از درمان تا نان؛ روی دیگر قویترین اقتصاد جهان
آمار از شکوفایی اقتصاد آمریکا خبر میدهد، اما رشد چشمگیر تقاضا در صندوقهای جمعآوری کمک مالی بیانگر بدتر شدن وضعیت طبقهی کارگر در این کشور است
قلمرو رفاه: یک معیار مهم برای قضاوت این که چهقدر اوضاع اقتصادی برای کارگران آمریکایی بد است تعداد بهسرعتْ فزایندهی کسانی است که در وبسایت GoFundMe صفحهی جمعآوری کمک افتتاح میکنند تا بتوانند هزینهی نیازهای اولیهشان را تامین کنند. نشریهی ژاکوبن در گزارشی به قلم «برانکو مارکتیک» به بررسی این موضوع پرداخته است. این گزارش در بیستم سپتامبر سال جاری منتشر شده است.
ترجمه: نامدار شیرازیان | پیشتر، روال بر این بود که آمریکاییها برای پرداخت هزینههای پزشکی در یک نظام درمان خصوصی ناکارآمد به GoFundMe [1] روی میآوردند. اکنون برای این که بتوانند از پس هزینهی مواد غذایی اولیه برآیند به این وبسایت مراجعه میکنند. در وضع کنونی، اگر متوجه نشوی که هزینهی زندگی بهطور طاقتفرسایی افزایش یافته است، بهحتم میبایست دو سال گذشته را در فضا سپری کرده باشی یا تنها ممکن است که وزیر خزانهداری باشی. به هر حال، برای این که نشان دهیم آمریکاییها روزگار سختی را میگذرانند با کمبود معیار مواجه نیستیم: رشد جرایم مربوط به کارتهای اعتباری، جهش در توقیف املاک رهنی، رشد بیسابقهی متقاضیان در مراکز توزیع غذای رایگان، یا افزایش تعداد آمریکاییهای پردرآمدی که در مراکز خرید بهصرفه، مانند Dollar Tree خرید میکنند. به جای همهی اینها، میتوانید آمار GoFundMe را مشاهده کنید
در ماه اکتبر سال گذشته، مدیرعامل GoFundMe، تیم کادُگن، بیان کرد که گروهی که آن شرکت «ضروریات» مینامد و شامل چیزهایی مانند اجاره، قبضهای آب و انرژی، قسط ماشین و ضروریاتی از این دست که برای گذران زندگی نیازند، در سه سال پیش از آن، کمابیش هر آن جا که این شرکت خدمات ارایه میکند، بهطور بارزی افزایش یافتهاند. مطابق گزارش سالانهی «کمک در سال گذشته» در سال 2025، جمعآوری کمک برای ضروریات 20 درصد نسبت به سال پیش از آن افزایش یافته است، نرخ رشد تقاضا برای قبضهای ماهانه در ردهی دوم قرار داشته و دو مورد از شش کلیدواژههای رایج در جمعآوری کمک مالی، «قبض» و «غذا» بوده است.
مطمئنا، نتایج جستوجو در GoFundMe لبریز است از هزاران آعلان جمعآوری اعانه که از دوستان، اعضای خانواده و افراد غریبه میخواهند برای تامین هزینهی انواع و اقسام ضروریات کمک کنند. خالق یکی از این اعلانها توضیح میدهد که چگونه او و همسرش مجبور شدهاند از شر یکی از ماشینهایشان خلاص شوند؛ چرا که از پس هزینههایش برنمیآمدند. درحالیکه مجبور بودند که ماشین دیگرشان را تعمیر کنند و هردو همزمان بود با نیاز مبرم به پرداخت هزینهی پر کردن منبع گاز بوتان برای گرمایش در زمستان.
این فرد ادامه میدهد: «اگر تنها یکی از این هزینهها را باید تامین میکردیم ممکن بود بتوانیم از پس آن برآییم، اما با توجه به ضروری بودنِ هر دو، غیرممکن است که بتوانیم بهتنهایی هر دو هزینه را پرداخت کنیم. تا به اینجا، ما توانستهایم اجارهمان را پرداخت کنیم، اما هزینهی قبض برق سر به فلک میکشد و تنها منبع انرژی ما برای گرمایش و سرمایش است.»
