قلمرو رفاه

از کاهش بارندگی تا بار سنگین‌تر زنان

هنگامی که کمبود آب و تعطیلی مراکز درمانی، بار مراقبت و تامین مایحتاج را به خانه منتقل می‌کند، این زنان و دختران هستند که با ساعت‌ها کار بی‌مزد اضافی، هزینه‌های سنگین‌تری برای بحران‌های اقلیمی می‌پردازند

11 آبان 1405 - 00:00 | توسعه پایدار
از کاهش بارندگی تا از دست رفتن معیشت
کامیار  فکور
کامیار فکور روزنامه‌نگار
تنظیم نمایش متن

خشکسالی پیش از آن که در آمار مهاجرت، سوءتغذیه یا افت تولید کشاورزی آشکار شود، می‌تواند در طولانی‌تر شدن یک روز کاری ظاهر شود. مثلا زنی که برای آوردن آب زودتر از خانه بیرون می‌رود، دختری که فرصت کمتری برای درس خواندن دارد، یا مراقبی که باید با آب و غذای کمتر از بیماری نگهداری کند. این تغییرات کوچک در برنامه روزانه، بخشی از سازوکار اجتماعی بحران‌اند. کاهش بارندگی، منابع در دسترس را محدود می‌کند. ساختار اقتصادی و تقسیم کار خانوادگی تعیین می‌کنند چه کسی برای جبران این کمبود، وقت و نیروی بیشتری صرف کند.

از همین رو، شدت خشکسالی به‌تنهایی میزان آسیب انسانی آن را توضیح نمی‌دهد. دو خانوار در یک منطقه ممکن است با کمبود مشابهی مواجه باشند، اما درآمد، دسترسی به شبکه آب، کیفیت خدمات عمومی و مسئولیت‌های مراقبتی، توان متفاوتی برای مواجهه با آن در اختیارشان بگذارد. درون هر خانوار نیز هزینه‌ها الزاماً برابر تقسیم نمی‌شود. آنجا که تأمین آب و غذا و مراقبت از کودکان، بیماران و سالمندان عمدتاً بر عهده زنان است، اختلال محیط‌زیستی می‌تواند مستقیماً به افزایش کار بی‌مزد آنان بینجامد.

گزارش گاردین از خشکسالی در پاپوآ گینه نو، تصویری از این فرایند می‌دهد. در پاپوآ گینه‌نو به خاطر پدیده‌ی ال‌نینو بسیاری از باغ‌های خانوادگی از بین رفته‌، منابع آب کاهش یافته و برخی خانواده‌ها غذای روزانه خود را به یک وعده محدود کرده‌اند. زنان و دخترانی نیز برای دسترسی به آب و غذا سه تا چهار ساعت باید پیاده‌روی کنند.

از کاهش بارندگی تا از دست رفتن معیشت

بارندگی امسال در برخی مناطق پاپوآ گینه نو از ماه اوت به بعد به کمتر از یک‌چهارم مقدار معمول رسیده است. ال‌نینو، از طریق تغییر گردش جو و الگوهای بارش در اقیانوس آرام، در شکل‌گیری این شرایط نقش داشته است. بااین‌حال، برای مشخص کردن نقش تغییرات اقلیمیِ انسانی در شدت یک خشکسالی، به تحقیقی نیاز داریم که تأثیر گرمایش زمین را از تغییرات طبیعی آب‌وهوا تفکیک کند.

برای فهم پیامدهای اجتماعی این رویداد، وابستگی معیشت به بارندگی اهمیت اساسی دارد. در کشاورزی معیشتی، محصول باغ خانوادگی هم مستقیماً مصرف می‌شود و هم ممکن است بخشی از درآمد خانواده را تأمین کند. خشک شدن باغ، بنابراین، دو مسیر دسترسی به غذا را همزمان مختل می‌کند؛ یعنی تولید خوراک کاهش می‌یابد و پول کمتری برای خرید جایگزین آن باقی می‌ماند.

