رمزگشایی از اقتصاد توکنی در نظام تأمین اجتماعی
تبدیل قواعد به کدهای هوشمند چگونه شفافیت، عدالت و نقدشوندگی را به سازمان بازمیگرداند؟
قلمرو رفاه: طرح «تکو» و ایدۀ توکنایز کردن مطالبات و بدهیها در سازمان تأمین اجتماعی را میتوان بهعنوان یک ابزار فنی برای بازآرایی جریان تعهدات در نظام رفاه تحلیل کرد؛ ابزاری که با اتکا به استانداردسازی داده، امکان قیمتگذاری قابلردیابی، و بهکارگیری منطق قراردادهای هوشمند، ظرفیت تبدیل بدهی یا طلبهای انباشته به واحدهای قابلمبادله و قابل تسویه را فراهم میکند. در سطح رفاهی، اهمیت این رویکرد در پیوند آن با عدالت اجتماعی است: هرچه قواعد تخصیص منابع شفافتر و اجرای آن مبتنی بر استحقاق سیستمیتر شود، دسترسی گروههای مختلف ذینفع به خدمات و منافع، کمتر تابع فرایندهای پرهزینه و نابرابر اداری خواهد بود. همچنین، توکنایز میتواند به همراستاسازی منافع بازیگران زنجیرۀ ارائه خدمت—از پیمانکار و داروخانه تا بیمهشده و بازنشسته—در قالب یک واحد استاندارد سازمانی کمک کند. در همین زمینه قلمرو رفاه با عباس خندان، عضو هیئتعلمی دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر رفاه و تأمین اجتماعی به گفتوگو پرداخت.
در بحث اخیر درباره استفاده از توکن در سازمان تأمین اجتماعی، برخی معتقدند با یک نوآوری فناورانه روبهرو هستیم و برخی دیگر آن را شکل دیگری از داراییسازی تلقی میکنند که در پی گشایشهای اعتباری و نقدینگی است. از نظر شما، توکنایز در اینجا دقیقاً بر چه مبنایی قابلتوضیح است و اساساً چه نسبتی با مطالبات و بدهیهای سازمان پیدا میکند؟
از دو جنبه میشود در این موردبحث کرد؛ یک بحث این است که بههرحال باید از فناوریهای جدید، توکن و قراردادهای هوشمند در تعیین وضعیت مطالبات و بدهیها (Tokenized Receivables) بهره برد. بحث دیگر این است که توکنایز یک مفهوم پایهای اقتصاد است که آن را با عنوان اوراق بهادار کردن یا همان Securitize میشناسیم. برایناساس میتوان داراییها را به قطعات خرد در قالب اوراق و سهام قابلمعامله تبدیل کرد. اما سازمان تأمین اجتماعی باتوجهبه جامعه هدف ۴۲ میلیوننفری خود، قاعدتاً باید به دنبال عمق بیشتری از بازار، در زمینه مبادلات مطالبات و بدهیهای توکنایز باشد. برای نمونه، یکی از ارقامی که به آن اشاره میشود، بدهی دولت به تأمین اجتماعی است که طبق گزارش کمیسیون اجتماعی مجلس، سالیانه ۱۷۰ همت از آن تأدیه و پرداخت میشود.
باتوجهبه مقیاس بسیار بزرگ سازمان تأمین اجتماعی و حجم بالای مطالبات و بدهیهای آن، یکی از نگرانیها این است که اگر بازار مبادله این توکنها عمق کافی نداشته باشد، عملاً کارکرد موردانتظار محقق نشود. در چنین شرایطی، عمقبخشی به بازار تکو چه اهمیتی دارد و این سازوکار چگونه میتواند به شفافیت و کشف قیمت کمک کند؟
بله، سازمان تأمین اجتماعی باید به دنبال عمق بخشیدن به بازار توکو باشد. طبق دادههای منتشر شده از سوی سازمان، در طرح «تکو» امکان عرضه در «تابلو معاملات تکو» و امکان انتقال توکن تکو به سایر ذینفعان در جهت عمقبخشی به بازار پیشبینیشده است. بر روی کاغذ، با قیمتگذاری طلب یا بدهی در قالب توکن در این بازار، مبنای ارزشگذاری مشخص، شفاف و مقیاسپذیر میشود.
به لحاظ فنی و زیرساختی، به نظر میرسد که یکی از مهمترین کارکردهای اجتماعی-رفاهی توکنایز در طرح توکو، حذف واسطههای مالی و دلالان از چرخه رفاه و در نتیجه کاهش هزینه تمامشده خدمات رفاهی و درمانی است. آیا واقعاً میتوان چنین مدلی را در تأمین اجتماعی متصور شد و توکن را بهگونهای به کار گرفت که در زنجیره تأمین خدمات و منافع ذینفعان گردش مؤثر داشته باشد؟
بله، در تئوری توکن این قابلیت را دارد که در زنجیره تأمین حرکت کند؛ برایناساس میتوان حالتی را تصور کرد که در آن، اکوسیستم رفاهی بسته (Closed-loop Welfare Ecosystem) شکل گیرد. در این اکوسیستم سازمان میتواند چرخهای ایجاد کند که در آن پیمانکار دارو میسازد، توکن میگیرد، توکن را به تأمینکننده مواد اولیه میدهد و در نهایت این توکن در دست بازنشسته برای خرید همان دارو یا خدمات درمانی استفاده میشود.
