قلمرو رفاه

دوربین‌هایی که ویرانی را مستند کردند

مستند «سرزمین دیگری نیست» روایت مردمانی است که زیر سایه‌ی تخریب و آوارگی با دوربین‌های خود تاریخ زنده‌ی یک سرزمین را ثبت کردند

03 آبان 1405 - 14:00 | مرور فرهنگ
تنظیم نمایش متن

گاهی سینمای مستند از جایگاه یک تماشاگر منفعل فراتر می‌رود و خود به سند زنده‌ بدل می‌شود؛ سندی که هر فریم آن با خاک، اضطراب و ایستادگی آمیخته است. مستند «سرزمین دیگری نیست» (No Other Land)، محصول سال ۲۰۲۴، دقیقاً چنین اثری است. این فیلم نه‌تنها تلاشی سینمایی برای نمایش واقعیت، بلکه فریادی انسانی از دل منطقه‌ای است که حیات روزمره در آن با بولدوزرها و احکام تخریب تعریف می‌شود. فیلم در بطن رویدادها شکل گرفته و تصویری مستقیم و دست‌اول از سرنوشت ساکنان منطقه‌ی «مسافر یطا» در کرانه‌ی باختری ارائه می‌دهد.

روایت فیلم در بستر جغرافیایی شکننده و پرتنشی جریان دارد که سال‌هاست تحت فشارهای اداری و نظامی برای تخلیه قرار دارد. مستند با الگوهای مرسوم گزارشگری تلویزیونی سازش نمی‌کند؛ دوربین در دستان کسانی قرار دارد که خود قربانی این روندند. تصاویر لرزان و اضطراب ناشی از ورود ناگهانی تجهیزات تخریب، بیننده را به درون تجربه‌ای ملموس می‌برد. هر صحنه نه‌فقط بازتاب یک رخداد، بلکه مواجهه‌ای مستقیم با نقض پایه‌ای‌ترین حقوق زیستی انسان‌هاست؛ حق داشتن سرپناهی پایدار.

این اثر حاصل همکاری مشترک تیمی چهارنفره از فیلم‌سازان و کنشگران است: باسل عدرا، همدان بلال، یووال آبراهام و راشل زور. باسل عدرا، جوانی بومی اهل مسافر یطا، سال‌هاست که تخریب نظام‌مند روستای خود را ثبت می‌کند. در سوی دیگر، یووال آبراهام، روزنامه‌نگار و محقق، به همراه راشل زور، فیلم‌بردار، به این منطقه می‌آیند تا این تراژدی را مستند کنند. همدان بلال نیز با ثبت جزئیات زیست محلی، این چهارضلعی را تکمیل می‌کند. این همگرایی نامتعارف میان فلسطینیان در بند و همراهان‌شان، پویایی پیچیده و ساختاری کم‌نظیر به تاروپود اثر بخشیده است.

در ساختار دراماتیک مستند، عمل فیلم‌برداری دیگر یک کنش صرفاً هنری نیست، بلکه یگانه ابزار باقی‌مانده برای مقاومت و بقا تلقی می‌شود. باسل عدرا از نوجوانی دوربین به دست گرفته تا نگذارد محو تدریجی زادگاهش در سکوت رسانه‌ای فراموش شود. لنز دوربین در برابر بولدوزرهایی قرار می‌گیرد که مدارسی را که با دست‌های خالی ساخته شده‌اند با خاک یکسان می‌کنند. فیلم بدون تعارف، خشونت ساختاری و فرآیند اداری راندن مردم به درون غارها را ثبت می‌کند. این ثبت بی‌وقفه، روایتی تکان‌دهنده از ایستادگی در برابر پاک‌سازی هویتی و مکانی است.

