سه رهبر، سه تریبون، یک نام مشترک
روایت آماری از سخنرانیهای ترامپ، نتانیاهو و پزشکیان در سازمان ملل نشان میدهد کلمهی «ایران» محور مشترک در سخنان آنها بوده است
در تریبون مجمع عمومی سازمان ملل، سه رهبر سه زبان متفاوت دارند؛ اما وقتی فهرست پرتکرارترین واژههای هر سخنرانی را کنار هم میگذاریم، یک نام در هر سه فهرست تکرار میشود: ایران. این گزارش میکوشد نشان دهد این اشتراک چه معنایی دارد. ترامپ در سخنرانی اخیر خود ۱۵ بار از «ایران» نام برده؛ نتانیاهو ۱۱ بار؛ و پزشکیان ۲۹ بار. رتبه این واژه در فهرست هر سخنرانی هم گویاست: نزد پزشکیان، «ایران» رتبه نخست را دارد؛ نزد ترامپ رتبه پنجم؛ نزد نتانیاهو رتبه هفتم. یعنی برای پزشکیان، ایران محور صریح و اعلامشده است؛ برای دو رهبر دیگر در پسزمینهی دغدغههای اصلیشان.
از میان سی واژه پرتکرار فهرست ترامپ، غایب بزرگ «اسرائیل» است -نامی که حتی یکبار هم در فهرست او دیده نمیشود. این غیبت را میتوان نشانهی نوعی فاصلهگیری تاکتیکی خواند: ترامپ ترجیح داده در جایگاه یک قدرت جهانی سخن بگوید، نه مدافع رسمی یک رژیم متحد در خاورمیانه.

هرکس با نام خودش
پیش از پرداختن به «دیگری»، هر رهبر ابتدا خودش را نام میبرد. ترامپ ۳۱ بار «ایالات متحده» و ۱۸ بار «آمریکا» میگوید. نتانیاهو ۳۸ بار «اسرائیل» را تکرار میکند -و اگر مشتقات آن مثل «اسرائیلی» را هم اضافه کنیم، به ۴۷ بار میرسد. پزشکیان با ۲۹ بار «ایران»، در همین رده قرار میگیرد. نکته اینجاست که برای هر سه رهبر، فراوانی نام کشور خودشان از فراوانی «ایران» در سخن دو نفر دیگر هم بیشتر است؛ یعنی هر سه ابتدا به هویت خود میپردازند و سپس ایران را در کنار آن قرار میدهند -با این تفاوت که برای پزشکیان، این دو یک چیزند.

صلحی که در تلآویو رنگ باخت
شاید تکاندهندهترین عدد این مقایسه، مربوط به نتانیاهو باشد. واژه «صلح» در سخنرانی او در سال ۲۰۲۳ میلادی ۴۰ بار تکرار شده بود؛ در سخنرانی اخیرش، تنها ۳ بار. کاهشی نزدیک به ۹۳ درصد. برای فهم ساده این عدد: اگر در آن سال از هر سه جمله سخنرانی، یکی بهنوعی به صلح اشاره داشت، امروز این نسبت به یکی از هر چند صفحه رسیده است. در عوض، «تروریستها» (۱۳ بار)، «حماس» (۱۲ بار)، «جنگ» (۱۰ بار) و «غزه» (۹ بار) فضای غالب سخنرانی او را میسازند.

در همین حال، ترامپ گفتمانی آمریکامحور و قدرتمدار دارد که «حاکمیت» (۲۱ بار)، «نظامی» (۱۱ بار) و «فشار حداکثری» را کنار هم میچیند؛ تصویری که نه از صلح سخن میگوید و نه از دشمنی مشخص، بلکه از قدرت بهمثابهی زبان مستقل خودِ آمریکا.
مثلثی که رأسش جابهجا شد
برای پزشکیان -تنها رهبری که دادهای سهساله از او در دست است- میتوان واژگان را در سه دسته گروهبندی کرد: «قدرت و امنیت»، «صلح و دیپلماسی» و «مردم و عدالت». اگر این سه دسته را سه رأس یک مثلث فرض کنیم، هر سال یک نقطه معین در فضای میان این سه رأس خواهد داشت -نقطهای که هرچه به یک رأس نزدیکتر باشد، یعنی آن سال، آن خوشه بر گفتمان مسلطتر بوده است.
در ۱۴۰۳، نقطه نزدیک به رأس «مردم و عدالت» بود (نزدیک به ۲۸ درصد وزن گفتمان). در ۱۴۰۴، نقطه به سمت رأس «قدرت و امنیت» کشیده شد (۲۳ درصد). و در ۱۴۰۵، این نقطه تقریباً بهطور کامل کنار رأس قدرت نشست (۳۸ درصد) -یعنی رأس اصلی مثلث گفتمانی، در بازه سه سال، از «مردم» به «قدرت» منتقل شده است.

