قلمرو رفاه

تله موازنه؛ چرا شعار «تعادل کار و زندگی» بازتولید مردسالاری است؟

رمزگشایی از بهره‌کشی مدرن سرمایه‌داری، بار مضاعف فناوری و فرسودگی ناشی از «ذهنِ همواره در خانه» زنان شاغل

28 شهریور 1405 - 12:50 | جامعه
فردوس شیخ‌الاسلام
فردوس شیخ‌الاسلام پژوهشگر اجتماعی
تنظیم نمایش متن

طرح مساله «تعادل میان شغل و خانه‌داری» صرفاً از زنان، ناشی از تفکیک تاریخی سپهر عمومی و خصوصی پس از انقلاب صنعتی است. در حالی که پسران صرفاً برای پول درآوردن جامعه‌پذیر می‌شوند، از دختران هم‌زمان کمال در نقش‌های سنتی مادری و موفقیت شغلی مطالبه می‌شود. این یادداشت با ردِ شغل‌بودن کار خانگی بی‌مزد، راهکار رفع این فرسودگی را در تغییر قوانین ساختاری و حضور زنان فمینیست در جایگاه‌های مدیریتی می‌داند. خلاصه‌ای از یادداشت روزنامه پیام ما را در این‌باره می‌خوانید.

ریشه‌های تاریخی تفکیک و برخورد ابزاری با زنان

پیش از انقلاب صنعتی، کار خانگی و تولید کالا درهم‌تنیده بود. با ظهور سرمایه‌داری، خانه به عنوان حوزه خصوصی از کارگاه و کارخانه به عنوان حوزه عمومی جدا شد. مردان سپهر عمومی (شهر، آکادمی و سیاست) را اشغال کردند و زنان در خانه ماندند. این تفکیک با گفتمان‌های علمی و دینی عادی‌سازی شد. با این حال، نگاه سرمایه‌داری به زنان همواره نوسانی و ابزاری بوده است؛ در زمان جنگ و نیاز بازار، گفتمان «زنان چندبعدی» ستایش می‌شود اما با بازگشت مردان، همان گفتمان‌ها زنان را مقصر مشکلات جامعه جلوه داده و به خانه بازمی‌گردانند.

تربیت تک‌بعدی پسران و تعارض نقش در دختران

در فرآیند جامعه‌پذیری، فرهنگ ما مردانگی غالب را دست‌نخورده باقی می‌گذارد. برای پسران هرگز ابزار یا آموزش‌های مربوط به کارهای شخصی و خانه‌داری فراهم نمی‌شود زیرا قرار است صرفاً پول دربیاورند. در مقابل، از دختران خواسته می‌شود علاوه بر تمرین همسر و مادر ایده‌آل بودن، در بازار کار نیز فعال باشند و در صورت بروز مشکل، شغل خود را فدا کنند. این بده‌بستان ساختار و عاملیت، تعارض نقش شدیدی ایجاد می‌کند که بر اساس آن، فقط از زنان مطالبه می‌شود که بین شغل و خانه یکی را انتخاب یا هر دو را به سختی حفظ کنند. 

مغالطه «خانه‌داری شغل است» و سراب فناوری

تساوی‌پنداریِ «کار خانه برای زن و کار بیرون برای مرد» کاملاً ناعادلانه است. شغل رسمی دارای ساعات محدود، مرخصی، بیمه، بازنشستگی و ترفیع است، اما کار خانگی تمام ابعاد وجودی زن را در ۲۴ ساعت درگیر می‌کند و هیچ دستاورد یا منزلت اجتماعی واقعی ندارد. عناوین مقدسی مانند «نگهبان کانون خانواده» صرفاً برای بهره‌کشی بیشتر و راضی نگه داشتن زنان در این وضعیت است. حتی ورود فناوری به خانه‌ها نیز زمان آزادی برای زنان ایجاد نکرده، بلکه با فراهم کردن امکان چندکارگی هم‌زمان، توقعات را بالا برده است. 

زمان تکه‌تکه و بار ذهنی همیشگی

ساختارهای شغلی و شهری کنونی برای تداوم تقسیم کار سنتی طراحی شده‌اند. ناامنی خیابان‌ها در شب و تعطیلی زودهنگام مترو، حمل‌ونقل را برای زنان دشوار می‌سازد. مهم‌تر از همه، زمان حیات مردان به راحتی تفکیک می‌شود، اما ساعات حیات یک زن تکه‌تکه است. زنی که در خارج از خانه حضور دارد، به دلیل «بار ذهنی همیشگی مدیریت خانه» (چک کردن مدام وضعیت غذا، فرزند و دارو از طریق تلفن) هرگز فراغ‌بال کامل ندارد. کار خانگی بخش حذف‌نشدنی زندگی است، اما باید اشتراکی، غیرجنسیتی و از نو سازمان‌دهی شود. آگاهی فردی کافی نیست و برای دگرگونی بنیادین انتظارات سرمایهداری و مردسالاری، نیاز به تحولات اساسی در قوانین و حضور زنان فمینیست در سمت‌های مدیریتی است.