این شکل از مبادله بر مبنای توکن میتواند منظورِ تئوری را که مطرح کردم محقق کند و طبق نمونهای که در پرسش مطرح کردید، به حذف واسطههای مالی و دلالان از چرخه بهرهوری اجتماعی و همراستاسازی منافع ذینفعان-با مطالبات مختلف اما در راستای مبادله با یک واحد استاندارد شده سازمانی- کمک کند؛ بدون اینکه هزینههای غیرشفاف و غیرمقیاسپذیر، از خود به جا گذارد.
اگر منظور توکانیز خلق یک اکوسیستم ارزش افزا برای همه ذینفعان باشد، منابع درست هدایت میشوند و درآمدهای دیگری هم احیاناً از ناحیه مبادلات توکن در قالب بهرهمندی ذینفعان از خدمات شبکه بلاکچین یا شبه بلاکچینی برای سازمان ایجاد میشود. به همین سبب، قدرت نقدشوندگی توکن همبالاتر میرود؛ چرا که بازار عمق یافته و اطمینان دارندگان توکن به نقدشوندگی افزایش مییابد. در واقع اساس موفقیت طرح در شناسایی اهداف آن یا موارد مورد اشاره در این گفتوگو، به قدرت نقدشوندگی توکن بستگی دارد.
از زاویه حکمرانی عمومی هم توکنایز میتواند به حکمرانی دادهمحور، اجرای خودکار قواعد و کاهش اصطکاک اداری در نظام تأمین اجتماعی منجر شود. این ایده در عمل چه معنایی دارد و چگونه میتواند هم از رفتوآمدهای فرساینده اداری بکاهد و هم شفافیت و اعتماد را در سازمان افزایش دهد؟
بله بهصورت کلی، توکنایز کردن، یعنی تبدیل قوانین (Logic) به کد (Code) بر بستر قراردادهای هوشمند. در این مدل، تخصیص منابع بهجای تصمیم مدیر، بر اساس استحقاق سیستمی و بهصورت آنی انجام میشود. بدیهی است که وقتی پیمانکار یا بازنشسته مجبور نباشد برای نقدکردن طلب خود ماهها در راهروهای اداری رفتوآمد کنند، سرمایه اجتماعی سازمان افزایش مییابد. در نتیجه میتوان فرض کرد که شفافیت ناشی از توکنایز، رانت دسترسی به نقدینگی را از بین میبرد. طبیعتاً برای سازمان هم مدیریت نقدینگی بهتر خواهد بود.
یکی از مسائل مهم در نظامهای بدهی و طلب انباشته، ریسک اعتباری و پیامدهای زنجیرهای آن در اقتصاد است؛ بهویژه وقتی مدیریت بدهیها به خلق بدهیهای تازه یا فشارهای پولی منتهی شود. در این میان، سازمان تأمین اجتماعی با توکنایز چگونه میتواند این ریسکها را توزیع و مدیریت کند و درعینحال اثرات دومینویی مانند افزایش پایه پولی را کاهش دهد؟
بههرحال، وقتی مطالبات و بدهیها انباشت میشوند، همراه با ریسک هستند. اگر این مطالبات و بدهیها سیالیت پیدا کنند و مبادله شوند، «مدیریت ریسک» ممکن میشود؛ به این معنا که ریسک با فرایندهای ایستاییزدا مانند توکنایز و سکیوریتایز، توزیع میشود. البته تاکنون دولت، سازمان تأمین اجتماعی و سایر نهادهای طلبکار و بدهکار در قالب تهاتر بدهی، تلاش میکردند که افزایش پایه پولی را مدیریت کنند.
جنبه دیگری که درباره توکنایز میتوان مطرح کرد، امکان مدیریت بهتر مالکیت بنگاهها و داراییهای وابسته به سازمان تأمین اجتماعی است؛ بهخصوص در شرایطی که فروش دارایی برای تأمین مالی مأموریتهای رفاهی مطرح میشود. آیا این ابزار میتواند جایگزینی برای واگذاریهای زیر قیمت باشد و حتی از مسیرهایی مانند پیشفروش خدمات، نقدینگی لازم را بدون فروش داراییهای نسلی فراهم کند؟
در اینجا هم الگوی توکنایز در تئوری به سازمان اجازه میدهد که در لحظات نیاز به نقدینگی، بهجای فروش زیر قیمت اموال یا همان Fire Sale از مزیتهای قیمتگذاری دارایی بر مبنای توکنهای قابلمعامله در بازار و با قیمتهای درج شده بر روی تابلو استفاده کند. در این سازوکار، فرصتهایی مانند پیشفروش خدمات (Service Pre-payment) وجود دارد. مدل پیشفروش خدمات ازاینجهت کار میکند که سازمان تأمین اجتماعی «خرید خدمات» میکند (مانند خرید خدمات درمانی، دارو و… از مراکز درمانی غیر ملکی و داروخانهها و…). اینگونه سازمان میتواند بر اساس حجم خرید خدمات خود بهازای یک مدت زمانی و بر اساس نرخهای روز خدمات، توکن عرضه کند.
طرفهای خرید خدمات سازمان یا شرکتهای بیمه تکمیلی این توکنها را امروز میخرند تا در آینده از آن استفاده کنند. سازمان هم امروز نقدینگی دریافت میکند، بدون اینکه «داراییهای نسلی» خود را فروخته باشد. در مجموع، سازمان ابزار جدیدی دارد که شفافیت ایجاد میکند و دادههای جدیدی را به دست سیاستگذار یا نهادهای متولی خدمات میرساند. بااینوجود، برای استفاده حداکثری از منافع این ابزار، باید مبادلهپذیری توکن از طریق عمق یافتن بازار تقویت شود.