اعلان دیگری این طور برای پرداخت قبض برق تقاضای جمعآوریِ کمک میکند: «شرکت برق در منطقهی ما انحصاری است و هیچ گزینهی دیگری برای تامین انرژی وجود ندارد.»
کشتار آمریکاییها
خواندن این صفحات روی وبسایت GoFundMe مانند گذراندن سفری گردشی است در میان ویرانههای زندگی طبقهی کارگر آمریکایی در دههی 2020؛ در زمانی که قیمتهای فزایندهی کالاهای اساسی خانوارهایی را به تباهی میکشند که از پیشتر زیر بار قرضهای سربهفلککشیده، هزینهی دارو و خدمات پزشکی کمر خم کردهاند - و بهطور منحصربهفردی اینها همگی در جهان توسعهیافته رخ میدهند. اوضاع نخنمای برنامهی رفاه اجتماعی در آمریکا، که در دورهی همهگیری بهطور مختصر گسترش یافت تا آن که سه سال بعد از هم پاشید، اغلب حتی از تامین نیازهای ضروری عاجز است.
«با توجه به این که تحت پوشش بیمه نیستم، یکی از بزرگترین کشمکشهای حال حاضر این است که بتوانم هزینههای داروییام را تامین کنم، که بدون پوشش بیمه بسیار گران است.» زنی از اهالی آرکانزاس، که با چند بیماری جدی درگیر است، اینطور نوشته است.
«در حال حاضر، مزایای بیکاری میگیرم و در جستوجوی کار هستم، اما مزایای بیکاری به جایی نمیرسد.» زنی بیکار شده از اهالی تگزاس، که در ادامه توضیح میدهد مجبور شده است که شهر را ترک کند و در یک وانت کاروان زندگی کند. «با کوپنهای مواد غذایی که میگیرم تقریبا غذایی گیرم نمیآید. مردی از آیُواسیتی که در تلاش برای جمعآوری کمک 150 دلاری برای خرید میوه و سبزیجات و مایحتاج اولیه است اینطور نوشته است. مردی دیگر، از ویسکانسین که خود را «کاملا ورشکسته» و «بهشدت نیازمند مایحتاج اولیهی غذایی» توصیف میکند، اذعان میکند که «تنها منبع درآمدش مستمری ناتوانیِ جسمانی لعنتی است، که چیز چندانی نیست.»

بسیاری از کسانی که تقاضای جمعآوری کمک دارند ادعا میکنند، که بهواسطهی اتفاقی ناگهانی و پیشبینینشده مانند مرگ یکی از عزیزان، در ورطهی بحران مالی افتادهاند.
به لطف کاغذبازیهای اداری بیزانسی، کمکهای دولتی هرگز به برخی نرسیده است. زنی از ویرجینیا که تقاضای جمعآوری کمک برای یکی از دوستاناش دارد شرح میدهد که «به دلیل اشتباه پر کردنِ چند فرم» بهطور غیرمترقبه از فهرست برنامهی کمکهای غذایی (SNAP [2]) حذف شده و اکنون مجبور است «مسیر گیجکننده و یاسآور تقاضای مجدد را طی کند و هفتههاست که در انتظار جواب به سر میبرد.»
در بسیاری از موارد، کسانی که تقاضای جمعآوری کمک دارند ادعا میکنند علت این که در ورطهی بحران مالی افتادهاند اتفاقی ناگهانی و پیشبینینشده است؛ مانند مرگ یکی از عزیزان، از دست دادن شغل، مجروح شدن، بحران سلامت روانی، بستری بلندمدت در بیمارستان، یا بسیاری دیگر از مشکلات جدی مربوط به سلامت. «من نمیخواهم بیخانمان شوم.» مردی اهل واشنگتن که ادعا میکند شغلاش را از دست داده است و به طوماری از بیماریها درگیر است اینطور تقاضا میکند.