شباهت سالها: یک عدد آماری با یک هشدار
برای سنجش شباهت الگوی واژگانی هر دو سال، از «ضریب همبستگی پیرسون» استفاده شده ؛ عددی بین منفی یک و مثبت یک که هرچه به یک نزدیکتر باشد، یعنی واژههای پرتکرار یک سال، در سال دیگر هم پرتکرار بودهاند. این ضریب میان ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ برابر با ۰.۷۸ است و میان ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ برابر با ۰.۸۰؛ اما میان دورترین دو سال، ۱۴۰۳ و ۱۴۰۵، به ۰.۵۵ میرسد. بهبیان دیگر، سال ۱۴۰۴ در الگوی واژگانی خود، به هر دو سرِ طیف نزدیک است؛ نوعی سال میانی و انتقالی.
اما یک آزمون ساده، هشداری هم به همراه دارد: وقتی «ایران» -پرتکرارترین واژهی هر سه سال- از این محاسبه کنار گذاشته شود، همبستگی ۱۴۰۳ و ۱۴۰۵ از ۰.۵۵ به منفی ۰.۲۷ سقوط میکند. یعنی بخشی از این «شباهت» عددی، فقط ناشی از حضور یک واژه بسیار پرتکرار در هر دو فهرست بوده، نه شباهت واقعی در باقی واژگان. این یادآوری خوبی است که هیچ ضریب آماری، بهویژه در دادههای اندک، نباید بیبررسی و بهتنهایی مدرک قطعی گرفته شود.

غیبتهای حسابشده
گاهی نبودِ یک واژه، بهاندازه بودنش معنادار است. ترامپ «اسرائیل» را از فهرست خود کنار گذاشته؛ پزشکیان هم «غزه» و «فلسطین» را در سخنرانی اخیر خود کمرنگ کرده است. این دو غیبت را میتوان نوعی «سکوت متقابل» خواند: نه ترامپ میخواهد در جایگاه مدافع رسمی یک طرف خاص دیده شود، و نه پزشکیان میخواهد موضوع فلسطین را به محور اصلی سخن خود بدل کند. در نقطه مقابل، نتانیاهو دقیقاً برعکس عمل کرده: با ۳۸ بار «اسرائیل» و ۹ بار «فلسطینی»، او نهتنها از این حذف پرهیز کرده، بلکه هویت طرف مقابل را هم در قالب واژهی «تروریست» بازتعریف کرده است.
در همین راستا، یکی از صریحترین نمونههای واکنش کلامی در این سهگانه، جهش ناگهانی واژهی «تروریست» در سخنرانی پزشکیان است -از غیاب کامل در ۱۴۰۴ به ۱۴ بار در ۱۴۰۵، درست همزمان با اتهامزنیِ رئیسجمهور آمریکا. پزشکیان در پاسخ، همان برچسب را وارونه کرد و آمریکا و اسرائیل را با عنوان «تروریست» خطاب قرار داد؛ راهبردی که هستهی مرکزی گفتمان مقاومتِ سال ۱۴۰۵ را شکل میدهد.

گفتمان واکنشی یا ابتکاری؟
وقتی این دادهها را کنار هم میگذاریم، سه نتیجه بهدست میآید:
نخست این که بخش قابلتوجهی از جهشهای گفتمانی پزشکیان بهویژه واژههای «تروریست»، «دفاع» و «آمریکا» در ۱۴۰۵ دقیقاً همزمان با فشار بیرونی (اتهامزنی و تشدید تحریم) رخ دادهاند؛ الگویی که آن را بیشتر واکنشی نشان میدهد تا ابتکاری. در مقابل، گفتمان ترامپ و نتانیاهو در همین بازه، شکلی فعالتر و تهاجمیتر دارد.
دوم، ایران همزمان فرصت و تنگنای گفتمانی هر سه طرف است: محوریتش برای هر سه رهبر، اهمیت ژئوپلیتیک بالای آن را تأیید میکند؛ اما همین تمرکز افراطی، فضای دیپلماتیک را به میدان تقابل دوگانه بدل کرده که در آن تعامل سازنده دشوارتر میشود.
سوم، زبان صلح از هیچکدام از این سه گفتمان بهکلی حذف نشده، هرچند به حاشیه رانده شده است. در فهرست پزشکیان در ۱۴۰۵، «مذاکره» (۷ بار)، «گفتگو» (۴ بار) و «صلح» (۹ بار) هنوز حضور دارند؛ فقط دیگر در صدر فهرست نیستند.
سخن آخر
سازمان ملل، دستکم از دریچه این سه سخنرانی، فقط یک تریبون دیپلماتیک نیست؛ میدانی است که در آن روایتها با هم رقابت میکنند. ترامپ با محور «آمریکا» و زبان قدرت، نتانیاهو با محور «اسرائیل» و زبان امنیتی-تقابلی، و پزشکیان با محور «ایران» و زبانی که در سه سال از دفاع انسانی به دفاع امنیتی رسیده -هر سه، روایتی از جهان میسازند که ایران در مرکز مشترک همهی آنهاست. با این همه، باید در تفسیر این اعداد محتاط بود. آنچه این دادهها نشان میدهند، تغییر در برجستگی و اولویتبندی موضوعات در متن یک سخنرانی رسمی است؛ نه لزوماً اثبات تغییر باور شخصی، نیت واقعی یا سیاست عملیِ هیچیک از این سه رهبر. غیبت یک واژه از فهرست سیتایی هم بهمعنای حذف آن از سخنرانی نیست. تعبیر دقیقتر این نیست که «صلح از این گفتمانها رخت بربسته»، بلکه این است که در سایهی وزن روزافزون واژگان قدرت و امنیت، صدای صلح ضعیفتر شنیده میشود.