قلمرو رفاه

از کالاسازی مسکن تا نابرابری جهانی

چگونه سرمایه‌گذاری مالی مسکن را به ابزاری برای انباشت ثروت تبدیل کرده و مردم را بی‌خانمان می‌کند

15 شهریور 1404 - 08:00 | اقتصاد سیاسی
نوید وزوایی
نوید وزوایی پژوهشگر اجتماعي
تنظیم نمایش متن

 رحا لیلانی، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد امور مسکن، در گزارش خود به سازمان ملل، بر آثار ویرانگر حقوق بشری ناشی از گرایش جوامع به در نظر گرفتن مقوله مسکن به عنوان یک کالای مالی، به عوض خانه​ برای مردم، تاکید خواهد کرد. فرحا که از ماه می سال 2014 گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور مسکن و حقوق بشر بوده، گزارشی تاثیرگذار تهیه کرده که در اول ماه مارس آن را به سازمان ملل در ژنو ارائه می​کند. این گزارش شرحی مفصل از چرخشی در سال‌های اخیر مبنی بر سرمایه​گذاری مقادیر کلان سرمایه جهانی در بخش مسکن در مقام یک کالا به​دست می​دهد؛ سرمایه​گذاری​ای که مشخصا نقش محملی برای تامین امنیت ابزارهای مالی (financial instruments)، که در بازارهای جهانی مبادله می​شوند و وسیله​ای برای انباشت ثروت را ایفا کرده است. در مصاحبه​ای اختصاصی فرحا به گاردین چنین گفت: «مغازه‌ها و رستوران​ها در حال بسته شدن هستند» و «به سرعت شاهد از دست رفتن رونق هستیم».

فرحا خواستار اقدام دولت​ها در اقصی نقاط جهان است. او از آنها می‌خواهد که روابط خود را با سرمایه​گذاران خصوصی و نهادهای مالی بین​المللی بازتعریف کرده و در امر اداره بازارهای مالی به منظور اعاده حیثیت از مسکن به عنوان یک فرآورده اجتماعی (social good) تجدیدنظر کنند «و بنابراین حق انسانی داشتن مکانی برای زندگی ایمن و درخور شأن یک انسان را تضمین کنند». در ادامه برخی از یافته​های کلیدی گزارش ارائه می​شود.

ساختن خانه​های خالی

گزارش در مورد افزایش شمار «مساکن انسان​زدوده» هشدار می‌دهد: مسکنی که به جای ساخته شدن به منظور استفاده​ اجتماعی به عنوان یک کالای پربازده ساخته شده است. بخش قابل ​توجهی از خانه​های در تملک سرمایه​گذاران حقیقتا خالی مانده​اند. به عنوان مثال در ملبورن استرالیا، 82 هزار (یا یک پنجم) از واحدهای در تملک سرمایه​گذاران خالی هستند. بین سال​های 2013 تا 2014 در مناطقی که در اولویت سرمایه​گذاران ثروتمند خارجی قرار دارد، همچون محله​های مرفه​نشین چلسی و کنزینگتون در شهر لندن، شمار واحدهای خالی از سکنه 40 درصد افزایش داشته است. در چنین بازارهایی ارزش مسکن دیگر بر مبنای استفاده اجتماعی آن تعیین نمی​گردد. املاک صرفنظر از اینکه دارای سکنه یا خالی هستند دارای ارزشی برابرند، لذا فشاری به منظور تضمین مورد استفاده قرار گرفتن املاک وجود ندارد. آنها به قصد خالی ماندن و انباشت ارزش ساخته می​شوند، در حالی که همزمان بی​خانمانی مساله​ای جاری باقی می​ماند.

برای سرمایه​گذاران مالی، که برای امیال بازارهای پرریسک سوداگری خوراک تهیه می​کنند، درآمد متوسط ساکنان محلی و یا گونه مسکنی که آنها برای اقامت خود ترجیح می​دهند از اهمیت ناچیزی برخوردار است. چنین رویه​هایی به معنی جایگزینی مسکنی که به لحاظ محلی قابل تهیه و مورد نیاز است با مسکنی تجملی است که خالی می​ماند صرفا به این دلیل که برای به دست آوردن سودی عاجل مناسب است. به عنوان مثال، کنزینگتون و چلسی نقطه​ای طلایی برای ساخت مسکن تجملی است، با این حال منطقه دارای چهارمین رقم بالای خانوار در وضعیت معاصر اسکان در انگلستان است و همچنین بالاترین نرخ «استقرار خارج از منطقه» (یعنی وقتی مردمان بی​خانمان می​شوند آنها به تمامی به منطقه​ای دیگر نقل مکان می​کنند) را داراست.