«اگر وقتی این متن را میخوانید با خودتان فکر میکنید که این اوضاع هرگز برایتان پیش نخواهد آمد، من هم روزی چنین نظری داشتم. در عرش سیر میکردم و به خیال خودم حساب همه چیز را کرده بودم، اما ظرف چند روز زیر پاهایام خالی شد.» پدر سه فرزند از مِریلند اینطور نوشته است.
شغلهایی که هرگز ندیدهاید
تصویری که این اعلانهای جمعآوری کمک از اقتصاد ترسیم میکنند یک دنیا با آنچه در لفاظیهای سیاستمداران به گوش میرسد تفاوت دارد. سوار بر موجی که جو بایدن آغازگر آن بود، دونالد ترامپ، مشاوران و متحدان سیاسیاش و وفاداراناش در رسانهها به پافشاری بر این عادت کردهاند که این «بهترین اقتصاد در تمام اعصار است.» یا دستکم «قویترین در چند دههی گذشته» که در آن «قیمتها روندی نزولی دارند.» و «شما شغلهایی خواهید داشت که هرگز به خواب هم ندیدهاید.»
این اقتصادی نیست که به نظر میرسد بسیاری از کاربران GoFundMe در آن زندگی میکنند؛ جایی که ناگهان از دست دادن شغل به صورت هشداردهندهای ساده است و پیدا کردن شغلی جدید به جای آن بهطور چشمگیری دشوار.
«ما مدتی است دنبال کار میگردیم، اما بدون هیچ توفیقی.» مردی از تگزاس دربارهی خانوادهاش اینطور مینویسد. کاربری دیگر مینویسد: «در قحطی مشاغل به سر میبریم. بازار کاریابی کسادتر از آن بود که تصور میکردیم و جستوجوی کار ماهها به درازا کشیده است، پساندازهای اضطراری رو به تمامی گذاشتهاند.» فردی از سَن آنتونیو اینطور مینویسد و شرح میدهد در ماه گذشته شوهرش شغلاش را از دست داده است، پیش از آن که خودش مجبور به انجام یک عمل جراحی اضطراری شود، اما شاید آن چه در مورد اوضاع اقتصادی نکات بیشتری آشکار میکند این حقیقت است که کاربرانِ بسیاری از آن جمعآوریهای کمک برای مایحتاج اولیه و قبضهای انرژی افرادی شاغلند - که باز هم از عهدهی مخارج جاری برنمیآیند.
یک کاربر - زنی اهل دِلْوِر که در فاصلهای که مادرش شغلاش را از دست داده تا شغل جدیدی شروع کند نیازمند کمک مالی برای اجاره است - از اعلانهای جمعآوری کمک استفاده میکرد تا با تبلیغ خدماتی که میتوانست به خوانندگان ارائه دهد بتواند کار پیدا کند؛ چرا که شغلاش در سرویس تهیه غذای DoorDash اصلا سودآور نبود. ماه بعد در یک بهروزرسانی مینویسد، اوضاع بهتر نشده است: او «به معنای واقعی کلمه هر روز برای چندین شغل تقاضا ارسال میکرد و هر بار به در بسته میخورد.»
اما شاید آن چه در مورد اوضاع اقتصادی نکات بیشتری آشکار میکند این حقیقت است که کاربرانِ بسیاری از آن جمعآوریهای کمک برای مایحتاج اولیه و قبضهای انرژی افرادی شاغلند - که باز هم از عهدهی مخارج جاری برنمیآیند. «از زمانی که ساعات کاریام کاهش داده شده است، در پرداخت اجاره دچار مشکل شدهام.» فردی این را از طرف مردی دیگر نوشته است که شکایت میکند که قادر به پرداخت هزینهی مایحتاج اولیه نیست؛ چرا که ساعات کاریاش کم شده است.
