قلمرو رفاه

رگ‌خواب؛ نقاب عشق و شکنندگی واقعیت

چگونه فیلم حمید نعمت‌الله کلیشه‌های عاشقانه و نابرابری‌های اجتماعی را به چالش می‌کشد

12 مهر 1404 - 19:13 | مرور فرهنگ
تنظیم نمایش متن

مینا (لیلا حاتمی) که برای گذران زندگی سخت به دنبال کار است با كامران (كورش تهامی) که مدیر یك فست‌فود بزرگ است آشنا می‌شود. پشتیبانی و حمایت كامران از مینا داستان را تا میانه‌ها به درامی عاشقانه نزدیک می‌كند. مینا در عین حال که عاشق است، به حمایت‌های مالی کامران وابسته شده، اما در واقعیت خود کامران از این حیث، وابسته به دختری است که صاحب فست‌فود است. مینا که باردار است، در شهر رها می‌شود...

لیلا حاتمی، کارگر ساده

نعمت‌‌الله را با «بوتیك» شناختیم، سپس «آرایش غلیظ» و «بی‌پولی»، حالا هم «رگ خواب» كه محصول سال 94 است. به نظر می‌رسد مشغله‌های فکری این کارگردان روشن است؛ ساخته‌های نعمت‌الله همیشه از منظر اجتماعی بحث‌برانگیزند. از این نگاه، بسیاری هنوز هم بوتیك (سال 82) را مهمترین و بهترین ساخته‌اش می‌دادند و بی‌پولی (سال 86) را شاید دورترین و ضعیف‌ترین آنها. رگ‌خواب هم در جشنواره فجر، حسابی سروصدا کرد و نظرات متفاوت و متعارضی به خود گرفت.

یك فیلم اجتماعی با شالوده‌ای سست‏ و داستانی كلیشه‌ای و زرد؟ یا پی‌رنگی محكم و روایتی باورپذیر؟ پرویز جاهد این فیلم را «شیك» و «مردم‌پسند»، اما به‌شدت «توخالی و قلابی» خواند كه بازی خوب لیلا حاتمی هم نتوانسته آن را بهتر كند. سعید قطبی‌زاده اما فیلم نعمت‌الله را «با‌ظرافت» و یك «عاشقانه‌» ایرانی خوب دانست. حال این عاشقانه چه خوب باشد چه بد، چند نکته‌ قابل توجه دارد؛ اول اینکه رگ خواب، اسطوره و كلیشه مرد نقابدار و دروغگو، زن شكننده و وابسته را با خود دارد که از فرط بزرگ‌نمایی آدم را یاد پاورقی‌های مجلات زرد می‌اندازد.

کامران مینا را پس زده است. مینا باردار است و بدون پول، زیر باران، کیسه‌ زباله‌ای روی سرش می‌کشد و در اتوبان سعی دارد خودکشی کند. خصوصا که حضور لیلا حاتمی فرانسه‌دان و پیانونواز مینای آواره را غیرقابل ‌باورتر می‌کند. سکانس دیگر در فرودگاه است؛ مینا از دور کامران را تماشا می‌کند که دست در دست زنی دیگر از گیت عبور می‌کند. خواننده موزیک متن همایون شجریان است که مدت‌هاست شنیده شده. شاید اگر آلبوم موسیقی رگ خواب و لیلا حاتمی را از فیلم بگیریم، نگاه تلخ همیشگی نعمت‌الله باورپذیرتر از این می‌شد.

 اتفاقا لیلا حاتمی -همراه مریلا زارعی- سیمرغ بلورین جشنواره‌ فجر سال گذشته را برای همین فیلم برد. تازه برخی می‌گفتند جایزه می‌بایست فقط به حاتمی داده می‌شد. لیلا حاتمی حتما بازیگر خوبی است، تا زمانی كه تعریف ما از بازیگری فقط اغراق در گریه کردن و عصبانیت و لرزش دست توأمان باشد. اگر هم چنین باشد، فیلمسازی چون نعمت‌الله كه قرابت خاصی با واقعیت‌های اجتماعی دارد، چه نیازی به استفاده از سوپراستارهای تیپیكال سینمایی دارد؟

تماشای فیلم تلخی مثل رگ‌خواب در سالن‌های پاساژی مانند کوروش یا چارسو تجربه‌ عجیبی است. بعد از دیدن فیلم، گذشتن از جلوی بوتیک‌ها و غذاخوری‌ها، که نگاه حریص دوربین نعمت‌الله در تمام روند داستان به دنبال آن بوده، حال عجیبی دارد. در این سبک تماشای فیلم که رفته رفته به یک استاندارد جا افتاده بدل می‌شود، تکلیف فیلم‌های اجتماعی از این دست هنوز هم مشخص نیست.

اینکه مخاطب این فیلم چه کسی است؟ شهروندانی که از لحاظ اقتصادی و اجتماعی هم‌رده مینای داستان هستند، برای تماشای فیلم باید از همین صف‌های فودکورت‌ها و فست‌فودها عبور کنند. به نظر می‌رسد پاساژها تجربه‌ دیدن فیلم‌های اجتماعی را دگرگون کرده‌اند.

رگ خواب (1394)

 تهیه‌کننده و کارگردان: حمید نعمت‌الله

بازیگران: لیلا حاتمی، كورش تهامی، الهام كردا، لیلا موسوی و...