قلمرو رفاه

بهار 1405 به روایت آمار

بررسی ارقام منتشرشده در گزارش فصلی مرکز آمار ایران از شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی نشان‌دهنده‌ی رشد ترک تحصیل، مرگ‌های غیرطبیعی و کاهش حمایت‌ها از زنان سرپرست خانوار است

17 آبان 1405 - 11:30 | اقتصاد سیاسی
بهار 1405 به روایت آمار
سمیه توحیدلو
سمیه توحیدلو جامعه‌شناس اقتصادی
تنظیم نمایش متن
قلمرو رفاه: جدیدترین گزارش فصلی مرکز آمار ایران از شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی طی چند روز اخیر منتشر شده است. سمیه توحیدلو جامعه‌شناس اقتصادی در کانال تلگرامی خود تحلیلی کوتاه بر اساس این آمار ارائه داده است که در ادامه می‌خوانید.

مرکز آمار ایران در ۱۳ آبان ماه سال جاری امسال، گزارش فصلی «وضعیت اجتماعی و فرهنگی» مربوط به بهار ۱۴۰۵ را منتشر کرد. این نوع گزارش‌ها که همواره تصویری شفاف و داده‌محور از زیرپوست جامعه ارائه می‌دهند، یکی از قابل‌تأمل‌ترین منابع برای تحلیل روندهای کلان کشور محسوب می‌شوند. با بررسی اجمالی این گزارش، چند سرفصل کلیدی و نگران‌کننده بیش از پیش خودنمایی می‌کند که در ادامه بررسی شده است.

زنگ خطر بازماندگی و ترک تحصیل

کیفیت و کمیت حضور دانش‌آموزان در مدارس، از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه است. آمار سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ نشان می‌دهد که نرخ «پوشش واقعی تحصیلی» در مقطع ابتدایی ۹۱.۷ درصد، در متوسطه اول ۹۵.۹ درصد و در متوسطه دوم تنها ۸۲.۷ درصد است. به بیان دیگر، بخش بزرگی از نوجوانان در سنین دبیرستان روی نیمکت‌های کلاس حضور ندارند.
وقتی به آمار «بازماندگان از تحصیل» نگاه می‌کنیم، عمق مسئله روشن‌تر می‌شود. در همین سال تحصیلی، ۲۱۰ هزار و ۸۷۰ کودک در مقطع ابتدایی، ۲۲۹ هزار و ۷۵۴ نوجوان در مقطع متوسطه اول، و ۶۱۴ هزار و ۲۲۰ نفر در مقطع متوسطه دوم از تحصیل بازمانده‌اند. مجموع این ارقام به معنای خروج بیش از یک میلیون کودک و نوجوان از چرخه‌ی آموزش رسمی است. همچنین نرخ ترک تحصیل در مقطع متوسطه اول به ۳.۳۹ درصد رسیده که این رقم در میان پسران (۴.۱۶ درصد) به مراتب بالاتر از دختران (۲.۶۰ درصد) است.

مرگ‌های غیرطبیعی و اختلالات اعصاب و روان

تنها در یک فصل (بهار ۱۴۰۵)، ۱۳ هزار و ۳۸۸ مورد «مرگ‌ومیر غیرطبیعی» در کشور ثبت شده است. از این میان، ۴۹۶۶ مورد ناشی از حوادث ترافیکی، ۱۱۳۲ مورد ناشی از مصرف داروی مخدر، ۵۰۹ مورد مصرف چندگانه مواد، ۳۲۲ مورد مسمومیت با سم، ۲۵۲ مورد مسمومیت دارویی و ۷۱۰ مورد سقوط از بلندی بوده است. از سوی دیگر، داده‌های سازمان بهزیستی نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۴، آمار افراد دارای «اختلالات اعصاب و روان» بسیار چشمگیر است؛ به طوری که ۱۰۸ هزار و ۲۶۷ مرد و ۴۹ هزار و ۴۴۳ زن با این نوع اختلال در این سازمان دارای پرونده هستند. دلایل ثبت چنین حجم بزرگی از اختلالات عصبی و روانی در جامعه، نیازمند واکاوی جدی در زمینه‌های اقتصادی و فشارهای اجتماعی است.

افزایش سرپرستی و کاهش چتر حمایتی

آمار حاکی از افزایش مداوم تعداد زنان سرپرست خانوارِ نیازمندِ حمایت است. در سال ۱۴۰۴، کمیته امداد امام خمینی بیش از یک میلیون و ۴۲۱ هزار زن سرپرست خانوار و سازمان بهزیستی بیش از ۲۸۴ هزار زن سرپرست خانوار را تحت پوشش داشته‌اند. نکته‌ی متناقض و دردناک اینجاست که دقیقاً در همین بازه زمانی، تعداد «زنان شهری سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی که دارای بیمه‌ی تأمین اجتماعی هستند» با روندی کاهشی، از ۵۰ هزار و ۴۹۰ نفر در سال ۱۳۹۷ به تنها ۳۵ هزار و ۶۷۴ نفر در سال ۱۴۰۴ سقوط کرده است. این یعنی درست در زمانی که فشار معیشتی و تعداد خانوارهای زن‌سرپرست رو به افزایش است، امنیت بیمه‌ای این زنان تضعیف شده است.

افت ضریب پشتیبانی و کاهش مقرری‌بگیران بیکاری

صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌ای، نبض رفاه اجتماعی‌اند. نسبت پشتیبانی (یعنی به ازای هر مستمری‌بگیر، چند بیمه‌پرداز وجود دارد) در سازمان تأمین اجتماعی از عدد ۵.۵ در سال ۱۳۹۶ با یک روند کاهشی به ۳.۶ در پاییز ۱۴۰۴ رسیده است که نشان‌دهنده‌ی فشار فزاینده بر منابع این صندوق است. در زمستان ۱۴۰۴، تعداد کل بیمه‌شدگان اصلی و تبعی به بیش از ۳۶.۳ میلیون نفر رسیده (۱۵.۲ میلیون اصلی و ۲۱.۱ میلیون تبعی) که در میان بیمه‌شدگان اصلی، مردان بیش از ۱۱.۴ میلیون و زنان تنها ۳.۷ میلیون نفر سهم داشته‌اند.
همچنین در زمستان ۱۴۰۴، تعداد مقرری‌بگیران اصلی «بیمه بیکاری» ۱۳۳ هزار و ۲۳۰ نفر بوده که نسبت به فصول پیشین کاهش نشان می‌دهد. ضریب شیوع بیمه بیکاری نیز در پاییز ۱۴۰۴ به ۰.۹ تقلیل یافته است. این کاهش لزوماً به معنای بهبود بازار کار نیست، بلکه در کنار سایر آمار اقتصادی، می‌تواند نشان‌دهنده‌ی خروج نیروی کار از بخش رسمی و سوق پیدا کردن به مشاغل غیررسمی و فاقد بیمه باشد.

این گزارش‌ها آینه‌ای از واقعیت‌های انباشته‌شده در لایه‌های مختلف کشورند و خوانش دقیق آن‌ها به ما یادآوری می‌کند که سیاست‌گذاری مؤثر، پیش از هر چیز نیازمند پذیرش همین واقعیت‌های عریان آماری است.