«مدتی است از شغل فعلیام آنقدر درآمد نداشتهام و هنوز هم ندارم که بتوانم هم اجارهام را پرداخت کنم و هم هزینهی مایحتاج اولیه.» یک زن 22 سالهی دارای اوتیست اینطور مینویسد و توضیح میدهد که چند بار در هفته مجبور به صرفنظر از وعدههای غذایی میشود. «در حال حاضر در پی یافتن شغلی تازه هستم، اما در این بازار کساد، کار بسیار دشواری است.»
هزینهی اجارهی لعنتی بیش از حد بالاست
در بسیاری از موارد، به نظر مسالهی بغرنج اصلی گرانی هزینههای زندگی است که در شش سال گذشته بهشدت افزایش یافته است. از سال 2020 تا به حال، ترکیبی از تعطیلیهای دورهی همهگیری، که منجر به گرههای بحرانی در زنجیرهی تامین شدهاند، آزمندیِ اَبَرشرکتها و سلسلهای از شوکهای بازار انرژی سبب افزایش 25 درصدی قیمتها شدهاند.
این اوضاع واقعی امور است که در درخواستهای جمعآوری کمک منعکس میشود. «اخیرا حس میکنم اصلا مهم نیست چهقدر تلاش میکنیم، نمیتوانیم به گرد پای قیمتها برسیم.»، «عملا هزینهی غذا خوردن از عهدهام خارج است.»، «به دلیل رکود اقتصادی و جهش قیمت مواد غذایی مستاصل شدهام.»، «با چنین افزایشی در قیمت مواد غذایی، [برادرم] دیگر وسعاش به تهیهی مایحتاج اولیهی غذایی نمیرسد.»
رشد فزایندهی هزینههای مسکن بهطور مشخص بارها و بارها تکرار میشود. «من تماموقت کار میکنم اما هزینهی اجاره آنقدر بالاست که از پس هزینهی اینترنت برنمیآیم، حتی نمیتوانم مایحتاج اولیهی غذایی و لوازم خانه بخرم.»
زنی از کُلُرادو در ماه آوریل گذشته این طور نوشته است. مردی اهل اَلَباما زنجیرهای از مشکلات مالی که با هزینهی بالای نقل مکان به شهری جدید شروع شده است را برمیشمرد و در وهلهی نخست مجبور شده چنین تصمیمی بگیرد؛ چرا که هزینهی اجاره در محل سکونت پیشیناش بیش از حد گران شده بود. بسیاری از کاربران نیز مشخصا نوشتهاند که دشواریشان پرداخت همزمان اجاره و پسانداز برای رهن مسکن سال آینده است، بخشی از مجموعهی بسیار پرهزینهی پیشپرداخت که سبب افزایش 3600 دلاری در هزینههای اجارهنشینهای طبقهی متوسط میشود.
«هیچ مادری نباید مجبور به انتخاب میان پرداخت اجاره، غذا دادن به فرزندان، یا روشن نگه داشتنِ چراغ شود» کاربری اینطور نوشته است: «مادر سختکوشِ چهار فرزند که برایشان در یک اعلان جمعآوری تقاضای کمک میکرد.»
فقر خودخواسته
برای بسیاری، این سیاستگذاریهای حکومت است که آنها را از بلندای یک پرتگاه اقتصادی به ورطهی بحران کفایت مالی انداخته است. تعرفههای ترامپ از این دست سیاستگذاریهاست، که به عنوان اقدامی که «مشاغل تولیدی صنعتی را بازخواهدگرداند، و مشاغل حوزهی انرژی را ... و باقی رویاهایمان را» به خورد مردم داده شد.
«تقریبا ده ماه است که بیکار شدهام، به دلیل تعدیل نیرو که نتیجهی تعرفههاست.» زنی از اهالی کالیفرنیا تقاضای جمعآوری کمک برای پرداخت اجارهاش را داشت، اینطور نوشته بود: «برای سر پا ماندن، مستمری بازنشستگی و همهی پساندازم را خرج کردهام و از بازپرداخت مالیات، هزینهی قبضها و اجاره را پرداخت کردهام.»

