قلمرو رفاه

سایه سنگین آمار بر امکان انتخاب و حق زندگی

در نشست «اصلاحات اقتصادی و ما، با نمایش مستندهایی به تحلیل گره‌خوردگی شاخص‌های اقتصادی با امکان زندگی و والدگری در ایران پرداخته شد

14 آبان 1405 - 00:00 | ویدئو
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار
تنظیم نمایش متن

نشست «اصلاحات اقتصادی و ما» در روز چهارشنبه، ۲۲ مهر ۱۴۰۵، به‌صورت مشترک با همکاری مجله دقیقه، انجمن جامعه‌شناسی ایران و انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران در محل همین انجمن صنفی برگزار شد. در این نشست، کنشگران و متخصصان حوزه‌های اقتصاد و جامعه‌شناسی گرد هم آمدند تا با تحلیل واکنش‌های اعتراضی جامعه، الگوهای کارآمد، پایدار و تاب‌آوری را جهت بهبود فرآیند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری عمومی شناسایی کنند.

در این رویداد، چهار صاحب‌نظر به ایراد سخنرانی و تبادل نظر پرداختند که عبارت بودند از: محسن استادعلی (کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده سینمای مستند)، شیرین احمدنیا (رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران)، نوید رئیسی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی) و علی حسینی اسفیدواجانی (پژوهشگر سیستم‌های پیچیده و اقتصاد). هر یک از این سخنرانان دیدگاه‌ها و چارچوب‌های پیشنهادی خود را در راستای دستیابی به الگوهای مؤثر سیاست‌گذاری ارائه کردند.

محسن استادعلی، مستندساز و تهیه‌کننده سینما، طی سخنان خود در این نشست عنوان کرد که اقتصاد به‌وسیله شاخص‌هایی چون بیکاری، سطح درآمد، مسکن، فقر و مهاجرت پدیده‌ها را می‌سنجد، در حالی که سینمای مستند بازتاب می‌دهد که این شاخص‌ها در ابعاد عینی زندگی انسان‌ها چه مفهومی به خود می‌گیرند. محور اصلی ارائه او تحت عنوان «امکان زندگی کردن» و «امکان انتخاب» بود؛ موضوعاتی نظیر اینکه افراد در چه مکانی و در کنار چه کسی زندگی کنند و فرزندان خود را چگونه پرورش دهند.

او در بخش دیگری از صحبت‌های خود، سکانس‌هایی از دو اثر مستند را به نمایش گذاشت: فیلم «زنانگی» که روایتگر زندگی گروهی از زنان کارگر جنسی ساکن یک پناهگاه در شب‌هنگام است. در یکی از صحنه‌های این فیلم، شخصیت «سعیده» تلفنی با دخترش «غزاله» گفت‌وگو می‌کند؛ در حالی که دختر تمایل دارد نزد مادر بازگردد، سعیده برای تأمین مسکن و پذیرش او نیازمند شغل دیگر و مبلغ پیش‌پرداخت مسکن است. به گفته استادعلی، مسئله اصلی در اینجا صرفاً تمایل یا عدم‌تمایل دختر نیست، بلکه سلب یا برقراری «امکان مادر بودن» است.

وی همچنین با اشاره به فیلم «جایی برای زندگی» و شخصیت «عباس» که پس از جدایی از همسر در پانسیون سکونت دارد و برای ملاقات با فرزندش تماس می‌گیرد، تفاوت شرایط این دو شخصیت را چنین تشریح کرد: سعیده مکانی فیزیکی برای سکونت فرزندش ندارد، اما عباس در زندگی دخترش فاقد جایگاهی است که خود در آن قرار گیرد.

به تعبیر این مستندساز، آثار مستند گویای این حقیقت‌اند که مسکن و شغل چگونه به‌طور مستقیم با امکان داشتن خانواده، ایفای نقش والدگری و احساس تعلق داشتن گره خورده‌اند.