چرا کارگر مهاجر در حوادث کار بینام است؟
کارگر مهاجری که شب حادثه بزرگراه آزادگان جان باخت به احتمال زیاد هیچ قرارداد کاری رسمی نداشت. تحت پوشش هیچ بیمهی مسئولیتی نبود و به احتمال زیاد حتی اگر زنده میماند، جرأت نمیکرد از کارفرمای خود شکایت کند
قلمرو رفاه: شب شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۵ در یکی از کارگاههای حاشیهی بزرگراه آزادگان تهران یک تانکر منفجر شد. به گزارش ایسنا، یک کارگر ۲۱ ساله در دم جان باخت و یک کارگر دیگر مصدوم شد (۱). گزارشهای رسمی نام کارگر جانباخته را اعلام نکردند. تنها یک برچسب در خبرها تکرار شد: «تبعهی خارجی» این مقاله به بررسی این خبر کوتاه میپردازد و نشان میدهد چگونه نظام گزارشدهی حوادث کار در ایران، کارگر مهاجر را حتی در لحظهی مرگ هم بینام رها میکند.
ساعت نوزده و یک دقیقه شب شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۵ بود که تانکر در کارگاهی در ابتدای جادهی فیروزبهرام نزدیک بزرگراه آزادگان تهران منفجر شد. به گزارش خبرگزاریها، دو ایستگاه آتشنشانی به محل اعزام شدند (۱). سخنگوی سازمان آتشنشانی تهران آقای جلال ملکی در تشریح این حادثه به تابناک گفت: تانکر ظاهراً خالی بود اما مواد باقیمانده در کف آن به بخار تبدیل شده بود (۲). کارگران در همان لحظه مشغول برشکاری و فرزکاری روی بدنه تانکر بودند. انفجار در یک آن رخ داد و تانکر شعلهور شد! کارگری که جان باخت ۲۱ سال داشت. خبرها فقط اشاره کردند او تبعهی خارجی بود.
یک خبر کوتاه و یک نام ناگفته
وقتی کارگر ایرانی بر اثر حادثهی کار جان میبازد معمولاً نام و سن و گاهی حتی عکس او در رسانهها منتشر میشود. خانوادهی او مصاحبه میکند و همکارانش از او میگویند، اما وقتی قربانی کارگر افغان یا کارگر مهاجر دیگر است خبر در حد تک جمله باقی میماند: «یک کارگر تبعهی خارجی».
این تفاوت در نحوهی گزارش فقط انتخابی روزنامهنگارانه ساده نیست بلکه بازتاب واقعیتی عمیقتر است. کارگر مهاجر در نظام اداری و رسانهای ایران از ابتدا یک عدد تعریف میشود نه یک فرد و زمانی که در حادثه ای جان میبازد صرفا یک رقم کم میشود!