یکی از متقاضیان کمک، مادر سه فرزند تکوالد، از زمان تعطیلی بیسابقهی ششهفتهای دولت در سال 2025، مستمریاش قطع شده است.
برای دیگران نیز، همین تعطیلی دولت در پایان سال گذشته، که بهطور بیسابقهای شش هفته طول کشید، بحرانزا بوده است. مادر سه فرزند تکوالد که برای تهیهی مایحتاج غذایی تقاضای جمعآوری کمک دارد توضیح داده است که چهطور یک حادثهی رانندگی سالها پیش به ناتوانی جسمانیاش منجر شده و پس از آن مستمری ماهانه دریافت میکرده است، اما «به دلیل تعطیلی دولت، اعلام کردهاند که ممکن است مستمری ماه آینده پرداخت نشود» این اعلان در یک جمعآوری اعانه توسط زنی از اهالی ویرجینیا به چشم میخورد، که تلاش میکرد برای خواهرش، که در یک مرغداریِ محلی، بازرس مواد غذایی است، کمک مالی جمع کند. به دلیل تعطیلی دولت، او از سوم اکتبر حقوق نگرفته است، اما هنوز به کار روزانهاش از پنج صبح تا دو بعدازظهر ادامه میدهد.
گویا بسیاری از کاربران بهواسطهی کاهش بودجه که توسط ترامپ و حزب جمهوریخواه صورت گرفته است تحت فشار قرار گرفتهاند، بهخصوص لایحهای که در طول 10 سال 186 میلیارد دلار بودجهی برنامهی کمکهای غذایی SNAP، یا کوپنهای مواد غذایی را کاهش داد، که بخشی از آن بهواسطهی افزایش شرایط کاری صورت گرفت و منجر به محروم شدن میلیونها آمریکایی از گرفتن این مزایا شد.
کاربری نوشته که دسترسیاش به کوپنهای مواد غذایی قطع شده است، ظاهرا بهواسطهی این شرایط کاری، که بنا بر آن «او میبایست کارهای بیشتری انجام میداده و از این نکته زمانی مطلع شده که برای مدتی چنان طولانی آن کارها را انجام نداده بوده است که او را از این مزایا محروم کردهاند..»
«اخیرا، بهواسطهی این قوانین و شرایط جدید، دسترسیام به کوپنهای مواد غذایی قطع شده است، که گرفتنِ کمکی که خانوادهام به آن نیاز دارد را دشوارتر کرده است.» زنی اهل تگزاس که محتاج مواد اولیهی غذایی است اینطور نوشته است: «ما میدانیم که مزایای کوپنهای مواد غذایی برای خیلی از افراد مختل شده است.» زنی اهل ماساچوست که قصد جمعآوری کمک برای همسایهاش را داشت اینطور نوشته بود.
اما شاید سیاستگذاری دولتیای که بیش از همه توسط کاربران GoFundMe به آن اشاره شده است «اخراجهای دستهجمعی مهاجران» باشد. منشا عمدهی آنها مینهسوتا است، جایی که عملیات Metro Surge که دستور آن توسط ترامپ صادر شد، منجر به قتل دو قربانی توسط ماموران حکومتی شد و که نافرمانی مدنی گستردهای در پی داشت.
فردی که قصد داشت برای فراهم کردن هزینهی اجاره و مواد اولیهی غذایی برای شش خانوادهی مهاجر در مینیاپولیس اعانه جمعآوری کند دربارهی آنها نوشته بود، «از ترس در خانههایشان پناه گرفتهاند» تا دستگیر و اخراج نشوند، که درنتیجه نمیتوانند کار کنند و مایحتاج زندگیشان را فراهم کنند.» با وجود این که آن عملیات در اوایل ماه فوریه متوقف شد، «بسیاری از مهاجران هنوز به پناه گرفتن در یک مکان ادامه میدهند، ناتوان از کسب درآمد از ترس خشونت» دو هفته بعد کاربری دیگر در یک اعلان جمعآوری کمک اینطور هشدار داده بود.
