قلمرو رفاه

هورالعظیم در انتظار سهراب

توسعه‌ی میدان نفتی سهراب در هورالعظیم، با وجود رد اولیه طرح، مجوز گرفته است؛ تصمیمی که با اعتراض بومیان و هشدار کارشناسان درباره‌ی تهدید تنوع زیستی، آلودگی و آسیب به معیشت همراه شده و سرنوشت تالاب را معلق گذاشته است

03 آبان 1405 - 00:00 | توسعه پایدار
تنظیم نمایش متن

سازمان حفاظت محیط‌زیست که آذر ۱۴۰۲ طرح نفتی سهراب را به‌دلیل خطر خشک‌شدن بخش‌های قابل‌توجهی از هورالعظیم رد کرده بود، ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ برای همان طرح مجوز صادر کرد. سرنوشت تالابی که زیستگاه جانوران، منبع معاش مردم و بخشی از چشم‌انداز طبیعی منطقه است، همچنان در ابهام مانده است.

میدان سهراب پنجمین میدان نفتی است که در هورالعظیم توسعه می‌یابد. چهار میدان پیشین آزادگان شمالی، آزادگان جنوبی، یاران شمالی و یاران جنوبی‌اند. قرارداد توسعه سهراب بیست‌ساله است و شامل بیش از بیست حلقه چاه، شش محوطه سرچاهی جدید یا پد، مرکز تفکیک، ایستگاه پمپاژ و ۵۸ کیلومتر خط لوله انتقال نفت می‌شود. «شرکت انرژی دانا» مجری و «شرکت مهندسی و توسعه نفت»، معروف به متن، کارفرمای پروژه معرفی شده است.

تأسیسات در مخزن شماره‌ی یک، در شمال تالاب، پیش‌بینی شده‌اند؛ بخشی که منتقدان آن را تنها قسمت آب‌دار و زیستگاهی هورالعظیم توصیف می‌کنند. از نگاه آنان، ارزیابی سهراب بدون درنظرگرفتن فشار چهار میدان دیگر، تصویری ناقص از وضعیت تالاب می‌دهد. مسئله فقط وسعت محوطه‌های جدید نیست؛ شبکه راه‌ها، خطوط انتقال و رفت‌وآمد نیز باید در کنار فعالیت‌های موجود بررسی شود. پرسش اصلی این است که تالاب چه ظرفیتی برای تحمل فشار تازه دارد و این ظرفیت چگونه سنجیده شده است؟

از رد طرح تا صدور مجوز

کمیته‌ی ارزیابی سازمان حفاظت محیط‌زیست در آذر ۱۴۰۲ طرح را به‌دلیل احتمال آسیب گسترده و خشکیدن بخش‌های قابل‌توجهی از تالاب رد کرد. دو سال و هشت ماه بعد، همین سازمان مجوز صادر کرد. فعالان محیط‌زیست و ساکنان بومی خواستار لغو آن شدند. بنا بر روایت ارائه‌شده، مجوز پیش از جلسات مشارکت عمومی و گفت‌وگوی کارشناسی صادر شد و نشست‌ها پس از آن برگزار شدند. این ترتیب، اهمیت مشارکت عمومی را به مرکز اختلاف آورده است. اگر تصمیم اصلی پیشاپیش گرفته شده باشد، باید روشن شود نظر مردم و کارشناسان چه امکانی برای تغییر آن دارد. همچنین مشخص نیست کدام اصلاحات، نگرانی‌های منجر به رد اولیه را برطرف کرده‌اند. انتشار دلایل رد، تغییرات طرح و شروط مجوز می‌تواند امکان مقایسه و داوری عمومی را فراهم کند. ناکافی‌بودن پیوست اجتماعی نیز نشان می‌دهد بحث تنها بر سر طراحی فنی تأسیسات نیست.

هور؛ میزبان نیمی از پرندگان خوزستان

هورالعظیم تالابی مرزی است که یک‌سوم آن در ایران و دوسومش در عراق قرار دارد. بر اساس آمار نقل‌شده، از ۴۱۱ گونه پرنده ثبت‌شده در خوزستان، بیش از ۳۰۰ گونه در این تالاب دیده شده‌اند. هورالعظیم بخشی از مسیر مهاجرت پرندگان میان آسیا، اروپا و آفریقاست و حفاظت از زیستگاه‌های آن اهمیتی فراتر از مرزهای محلی دارد. اردک مرمری، سسک نیزار خوزی، پلیکان سفید و اردک سرحنایی از پرندگان این زیستگاه‌اند. سمور آبی بین‌النهرین، موش دم‌دراز بین‌النهرین و لاک‌پشت فراتی نیز از جانوران کمیاب معرفی‌شده برای این پهنه‌اند.

آمار سرشماری زمستانه‌ی ۱۴۰۴ اهمیت تالاب را روشن‌تر می‌کند: از ۱۴۱ هزار و ۷۲۰ پرنده شمارش‌شده در خوزستان، نیمی در هورالعظیم بودند. با وجود این جایگاه، تالاب هنوز در فهرست رامسر ثبت نشده است. حفاظت از آن، صرف‌نظر از وضعیت ثبت بین‌المللی، نیازمند توجه به کیفیت زیستگاه، پیوستگی پهنه‌های آبی و امکان تغذیه، استراحت و زادآوری جانوران است.

