درسهایی از چین برای حکمرانی اقتصادی ایران
در نشست «اصلاحات اقتصادی و ما»، علی حسینی اسفیدواجانی با نقد مدلهای کلاسیک رشد، نسخه یکسان را عامل ناکامی اقتصاد ایران دانست
دانلود ویدئو
نشست تخصصی «اصلاحات اقتصادی و ما» چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ با مشارکت نهادهای مدنی و علمی شامل مجله تحلیلی دقیقه، انجمن جامعهشناسی ایران و انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، در محل این انجمن برپا شد.
در این برنامه، کارشناسان و کنشگران برجسته اقتصاد و جامعهشناسی به تحلیل ابعاد واکنشهای اعتراضی جامعه پرداختند تا با شناخت دقیق چالشها، الگوهای تابآور، پایا و اثربخشی برای سیاستگذاری عمومی تدوین شود.
این هماندیشی با ارائه دیدگاهها و سخنرانی چهار چهره علمی و تخصصی پی گرفته شد؛ نوید رئیسی با نگاهی به اقتصاد سیاسی، شیرین احمدنیا در کسوت رئیس انجمن جامعهشناسی ایران، محسن استادعلی در مقام نویسنده و مستندساز، و علی حسینی اسفیدواجانی بهعنوان پژوهشگر سیستمهای پیچیده اقتصادی و اجتماعی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، به بحث و تبادل نظر پیرامون چارچوبهای نوین تصمیمسازی و حکمرانی پرداختند.
علی حسینی اسفیدواجانی، پژوهشگر سیستمهای پیچیده اقتصادی و اجتماعی، سخنان خود را با این نکته آغاز کرد که شناخت مسائل کشور با «حیرت» آغاز میشود و نظام حکمرانی نیز پیش از هر اقدامی باید وجود مشکل و واقعیت بحران را تمامکمال بپذیرد تا بهدنبال حل آن برود.
نقد دیدگاه سرراست به فرمول رشد اقتصادی
او با اشاره به تجربههای تکرارشدهی دهههای گذشته نظیر خصوصیسازی، تلاش برای مهار تورم، شعار« استقلال بانک مرکزی»، آزادسازی تجاری و حذف یارانهها تأکید کرد که هیچیک از این اقدامات بهتنهایی مسائل اقتصاد را حل نمیکند و فرمول رشد اقتصادی، برخلاف تصور تکنوکراتها، ساده و سرراست نیست.
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی برای نشاندادن تفاوت مسیر کشورها، پنج رویکرد کلان در ادبیات رشد را مرور کرد: مدل نئوکلاسیک سولو، انباشت سرمایه و سرمایهگذاری را عامل رشد میداند؛ اما به گفتهی او، «تجربه شوروی نشان میدهد که افزایش حجم سرمایه بهتنهایی کافی نیست.»
اقتصاد نهادگرایی جدید، بر اهمیت نهادهای فراگیر و ضرورت محدود کردن امکان ثروتاندوزی مافیای قدرت تأکید دارد. اقتصاد ساختاری سنتی، پیوند تنگاتنگی با حمایت از صنایع داخلی و جایگزینی واردات دارد؛ اما حمایت بیحدومرز میتواند به انحصار، محدودیت بازار و بحران بدهی بینجامد.
بسته اجماع واشنگتن و شوکدرمانی نیز، بر اساس نمونههایی از شیلی، برزیل، آرژانتین و روسیه، با پیامدهایی چون بیکاری، نابرابری و بحرانهای اجتماعی همراه بوده است.
اقتصاد ساختاری جدید؛ نسخهای برای ایران
در مقابل این رویکردها، حسینی بر نگاه اقتصاد ساختاری جدید تأکید کرد که معتقد است «هیچ نسخهای برای همه کشورها مناسب نیست» و سیاستگذاری باید با موهبتها، ساختارها و مزیتهای نسبی هر سرزمین سازگار باشد.
او تجربهی چین را نمونهای عینی از اصلاحات تدریجی و آزمایشی دانست؛ از جمله اجرای محدود سیاستها پیش از تعمیم سراسری، حفظ صنایع بزرگ و نقشآفرینی هدفمند دولت در رفع گلوگاههای زیرساختی و پشتیبانی از صادرات.
به اعتقاد این پژوهشگر سیستمهای پیچیده، ایران بهجای تکرار نسخههای ساده و وارداتی، به برنامهای متناسب با مزیتها و محدودیتهای خود نیاز دارد و حمایت از صنایع نیز باید به «رقابتپذیری مشروط و ساختاری» مشروط شود.