قلمرو رفاه

چرا حذف یارانه‌ی دهک‌های بالا به صلاح نیست؟

اختلاف بین سازمان برنامه و بودجه و وزارت رفاه بر سر حذف یارانه‌ی دهک‌های بالا به یکی از چالش‌های دولت چهاردهم تبدیل شده است. این یادداشت نشان می‌دهد چرا این سیاست در شرایط کنونی به صلاح کشور نیست

04 مهر 1405 - 11:10 | اقتصاد سیاسی
چرا حذف یارانه‌ی دهک‌های بالا به صلاح نیست؟
سعیده شفیعی
سعیده شفیعی پژوهشگر اقتصادی و روزنامه‌نگار
تنظیم نمایش متن

دولت سیزدهم پس از حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی، طرح کالابرگ الکترونیک را برای حمایت از سبد خوراکی خانوارها کلید زد. این سیاست ابتدا در اردیبهشت ماه 1401 با حذف ارز ترجیحی 4200 تومانی اجرا شد. دولت چهاردهم نیز در دی ماه سال گذشته پس از حذف ارز کالاهای اساسی، به ازای هر فرد مبلغ یک میلیون تومان در قالب کالابرگ در نظر گرفت. چندی قبل محمدجعفر قائم‌پناه معاون اجرایی رییس‌جمهوری در سخنانی گفت در این مدت بیش از 600 همت در قالب کالابرگ به مردم پرداخت شده است. هم‌اکنون پس از 9 ماه شیوه‌ی پرداخت یارانه‌ی کالاهای اساسی در قالب کالابرگ به اختلاف سازمان برنامه و بودجه و وزارت رفاه منجر شده است. سازمان برنامه با تاکید بر محدودیت منابع بر حذف سه دهک‌ بالا اصرار می‌ورزد اما وزارت رفاه این سیاست را در شرایط کنونی به صلاح نمی‌داند. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی استدلال وزارت رفاه به چهار دلیل منطقی به نظر می‌رسد.

خطای سیستمی و آماری

پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان به‌عنوان هسته‌ی مرکزی تصمیم‌گیری برای آزمون وسع، دهک‌بندی و هدفمندسازی یارانه‌ها طراحی شده است. هدف این پایگاه، گردآوری داده‌های شهروندان برای شناسایی دقیق دهک‌های درآمدی است اما در اجرا، این سامانه با اختلالاتی مواجه است. هر چند این سامانه‌ به مرور در حال به‌روزرسانی و بهبود بوده است اما هنوز از ضعف‌هایی برخوردار است. به عنوان نمونه، داده‌های مالی متصل به سامانه بر اساس تراکنش‌های بانکی یا حساب‌های بانکی تعریف شده‌اند، در حالی که در بسیاری از موارد حساب‌های بانکی شخصی برای کارهای کاری، شرکتی، تجاری یا تنخواه‌گردانی استفاده می‌شود اما سامانه آن را به‌عنوان «درآمد واقعی یا تراکنش شخصی» خانوار محاسبه می‌کند.

علاوه بر این، داده‌ها با تاخیرهای گاه چند ماهه یا چند ساله در پایگاه وارد می‌شوند. این مساله باعث می‌شود تغییرات ناگهانی در وضعیت اقتصادی خانوارها (مانند بیکاری، بیماری صعب‌العلاج، یا ورشکستگی) در دهک‌بندی لحاظ نشود. از طرف دیگر، فرمول‌های آزمون وسع به‌سرعت تحت تاثیر تورم قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر وقتی تراکنش یا دارایی به‌صورت ریالی رشد می‌کند قدرت خرید واقعی افزایش پیدا نکرده اما فرد در الگوریتم به دهک‌های بالاتر منتقل می‌شود که به آن «تورم دهکی» گفته می‌شود. مهم‌تر از همه این که این پایگاه مبتنی بر داده‌های کمی است و فاقد سازوکاری برای ارزیابی‌های کیفی مانند هزینه‌های درمان، بدهی‌های معوقه سنگین یا بحران‌های ناگهانی مالی است.

