قلمرو رفاه

مشکلات اقتصادی سبب پیروزی راست‌گرایان در شرق آلمان شد

«آنیکا تاشکه» معاون بخش تحلیل جامعه و آموزش سیاسی «بنیاد رزا لوکزامبورگ» معتقد است موفقیت حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت، بازتابی از مشکلات روزمره مردم در شرق آلمان است

22 شهریور 1405 - 11:15 | اقتصاد سیاسی
آنیکا تاشکه
آنیکا تاشکه معاون «مرکز تحلیل اجتماعی و آموزش سیاسی» و متخصص حوزه نئونازیسم در «بنیاد رزا لوکزامبورگ»
تنظیم نمایش متن

«بنیاد رزا لوکزامبورگ» در یادداشتی به قلم «آنیکا تاشکه» معاون بخش «تحلیل جامعه و آموزش سیاسی این بنیاد، به دلایل و ریشه‌های پیروزی حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان (AfD) پرداخته است. او می‌نویسد پیروزی این حزب راست‌گرا که در میان کارگران هم جا باز کرده است، بازتابی از مسائل اقتصادی در شرق آلمان است. 


ترجمه: امید خوارزمیان در نگاه اول، موفقیت انتخاباتی حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان (AfD) در زاکسن-آنهالت را می‌توان تکرار الگویی آشنا دانست: منطقه‌ای در شرق آلمان با مشکلات و فشارهای اقتصادی که در آن یک حزب قدرتمند راست‌گرا توانسته است حمایت زیادی به دست آورد اما بررسی دقیق‌تر نتایج انتخابات نشان می‌دهد که واقعیت پیچیده‌تر از این تصویر ساده است.

پایگاه رأی این حزب فقط در میان راست‌گرایان نیست؛ این حزب توانسته است در میان کارگران نیز جای پای محکمی پیدا کند و در میان افرادی که از سقوط اجتماعی و اقتصادی هراس دارند نیز جای خود را باز کند و بر یک برداشت عمومی تکیه کند: این‌که واقعیت زندگی مردم از نظر سیاسی به اندازه کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

در این میان، حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان مسائل اجتماعی را با تجربه‌های خاص شرق آلمان پیوند می‌دهد. ناامنی اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی و نگرانی از سقوط اجتماعی، با روایتی درباره شرق آلمان پیوند می‌خورند؛ روایتی که در آن تجربه محرومیت و بی‌اختیاری سیاسی همچنان تداوم دارد. در کنار این مسائل، مهاجرت و امنیت داخلی نیز به موضوعات محوری تبدیل شده‌اند. دقیقاً همین پیوند است که موفقیت این حزب را از نظر تحلیلی معنادار می‌کند: این حزب نارضایتی‌های متفاوت را در قالب روایتی سیاسی و مشترک گرد هم می‌آورد و هم‌زمان خود را به‌عنوان راه‌حلِ ظاهری این نارضایتی‌ها مطرح می‌کند.

"موفقیت انتخاباتی AfD نشان می‌دهد که این حزب تا چه اندازه توانسته است تعارضات اجتماعی، هویت شرق آلمان و سرخوردگی سیاسی را در خدمت یک پروژه برای کسب قدرتِ سیاسی به هم پیوند دهد."

دستاوردِ انتخاباتی AfD فقط نشانه‌یِ قدرت‌گیریِ این حزب نیست، بلکه گویای آن است که AfD تا چه اندازه توانسته است تعارضاتِ اجتماعی، هویتِ شرق آلمان و سرخوردگیِ سیاسی را به یک پروژه برای کسب قدرت سیاسی پیوند دهد. این حزب سرانجام با کسب حدود ۴۴ درصد آرا، قوی‌ترین نتیجه‌یِ خود را تاکنون در یک انتخابات ایالتی رقم زده است. در مقایسه با سال ۲۰۲۱، سهم آرای آن بیش از دو برابر شده است.

اما چگونه کار به اینجا رسید؟ در این میان، سه تحول اهمیت ویژه‌ای دارند: ریشه‌دواندن این حزب در خارج از شهرهای بزرگ، به نمایش گذاشتن عزم و اعتماد به‌ نفس این حزب برای دستیابی به قدرتِ سیاسی با رهبری نامزدِ اصلی آن، اولریش زیگموند، و نگاه راهبردی به زاکسن-آنهالت به‌عنوان نخستین گام در مسیر گسترش به ایالت‌های دیگر و سرانجام رسیدن به دولت فدرال.

