قلمرو رفاه

بررسی دو گفتمان‌‌ رسمی و انتقادی در مواجهه با جنگ

سمیه توحیدلو در چهارمین نشست از سلسله‌نشست‌های «علوم اجتماعی در زمانه‌ی بحران» با اشاره به دو رویکرد گفتمانی در جریان جنگ عنوان می‌کند: روایت رسمی جنگ را رستاخیز تمدنی می‌بیند اما گرایش منتقد با پدیدارشناسی رنج، از لکنت رسانه‌ای و شکنندگی معیشت سخن می‌گوید

23 مهر 1405 - 00:00 | ویدئو
تنظیم نمایش متن

چهارمین نشست از سلسله‌نشست‌های «علوم اجتماعی در زمانه‌ی بحران» با موضوع «جامعه‌شناسی و جنگ»، دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵ در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. این نشست با همکاری اتحادیه انجمن‌های علوم اجتماعی ایران و انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد و در آن سه پژوهشگر و استاد علوم اجتماعی، نسبت جامعه‌شناسی با جنگ، بحران و تحولات اجتماعی ناشی از آن را بررسی کردند.

در ابتدا دکتر زهره بیات‌ریزی، استاد دانشگاه آلبرتا کانادا، در سخنرانی «جامعه‌شناسی به مثابه ورزش رزمی؛ نقش سیاسی جامعه‌شناسی در ایران» با الهام از تعبیر پی‌یر بوردیو، به ظرفیت جامعه‌شناسی برای شناخت سازوکارهای قدرت و مواجهه با بحران پرداخت. دکتر محمدرضا کلاهی، عضو مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم نیز در سخنرانی خود با عنوان «جنگ و علوم اجتماعی در ایران» به غیبت جنگ از دستور کار اندیشه‌ی اجتماعی ایران پرداخت. 

دکتر سمیه توحیدلو، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نیز در سخنرانی خود با عنوان «گفتمان‌های رقیب در علوم اجتماعی ایران در زمان جنگ» به بررسی دو رویکرد متفاوت به جنگ پرداخت و با تحلیل ۹۰ گفتار و متن نخبگانی، تفاوت میان گفتمان رسمی و گفتمان انتقادی در مواجهه با جنگ را تشریح کرد.

عکسی از دکتر توحیدلو در چهارمین نشست از سلسه نشست های جامعه شناسی در بحران

این جامعه‌شناس با بررسی دو رویکرد دوگانه در زمان جنگ خاطرنشان کرد: یک طرف با اتکا به الهیات مقاومت، عقلانیت حماسی و مدیریت قرارگاهی، جنگ را رسما رستاخیز تمدنی می‌بیند و طرف دیگر با پدیدارشناسی رنج، از شوک به زیست‌جهان، لکنت رسانه‌ای و شکنندگی معیشت سخن می‌گوید. او در ادامه با اشاره به پنج ساحت کلیدی شامل هستی‌شناسی و ماهیت جنگ، تعریف جامعه و هویت، حکمرانی، سوژه‌ی انسانی و افق آینده و صلح، چطور این دوگانه دو تصویر مختلف و کاملا رودرروی هم می‌سازد.

توحیدلو در ادامه افزود: بررسی 90 متن نخبگانی نشان می‌دهد در روایت رسمی جنگ از تمام پوسته‌ی مادی، خونین و فیزیکی تهی شده و به یک موقعیت استعلایی ارتقا پیدا می‌کند که جنگ در آن یک موهبت ایجابی تمدنی است. این موهبت جامعه را از رخوت صلح غافلانه و روزمرگی بیدار کرده و بستری را ایجاد کرده است تا اصالت امت بر شر مطلق اثبات شود.

به بیان او، در روایت رسمی، درستی تمام رویکردهای گذشته‌ی حاکمیت با وقوع جنگ اثبات می‌شود و جامعه‌شناسان باید نظراتشان را عوض کنند؛ درحالی‌که نخبگان منتقد معتقدند بدترین وضعیت برای جامعه تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است که در آن یک اکنون رخوتگر وجود دارد و افق دوردستی وجود ندارد.

لازم به ذکر است سلسله‌نشست‌های «علوم اجتماعی در زمانه‌ی بحران» با هدف گفت‌وگو و بازاندیشی درباره‌ی نقش و مسئولیت علوم اجتماعی در مواجهه با بحران‌های جامعه، به‌صورت یک هفته در میان برگزار می‌شود و تا پایان سال ادامه خواهد داشت.