثه برای کارگری ساختمانی در قم رخ داد، اما او پس از سقوط از ارتفاع طبقهی چهارم به چاهک آسانسور، به طرز معجزهآسایی نجات یافت.
در همین روز، یک کارگر سنگکار ساختمانی بر اثر سقوط از ارتفاع در جریان انجام عملیات نما کاری، در شهرستان کامیاران جان باخت. نهم آبان، بازهم حادثه مرگبار اتفاق افتاد: یک کارگر ساختمانی ۱۹ ساله اتباع، حین کار در ارتفاع یک ساختمان در حال ساخت در شهر قزوین، سقوط کرد و جان باخت.
هفتم آبان نیز، رئیس سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری اهواز، از جان باختن یک کارگر در پی سقوط در چاه آسانسور خبر داد. ششم آبان، یک کارگر ساختمانی ۵۲ ساله حین کار در ارتفاعِ یک ساختمان در حال ساخت در شهر ایلام، سقوط کرد و جان باخت.
بنابراین در یک هفتهی خاص از آبانماه، ۹ حادثه در کارگاههای ساختمانی کشور رخ داد که در جریان این حوادث ، ۸ کارگر جان خود را از دست دادهاند، ۷ کارگر در داخل مرزهای ایران و یک نفر در مهاجرت.
مرگ ۸ کارگر ساختمانی در یک هفته، به معنای مرگ بیش از یک کارگر در هر روز است. البته این آمار حداقلی است و با واقعیتهای کف کارگاهها تفاوت معنادار دارد. بسیاری از حوادث کار بخش ساختمان به رسانهها درز نمیکند. برخی این موارد، تنها در اخبار پزشکی قانونی میآیند. این دادهها تنها در بازههای زمانی مشخص ( بهشکل معمول، سالانه یکبار) رونمایی و منتشر میشوند و بسیاری از حوادث کار نیز از ثبت و درج در پایگاههای اطلاعاتی میگریزند.
زمانی که بیش از ۵۰ درصد کارگران ساختمانی کشور، فاقد بیمه هستند و در بازار بدون شناسنامهی ساختوساز، بدون بهرهمندی از قرارداد یا بیمه کار میکنند، بدیهی است که رد پای بسیاری از حوادث مرگبار توسط بسازبفروشهای سودجو یا دلالان نیروی انسانی مهاجر پاک شود. مرگ بدون نام و نشان و بدون شناسنامه، سرنوشت بسیاری از کارگران بخش ساختمان است. مرگی که بار سنگین آن فقط بر دوش خانوادههاست.