برای AfD موضوع روشن است: این حزب اکنون خود را مأمور تشکیل دولت می‌داند. بااین‌حال، همان حزبی که در ماه‌های پایانی کارزارِ انتخاباتی، روایت پیروزی خود را با لحنی رادیکال مطرح می‌کرد، اکنون برای یافتن شریکِ ائتلافی، رویکردی بسیار ملایم‌تر در پیش گرفته است. AfD اکنون دیگر حاضر به همکاری با همه احزابی است که به دنبال پیشبرد کشور هستند و از این طریق می‌کوشد به دیوارِ آتش (مرزبندی احزاب دموکراتیک با AfD و عدم همکاری با آن) پایان دهد.

عملکرد ائتلاف زهرا واگن‌کنشت (BSW) در روزهای آینده سرنوشت‌ساز خواهد بود یا، آن‌گونه که گمانه‌زنی می‌شود، موضع برخی افراد در حزب  CDU (دموکرات مسیحی) که می‌توانند با حمایت از AfD، زمینه دستیابی این حزب به اکثریت مطلق را فراهم کنند. AfD حتی دیگر تشکیل دولت اقلیتی را نیز منتفی نمی‌داند؛ بنابراین، به احتمال قوی، نخست‌وزیر بعدی ایالت زاکسن-آنهالت از حزب AfD خواهد بود.

با بررسی الگوی رأی‌دهی در نتایج انتخابات اخیر، می‌توان به شکافی آشکار میان شهر و روستا پی برد. در حالی که حزب چپ و سبزها در شهرهایی مانند هاله و ماگدبورگ جایگاه خود را حفظ کرده‌اند، AfD در دیگر مناطق ایالت به نیروی سیاسی غالب تبدیل شده است.

از همین رو، کارزار انتخاباتی اولریش زیگموند، نامزد اصلی AfD، تنها به گردهمایی‌های بزرگ انتخاباتی و شیوه‌های مرسوم تبلیغات سیاسی متکی نبود؛ بلکه با برگزاری جشن‌های خانوادگی، گفت‌وگوهای رو ‌در‌ رو، دورهمی‌های کباب‌پزی، دیدار و گفت‌وگو با شهروندان و حتی گشت‌وگذار با موتورسیکلت افسانه‌ای سیمسون، ساخته‌شده در دوران آلمان شرقی، کوشید خود را به بطن زندگی روزمره مردم نزدیک کند. چنین شیوه‌هایی از ارتباط سیاسی، این تصور را ایجاد می‌کنند که AfD به مردم و زندگی روزمره آنها نزدیک است و خود را بخشی از جامعه محلی می‌داند.

این رویکرد از نظر راهبردی اهمیت زیادی داشته است. AfD در این چارچوب، مشکلات واقعی اقتصادی و اجتماعی را با یک روایت سیاسی پیوند داده و برای آنها تفسیر و راه‌حل سیاسی خاص خود را ارائه کرده است. مسائلی مانند دستمزدها، قیمت انرژی، زیرساخت‌ها و آینده مناطق روستایی، در گفتمان این حزب در کنار موضوعاتی مانند مهاجرت، ناتوانی دولت در حل مشکلات و تقابل میان «آنهایی که در بالا هستند» و «مردمِ اینجا» قرار گرفته‌اند.

AfD در همین مدت، در زمینه «منافع مردم شرق آلمان» و همچنین در حوزه‌های اقتصاد، سیاست پناهندگی و مهاجرت و «مبارزه با جرم و جنایت»، از نظر رأی‌دهندگان جایگاه و اعتبار قابل‌توجهی به دست آورده است. این حزب همچنین توانسته است مسائل مورد نظر خود را وارد فضای سیاسی کند و آنها را به موضوع بحث عمومی تبدیل کند. حضور پررنگ AfD در شبکه‌های اجتماعی و همچنین استفاده از رسانه‌های چاپی محلی، به این حزب امکان داده است موضوعات و مفاهیم مورد نظر خود را مطرح کند و گفتمان خاص خود را شکل دهد. در نتیجه، احزاب دیگر نیز در جریان کارزار انتخاباتی، در بسیاری موارد ناگزیر شده‌اند به همین موضوعات واکنش نشان دهند تا بتوانند توجه افکار عمومی را جلب کنند. به این ترتیب، AfD در عرصه سیاست و جامعه به نیرویی تبدیل شده است که توانسته نقش مهمی در تعیین موضوعات و مباحث سیاسی ایفا کند.