به این ترتیب مشخص می‌شود چرا کمبود محصول می‌تواند به‌سرعت به ناامنی غذایی تبدیل شود. دسترسی به غذا تنها به حضور فیزیکی آن در منطقه محدود نمی‌شود، بلکه برخورداری خانوار از توان اقتصادی لازم برای تهیهٔ آن نیز مهم است. حتی اگر بازار همچنان فعال باشد، کاهش درآمد، افزایش هزینه رفت‌وآمد یا گرانی مواد غذایی می‌تواند دسترسی واقعی خانواده به خوراک کافی را محدود کند. تهیه یک وعده غذا به جست‌وجو، برنامه‌ریزی و کار بیشتری نیاز دارد. این افزایش کار غالباً در آمار خسارت کشاورزی دیده نمی‌شود، هرچند برای زندگی روزانه خانواده تعیین‌کننده است.

کمبود آب چگونه به «فقر زمانی» تبدیل می‌شود؟

یکی از مسیرهای اصلی انتقال فشار خشکسالی به زنان، افزایش زمان لازم برای تأمین نیازهای اولیه است. وقتی منبع نزدیک خانه خشک می‌شود، خانوار باید آب را از فاصله‌ی بیشتری بیاورد، مدت بیشتری در صف بماند یا برای تهیه آن هزینه کند. خانواده‌ای که توان خرید آب یا وسیله حمل‌ونقل ندارد، معمولاً ناچار است نیروی کار بیشتری به این کار اختصاص دهد.

اگر مسئولیت آوردن آب از پیش بر عهده زنان و دختران باشد، این نیاز تازه بر همان تقسیم کار موجود سوار می‌شود. پیامد آن می‌تواند «فقر زمانی» باشد. وضعیتی که در آن، پس از انجام کارهای ضروریِ مزدی و بی‌مزد، زمان کافی برای استراحت، آموزش، مراقبت از خود یا مشارکت اجتماعی باقی نمی‌ماند.

سه یا چهار ساعت رفت‌وآمد برای آب و غذا را باید در همین چارچوب فهمید. این زمان، هزینه فرصت دارد؛ یعنی صرف آن برای یک ضرورت، امکان فعالیت دیگری را کاهش می‌دهد. برای دختران ممکن است به اختلال در حضور مدرسه یا کاهش زمان مطالعه بینجامد. برای زنان می‌تواند فرصت اشتغال و کسب درآمد را محدود کند. کاهش درآمد نیز به نوبه خود توان خرید آب، غذا یا خدمات جایگزین را کمتر می‌کند. به این ترتیب، کمبود منابع و کمبود زمان می‌توانند یکدیگر را تشدید کنند.

البته این پیامدها برای همه‌ی زنان یکسان نیست. سن، وضعیت سلامت، درآمد، ترکیب خانوار و دسترسی به زیرساخت‌ها بر میزان فشار اثر می‌گذارد. زنی که همزمان از کودک خردسال یا بیمار مراقبت می‌کند، امکان کمتری برای جابه‌جا کردن ساعت‌های کار خود دارد. بنابراین، شمارش ساعت‌های صرف‌شده ضروری است، اما برای شناخت کامل فشار مراقبتی باید دید این ساعت‌ها در چه شرایطی و در کنار چه مسئولیت‌هایی می‌گذرد.

افزایش کار، کاهش سهم غذا

خشکسالی می‌تواند هم نیاز به کار جسمانی را افزایش دهد و هم منابع لازم برای حفظ سلامت را کاهش دهد. حمل آب در مسیرهای طولانی‌تر انرژی بیشتری می‌طلبد. کاهش تعداد وعده‌ها یا افت کیفیت رژیم غذایی، تأمین همین انرژی را دشوارتر می‌کند.

برخی زنان در پاپوآ گینه‌نو می‌گویند پس از دیگر اعضای خانواده غذا می‌خورند. این مشاهده را نباید بدون داده‌های بیشتر به همه خانوارها تعمیم داد، اما از نظر تحلیلی مهم است. دسترسی اعضای یک خانواده به غذا الزاماً برابر نیست. وقتی خوراک محدود باشد، ترتیب توزیع و اندازه سهم‌ها می‌تواند تعیین کند چه کسی بیشتر در معرض کم‌خوری قرار گیرد.

