چگونه تکنو-فئودالیسم جهان را تسخیر کرد
یانیس واروفاکیس از پایان آرام اما عمیق سرمایهداری میگوید؛ نظمی که دیگر نه در بازارهای رقابتی، بلکه زیر سلطهی ابرپلتفرمهای دیجیتال، بازآرایی شده است
قلمرورفاه: یانیس واروفاکیس، اقتصاددان انتقادی و وزیر اقتصاد پیشین یونان، در مقالهی پیشرو نظریهی جسورانهی «تکنو-فئودالیسم» را مطرح میکند، ایدهای که نشان میدهد ابرپلتفرمهای دیجیتال جایگزین بازارهای سنتی سرمایهداری شدهاند.
خوانش این متن برای جامعهای که سالهاست با شکاف عمیق میان رکود تولید و رشدهای حبابی بورس، خلق پول بیضابطه و استثمار پنهان کارگران در اقتصاد گیگ و پلتفرمهای انحصاری دستوپنجه نرم میکند، دعوتی است برای درک ریشههای ساختاری نابرابری و ضرورت یافتن صدایی جمعی در برابر اربابان نوین فناوری.
ترجمه: علی رستمی| بسیاری از افراد پایان سرمایهداری را بسیار زودتر از موعد پیشبینی کردهاند. اما این بار ممکن است این پیشبینی حقیقت داشته باشد. سرمایهداری اینگونه به پایان میرسد: نه با یک انفجار انقلابی، بلکه با یک نالهی آرام و تدریجی. همانطور که سرمایهداری به تدریج جایگزین فئودالیسم شد تا جایی که انبوه روابط انسانی بر پایه بازار شکل گرفت و فئودالیسم بهطور کامل محو شد، اکنون خود سرمایهداری در حال سرنگونی توسط یک شیوه اقتصادی جدید است: تکنو-فئودالیسم. این ادعای بزرگی است و پس از انبوهی از پیشبینیهای زودهنگام درباره نابودی سرمایهداری، بهویژه از سوی جناح چپ، مطرح میشود. اما این بار احتمالاً دور از حقیقت نیست.
گسست مالی از اقتصاد واقعی
مدتی است که نشانههای این تحول قابلمشاهدهاند. قیمت اوراق قرضه و سهام هماهنگ با یکدیگر در حال افزایش بودهاند؛ گاهی کاهش مییابند، اما همواره همسو حرکت میکنند، در حالی که اصولاً باید در جهت مخالف یکدیگر نوسان داشته باشند.
به همین ترتیب، با مبهمتر شدن بازدهی آینده، هزینه سرمایه (بازدهی موردنیاز برای خرید دارایی) باید کاهش یابد؛ اما در عمل شاهد افزایش آن بودهایم. در ۱۲ اوت سال ۲۰۲۰ شاید روشنترین نشانه وقوع رویدادی عظیم پدیدار شد.
در آن روز متوجه شدیم که درآمد ملی بریتانیا در هفت ماه نخست سال، بیش از 20٪ سقوط کرده است، رقمی که حتی از بدبینانهترین برآوردها نیز فراتر بود. چند دقیقه بعد، شاخص بورس لندن بیش از 2٪ جهش کرد. چنین پدیدهای پیش از این هرگز رخ نداده بود. بخش مالی بهطور کامل خود را از بقیه اقتصاد جدا کرده بود.
تکامل سرمایهداری در سه پرده
با این حال آیا این تحولات شگفتانگیز به این معناست که ما دیگر در جامعه سرمایهداری زندگی نمیکنیم؟ از این گذشته، سرمایهداری در گذشته نیز انقلابهای بزرگی را از سر گذرانده است. آیا نباید خودمان را برای جدیدترین تجلی آن آماده کنیم؟ نه، من چنین باوری ندارم. آنچه شاهدش هستیم صرفاً مرحلهی دیگری از تکامل سرمایهداری نیست، بلکه پدیدهای بسیار جدیتر و نگرانکنندهتر است.
بله، سرمایهداری از اواخر قرن نوزدهم تاکنون دستکم دو بار دگرگونیهای بنیادینی را تجربه کرده است. همزمان با انقلاب صنعتی دوم، فناوری الکترومغناطیسی شبکههای سازمانی عظیم و ابَربانكهای لازم برای تأمین مالی آنها را به وجود آورد و به این ترتیب سرمایهداری نخستین تغییر بزرگ خود را از حالت رقابتی به انحصار چندقطبی از سر گذراند.