حال‌وهوای کارزار انتخاباتی نیز قابل‌توجه بوده است. زیگموند تلاش کرده است AfD را نه صرفاً به‌عنوان حزبی معترض، بلکه به‌عنوان نیرویی سیاسی که خود را برای تشکیل دولت آینده آماده می‌کند، معرفی کند. برخورد صمیمانه او با مردم، سلفی‌های متعدد و گفت‌وگوهای مستقیم با شهروندان، فضای امیدوارکننده‌ای از تغییر و اعتمادبه‌نفس ایجاد کرده است.

نحوه حضور و معرفی حزب، کارکردی سیاسی داشته است. چنین حضوری این تصور را تقویت کرده که تشکیل دولت ایالتی به رهبری AfD نه‌تنها ممکن، بلکه از هم‌اکنون محتمل است. زیگموند همچنین بارها از افزایش حمایت در میان کارکنان دستگاه دولتی سخن گفته است. او مدعی شده که برخی کارمندان دولت و کارکنان بخش عمومی، «درِ گوشی» به او گفته‌اند از روی کار آمدن دولت به رهبری AfD استقبال می‌کنند و حتی اطلاعاتی در اختیار حزب قرار می‌دهند. این ادعاها مستند نیستند، اما از نظر سیاسی اهمیت دارند؛ زیرا چنین اظهاراتی این تصور را به وجود می‌آورند که AfD از هم‌اکنون در نهادهای دولتی نیز از حمایت برخوردار است و به ساختارهای دولتی دسترسی دارد.

در همین راستا، قابل توجه است که حزب حتی پیش از برگزاری انتخابات، درباره بازآرایی نیروی انسانی در ساختار ایالتی بحث کرده بود. زیگموند از ۱۵۰ تا ۲۰۰ پست در دستگاه اداری و شرکت‌های دولتی ایالت سخن گفته است که در صورت به دست گرفتن قدرت از سوی AfD، می‌توانند با افراد جدیدی پر شوند. به این ترتیب، AfD خود را نه صرفاً به‌عنوان یک گزینه سیاسی، بلکه به‌عنوان حزبی معرفی کرده است که آماده است قدرت دولتی را عملاً در دست بگیرد و اعمال کند.

در عین حال، نباید چهره دوستانه AfD را با تعدیل برنامه سیاسی این حزب اشتباه گرفت. طرحی که حزب ایالتی از آن با عنوان «برنامه دولت» یاد می‌کند، لحنی اساساً تهاجمی دارد؛ لحنی که آن را به هانس-توماس تیلشنایدر، ایدئولوگ ارشد AfD در زاکسن-آنهالت، نسبت می‌دهند. این برنامه، از جمله، شامل مطالبات گسترده‌ای در حوزه سیاست مهاجرت و همچنین طرح موسوم به «بازمهاجرت» است. ارتباطات آشکار زیگموند با محافل نئونازی و حضور او در نشست جنجالی پوتسدام نیز در پسِ تصویری که از خود به‌عنوان «پدر آینده ایالت» - چهره‌ای صمیمی و همیشه خندان- ارائه می‌کند، کم‌رنگ می‌شوند.

به این ترتیب، چهره آرام و لحن ملایم زیگموند در ارتباط با مردم، در کنار برنامه‌ای افراطی و راست‌گرایانه قرار گرفته است. این هم‌زمانی می‌تواند محتوای افراطی برنامه سیاسی را پشت چهره‌ای معتدل و مردم‌پسند پنهان کند، آن را عادی و پذیرفتنی جلوه دهد و در نهایت راه را برای کسب قدرت و اجرای سیاست‌های افراطی هموار سازد. همین پیوند میان ظاهر میانه‌رو و برنامه‌ای افراطی، از نظر سیاسی بسیار خطرناک است.