یکی از برجسته‌ترین ابعاد تحلیلی مستند، واکاوی پیوند شخصی میان باسل و یووال در بستر واقعیتی نامتقارن است. با وجود همراهی نزدیک، فیلم هوشمندانه از افتادن در دام خوش‌خیالی پرهیز می‌کند، زیرا یووال دارای شهروندی آزاد، حق سفر و مصونیت نسبی است، در حالی که باسل در محاصره قوانین نظامی زندگی می‌کند. این دوگانگی تلخ در دیالوگ‌های شبانه و مکث‌های میان سکوت آشکار می‌شود. فیلم به شکلی گزنده نشان می‌دهد که پیوندهای انسانی، هرچقدر هم صادقانه باشند، قادر به محو خودکار شکاف‌های عمیق ساختاری و تبعیض‌های حقوقی تحمیل‌شده نیستند.

از منظر زیبایی‌شناسی و ساختار تدوین، اثر از هرگونه خودنمایی فرمی یا ملودرام‌سازی پرهیز دارد و واقعیت را بی‌پیرایه عرضه می‌کند. ریتم اثر هم‌پای بحران تند می‌شود و تدوین ارگانیک، خطوط زمانی چندساله را به شیوه‌ای منسجم به هم می‌دوزد. صدای غرش ماشین‌آلات سنگین، گردوغبار برخاسته از دیوارهای فروریخته و گریه کودکان بی‌سرپناه، به موسیقی متن طبیعی این فاجعه مبدل می‌شوند. این رویکرد مشاهده‌گرانه، مخاطب را وادار می‌کند تا به عمق مصیبتی نگاه کند که پیامدهای آن چیزی جز گسترش آوارگی، فقر و فروپاشی انسانی در قرن بیست‌ویکم نیست.

مسیر بین‌المللی «سرزمین دیگری نیست» با درخششی استثنایی آغاز شد. فیلم در نخستین نمایش جهانی خود در هفتاد و چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین در سال ۲۰۲۴، جایزه تماشاگران و جایزه بهترین مستند را از آن خود کرد. پس از موفقیت‌های پیاپی در جشنواره‌های مستقل و جلب تحسین گسترده نهادهای حقوق بشری، این مستند تاریخی توانست در مراسم جوایز آکادمی، جایزه اسکار بهترین فیلم مستند بلند سال ۲۰۲۵ را تصاحب کند. این افتخار، نقطه‌عطفی در انعکاس سینمایی رنج‌های کرانه باختری در مهم‌ترین صحنه سینمای تجاری جهان به شمار می‌رود.

این مستند از سوی مراجع نقادی در سراسر دنیا با اجماعی کم‌سابقه و بسیار مثبت روبه‌رو شده است. اثر در پایگاه راتن تومیتوز امتیاز خیره‌کننده ۱۰۰درصدی و در متاکریتیک امتیاز ۹۱ از ۱۰۰ را به ثبت رسانده است. منتقدان شاخص رسانه‌های جهانی آن را یک سند تاریخی گریزناپذیر و شاهکاری در زمینه روزنامه‌نگاری تحقیقی دانسته‌اند. اما اهمیت واقعی اثر فراتر از امتیازها و جوایز براق جشنواره‌ای سنجیده می‌شود. ارزش آن در تبدیل رنج ساکنانی گمنام به پرسشی زنده و اخلاقی در وجدان بیدار جامعه جهانی نهفته است.

«سرزمین دیگری نیست» هشداری سینمایی درباره نتایج انکار حقوق اساسی انسان‌ها و عادی‌سازی آوارگی و سلب مالکیت است. چهار سازنده فیلم موفق شده‌اند مرزهای ژورنالیسم گزارشی را پشت سر بگذارند و سندی بی‌واسطه از فرسایش تدریجی یک جامعه خلق کنند. تماشای این اثر، بستری مناسب برای سنجش نقش رسانه‌ها و هنر متعهد در بازتاب بی‌عدالتی‌های فراموش‌شده فراهم می‌کند؛ آیینه‌ای روشن در برابر جهانی که همچنان در جلوگیری از فروپاشی خانه‌ها و آوارگی مردمانش ناکام مانده است.