قلمرو رفاه

وقتی حق تنفس طبقاتی است

در روزهای آلوده، توصیه‌های رسمی نظیر در خانه ماندن یا دورکاری، تنها برای کارمندان و مزدبگیران ثابت قابل اجراست، اما کارگران روزمزد و خیابانی حق انتخاب ندارند؛ آن‌ها یا باید در هوای سمی کار کنند یا دستمزد آن روز را از دست بدهند

06 آبان 1405 - 14:00 | جامعه
مژان داداش‌زاده
مژان داداش‌زاده کارشناس ارشد مهندسی ایمنی صنعتی
تنظیم نمایش متن

با نزدیک شدن پاییز و پدیده‌ی وارونگی دما کلان‌شهرهای ایران بار دیگر زیر لایه‌ای از ذرات معلق فرو می‌روند. مدرسه ها تعطیل می‌شوند، کارمندان دورکار و توصیه می‌شود شهروندان از خانه بیرون نروند. اما رفتگر و پیک موتوری و کارگر ساختمانی و دستفروش نه دورکاری دارند و نه حقوق تعطیلی. وقتی شاخص کیفیت هوا از مرز ناسالم عبور می‌کند توصیه‌ی رسمی یکی است: در خانه بمانید ولی این توصیه برای کسی که ماهانه حقوق می‌گیرد معنا دارد. برای کارگر روزمزدی که درآمدش به تعداد و ساعات روزهای کار گره خورده، معنایی ندارد. او یا باید با ریه‌های خسته بیرون برود یا آن روز را بدون دستمزد بگذراند. در هر دو حالت هزینه آلودگی از جیب و بدن او پرداخت می‌شود. این تضاد در بحث ایمنی کار کمتر طرح شده است. آمار آلودگی هوا را وزارت بهداشت و سازمان محیط زیست و شهرداری‌ها منتشر می‌کنند. اما هیچ‌کدام از این نهادها نمی‌پرسند چند نفر از شهروندانی که بیرون مانده‌اند کارگرند و برای آن‌ها چه تدبیری اندیشیده شده است.

یک بحران ملی

بر اساس گزارشی که رسانه‌های داخلی با اتکا به آمار رسمی منتشر کرده‌اند بیش از ۳۵ هزار مرگ در سال ۱۴۰۳ به آلودگی هوا نسبت داده شده است (۱). این رقم دیگر یک هشدار نیست و در مقیاس بحران ملی قرار می‌گیرد. سازمان جهانی بهداشت در راهنمای کیفیت هوای ۲۰۲۱ حد سالانه ذرات ریز PM2.5 را پنج میکروگرم بر متر مکعب و حد ۲۴ ساعته را پانزده میکروگرم تعیین کرده است (۲). هر شهروندی که در روزهای آلوده با دستگاه‌های سنجش شهری مواجه شده می‌داند که بسیاری از شهرهای ما در این روزها چند برابر این حدود را تجربه می‌کنند.

نکته‌ی مهم برای ایمنی کار این است که مواجهه شغلی با آلودگی با مواجهه یک شهروند عادی فرق دارد. شهروندی که ساعتی در پیاده‌رو قدم می‌زند با کارگری که هشت تا ده ساعت در خیابان کار می‌کند و هر دقیقه با تنفس سنگین باید بار فیزیکی تحمل کند قابل مقایسه نیست. هرچه تنفس عمیق‌تر و تندتر باشد ذرات بیشتری وارد ریه می‌شود.

سه چهره‌ی یک مواجهه

رفتگران شهرداری از نخستین ساعت صبح تا غروب در معرض گرد و غبار خیابان و دود وسایل نقلیه هستند. آن‌ها همزمان با ذرات معلق محیطی مواجه‌اند و هم گرد و خاکی که خودشان هنگام جاروکشی بلند می‌کنند. بسیاری از آن‌ها به‌صورت قراردادی و از طریق شرکت‌های پیمانکاری کار می‌کنند و ماسک مناسب و آموزش و معاینه دوره‌ای برایشان تعریف نشده است.