AfD خود نیز این انتخابات را فراتر از یک انتخابات ایالتی و به مسئله‌ای در سطح ملی تبدیل کرده است. زیگموند از همان بهار اعلام کرده بود که قرار است تغییر سیاسی در آلمان از زاکسن-آنهالت آغاز شود. او اندکی پیش از انتخابات، پیروزی در انتخابات ایالتی را صراحتاً «گام نخست» خواند. آلیس وایدل و تینو کروپالا، رهبران فدرال حزب، نیز این انتخابات را برای آینده آلمان تعیین‌کننده دانسته‌اند.

زاکسن-آنهالت به آزمایشگاه سیاست تبدیل می‌شود؛ چرا که AfD در اینجا می‌تواند نشان دهد که می‌خواهد نه‌تنها یک نیروی اعتراضی در مقام اپوزیسیون، بلکه گزینه‌ای برای تشکیل دولت باشد .با این حال، هدف بلندمدت این حزب فراتر از این ایالت است. ایالت‌های دیگر شرق آلمان، دولت فدرال و در نهایت، کلیت نظم سیاسی کشور نیز در چشم‌انداز این راهبرد قرار دارند.

برای پیشبرد چنین راهبردی، استفاده از قدرت پارلمانی نیز اهمیت دارد. تجربه تورینگن نشان داده است که AfD، به‌عنوان یک حزب قدرتمند در اپوزیسیون، چگونه می‌تواند ائتلاف‌های شکننده دولتی را تحت فشار قرار دهد. درخواست مکرر برای رأی عدم اعتماد به ماریو فویگت، نخست‌وزیر ایالت، اگرچه به شکست انجامید، اما ائتلاف  CDU، BSW و SPD را وادار کرد موضع خود را روشن کند و وابستگی‌های درونی این ائتلاف را آشکار سازد. در زاکسن-آنهالت نیز دشواری تشکیل دولت، بحث‌های تازه‌ای درباره اکثریت‌های سیاسی و مدل‌های ائتلافی به راه خواهد انداخت، بحث‌هایی که به سطح دولت فدرال نیز کشیده خواهد شد.

پیام‌های اصلی AfD خطاب به CDU از همین حالا، یعنی کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتخابات، کاملاً روشن است: «دیوار آتش باید به تاریخ بپیوندد» و «اگر CDU می‌خواهد به حیات خود ادامه دهد، باید دست از سیاست‌های چپ‌گرایانه بردارد» (کروپالا، مصاحبه با دویچلندفونک، ۷ سپتامبر ۲۰۲۶).

رسوایی‌های مربوط به ارتباط با سازمان‌های راست‌افراطی و همچنین به‌کارگیری اعضای سابق تشکل نژادپرستانه «جوانان وفادار به میهن آلمان» نیز نتوانسته است به موقعیت انتخاباتی AfD آسیب بزند. ماجرای «خویشاوندسالاری» نیز تأثیر محسوسی بر حمایت از این حزب نداشته است. حتی چند روز پیش از انتخابات، یورش پلیس به سازمان ممنوعه و به‌شدت افراطی «جامعه نژادی انجمن باورهای ژرمنی برای ترویج شیوه زندگی مبتنی بر سرشت انسان» به تحقیقات قضایی انجامید؛ تحقیقاتی که دو سیاستمدار AfD نیز در کانون آن قرار گرفته‌اند. این دو نفر متهم شده‌اند که احتمالاً در یکی از برنامه‌های مرتبط با این سازمان ممنوعه شرکت داشته‌اند، اما هر دو این اتهام‌ها را رد کرده‌اند.

با این حال، این ماجرا تنها مورد از این دست نیست. برخی از اعضای سابق HDJ که این تشکل اکنون ممنوع شده است، در حال حاضر به‌عنوان کارکنان فراکسیون پارلمانی یا تشکیلات حزبی AfD در زاکسن-آنهالت فعالیت می‌کنند. تینو کروپالا نیز در مصاحبه‌ای، فعالیت‌های این افراد در آن دوره را صرفاً «خطاهای دوران جوانی» خوانده و از شدت گرایش‌های نژادی و راست‌افراطی این سازمان و اعضای آن کاسته است.

