پایان تنفس مصنوعی هیرکانی
چرا ایده توقف بهرهبرداری چوب به بنبست رسید و چگونه ضعف بوروکراتیک، متولیان را به عقد قرارداد با «مافیای سابق» کشاند؟
شاهرخ جباری ارفعی
عضو پیشین شورای عالی جنگلها
تنظیم نمایش متن
ایده «تنفس جنگل» که در سال ۱۳۹۵ به تصویب مجلس رسید، اکنون پس از ۱۰ سال به خط پایان رسیده اما جنگلهای شمال را دوباره به همان نقطه اول بازگردانده است. این یادداشت با نقد عوامگرایی در سیاستگذاری و موازیکاری سازمانهای متولی، نشان میدهد که سازمان منابع طبیعی به دلیل فقر بودجه و اقتدار، نتوانسته پایش کمی و کیفی جنگل را کامل کند. نویسنده راهکار برونرفت از این بنبست را تشکیل یک نهاد دائمی و ساختارمند برای سیاستگذاری علمی جنگل میداند. خلاصهای از تحلیل روزنامه پیام ما را درباره این کارنامه ۱۰ساله میخوانید.
مفهوم پایداری جنگل از استمرار تولید چوب به حفظ کل اکوسیستم ارتقا یافته و در «دستور کار ۲۱» سازمان ملل (ریو ۱۳۷۱) نیز تجلی داشته است. در ایران، با وجود تأکید بر ضرورت تدوین «برنامه ملی جنگل» برای ایجاد چارچوب اقتصادی و سیاسی پایدار، ناهماهنگیهای بینبخشی مانع تحقق آن شد. حتی وزارت جهاد کشاورزی به مصوبه سال ۱۳۹۲ دولت مبنی بر تهیه این برنامه ظرف یک سال اعتنایی نکرد و واکنش نهادهای نظارتی را برانگیخت.
اصطلاح «تنفس جنگل» ابداع کنشگران بود و در قانون نیز رفع ابهام نشد؛ چرا که از نظر علمی، جنگل در هر حالتی فتوسنتز و تنفس میکند و واژه «استراحت» یا «توقف بهرهبرداری» مناسبتر است. در مقام اجرا، این طرح به فعالیت ۵۰۰ واحد جنگلداری پایان داد؛ اما در اقدامی متناقض، دولت علاوه بر پرداخت خسارت، قراردادهای جدید حفاظت از جنگل را با همان شرکتهایی منعقد کرد که پیشتر به عنوان «مافیای جنگل» شناخته میشدند. کارشناسانی چون پروفسور مروی مهاجر، اجرای استراحت جنگل را مشروط به ۱۰ گام از جمله واردات چوب، کنترل چرا، مبارزه با قاچاق و حمایت شدید مالی دولت میدانستند.
سیاستگذاری جنگل در ایران فاقد پشتوانه نظری است و دچار عوامگرایی شده است. تداخل وظایف بوروکراتیک آفت دیگر این حوزه است؛ سازمان حفاظت محیطزیست که باید استانداردهای محیطزیستی صیانت از جنگل را تدوین میکرد، بدون اتمام این وظیفه، تیم سیاستگذاری تشکیل داد و لایحه استراحت جنگل را به دولت فرستاد که با مخالفت وزارت جهاد کشاورزی روبرو شد. سازمان منابع طبیعی نیز در ساختار قدرت کشور جایگاه ضعیفی دارد و از درون دچار دوگانگی مدیریتی بوده است.
سازمان منابع طبیعی طی این ۱۰ سال با چالشهای کمرشکنی مثل تغییر پیدرپی مدیران، ریزش کارشناسان باسابقه، فشار سمنها و بودجه ناچیز مواجه بود. با این وجود، موفقیتهایی نظیر پهنهبندی جنگلهای شمال و ثبت جهانی بخشی از جنگلهای هیرکانی را رقم زد. اما بزرگترین ناکامی آن، تعلل ۱۰ ساله در انتشار نتایج پایش کمی و کیفی جنگلهاست که طبق مصوبه سال ۱۳۸۲ باید در سال ۱۳۹۵ پایان مییافت. در نهایت، نشستهای مقطعی گرهگشا نیستند و پیشنهاد عینی، تشکیل «نهاد دائمی سیاستگذاری جنگل» با مصوبه هیئت وزیران و با مشارکت متخصصان علوم اجتماعی و تشکلهای مدنی است