از منظر ایمنی صنعتی، حادثه بزرگراه آزادگان نمونه ای کلاسیک از نقض یک اصل پایهای است. انجام عملیات حرارتی مانند برشکاری یا فرزکاری روی هر مخزنی که قبلاً مواد قابل اشتعال در خود داشته بدون آزمایش اتمسفر داخلی و بدون مجوز کار گرم یکی از پرتکرارترین علل انفجار در صنایع جهان است (۳). پیش از هر عملیات جوشکاری یا برشکاری روی هر مخزن یا تانکر باید غلظت بخارات قابل اشتعال اندازهگیری شود و فضای داخلی کاملاً تخلیه و پاکسازی شود (۳)، اما در این حادثه هیچ نشانهای از رعایت این مراحل در گزارشهای منتشرشده دیده نمیشود و کارگری که مشغول فرزکاری بود حتی نمیدانست روی چه چیزی کار میکند. این الگو در بسیاری از کارگاههای کوچک و غیررسمی تکرار میشود. کارگر مهاجر اغلب بدون آموزش فنی کافی و بدون دانستن ابعاد خطر واقعی به سادهترین و در عین حال پرمخاطرهترین کارها سپرده میشود. کسی از او نمیپرسد آیا میداند چه ریسکی زیر دستانش نهفته است؟
آماری که پشت کارگران بینام قرار دارد
در ایران سه نهاد رسمی آمار حوادث کار را منتشر میکنند؛ وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان پزشکی قانونی. نکتهی قابلتأمل این است که ارقام منتشرشده توسط این سه نهاد رسمی با یکدیگر اختلاف فاحشی دارند. وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی برای سال ۱۴۰۱ عدد ۷۱۱ کشته را اعلام کرد. سازمان پزشکی قانونی برای دقیقاً همان سال عدد 1900 کشته را گزارش داد (۴). چرا این دو عدد رسمی تا این اندازه با هم فاصله دارند؟ پاسخ را خود مسئولان دادهاند. آمار وزارت کار فقط کارگاههای رسمی و کارگران بیمهشده را دربرمیگیرد. آمار سازمان پزشکی قانونی اما تمام فوتشدگان ناشی از حوادث کار را ثبت میکند. از جمله کارگران بیمهنشده و اتباع خارجی (۴). این ارقام نشان میدهد نزدیک به دو برابر کارگرانی که در حوادث کار ایران جان میبازند اصلاً در آمار رسمی وزارت کار دیده نمیشوند. سهم بزرگی از همین فاصله آماری به کارگرانی شبیه همان جوان ۲۱ ساله بزرگراه آزادگان برمیگردد. کارگرانی که نه قرارداد رسمی دارند و نه بیمه و زمانی که چنین کارگری جان میبازد تنها در آمار کلیتر و کمجزئیاتتر پزشکی قانونی به یک عدد تبدیل میشود و نه در هیچ گزارش تفکیکشدهای که نشان دهد چند نفر از این قربانیان اساساً مهاجر بودهاند.
بدون قرارداد، بدون بیمه، بدون صدا
کارگر مهاجری که شب حادثه بزرگراه آزادگان جان باخت به احتمال زیاد هیچ قرارداد کاری رسمی نداشت. به احتمال زیاد تحت پوشش هیچ بیمهی مسئولیتی نبود و به احتمال زیاد حتی اگر زنده میماند، جرأت نمیکرد از کارفرمای خود شکایت کند. سازمان بینالمللی کار بارها تأکید کرده که ترس از اخراج و بازداشت از مهمترین عواملی است که کارگران مهاجر فاقد مدارک رسمی را از گزارش حوادث و شرایط ناایمن کار بازمیدارد (۵). این سکوت اجباری چرخه ای معیوب میسازد. کارگر گزارش نمیدهد، کارفرما هیچ فشاری برای اصلاح شرایط حس نمیکند و حادثه بعدی تنها زمان میخواهد.
رسانههای داخلی در بازتاب حوادث کار معمولاً به الگوی ثابت وفادارند. سن کارگر، ساعت دقیق حادثه، نام سخنگوی آتشنشانی یا اورژانس اما وقتی نوبت به قربانی میرسد اگر او ایرانی نباشد تمام هویتش در دو کلمه خلاصه میشود: تبعهی خارجی. این رویه حتی از نظر دقت خبری هم مشکلساز است. گزارشی که نمیگوید قربانی اهل کدام کشور بوده یا چند سال سابقه کار داشته عملاً امکان هیچ تحلیل ریشهای از علل تکرار این حوادث را هم از خواننده میگیرد. حذف نام فقط بیاحترامی نیست بلکه ضعف اساسی در گزارشگری حوادث کار هم هست. نهادهای رسمی ایمنی و بازرسی کار نیز در این زمینه سهم خود را دارند. تا زمانی که آمار رسمی حوادث کار بر اساس ملیت و وضعیت قرارداد تفکیک نشود هیچ تصویر درستی از ابعاد واقعی این بحران به دست نخواهد آمد.
