قلمرو رفاه

بارسلونا؛ صدای خوشامد به پناهجویان در برابر دیوارهای بسته اروپا

تظاهرات گسترده در اسپانیا برای حمایت از پناهجویان و انتقاد از سیاست‌های ناکافی دولت

17 مهر 1404 - 13:07 | اقتصاد سیاسی
تنظیم نمایش متن
ماه گذشته بیش از 160 هزار نفر از مردم به خیابان‌های بارسلونا آمدند و خواستار این شدند كه دولت اسپانیا و اتحادیه اروپا پناهجویان بیشتری را بپذیرند. حال و هوای شكل‌گیری اعتراضات فوق‌العاده بود. دولت‌های محلی كاتالونیا و شهر بارسلونا با یكدیگر و با پلتفورم‌های مردمی گوناگون كار می‌كردند تا عبارت «ما می‌خواهیم خوشامد بگوییم» را بر لب همگان بنشانند.
 برای چند هفته سیاستمداران پیشرو از جمله آدا كولائو، شهردار بارسلونا و كارلس پوجدمون، رئیس دولت كاتالونیا به شدت از سیاست‌های فعلی اسپانیا نسبت به پناهجویان انتقاد كردند. یك هفته مانده به اعتراضات، كنسرت ویژه‌ای توسط كمپین «خانه ما، خانه شما» سازماندهی شد، آنهم نه در مركز فرهنگی یا میدان عمومی شهر، بلكه در استادیوم المپیك. این رویداد در تلویزیون دولتی كاتالونیا پخش شد و هنرمندان و چهره‌های فرهنگی اصلی كاتالونیا در آن حضور یافتند.

خود اعتراضات مملو از انبوه شعارهایی بود كه مطالبه معترضان برای اقدام اسپانیا و اروپا در مورد وضعیت وخیم پناهجویان در مرزها را منعكس می‌كرد. فعالان سیاسی مختلف و اغلب متضاد یكدیگر كه همگی حامی راهپیمایی بودند بر سر یك مطالبه محوری كه نوعی مطالبه اجرایی بود، به توافق رسیدند. در سپتامبر 2015، اسپانیا متعهد شده بود كه در طول دو سال پذیرای 17 هزارو337 پناهجو باشد اما یك سال و نیم پس از این تعهد تنها هزار و 100 نفر را پذیرفته‌ بود. شهر بارسلونا و دولت محلی كاتالونیا صرفا خواهان این بودند كه اسپانیا به وعده‌اش عمل كند.

این نخستین‌بار نیست كه در سال‌های اخیر دولت ماریانو راخوی به دورویی، مسامحه‌كاری یا خصومت آشكار نسبت به مردمی متهم می‌شود كه از بدبختی، مرگ و شكنجه می‌گریزند. در فوریه 2013 «گارد مدنی اسپانیا» در جریان شلیك 145 تیر پلاستیكی به گروهی از مهاجران آفریقای غربی، كه تلاش می‌كردند به طرف ساحل تراجال در سوتا (منطقه‌ای تحت تصرف اسپانیا در شمال آفریقا) شنا كنند، 15 نفر را كشت.

اخبار اعتراضات بارسلونا از سوی رسانه‌های بین‌المللی كه مشتاقانه چنین رویدادهای مثبتی را منتشر می‌كند مورد استقبال قرار گرفت. در وضعیتی كه برآمدن راست افراطی در اروپا و دونالد ترامپ در ایالات متحده، روزنامه‌نگاران را به نزاع و جنجال بر سر استعارات آخرالزمانی جدید سوق می‌دهد، تصویر بیش از150 هزار نفر از مردم كه خیابان‌های شهر اروپایی مهمی را برای مطالبه گشایش مرزهای اروپا تسخیر كرده‌اند، چشمه امیدی را در دل برهوت واقعیت مجسم می‌كند؛ برهوتی كه گرمای سوزان آن به سرعت رو به افزایش است. با این حال در مورد هر تصویر چشم‌نوازی از جمله این تصویر امیدبخش باید بپرسیم كه آنچه مشاهده می‌كنیم تا چه میزان بیانگر واقعیت است.