از این رو، سنجش امنیت غذایی در سطح خانوار، هرچند ضروری است، ممکن است بخشی از نابرابری را پنهان کند. دانستن اینکه یک خانواده روزانه چه مقدار غذا دارد، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد هر عضو چه مقدار از آن دریافت می‌کند. برای ارزیابی دقیق‌تر، باید کیفیت و مقدار غذای مصرفی افراد و نیازهای متفاوت آنان، از جمله در دوران بارداری و شیردهی، بررسی شود.

همین تمایز در سیاست‌گذاری نیز اهمیت دارد. کمک غذایی ممکن است دسترسی کلی خانوار را بهبود دهد، اما ارزیابی اثربخشی آن باید روشن کند آیا افراد آسیب‌پذیر درون خانواده نیز سهم کافی دریافت کرده‌اند.

وقتی خدمات عمومی عقب می‌نشینند

کمبود آب در پاپوآ گینه نو، فعالیت برخی مدارس و مراکز درمانی را نیز مختل کرده است. تعدادی ساعات کار خود را کاهش داده‌اند یا زودتر از موعد تعطیل شده‌اند و بعضی کلینیک‌ها پذیرش بیماران بستری را متوقف کرده‌اند. این اختلال، مسیر دیگری برای افزایش کار مراقبتی در خانه ایجاد می‌کند. نیاز بیمار با توقف پذیرش درمانگاه از بین نمی‌رود، بلکه ممکن است بدون امکانات و پشتیبانی کافی به خانواده منتقل شود. تعطیلی مدرسه نیز نیاز کودکان به نظارت و مراقبت روزانه را افزایش می‌دهد. در خانوارهایی که این مسئولیت‌ها عمدتاً زنانه تلقی می‌شوند، عقب‌نشینی خدمات عمومی به افزایش کار زنان می‌انجامد.

در عین حال، مراقبت خانگی لزوما نمی‌تواند جای خدمات تخصصی را بگیرد. ممکن است هم فشار بر مراقب بیشتر شود و هم بخشی از نیاز بیمار بی‌پاسخ بماند. بنابراین، هزینه تعطیلی یک مرکز درمانی را نمی‌توان فقط با تعداد خدمات ارائه‌نشده سنجید، بلکه زمان اضافی مراقبت در خانه، درآمد ازدست‌رفته مراقبان و پیامدهای تأخیر در درمان نیز اهمیت دارد.

کار خانگی و مراقبتی بی‌مزد، با وجود نقش اساسی در حفظ زندگی و سلامت، عموما در محاسبه تولید ناخالص داخلی منظور نمی‌شود. به همین دلیل، انتقال مسئولیت از خدمات عمومی به خانواده ممکن است در شاخص‌های متعارف اقتصادی کمتر از اندازه واقعی آن دیده شود.

طولانی‌تر شدن مسیر دسترسی به آب، بسته به شرایط محلی، می‌تواند مواجهه با خطر آزار را افزایش دهد. فشار معیشتی نیز ممکن است قدرت چانه‌زنی افراد را کاهش دهد و آنان را در موقعیت‌های ناامن قرار دهد. بااین‌حال، نباید رابطه‌ای ساده و اجتناب‌ناپذیر میان خشکسالی و خشونت فرض کرد. امنیت مسیرها، هنجارهای اجتماعی، حمایت قانونی و دسترسی به کمک، در شکل‌گیری این خطرها نقش دارد. گاردین در گزارش خود از موارد رابطه جنسی در برابر غذا یا پول گزارش داده است.

خشکسالی فراتر از یک بحران محیط‌زیستی یا افت کشاورزی است. با کمیابی آب و عقب‌نشینی خدمات عمومی، بار سنگین تامین مایحتاج و مراقبت خانگی بیشتر بر دوش زنان می‌افتد. این جابه‌جایی مسئولیت به فقر زمانی، توزیع نابرابر غذا و کار بی‌مزد بیشتر می‌انجامد. این روندی پنهان است که به وضوح می‌گوید آسیب‌های اقلیمی چگونه بر بستر نابرابری‌های جنسیتی عمل می‌کند.