اعلانهای مشابهی از کاربرانی در دیگر شهرهایی که به همین سیاق تحت فشار قرار گرفته بودند، مانند لُسآنجلس و پورتلند، به چشم میخورد. کاربری از تگزاس قصد جمعآوری کمک داشت چون پدرش از کشور اخراج شده بود. «او نانآور خانه بود و حالا مشکل مالی داریم.» این کاربر در سپتامبر گذشته اینطور نوشته بود.
کیفرخواست محکمهپسند
برخی از این اعلانهای جمعآوری کمک به اهدافشان میرسند، که ممکن است بین چندصد تا چندین هزار دلار متغیر باشد. عدهی بیشتری به اهدافشان نمیرسند. گاهی، نمیتوانند بیشتر از یک نفر را به کمک جلب کنند.
GoFundMe همواره مانند آینهای شکسته به بازتاب اوضاع زندگی و اقتصاد در ایالات متحده پرداخته است. مشخصا به لطف اتکای گسترده به اعلانهای جمعآوری کمک برای پوشش هزینههای طاقتفرسای پزشکی در خانوارها در ایالات متحده. برای نظام درمان ایالات متحده که بهطور منحصربهفردی خصوصی است، مدتهاست که این اعلانها حکم کیفرخواست را دارند. نظامی که در آن حتی کسی که تحت پوشش بیمه است، ممکن است اگر دچار یک اختلال نه چندان دشوار سلامتی شود، به قعر یک بحران مالی سقوط کند.
اما این که انبوه مردم برای تامین اجاره، هزینهی مواد اولیهی غذایی و پرداخت قبضها به اعلانهای جمعآوری کمک روی میآورند - و بدتر از آن، ناتوانی ایالات متحده در تامین نیازهای اولیهی آمریکاییهای کمبرخوردار - چیزی کاملا متفاوت است. اینطور به ذهن متبادر میشود که نظام اقتصاد سیاسی ایالات متحده دیگر صرفا دچار اختلال عمیق نیست، که گویی ورشکسته شده است؛ چرا که در آن نه برنامهی رفاه اجتماعی، نه این اقتصاد که در آمار رسمی نرخ بیکاری پایینی دارد و نه حتی سخاوت دیگر شهروندان کافی است تا از سقوط بسیاری به ورطهی فقر جلوگیر کند. در نظامی که حتی ثروتمندان مقتصدانه به فکر یک قران و دو ریالاند، چه کسی مانده است که بتواند از یک تومان صرف نظر کند؟
منبع:
https://jacobin.com/2026/09/inflation-unemployment-crowdfunding-precarity-poverty
[1] «گوفاندمی» یک پلتفرم آمریکایی انتفاعی برای تأمین مالی جمعی است که به افراد امکان میدهد برای رویدادهای گوناگون از مناسبتهای زندگی مانند جشنها و مراسم فارغالتحصیلی گرفته تا شرایط دشواری همچون حوادث و بیماریها کمک مالی جمعآوری کنند. این شرکت در ماه می سال ۲۰۱۰ توسط «برد دامفوس» و «اندرو بالستر» تأسیس شد. از سال ۲۰۱۰ تا اوایل سال ۲۰۲۴، بیش از ۳۰ میلیارد دلار از طریق این پلتفرم و با مشارکت بیش از ۱۵۰ میلیون اهداکننده جمعآوری شده است.
[2] Supplemental Nutrition Assistance Program : برنامه کمکتغذیه تکمیلی که پیشتر (و همچنان در اصطلاح عامیانه) با نام «برنامهی کوپن غذا» یا صرفاً «کوپن غذا» شناخته میشود، برنامهای از دولت فدرال ایالات متحده است که برای افراد کمدرآمد یا فاقد درآمد، کمکهزینهی خرید مواد غذایی فراهم میکند تا به آنها در حفظ تغذیه و سلامت مناسب کمک کند.