صدا و نوری که پشت حصار نمی‌مانند

کارشناسان به گزارش ارزیابی آثار طرح نقدهایی وارد کرده‌اند؛ از جمله این‌که به آلودگی صوتی و نوری وزن کافی نداده است. تردد ماشین‌آلات سنگین، حفاری، جوشکاری، خاک‌برداری و کار دیزل‌ژنراتورها از منابع تولید صدا هستند. در اطلاعات ارائه‌شده، تراز صدای طرح بر پایه‌ی معیار ۷۰ دسی‌بل سنجیده شده، درحالی‌که منتقدان محدوده ۴۰ تا ۵۰ دسی‌بل را برای پرندگان مناسب می‌دانند. بااین‌حال، چون مقیاس دسی‌بل لگاریتمی است، نمی‌توان این اختلاف را صرفاً دو تا دوونیم برابر توصیف کرد.

گزارش، فاصله‌ی امن را بین ۱۰۰ تا ۱۸۰ متر برآورد کرده است. منتقدان می‌گویند انتشار صدا و نور به حصار پروژه محدود نمی‌شود و اعتبار این فاصله باید با شرایط واقعی زیستگاه سنجیده شود. انتقال فلرها به بیرون تالاب نیز همه منابع نور را حذف نمی‌کند؛ پروژکتورهای پدها همچنان محل نگرانی‌اند. اثر روشنایی شبانه بر رفتار پرندگان باید جداگانه بررسی شود، نه اینکه با جابه‌جایی فلرها پایان‌یافته تلقی شود.

این پیامدها تنها به دوره ساخت محدود نیستند و در بهره‌برداری نیز موضوعیت دارند. منتقدان معتقدند گزارش بیش از هر چیز بر آبگیری و حقابه متمرکز شده و اکولوژی را به حاشیه برده است. از این منظر، وجود آب شرط ضروری بقای تالاب است، اما کافی نیست. پهنه‌ای که آب دارد، ولی کیفیت زیستگاهی آن افت کرده، لزوماً همان کارکرد پیشین را برای جانوران و مردم نخواهد داشت.

رسوبات آلوده و پرسش‌های بی‌پاسخ

گزارش ارزیابی به وجود فلزات سنگین در رسوبات و احتمال افزایش آنها هنگام عملیات اشاره کرده، اما به گفته‌ی منتقدان، اثر این وضعیت بر آبزیان را بررسی نکرده است. آنان به صفحه‌ی ۷۷ گزارش استناد می‌کنند که در آن کادمیوم، مس، نیکل، سرب، وانادیوم و روی نام برده شده‌اند. مقدار برخی آلاینده‌ها در میدان‌های نفتی تا ۸۰ برابر حد مجاز اعلام شده است؛ ادعایی که برای تفسیر دقیق، به مشخص‌بودن محل نمونه‌برداری، نوع آلاینده و معیار مقایسه نیاز دارد. بانیان طرح می‌گویند پدها بیرون از خاکریز مرزی قرار دارند و بر ورود آب به تالاب اثری ندارند. این توضیح، ناظر بر مسیر ورود آب است و به‌تنهایی پاسخ همه نگرانی‌های مربوط به آلودگی، آشفتگی زیستگاه و آثار اجتماعی نیست. هرکدام از این موضوعات به شاخص‌های مستقل پایش و تعهدات روشن اجرایی نیاز دارند.

معیشت مردم در حاشیه‌ی تصمیمات

خشک‌شدن هور به دامداری، صیادی، کشاورزی و بوریابافی ضربه زده است. ساکنان از نرسیدن حقابه به پایین‌دست و پیامدهای ریزگرد و دود بر سلامت گلایه دارند. اشتغال نیز محور اصلی اعتراض‌هاست؛ جوانان بیکار می‌گویند نیروی غیربومی استخدام می‌شود و اعتراضشان با بازداشت و شکایت پاسخ گرفته است. پیوست اجتماعی زمانی معنا دارد که روشن کند چه کسانی زیان می‌بینند، جبران خسارت چگونه انجام می‌شود و مردم از چه مسیری می‌توانند شکایت کنند و شکایتشان به طور واقعی پیگیری شود. وعده‌ی اشتغال، بدون توضیح درباره‌ی سهم بومیان و دوام فرصت‌ها، پاسخ کاملی به آسیب معیشت نیست.

سرنوشت هورالعظیم نباید پشت مجوزهای مبهم و وعده‌های اشتغال پنهان بماند. پیش از ادامه توسعه سهراب، دلایل تغییر نظر سازمان حفاظت محیط‌زیست، ضمانت‌های حفاظت از تالاب و سهم واقعی مردم از منافع پروژه باید روشن شود. توسعه‌ای که هزینه‌اش نابودی زیستگاه و فرسایش معیشت جامعه محلی باشد، پیشرفت نیست؛ انتقال سود به امروز و تحمیل خسارت به نسل‌های آینده این سرزمین است.