تله‌ی طبقه متوسط

باید توجه داشت در اقتصادهای تورمی، فاصله میان دهک‌های ۷ و ۸ با دهک‌های 9 و ۱۰ از نظر کیفی بسیار کم است. طبقه متوسط به‌دلیل هزینه‌های بالای آموزش، درمان و مسکن در کلان‌شهرها آسیب‌پذیر است. قطع یارانه این گروه، روند سقوط آن‌ها به طبقات پایین‌تر را سرعت می‌دهد. همچنین به‌دلیل وجود اقتصاد غیررسمی، تورم سریع و خطاهای داده‌ای، همواره بخشی از افراد طبقات متوسط رو به پایین به اشتباه در دهک‌های بالا طبقه‌بندی می‌شوند و حذف یارانه‌ی دهک‌های بالا بخشی از گروه هدف را نادیده می‌گیرد. از طرف دیگر وقتی سطح درآمدی مشخصی برای قطع یارانه تعیین می‌شود، فردی که یک ریال بالاتر از آن قرار دارد کلا محروم می‌شود و فردی که یک ریال زیر آن است یارانه می‌گیرد، که این موضوع نوعی رفتار غیرمنصفانه‌ی رفاهی است.

هزینه‌های بالای اجرایی و اداری

در ادبیات سیاستگذاری عمومی، در بسیاری از موارد عدم اجرای یک سیاست به این دلیل است که اجرای آن از آثار مثبتش پرهزینه‌تر است. در مورد حذف یارانه‌ی دهک‌های بالا نیز این موضوع صادق است. در جریان شکل‌گیری سامانه‌های شناسایی، آزمون وسع، رسیدگی به پرونده‌های اعتراض و به‌روزرسانی مداوم داده‌ها، هزینه‌های اداری و اجرایی سنگینی به دولت تحمیل می‌شود که گاهی با بخش قابل توجهی از منابع حاصل از حذف یارانه برابری می‌کند و از منظر اقتصادی به‌صرفه نیست.

تشدید اقتصاد غیررسمی

وقتی ملاک حذف یارانه یا خدمات، داشتن گردش مالی یا ثبت دارایی باشد، افراد انگیزه پیدا می‌کنند معاملات خود را غیررسمی کنند. درواقع آنها با استفاده از نقدینگی، طلا، رمزارز یا حساب‌های اجاره‌ای تلاش می‌کنند تا در دهک‌های بالا قرار نگیرند که این امر شفافیت کل سیستم مالی کشور را کاهش می‌دهد. ضمن این که اقشار پردرآمد و دهک‌های بالا معمولا بیشترین میزان مالیات مستقیم و غیرمستقیم را به دولت پرداخت می‌کنند. هر چند مبلغ یارانه در مقابل درآمد این افراد رقم ناچیزی است اما وقتی دولت خدمات رفاهی مانند یارانه‌ی این قشر را قطع می‌کند، این احساس شکل می‌گیرد که آن‌ها تنها تأمین‌کننده‌ی بودجه هستند بدون این که از مزایای حقوق شهروندی شوند. این مساله انگیزه برای پرداخت مالیات را از سوی این گروه کاهش می‌دهد و سبب رشد فرار مالیاتی، انتقال سرمایه به بخش غیررسمی یا خروج دارایی از کشور می‌شود.

کلام آخر

اگرچه از منظر مدیریت منابع، حذف یارانه‌‌ی دهک‌های بالا منطقی به نظر می‌رسد اما از دیدگاه اقتصاد سیاسی، استدلال‌ها و دلایل متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد چرا حذف دهک‌های بالا می‌تواند پیامدهای منفی غیرمنتظره‌ای داشته باشد و نباید انجام شود. گذشته از دلایل مطرح‌شده در بالا، تقسیم جامعه به «یارانه‌بگیران» و «پرداخت‌کنندگان» به شکاف‌های اجتماعی و خشم طبقاتی دامن می‌زند. وضعیتی که در شرایط کنونی جامعه به هیچ عنوان به‌صلاح نیست. درنهایت باید گفت برنامه‌های رفاهی دولت‌ها زمانی تاثیر بلندمدت دارند که تمام جامعه (از جمله طبقه متوسط و مرفه) خود را ذی‌نفع آن بدانند. وقتی برنامه‌ای صرفا منحصر به فقرا می‌شود، به مرور زمان حمایت طبقه‌ی متوسط را از دست داده، کیفیت آن افت می‌کند و در نوسانات سیاسی به‌راحتی حذف می‌شود.