پیک‌های موتوری در شهرهای پرجمعیت از پرتعدادترین کارگران خیابان‌اند. آن‌ها در ترافیک و نزدیکی لوله اگزوز خودروها نفس می‌کشند و بیشترین زمان فعالیت‌شان درست در ساعت‌های اوج آلودگی است. پیک های پلتفرمی چون حقوق ثابت ندارد در روز آلوده کمتر از همیشه نمی‌تواند کار کند چون درآمدش به تعداد سفارش وابسته است.

کارگر ساختمانی هم دو مواجهه را تحمل می‌کند، آلودگی هوای شهر و گرد و غبار سیمان و خرده‌سنگ و رنگ. وقتی پروژه‌ای در روز آلوده تعطیل نمی‌شود چون پیمانکار با کمبود وقت مواجه است هیچ‌کس کارگر را از ریسک های مضاعف آگاه نمی‌کند.

ماسکی که حفاظت نمی‌کند

تصور رایج این است که با ماسک می‌توان از آلودگی در امان ماند اما راهنماهای مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی آمریکا روشن می‌کنند که ماسک جراحی یا پارچه‌ای عملکرد یک وسیله حفاظت تنفسی استاندارد را ندارد و تنها تجهیزات تنفسی تأییدشده‌ای مانند N95 با تناسب درست روی صورت می‌توانند ذرات ریز را به‌طور مؤثر فیلتر کنند (۵). در عمل رفتگر و پیک و کارگر بسیاری از شهرها با یک ماسک ارزان یا دستمالی روی صورت کار می‌کنند و کسی مسئولیت تأمین و آموزش استفاده درست را بر عهده نمی‌گیرد.

تعطیلی بدون جبران

سال‌هاست که در روزهای آلوده مدرسه‌ها و ادارات و گاه بخش‌هایی از صنعت تعطیل می‌شوند. این تصمیم از نظر بهداشت عمومی درست است ولی طراحی آن فقط بر مبنای مزدبگیر ثابت انجام می‌شود. کارگر روزمزد در این طرح هیچ جایگاهی ندارد. گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد درآمد کارگران روزمزد حتی در روزهای عادی برای گذران زندگی کافی نیست (۳). چنین کارگری برای یک روز آلوده نمی‌تواند هزینه بماند و به خانه برود. 

این‌جاست که ایمنی کار با عدالت اجتماعی گره می‌خورد. اگر سیاست‌گذار به شهروندان می‌گوید در خانه بمانید و برای گروهی که ماندن در خانه برایشان معادل از دست دادن معیشت است هیچ سازوکار حمایتی نمی‌سازد عملاً پیامی غیرمنصفانه دارد: ایمنی برای کسانی است که توان پرداخت هزینه‌اش را دارند.

استاندارد بین‌المللی چه می‌گوید؟

کنوانسیون ۱۵۵ سازمان بین‌المللی کار درباره ایمنی و بهداشت شغلی و محیط کار بر این اصل تأکید دارد که کارفرما باید مخاطرات محیط کار را شناسایی و کنترل کند و کارگر نباید به‌خاطر توقف کار در برابر خطر قریب‌الوقوع تنبیه شود (۴). در کشورهایی که چنین رویکردی دارند برای روزهای آلودگی شدید و دود حریق جنگل‌ها دستورالعمل‌هایی مثل کاهش فعالیت فیزیکی در فضای باز و تأمین ماسک تنفسی و جابه‌جایی ساعت کار نوشته شده است. در ایران چنین دستورالعمل مشخص و ملزمی برای کارگران فضای باز تا جایی که نگارنده سراغ دارد وجود ندارد.