تشدید نابرابری اجتماعی و نژادی

گزارش فرحا نشان می​دهد افزایش قیمت مسکن به عامل کلیدی افزایش نابرابری در ثروت بدل شده است. صاحبان املاک در محله‌های عمده شهری ثروتمندتر شده​اند در حالی که خانوارهای دارای درآمد کمتر فقیرتر شده​اند. پیمایش​ها در مورد اشخاص فوق‌ثروتمند نشان می​دهد که سهم سرمایه​گذاری آنها در بخش مسکن بیش از 50 درصد افزایش داشته است. معمول​ترین دلایل این اتفاق امکان به تعویق انداختن زمان فروش و حصول اطمینان از بازگشت سرمایه و در نتیجه محافظت از ثروت هستند. شاید بتوان قسمت اعظم «اقتصاد نابرابری» را برحسب نابرابری​های ثروت ناشی از سرمایه​گذاری در بخش مسکن تبیین کرد.

گزارش فرحا نشان می​دهد سرمایه​گذاری خصوصی همچنین بر ایجاد نابرابری و تبعیض فضایی در درون شهرها موثر بوده است. در آفریقای‌جنوبی، سرمایه​گذاری خصوصی در شهرها بسیاری از الگوهای تبعیض​آمیز نواحی مبتنی بر آپارتاید را تداوم بخشیده، به این شکل که خانوارهای مسلط و ثروتمند سفیدپوست مناطق نزدیک به مرکز را اشغال کرده​اند و سیاهان فقیرتر آفریقای جنوبی در حواشی سکونت دارند. این «عدم تناسب فضایی» که موجب راندن خانوارهای سیاه فقیر به مناطقی که در آن​ها فرصت​های شغلی نادر هستند می​شود، سبب‌ساز تثبیت فقر و نابرابری شده است. الگوهای مشابهی از رانده ​شدن نژادی از مراکز شهری و تبعیض را می​توان در شهرهای بزرگ ایالات‌متحده یافت.این مساله همچنین مولد تبعیض جنسیتی است: تحلیل​ها در استرالیا نشان داده کارگران زن مجرد دارای درآمد متوسط تنها استطاعت زندگی در یک مورد از حومه​های ملبورن را دارند و استطاعت زندگی در هیچ​یک از مناطق سیدنی را ندارند.

ریاضت و مالیه جهانی

گزارش فرحا خواستار اقدامی عاجل است. او از دولت​ها می​خواهد برای مردمانی که از رکود اقتصادی و بیکاری متاثر شده​اند مسکن فراهم کنند، اما بسیاری از دولت​ها گرفتار معیارهای ریاضت​کشانه​ای هستند که از سوی تامین​کنندگان اعتبار تحمیل می​شود. در نتیجه، آنها برنامه​های اسکان ارزان​قیمت را به شیوه​ای تاثر‌برانگیز کاهش داده یا کنار گذاشته​اند، مسکن اجتماعی را خصوصی کرده و دارایی​های ملکی را به صندوق​های سهامی خصوصی واگذار کرده​اند. گزارش مستدل می​سازد که بسیاری از دولت​ها نسبت به بازارهای فاقد مقررات بیش از حد حرمتگزار هستند و در نتیجه در امر پاسداری از حق برخورداری از مسکن مکفی شکست خورده​اند. یارانه‌های مالیاتی برای صاحبان خانه، بخشش​های مالیاتی برای سرمایه​گذاران، آزاد کردن نهادهای مالی به قید کفالت، به روند تبدیل شدن مسکن به یک کالای مالی یاری رسانده و آن را تقویت کرده است. فرحا نتیجه می​گیرد کلیه قوانین و سیاست​های مربوط به ضبط رهن، وامداری  و مسکن باید به منظور حصول اطمینان از تضمین و تفوق حق تامین مسکن مکفی مورد آزمون قرار گیرند. این امر باید شامل مقرراتی به منظور پیشگیری از هر نوع سیاست خلع ید باشد که منجر به بی​خانمانی می​شود.