با وجود این مجموعه رسوایی‌ها و سوابق، حمایت رأی‌دهندگان از AfD به شکل محسوسی کاهش نیافته است. نتایج نظرسنجی infratest dimap تا حدی نشان می‌دهد چرا. ۸۷ درصد از رأی‌دهندگان AfD با این گزاره موافق‌اند: «البته چند سیاستمدار راست‌گرای افراطی در این حزب وجود دارند، اما در مجموع، این حزب بیشتر در میانه طیف سیاسی قرار دارد.» به نظر می‌رسد روایت «موارد استثنایی» در میان بخش بزرگی از رأی‌دهندگان پذیرفته شده است؛ در عین حال، بخشی از آنان نیز دست‌کم حاضرند وجود چهره‌ها و گرایش‌های راست‌افراطی در این حزب را بپذیرند.

از این رو، زاکسن-آنهالت برای AfD نه مقصد، بلکه نقطه آغاز است. نتیجه انتخابات نشان داده است که نارضایتی و اعتراض سیاسی می‌تواند به چشم‌اندازی واقعی برای کسب قدرت تبدیل شود. همین تحول، اهمیت مرحله بعدی را بیشتر می‌کند: رویارویی سیاسی پیشِ رو دیگر فقط بر سر آینده دولت در زاکسن-آنهالت نخواهد بود، بلکه بر سر این پرسش خواهد بود که آیا AfD می‌تواند موفقیت خود در این ایالت را به دیگر ایالت‌ها و در نهایت به سطح دولت فدرال گسترش دهد و از یک نیروی اعتراضی به قدرتی سراسری تبدیل شود.

پس از شب انتخابات و پیروزی چشمگیر یک حزب راستِ ‌افراطی در زاکسن-آنهالت، سخن گفتن از امید یا یافتن کلماتی برای دلگرمی دشوار است. با این حال، حتی در چنین شرایطی نیز هنوز می‌توان راه‌هایی برای کنش و مقابله پیدا کرد که برای مردم این منطقه تفاوتی تعیین‌کننده ایجاد کند:

  • همچنان با دقت تحولات زاکسن-آنهالت را دنبال کنیم و ببینیم چه نیروها و جریان‌هایی با یکدیگر همکاری می‌کنند، سیاست به کدام سو حرکت می‌کند و چه عواملی روند حرکت به‌سوی فاشیسم را تقویت می‌کنند.
  • بر پایه همین رصد و تحلیل، از کسانی حمایت کنیم که در محل زندگی و کار خود فعال‌اند و در عرصه اجتماعی و مدنی مشارکت دارند. از طرح‌ها، مراکز جوانان (AJZ) و حتی کوچک‌ترین گروه‌ها و ابتکارهای جامعه مدنی، چه از نظر سیاسی و چه از نظر مالی، پشتیبانی کنیم.
  • برای سازمان‌دهی و تدوین راهبردهای بلندمدت تلاش کنیم تا بتوان فضاهای همبستگی را در سطح محلی تقویت و حفظ کرد و در صورت نیاز، از نو ایجاد کرد.
  • تحولات ماکلنبورگ-فورپومرن و برلین را نیز از نزدیک دنبال کنیم؛ در هر دو ایالت، انتخابات در ۲۰ سپتامبر برگزار خواهد شد.


احزاب کنونی در آلمان به شرح زیر هستند:


Alternative für Deutschland (AfD)                                                  حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان                    

Bündnis Sahra Wagenknecht – Vernunft und Gerechtigkeit (BSW)  ائتلاف زهرا واگنکنشت – عقل و عدالت، حزبی چپگرا و ضدمهاجرت  

Christlich Demokratische Union Deutschlands (CDU )            اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان، حزب راست میانه و محافظه‌کار 

Sozialdemokratische Partei Deutschlands                                              (SPD) حزب سوسیال دمکرات آلمان                

Die Linke                                                                                 حزب چپ آلمان

Bündnis 90/Die Grünen                                      حزب سبز آلمان - محیط‌زیست‌گرا - ائتلاف سبزها و ائتلاف ۹۰


منبع:

https://www.rosalux.de/news/id/55194/sachsen-anhalt-politiklabor-der-afd