استعفای مجازی؛ جدیدترین شیوهی اعتراض معلمان و پرستاران
بینتیجه ماندن کنشهای اعتراضی میدانی، معلمان و پرستاران را به سمت «کنشهای نمادین» با بهرهگیری از قابلیتهای فضای مجازی سوق داده است؛ هر چند واکنش مسئولان به این امر غالباً در دایره بستهی انکار، تکذیب و بیتوجهی خلاصه میشود
در هفتههای اول مهر، کلیپهایی در فضای مجازی منتشر شد که در آنها معلمان رسمی آموزش و پرورش، پلاکارد استعفا به دست گرفتهاند. چندین معلم، از خودشان فیلم گرفتند و اعلام کردند با این شرایط، دیگر قادر به ادامه همکاری با نظام آموزشی کشور نیستند.
در همان هفتههای آغازین مهر، عباراتی با محتوای اعتراضی یکسان، از سوی معلمان مطالبهگر در فضای مجازی منتشر شد: «امسال یه تصمیم سخت گرفتم، میخام از معلمی استعفا بدم»، «حقوقها خیلی پایینه، دیگه نمیتونم با معلمی زندگی رو بچرخونم» یا «مهر امسال، دیگه واسه من، بوی مهر و مهربانی نمیده».
چکیدهی اعتراض صنفی معلمان در مهرماه امسال، در یک جمله خلاصه میشود: وقتی براساس تمام محاسبات مستقل، حداقل هزینههای زندگی خانواده ۷۵ تا ۹۰ میلیون تومان است، با حقوقی که متوسط آن ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان است، قادر به «معلمی» نیستیم، نمیتوانیم شغل آموزگاری را ادامه دهیم.
در همان هفتههای ابتدای مهر، در حرکتی مشابه، پرستاران نیز به میدان آمدند و با انتشار کلیپهایی در فضای مجازی، از قصد خود برای استعفا گفتند. پرستاران، نظام سلامت را طبقاتیشده و تبعیضآمیز توصیف کردند و ادامه، کار با این حقوقهای ناچیز را «ناممکن» خواندند.
از چه منظری باید نگاه کرد؟
همزمانی اعتراضات معلمان و پرستاران با محتوای تصمیم برای استعفا در زمانی که نرخ تورم به بیسابقهترین سطح در ۵۰ سال اخیر رسیده، چه پیامی به جامعه منتقل میکند؟ اصولاً خوانش کلیپهای معلمان و پرستاران معترض، چگونه باید صورت بگیرد و از چه منظری باید به این کلیپها نگاه کرد؟
آنچه یک حرکت اعتراضی صنفی و سندیکایی را از سایر کنشهای اجتماعی متمایز میکند، تلاشهای متحد و البته در دایرهای محدود و مشخص، برای دستیابی به یک هدف مشترک است. دستیابی به هدفی که درنهایت، خیر آن به گروه مشخصی از ذینفعان که با درصد مشخصی در کنشگری شرکت داشتهاند، میرسد. در واقع، در کنشگری صنفی و سندیکایی، مفهوم «خیر عام» به «خیر گروهی» تغییر مییابد. خیر کنشگری جمعی از معلمان در صورت نیل به اهداف تعیین شده، به جامعهی معلمان کشور میرسد. کنشهای سندکایی، عموماً هدفمحور هستند و برای دستیابی به یک نتیجهی خاص شکل میگیرند. بنابراین در خوانش کنشگری جمعی مزد و حقوقبگیران، باید به ویژگیهای سندیکایی این حرکتها و اهداف آنها توجه ویژه داشت.
سوال مهم این است که فعالان صنفی معلمان و پرستاران، چه تحلیلی از این اعتراضات که نه در خیابان، بلکه در فضای رسانههای غیررسمی مثل اینستاگرام شکل گرفته، دارند؟ آنها «هدف اعتراض» را چه میدانند و چه استدلالی برای فراگیر شدن کلیپهای استعفایی دارند که واقعاً «استعفا» نیستند. سپس سراغ واکنش مسئولان به این کنش دستهجمعی میرویم.
دلایل اصلی اعتراض معلمان
«محمد حبیبی» سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان، حقوقهای سه برابر زیر خط فقر، ناتوانی در تامین هزینههای اساسی زندگی از جمله اجاره و خوراکیها و بینتیجه ماندن سالها مطالبهگری واقعی در میدان را دلایل اصلی شکلگیری این کنشهای اعتراضی میداند و میگوید: «معلمان سالها در میدان، به شیوهای واقعی به شرایط شغلی و حقوقی خود اعتراض کردند. به مسئولان نامه نوشتند، امضا جمع کردند، کف خیابان رفتند و تجمع کردند، اما در عمل، هیچ یک از این کنشهای دستهجمعی واقعی و فیزیکی، به نتیجه نرسید. هنوز حقوقی که یک معلم میگیرد، حدود یکسوم خط فقر است. در واقع، حتی به اندازهی اجاره در شهری مثل تهران نیست.»