راهکارها
نخستین گام الزام رسانهها و نهادهای رسمی به ثبت و اعلام حداقل اطلاعات پایه دربارهی هر قربانی حادثه کار است فارغ از ملیت او، این اطلاعات باید شامل سن و سابقه شغلی و نوع قرارداد کاری باشد. گام دوم ایجاد سازوکار رسمی برای ثبت آمار حوادث کار کارگران مهاجر بهصورت مستقل از نگرانیهای امنیتی و اقامتی است. گزارش حادثهی کار نباید بهخودیخود به شناسایی وضعیت اقامتی کارگر منجر شود. گام سوم الزام کارفرمایان به اجرای کامل پروتکلهای ایمنی کار گرم پیش از هرگونه عملیات جوشکاری یا برشکاری روی مخازن و تانکرها است. این الزام باید مستقل از رسمی یا غیررسمی بودن قرارداد کارگر اجرا شود.
کلام پایانی
وقتی علت واقعی حادثه بزرگراه آزادگان را کنار هم میگذاریم تصویر روشن میشود این حادثه نه اتفاقی عجیب بود و نه ریسک پیشبینینشده. فرزکاری و برشکاری روی تانکر فلزی بدون آزمایش اتمسفر داخلی و بدون مجوز رسمی کار گرم یکی از شناختهشدهترین و قابلپیشگیریترین علل انفجار در صنعت جهان است (۳). کارگری که آن شب روی تانکر کار میکرد به احتمال زیاد حتی نمیدانست چنین مجوزی اساساً باید وجود داشته باشد. علت حادثه صرفا تانکر با بخارات باقیمانده نبود بلکه غیبت یک پروتکل ساده و استاندارد ایمنی کار گرم در کارگاه کوچک حاشیهای بود و همین مشکل باید محور اصلی هر بررسی رسمی از این حادثه قرار گیرد نه فقط جمله ای کوتاه "انفجار تانکر رخ داد". کارگر بیست و یک سالهای که شب هفتم شهریور ۱۴۰۵ در بزرگراه آزادگان تهران جان باخت احتمالاً تا امروز هم نامی در هیچ گزارش رسمی ندارد. او یک عدد در آمار سالانه حوادث کار ایران باقی مانده است. عددی که حتی مشخص نیست در کدامیک از آمارهای متناقض وزارت کار یا پزشکی قانونی ثبت شده است. تا زمانی که نه نام قربانی اعلام شود و نه علت فنی حادثه با شفافیت کامل منتشر شود هیچ تضمینی وجود ندارد که حادثه بعدی در کارگاه بعدی برای کارگر بینام بعدی تکرار نشود.
منابع:
(۱) خبرگزاری ایسنا. گزارش حادثه انفجار تانکر در کارگاهی در بزرگراه آزادگان تهران شب شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۵ بازتابیافته در پایگاه خبری اعتماد آنلاین تاریخ انتشار هفتم شهریور ۱۴۰۵.
(۲) پایگاه خبری تابناک. گزارش انفجار مرگبار کارگاهی در بزرگراه آزادگان تهران و توضیحات جلال ملکی سخنگوی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهر تهران هفتم شهریور ۱۴۰۵.
(۳) اداره ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده آمریکا (OSHA). استاندارد کار گرم و الزامات آزمایش اتمسفر پیش از جوشکاری و برشکاری روی مخازن حاوی مواد قابل اشتعال. وزارت کار ایالات متحده آمریکا.
(۴) پایگاه خبری آفتاب به نقل از وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی و سازمان پزشکی قانونی کشور. گزارش مقایسه آمار رسمی کشتهشدگان حوادث کار در سال ۱۴۰۱ و دلایل اختلاف آماری میان این دو نهاد رسمی.
(۵) سازمان بینالمللی کار (ILO). ایمنی و بهداشت برای کارگران مهاجر و موانع گزارشدهی حوادث کار در میان کارگران فاقد مدارک رسمی.