فورد، ادیسون و کروپ بهعنوان محرکهای اصلی تاریخ، جایگزین نانوا، آبجوساز و قصاب آدام اسمیت شدند. چرخه پرالتهاب بدهیهای کلان و سودهای کلان متعاقب آن، در نهایت به بحران ۱۹۲۹، نیودیل و پس از جنگ جهانی دوم، به نظام برتون وودز ختم شد، نظامی که با وجود محدودیتهای مالیاش دوره نادری از ثبات را به ارمغان آورد.
فروپاشی برتون وودز در سال ۱۹۷۱ پرده دوم تکامل سرمایهداری را رقم زد. مقرراتزدایی باعث شد سرمایهداری انحصاری به سرمایهداری مالی تبدیل شود و چهرههایی چون گلدمن ساکس و جیپی مورگان قهرمانان جدید اقتصاد شوند.
هدایت اقتصاد توسط بانک مرکزی
در حالی که این تغییرات لرزهافکن پیامدهای گستردهای داشتند، اما ویژگی هستهای سرمایهداری را تغییر ندادند: نظامی مبتنی بر سود خصوصی و رانتهای استخراجشده از طریق سازوکار بازار. اما پس از سال ۲۰۰۸ همهچیز تغییر کرد.
از زمانی که بانکهای مرکزی کشورهای گروه هفت در آوریل ۲۰۰۹ متحد شدند تا از قدرت چاپ پول خود برای نجات نظام بانکی جهانی استفاده کنند، شکافی بزرگ ایجاد شد. اقتصاد جهانی امروز نه توسط سود خصوصی، بلکه با خلق مداوم پول توسط بانکهای مرکزی به حرکت درمیآید.
پلتفرمهای دیجیتال بهمثابه تیولداری
در همین حال، سازوکار استخراج ارزش از بازارها فاصله گرفته و به سمت پلتفرمهای دیجیتالی مانند فیسبوک و آمازون حرکت کرده است، پلتفرمهایی که بیشتر شبیه به تیولها یا املاک خصوصی عمل میکنند تا کسبوکارهای انحصاری.
آنچه در ۱۲ اوت ۲۰۲۰ رخ داد، با این واقعیت قابل توضیح است که ترازنامه بانکهای مرکزی اقتصاد را هدایت میکند، نه درآمدها. بانکهای مرکزی در سراسر غرب پول چاپ میکنند، سرمایهداران این پول را به شرکتها وام میدهند و آنها نیز از این پول برای بازخرید سهام خود (که قیمت آن از سود واقعی جدا شده) استفاده میکنند.
در این میان، پلتفرمهای دیجیتال بهعنوان منبع اصلی ثروت خصوصی، جایگزین بازارها شدهاند. برای نخستین بار در تاریخ، تقریباً همه انسانها بهصورت رایگان در حال تولید سرمایه برای ابرشرکتها هستند. این دقیقاً همان معنای استفاده از گوگلمپ، اشتراکگذاری عکس در فیسبوک، یا تردد در شهر در حالی که به اینترنت متصل هستید، است.
صدای بلند استثمارشدگان دنیای دیجیتال
البته بخشهای سنتی سرمایهداری کاملاً محو نشدهاند. همانطور که اوایل قرن نوزدهم بسیاری از پیوندهای فئودالی دستنخورده باقی مانده بودند، اما تعاملات سرمایهداری در حال تثبیت جایگاه خود بودند. امروزه نیز روابط سرمایهداری همچنان پابرجا هستند، اما مناسبات تکنو-فئودالیستی با سرعت در حال تسخیر فضا هستند.
اگر حق با من باشد، هر بسته محرک اقتصادی همزمان بسیار بزرگ و بسیار کوچک خواهد بود. هیچ نرخ بهرهای هرگز با اشتغال کامل سازگار نخواهد بود و سیاستهای مبتنی بر طبقه (تقابل احزاب حامی سرمایه و احزاب حامی کارگر) عملاً به پایان رسیده است.در حالی که ممکن است سرمایهداری با نالهای آرام به پایان راه خود برسد، «انفجار بزرگ» احتمالاً در همین حوالی است. اگر کسانی که از استثمار تکنو-فئودالی و نابرابریهای مبهوتکننده رنج میبرند، روزی صدای جمعی خود را پیدا کنند، این صدا بیشک بسیار بلند و کرکننده خواهد بود.