به گفتهی او، بینتیجه ماندن کنشهای اعتراضی میدانی، معلمان را به سمت «کنشهای نمادین» با بهرهگیری از قابلیتهای فضای مجازی سوق داده است. حبیبی تاکید میکند که «استعفای نمادین معلمان، لزوماً به معنای استعفای فیزیکی و واقعی و خروج از سیستم آموزشی کشور نیست؛ هرچند دادههای موثق ما نشان میدهد، اخیراً با پدیدهی استعفای واقعی معلمانی که به تازگی استخدام شدهاند و حقوقشان زیر ۲۰ میلیون تومان است، مواجه هستیم.»
تصمیم برای استعفا، بخشی از خاطرهی پرستاران
از سوی دیگر، پرستاران نیز استعفای خود را نمادین و حاصل بینتیجهماندن سالها کنشگری واقعی و میدانی میدانند. آنها میگویند از آنجا که اعتراض میدانی و نامهنگاری به نتیجه نرسیده، به سمت استفاده از پتانسیل فضای مجازی رفتهاند. یک پرستار مشهدی میگوید" «این روزها فضای مجازی و سکوهایی مانند اینستاگرام آنچنان پربازدید شدهاند که میتوان توقع داشت صدای ما از این طریق، به سطح جامعه و همچنین به مسئولان فرادستی برسد».
البته این پرستار تاکید میکند که در سالهای اخیر، نرخ استعفای واقعی پرستاران نیز به دلیل شرایط نامناسب شغلی بیسابقه بوده است، گروهی تغییر شغل دادهاند، جمعی هم به دنبال زندگی بهتر دست به مهاجرت زدهاند. بنابراین تصمیم برای استعفا، بخشی از خاطره جمعی پرستاران در محیط کار است: «همکاران دیروزمان امروز در استرالیا و کانادا مشغولاند....». هدف اصلی از استعفاهای نمادین، خلق گفتمان در فضای نوظهور رسانهای است؛ جایی که صداها مجالی پرمخاطبتر برای شنیده شدن پیدا کردهاند.
پیامدهای شبهآگاهی نادرست
در مجموع، هدف آگاهانهی معلمان و پرستاران از انتشار کلیپهای استعفای عموماً نمادین، اعلام نارضایتی از شرایط شغلی و مطالبهگری برای حقوق بهتر است، اما در ناخودآگاه این حرکت، تلاش برای واپس راندنِ شبهآگاهیِ ناشی از تزریق اطلاعات نادرست است. آنچه در رسانههای رسمی از قول مسئولان شنیده میشود، توجه خاص به وضع معیشتی مزدبگیران دولت و به طور مشخص معلمان است اما این استعفاهای نمادین، این شبهآگاهی را از ذهن افکار عمومی پاک میکند، یا لااقل تلاش میکند که پاک کند.
رسانهها، در ذهن مخاطبان عام، شبهآگاهی میآفرینند اما حالا که مفهوم رسانه تغییر کرده و فضای مجازی، جای رسانههای مسلط و جریان اصلی را گرفته، معلمان و پرستاران نیز که بخش آگاه جامعه هستند، میتوانند با بهره گرفتن از پتانسیلهای سرشار فضای مجازی، آگاهیآفرین باشند.
آنچه اتفاق میافتد، گفتمانسازی و ارسال پیام از کانال فضای مجازی، هم برای مسئولان و هم برای افکار عمومی است: «شبهآگاهی نادرست باید اصلاح شود. امروز گروههای برخوردارتر مزدبگیر هم از شرایط معیشتی خود ناراضیاند.»
واکنش مسئولان مربوطه به این کنش نمادین اعتراضی، غالباً در دایره بستهی انکار، تکذیب و بیتوجهی خلاصه میشود. برای نمونه، در روزهای گذشته، «علیرضا کاظمی» وزیر آموزش و پرورش در خصوص انتشار فیلمی در فضای مجازی مبنی بر استعفای معلمان به دلیل مسائل معیشتی گفت: «کذب محض است، پیشتر اعلام کردم دروغ است. شما باور میکنید؟ دروغ است؛ معلمان از این مسائل بری هستند؛ کار دشمن است؛ تمام کسانی که پست گذاشتند معلم نیستند».