تلاش‌های مكرر بارسلونا برای اینكه خود را به عنوان شهری پیشرو و پناهگاهی امن برای پناهجویان به تصویر بكشد، با سركوب دستفروشان خیابانی مهاجر از سوی حكمرانی شهری جور در‌نمی‌آید. از سوی دیگر، در صحنه اعتراضات، احزاب سیاسی به دنبال این بودند كه معنای اعتراض را به نفع مقاصد خود مصادره كنند. این مقاصد عبارت بودند از ملت‌سازی در چارچوب فرایند استقلال كاتالونیا و شهرسازی در چارچوب پروژه شهری بارسلونای مشترك. اما این موضوع چندان جای تعجب ندارد؛ چراكه مساله در واقع طبیعت یك فرصت سیاسی و فرصت‌طلبی احزاب است.

برای جنبش‌های رهایی‌بخش پرسش اصلی این نیست كه آیا مقاصد احزاب به اندازه مقاصد خودشان اصیل است یا نه، بلكه پرسش مهم‌تر این است كه آیا احزاب می‌توانند از نتایج اجتماعی - اقتصادی اعتراضات استفاده كنند و جامعه را به سمت تغییر بنیادی حركت دهند یا خیر! شكاف عظیم میان پیام خوشامدگویی اعتراضات و سیاست‌هایی را كه از سوی دولت اتخاذ شده باید با یك محتوای رادیكال پر كرد و مشروعیت این محتوا كاملا به مشاركت گروه‌های مهاجر و پناهجو بستگی دارد. در صورت جدایی از این محتوا، هر نوع ادعا در این خصوص كه شهر مكانی پذیرا برای مهاجرین است، در بهترین حالت تو‌خالی و در بدترین حالت شك‌برانگیز و توهین‌آمیز است.

این رویكرد از سوی اتحادیه فروشندگان خیابانی و مبارزه‌جوترین گروه‌های حقوق مهاجران كاتالونیا اتخاذ شد كه به‌رغم بدگمانی‌های‌شان نسبت به بسیاری از حامیان مذكور، در راهپیمایی شركت كردند. آن‌ها از خلال همراهی منتقدانه‌شان پیام اعتراضات را به حدی وسعت بخشیدند كه نه‌تنها شامل آن پناهجویانی شود كه امیدوارند به آن‌جا برسند، بلكه همچنین مهاجرانی را در برمی‌گیرد كه از قبل در آن‌جا به سر می‌برند. مطالبات آن‌ها شامل تعطیلی بازداشتگاه‌های مهاجران، پایان دادن به تعقیب نژادپرستانه و خشونت ساختاری، لغو قانون ملیت‌های خارجی، و بسیاری مطالبات دیگر بود.

البته در این رویكرد خطراتی نیز وجود دارد. محتوای حقیقی‌تر اعتراضات ممكن است تحت تاثیر رضایت از خود قرار گیرد و از میان برود. پس از اعتراضات، شبكه‌های اجتماعی با شور و شوق همهمه‌ای راه ‌انداختند. افراد زیادی از این گفتند كه تا چه حد احساس غرور می‌كردند از این‌كه اهل جایی‌ هستند كه خواستار پناهجویان بیشتری بود. همچنین در آستانه راهپیمایی نقد طبقه سیاسی به طرز مشابهی غرورآفرین بود. جوردی اوول، شخصیت تلویزیونی مشهور، در حالی كه در كنسرت «خانه ما، خانه شما» برای جمعیت سخنرانی می‌كرد گفت: «در موضوع پناهجویان، جامعه ما، مردم و شهروندان، بسیار بسیار جلوتر از مقامات هستند».

این احساس برتری اخلاقی ممكن است جزء ذاتی فرایند تبدیل خشم اخلاقاً جایز به كنش معنادار و از پایین به بالا باشد، اما نمی‌تواند هدفی در خود شود. دست آخر چیزی كه اعتراضات مشابه اعتراضات 18 فوریه را ضروری می‌كند این نیست كه ما به عنوان مردم چقدر شكوهمندیم، بلكه این است كه چقدر از اینكه در جبهه «دژ اروپا» قرار بگیریم و نظاره‌گر سبعیتی باشیم كه به نام ما انجام می‌گیرد، شرمنده هستیم. اینكه در مورد این وضعیت صرفا ابراز تأسف كنیم كافی نیست، ما باید در عوض مسئولیت عمل در برابر این وضعیت را بر عهده گیریم.