قلمرو رفاه

زوایای پنهان اقتصاد سیاسی فرسایش

نوید رئیسی در نشست «اصلاحات اقتصادی و ما» عنوان کرد: فرسایش اقتصادی تنها مربوط به روندهای کاهنده مانند افزایش فقر و کاهش قدرت خرید نیست و معنای عمیق‌تری دارد

12 آبان 1405 - 08:00 | ویدئو
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار
تنظیم نمایش متن

نشست «اصلاحات اقتصادی و ما» روز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ با همکاری مشترک مجله دقیقه، انجمن جامعه‌شناسی ایران و انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، در محل این انجمن صنفی برپا شد. حاضران، کنشگران و کارشناسان دو حوزه اقتصاد و جامعه‌شناسی، به بررسی و واکاوی واکنش‌های اعتراضی جامعه پرداختند تا الگوهایی کارآمد، پایدار و تاب‌آور برای تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری عمومی بازشناسی شود.

این رویداد با سخنرانی و تبادل نظر چهار صاحب‌نظر همراه بود؛ نوید رئیسی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی)، شیرین احمدنیا (رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران)، محسن استادعلی (کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده سینمای مستند) و علی حسینی اسفیدواجانی (پژوهشگر سیستم‌های پیچیده و اقتصاد) هر یک دیدگاه‌ها و چارچوب‌های پیشنهادی خود را پیرامون الگوهای کارآمد تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری تبیین کردند. 

رئیسی، موضوع سخنرانی خود را «اقتصاد سیاسی فرسایش» از نیمه‌ی دهه‌ی 1380 معرفی کرد و افزود: فرسایش اصلی از نیمه‌ی دوم دههی 1380  آغاز شده، در دهه‌ی 1390 شتاب گرفته و از اواخر این دهه و سال‌های ۱۴۰۰ به بعد وارد مرحله بحران شده و متوسط نرخ رشد سالانه‌ی اقتصاد ایران از سال ۱۳۹۱ تاکنون حدود یک درصد بوده است.

او نقطه‌ی بحرانی این حدود دو دهه را بر روی «محاصره‌ی اقتصادی» قرار داد؛ محاصره‌ای که در ماه‌های اخیر به دنبال خصومت دولت آمریکا در قبال عرضه‌ی نفت‌خام ایران به بازارها و به ویژه صادرات این محصول به چین اعمال شده است. 

رئیسی معتقد است که فرسایش اقتصادی تنها مربوط به روندهای کاهنده مانند افزایش فقر و کاهش قدرت خرید نیست و معنای عمیق‌تری دارد. 

این پژوهشگر اقتصاد سیاسی با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، چهار تبیین از بحران موجود را مطرح کرد: تحلیل رسمی مقاومت، تحلیل فرسایش حکمرانی، تحلیل تکنوکراتیک و تحلیل مبتنی بر تغییر نظام سیاسی.

به اعتقاد او، مسئله‌ی کشور فراتر از یک بحران مقطعی است و در حوزه‌های اقتصاد، سیاست داخلی، جامعه و سیاست خارجی، روند مشترکی از فرسایش دیده می‌شود. بنابراین، نمی‌توان مشکلات را به یک سیاست اقتصادی خاص یا اصلاح قیمت‌ها محدود کرد.

او همچنین اداره کشور با برداشت از سرمایه‌های طبیعی، مصرف بالای انرژی، وضعیت منابع آب، گسترش فقر، آسیب‌پذیری و فساد را از نشانه‌های این روند دانست. از نظر او، مسئله‌ی اصلی اجتماعی در ارتباط با اقتصاد، از بین رفتن «افق اجتماعی» و فقدان چشم‌انداز در میان مردم است.

رئیسی سیاست داخلی را مهم‌ترین حوزه‌ی فرسایش دانست و به کاهش مشارکت انتخاباتی، افزایش فراگیری و شدت اعتراضات و تغییر شکاف سیاسی اشاره کرد. او معتقد است دیگری‌سازی و تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی، امکان مصالحه و تعریف فراگیری از منفعت ملی را تضعیف کرده است.

او تأکید کرد: اصلاح تکنیکی قیمت‌ها نتیجه نمی‌دهد و نقطه شروع تغییر باید خود نظام حکمرانی باشد، نه جامعه و قیمت بنزین. به اعتقاد او، نظام حکمرانی باید ابتدا در عملکرد و بودجه نهادهای خود تغییر ایجاد کند، به جامعه نشان دهد که قصد تغییر دارد و برای مردم چشم‌انداز بسازد.