بحران در تار و پود فرش ایرانی
قالیبافی در دهههای اخیر با بحرانی همهجانبه روبهرو شده است. افت شدید صادرات از دو میلیارد دلار به حدود ۵۰ میلیون دلار، کاهش 50 درصدی بافندگان و تداوم روند نزولی بیمهشدگان زنگ خطری جدی برای آیندهی این صنعت است
وقتی سخن از هنر ایرانی به میان میآید، نمیتوان هنر قالیبافی و فرشهای ایرانی را نادیده گرفت؛ اما با وجود آوازهی بلند فرش ایرانی، قالیبافان از بیصداترین گروههای اجتماعی هستند. آمار جامع و دقیقی در رابطه با صنعت فرش و قالیبافان وجود ندارد، اما برخی ارقام و تخمینهای موجود میتوانند تصویری کلی از وضعیت را مشخص کنند. در سال 1399، تنها ۴۰ درصد از قالیبافان تحت پوشش بیمه قرار گرفته بودند و تعداد قالیبافان بیمهشده از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ پیوسته در حال کاهش بوده است. همچنین تخمینها نشان میدهند که حدود ۷۰ درصد از جمعیت قالیبافان، زن هستند.
«قانون بیمههای اجتماعی قالیبافان، بافندگان فرش و شاغلان صنایعدستی شناسهدار» قدمتی کوتاهتر از بیست سال دارد و در سال ۱۳۸۸ تصویب شده است. بیمهی اجتماعی قالیبافان با هدف حمایت از شاغلان این حرفه شکل گرفت؛ گروهی که بسیاری از آنان نه در کارخانهای مشخص، بلکه در خانهها، کارگاههای کوچک و محیطهای پراکنده کار میکنند. با این وجود برخورداری از این حمایت در عمل به عواملی مانند احراز اشتغال، اعتبار مدارک و استمرار پرداخت حق بیمه وابسته است. آییننامهی بیمهی قالیبافان استمرار برخورداری از حمایت را به تمدید مجوز یا کارت شناسایی معتبر و تأیید اشتغال وابسته میکند. در نتیجه برای کسانی که اشتغالشان پیوسته و درآمدشان منظم نیست، حفظ پوشش بیمهای میتواند به مسئلهای دشوار تبدیل شود. تعداد بیمهشدگان قالیباف نیز در سالهای اخیر به طور پیوسته کاهش یافته است.
نمودار زیر تعداد قالیبافان تحت بیمه تأمین اجتماعی را طی هفت سال اخیر نشان میدهد. این نمودار نشان میدهد که تعداد بیمهشدگان در این هفت سال ۴۰ درصد کاهش داشته است و بیش از ۷۰ درصد بیمهشدگان را قالیبافان زن تشکیل میدهند. همچنین میتوان مشاهده کرد که نسبت قالیبافان بیمهشده مرد به زن در این سالها تقریبا ثابت بوده است و تغییر قابل توجهی نداشته است و به طور میانگین به ازای هر ۱۰۰ زن قالیباف بیمهشده، ۲۷ مرد قالیباف بیمهشده وجود دارد.

برای بررسی بهتر وضعیت قالیبافان، باید دانست که این تعداد قالیبافِ بیمهشده چه سهمی از تعداد کل قالیبافان فعال در کشور است، اما همان طور که ذکر شد، آمار و اطلاعات دقیقی از تعداد بافندگان فعال فرش در کشور وجود ندارد. برخی آمار موجود از دهههای گذشته میتوانند تخمین شرایط کنونی را سادهتر کنند. شرکت فرش ایران در سال ۱۳۸۴ برآورد حدود ۱٫۳ میلیون نفری را از تعداد بافندگان ارائه کرده است. برآورد حدود ۶۳۰ هزار بافنده در سال ۱۳۹۹ نیز در دسترس است. تخمین موجود در سال ۱۳۹۹ در مقایسه با تعداد بیمهشدگان در همان سال که جمعا حدود ۲۷۰ هزار نفر بودهاند، نشان میدهد تنها حدود ۴۰ درصد از قالیبافان تحت بیمه قرار گرفتهاند.
همچنین این ارقام نشان میدهند طی سالهای ۸۴ تا ۹۹، یعنی ۱۵ سال، تعداد قالیبافان ۵۰ درصد کاهش داشته است. کاهش تعداد قالیبافان و کاهش تعداد بیمهشدگان میتواند نشاندهندهی کاهش تعداد بافندگان و یا نشاندهنده کاهش نسبت قالیبافان بیمهشده به کل قالیبافان و در نتیجه نامساعدتر شدن فضای کاری برای شاغلان باقیمانده در این حرفه باشد. در هر صورت این اعداد زنگ خطری جدی برای صنعت فرش ایران است. دانش بافت فرش، به عنوان یک هنر دستی و سنتی، دانشی ضمنی است که در جریان کار و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. اگر تعداد قالیبافان به این ترتیب کاهش پیدا کند، پیامدهای این بحران از وضعیت نامساعد کنونی قالیبافان فراتر رفته و ظرفیت انتقال مهارتها و حفظ سنتهای محلی نیز در معرض تهدید قرار میگیرد.
