نظام سلامت بر دوش پرستاران خسته
کمبود نیرو، دستمزد نامتناسب و شیفتهای سنگین، ماندگاری پرستاران را دشوار کرده است
پرستاران در حساسترین لحظات زندگی بیماران، مسئولیت مراقبت و همراهی با آنها را بر عهده دارند؛ اما فشار کاری، کمبود نیروی انسانی و دریافتی نامتناسب با مسئولیتهایشان، این حرفه را با فرسودگی روبهرو کرده است. ادامه این وضعیت نهتنها زندگی شغلی پرستاران، بلکه کیفیت خدمات درمانی و سلامت بیماران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. خلاصهای از گزارش روزنامه جهان صنعت را در اینباره میخوانید.
فراتر از خستگی یک شیفت
پرستاری با شیفتهای طولانی، فشار جسمی و روانی و مواجهه مداوم با درد و مرگ همراه است. پرستاران در کنار انجام وظایف درمانی، باید پاسخگوی نگرانی بیماران و خانوادههای آنها نیز باشند. وقتی فرصت استراحت کافی وجود ندارد و تعداد نیروها متناسب با حجم کار نیست، این فشار بهتدریج بر سلامت روان و زندگی شخصی کارکنان اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت فداکاری و تعهد حرفهای بهتنهایی کمبود امکانات و نیروی انسانی را جبران کند. فرسودگی پرستاران مسئلهای فردی نیست، بلکه به نحوه سازماندهی خدمات سلامت نیز مربوط میشود.
حقوقی که با مسئولیت تناسب ندارد
یکی از چالشهای این حرفه، فاصله میان مسئولیت سنگین پرستاران و میزان دریافتی آنهاست. وقتی دستمزد با هزینههای زندگی و دشواری کار تناسب نداشته باشد، ادامه فعالیت برای بخشی از نیروها دشوار میشود. اضافهکاریهای طولانی نیز نمیتواند جایگزین اصلاح پایدار دستمزد و شرایط شغلی شود.
پرستاران برای ادامه کار به درآمد متناسب، امنیت شغلی، فرصت استراحت و امکان پیشرفت نیاز دارند. نظام سلامت نیز برای حفظ نیروهای باتجربه نمیتواند صرفاً به احساس مسئولیت آنها تکیه کند.
خروج نیروها؛ از مهاجرت تا ترک حرفه
نامناسببودن شرایط کاری ممکن است برخی پرستاران را به مهاجرت، ترک حرفه یا اشتغال در حوزههای دیگر سوق دهد. خروج هر نیروی باتجربه، علاوه بر خالیماندن یک موقعیت شغلی، به معنای از دست رفتن سالها آموزش و مهارت است. تربیت نیروی جایگزین نیز زمانبر است و جذب نیروهای تازه، بدون فراهمکردن شرایط ماندگاری، مشکل را بهطور ریشهای حل نمیکند.
البته برای سنجش دقیق ابعاد این روند، آمار معتبر و بهروز درباره استعفا، مهاجرت و ترک خدمت پرستاران ضروری است.
حمایت از پرستار، حمایت از بیمار
روز پرستار فرصتی برای قدردانی از خدمات این گروه است؛ اما تقدیرهای مناسبتی زمانی اثرگذار خواهند بود که با تغییر ملموس در شرایط کار همراه شوند. پرداخت منظم مطالبات، تأمین نیروی کافی، بهبود دستمزد، افزایش امنیت شغلی و فراهمکردن فرصت استراحت باید بخشی از سیاستهای پایدار نظام سلامت باشد.
حفظ پرستاران به اندازه آموزش و جذب آنها اهمیت دارد. حمایت از این نیروها صرفاً مطالبه یک گروه شغلی نیست؛ اقدامی برای حفظ کیفیت خدمات درمانی و حقوق بیماران است. معیار واقعی توجه به پرستاران، نه تعداد پیامهای تبریک، بلکه تغییر شرایطی است که هر روز بر دوش آنها سنگینی میکند.