ذرات ریز آلاینده با بیماری‌های تنفسی و قلبی عروقی ارتباط دارند و اثر آن‌ها در طول سال‌ها انباشته می‌شود (۲). کارگری که ده سال در خیابان جاروکشی یا پیک‌رسانی کرده باشد و دچار بیماری ریوی یا قلبی شود هیچ‌گاه به‌عنوان قربانی حادثه کار ثبت نمی‌شود. بیماری او به شرایط زندگی نسبت داده می‌شود و نه شرایط شغلی. همین ثبت‌نشدن باعث می‌شود نه بیمه و نه کارفرما و نه سیاست‌گذار هزینه‌ای برای پیشگیری در نظر نگیرند و آمار مرگ‌های شغلی کشور از واقعیت کوچک‌تر دیده شود.

راهکارها

نخست باید شاخص‌های دقیقی برای کار در فضای باز در روزهای ناسالم و بسیار ناسالم تعریف شود: کاهش ساعت کار و تغییر زمان فعالیت و محدود کردن کارهای سنگین. دوم پیمانکاران شهرداری و پلتفرم‌های پیک موظف شوند ماسک تنفسی استاندارد و آموزش استفاده درست را فراهم کنند. سوم برای روزهای تعطیلی اجباری ناشی از آلودگی صندوقی یا سازوکاری برای جبران دستمزد کارگران روزمزد پیش‌بینی شود. چهارم انجام منظم و دوره‌ای معاینات طب کار ریه برای رفتگران و پیک‌ها و کارگران ساختمانی در برنامه‌ی سلامت شغلی قرار گیرد. پنجم در گزارش‌های آلودگی هوا سهم کارگران فضای باز و بیماری‌های ناشی از مواجهه شغلی جداگانه ثبت و منتشر شود.

نتیجه‌گیری

آلودگی هوا یک تبعیض نفس‌به‌نفس است. شهروند عادی می‌تواند ماسک بزند، پنجره را ببندد و در خانه بماند اما کارگر فضای باز چنین انتخابی ندارد. او باید برای زنده‌ماندن دقیقاً در قلب همان هوایی که دیگران از آن فرار می‌کنند، کار کند. وقتی آمار رسمی از بیش از ۳۵ هزار مرگ سالانه ناشی از آلودگی هوا در ایران خبر می‌دهد و هنوز هیچ دستورالعمل اجرایی، ماسک استاندارد یا جبران دستمزد مشخصی برای کارگران فضای باز در روزهای قرمز و نارنجی تدوین نشده، این موضوع دیگر یک خطای اجرایی ساده نیست، این سکوتی سیاستی است. سیاست‌گذاری ایمنی کشور، بخشی از جمعیت کارگری را از معادله حذف کرده همان بخشی که کمترین قدرت انتخاب و بیشترین میزان مواجهه را دارد. اگر هوای پاک حق مسلم هر شهروند ایرانی است ایمنی در روزهای آلوده هم باید حق مسلم هر کارگر باشد نه فقط کسانی که توان ماندن در خانه را دارند.


مأخذ:

۱- خبرگزاری انتخاب، «بیش از ۳۵ هزار مرگ منتسب به آلودگی هوا طی ۱۴۰۳: شاهرود و سنندج پاک‌ترین و زابل و ایرانشهر و ریگان آلوده‌ترین شهرهای ایران در سال گذشته».

۲- سازمان جهانی بهداشت (World Health Organization)، راهنمای جهانی کیفیت هوا ۲۰۲۱ (WHO Global Air Quality Guidelines).

۳- اقتصادآنلاین، «کارگران روزمزد دیگر حقوقی برای گذران زندگی حتی در حد بخور و نمیر هم ندارند».

۴- سازمان بین‌المللی کار، کنوانسیون شماره ۱۵۵ درباره ایمنی و بهداشت شغلی و محیط کار.

۵- مؤسسه‌ی ملی ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده (NIOSH)، راهنمای تجهیزات حفاظت تنفسی و تفاوت آن با ماسک جراحی.