مسئلهی بیمهی بافندگان، با در نظر گرفتن دو جنبه دیگر از مشکلات قالیبافان اهمیت چندبرابری پیدا خواهد کرد. اول این که قالیبافی شغلی بسیار پرزحمت با چالشهای سلامتی فراوان است و دوم این که قالیبافان عموما با مسائل اقتصادی و چالشهای درآمدی دسته و پنجه نرم میکند.
بافندگان فرش در معرض خستگی بیش از حد قرار دارند. همانطور که ذکر شد، حدود ۷۰ درصد بافندگان را زنان تشکیل میدهند. زنان و دخترانی که از سنین کودکی در کارگاههای کمنور شروع به بافتن فرش میکنند، درگیر بیماریهای متعددی میشوند. سرفه مداوم و مشکلات تنفسی، کمردرد و بیماریهای اسکلتی- عضلانی، مشکلات بینایی، اختلالات عصبی، تنگی تونل کارپال مچ دست و مشکلات پوستی، از مشکلات سلامتی است که در میان قالیبافان شایع است. در دهههای گذشته مطالعاتی بر روی قالیبافان انجام شده که اشاره به آنها میتواند تصویری از چالشهای سلامتی قالیبافان ارائه دهد. به طور مثال نتایج مطالعهای در دهه ۸۰ بر روی ۱۴۳۹ قالیباف در ۹ استان کشور شیوع برخی دردهای مضمن در قالیبافان را نشان میدهد. بنا بر این مطالعه در میان قالیبافان شیوع درد شانه ۴۷٫۸ درصد، درد قسمت پایینی کمر ۴۵٫۲ درصد، گردن درد ۳۵٫۲ درصد، درد مچ دست ۳۸٫۲ درصد، درد قسمت بالایی پشت ۳۷٫۷ درصد و درد زانو ۳۴٫۶ درصد است. همچنین بنا بر مطالعه دیگری که در دههی ۷۰ صورت گرفته است، به دلیل مشکلات اسکلتی، نیاز به مداخلات جراحی و تسهیل زایمان در زنان قالیباف چهار برابر بیشتر از دیگران است.
در بخش اقتصادی، با وجود قیمت بالای فرش دستباف در بازارهای داخلی و بینالمللی، به دلیل وجود واسطههای متعدد، سهم اندکی به قالیبافان میرسد و درآمد قالیبافان کم است. وضعیت اقتصادی کشور که موجب کاهش قدرت خرید فرش در داخل کشور شده از یک سو و تحریمها که موجب کاهش صادرات فرش شدهاند از سوی دیگر، کاهش تقاضا در این صنعت را رقم زدهاند. بر اساس آمار گمرک ارزش صادرات فرش دستباف ایران از اوج خود یعنی حدود ۲ میلیارد دلار در دهه ۷۰ به حدود ۵۰ میلیون دلار در سال ۱۴۰۱ رسیدهاست. این کاهش چشمگیر تقاضای بینالمللی قاعدتا زمینهساز فشارهای اقتصادی به قالیبافان و کاهش تعداد قالیبافان شده است. آمار تکاندهنده کاهش صادرات، تعداد بافندگان و تعداد بافندگان بیمهشده، لزوم قرارگیری برنامههای حمایتی از بافندگان در دستور کار سیاستگذار را بیشتر از همیشه نمایان میسازد.
مأخذ:
1- سالنامههای آماری سازمان تامین اجتماعی
https://www.tamin.ir/News/Item/101014?catid=223
https://rc.majlis.ir/fa/law/show/136084
Karimi, Z. (2008). The effects of international trade on gender inequality: women carpet weavers of Iran (No. 540). Working Paper.
Zafarzadeh A, Heshmati H, Barza S, Arekhi R, Charkazi A. Health Behavior among Female Carpet Weavers in Bandar Turkmen and Aqqala City, Iran, based on Health Belief Model (HBM). J Res Dev Nurs Midw 2015; 12 (2) :9-15
Choobineh A, Hosseini M, Lahmi MA, Khani Jazani, R,Shahnavaz H. Musculoskeletal problems in Iranian hand-woven carpet industry: Guidelines for workstation design. Applied Ergonomics . 2007;38:617–24.
Naseh N, Hosseini SMR, Yavari M. Carpet weaver mother and delivery risks.Journal of Birjand University of Medical Sciences 1995;2(5-4): 17-22.