قلمرو رفاه

تامین اجتماعی؛ از حمایت موردی تا مسئولیت جمعی

تأمین اجتماعی حاصل تحول تدریجی از ایده‌ی حمایت موردی از افراد نیازمند به سمت پذیرش یک مسئولیت سازمان‌یافته و جمعی است

12 مهر 1405 - 14:00 | سیاست‌گذاری اجتماعی
تامین اجتماعی؛ از حمایت موردی تا مسئولیت جمعی
بهزاد قره خانی
بهزاد قره خانی پژوهشگر حوزه حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی
تنظیم نمایش متن

مبانی فکری تأمین اجتماعی را می‌توان در تحول اندیشه‌های مربوط به آزادی، عدالت، همبستگی اجتماعی و مسئولیت متقابل افراد و دولت نیز جست‌وجو کرد. در فلسفه‌ی سیاسی هگل، جامعه‌ی مدنی عرصه‌ای است که در آن افراد برای تأمین نیازهای خود و تحقق منافع خود به یکدیگر وابسته می‌شوند. بااین‌حال، گسترش تقسیم کار و سازوکارهای اقتصادی می‌تواند به فقر و محرومیت بخشی از جامعه منجر شود. هگل از این منظر، فقر را صرفاً مساله‌ای فردی نمی‌داند و بر ضرورت مداخله‌ی عمومی برای مقابله با آن تأکید می‌کند؛ به‌گونه‌ای که جامعه باید برای فقر "راه‌حل عمومی [1]" بیابد و حمایت از افراد نیازمند صرفاً به کمک‌های موردی و اتفاقی محدود نشود[2] (هگل،1896/1821؛ §245-241) [3].

در ادامه‌ی این مسیر، دورکیم با طرح مفهوم «همبستگی ارگانیک» [4] نشان داد که با افزایش تقسیم کار، وابستگی متقابل افراد افزایش می‌یابد و استمرار جامعه، به سازوکارهایی برای تنظیم این روابط و حمایت متقابل نیازمند می‌شود (دورکیم، 1933/1893) [5]. این ایده در شکل‌گیری نگاه اجتماعی به مخاطراتی مانند بیماری، بیکاری، سالمندی و فقدان درآمد اهمیت یافت. مخاطراتی که دیگر صرفاً مساله‌ی فردی تلقی نمی‌شوند، بلکه پیامدهای اجتماعی زندگی جمعی محسوب می‌شوند.

در صورت‌بندی مارشال (1950) از مفهوم شهروندی، این بحث صورت حقوقی روشن‌تری پیدا می‌کند. مارشال حقوق اجتماعی را شامل برخورداری از سطحی [حداقلی [6]] از رفاه و امنیت اقتصادی و امکان مشارکت در میراث اجتماعی جامعه می‌داند. بنابراین، برخورداری از حمایت اجتماعی بخشی از حقوق شهروندی تلقی می‌شود. رالز (1971) نیز در نظریه‌ی عدالت [7]، با طرح مفهوم «حداقل اجتماعی» [8]، بر ضرورت تضمین سطحی حداقلی از رفاه و حمایت در برابر نیازهای افراد در چارچوب یک جامعه‌ی عادلانه تأکید می‌کند و برای دولت در تأمین این حداقل و پاسخ‌گویی به مطالبات ناشی از نیاز، نقش قائل می‌شود.

دِرِز و سن (1991) نیز با انتقال بحث از درآمد و منابع به «قابلیت‌ها » [9]، بر این نکته تأکید دارند که سیاست‌های اجتماعی باید توانایی واقعی افراد برای برخورداری از زندگی مطلوب و مقابله با محرومیت را افزایش دهند. به زعم این اندیشمندان، این رویکرد کلی، چشم‌اندازی برای سیاست‌گذاری فراهم می‌کند که ما را بسیار فراتر از تحلیل‌های درآمدمحور یا کالا‌محور می‌برد... اهمیت عملی این مبنای تأملی [10]، هنگامی روشن می‌شود که مسائل راهبردی در طراحی برنامه‌های تأمین اجتماعی به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرند. (ص 8)

بر این اساس، تأمین اجتماعی را می‌توان حاصل تحول تدریجی از ایده‌ی حمایت موردی از افراد نیازمند به سوی پذیرش یک مسئولیت سازمان‌یافته و جمعی دانست. مسئولیتی که بر مفاهیمی همچون عدالت، همبستگی، حقوق اجتماعی، کاهش نابرابری و حفظ کرامت انسانی استوار است. در ادبیات معاصر نیز این برداشت تقویت و تأمین اجتماعی از منظرهای گوناگون و از جمله به‌عنوان ابزاری برای بازتوزیع، بیانگر همبستگی اجتماعی [11] و تلاشی برای کاهش نابرابری، مفهوم‌پردازی شده است (گلدبلت، 2021). از این منظر، حق بر تأمین اجتماعی صرفاً یک سیاست حمایتی نیست، بلکه بخشی از سازوکار قرارداد اجتماعی و تحقق مسئولیت جمعی در برابر مخاطرات، نابرابری‌های اجتماعی و کاهش پیامدهای آن محسوب می شود (UN & ILO, 2025).


منابع:

  • Drèze, J., & Sen, A. (1991). Public action for social security: Foundations and strategy. In E. Ahmad, J. Drèze, J. Hills, & A. Sen (Eds.), Social security in developing countries (pp. 1–40). Clarendon Press. https://doi.org/10.1093/acprof:oso/9780198233008.003.0001
  • Durkheim, E. (1933). The division of labor in society (G. Simpson, Trans.). The Macmillan Company. (Original work published 1893)
  • Folkerts, J. (2025). Socioeconomic Inequalities in Hegelian Market Society and Hegel’s Theory of Justice. Journal of the American Philosophical Association, 11(3), 505–523. doi:10.1017/apa.2025.6
  • Goldblatt, B. (2021). Economic Inequality and the Right to Social Security: Contested Meanings and Potential Roles. In G. MacNaughton, D. Frey, & C. Porter (Eds.), Human Rights and Economic Inequalities (pp. 295–315). chapter, Cambridge: Cambridge University Press. DOI:10.1017/9781009006545.012
  • Hegel, G. W. F. (1896). The elements of the philosophy of right (S. W. Dyde, Trans.). G. Bell and Sons. (Original work published 1821)
  • Marshall, T. H. (1950). Citizenship and social class and other essays. Cambridge University Press.
  • RAWLS, J. (1971). A Theory of Justice: Original Edition. Harvard University Press. https://doi.org/10.2307/j.ctvjf9z6v
  • United Nations & International Labour Organization. (2025). Fact sheet 39: Right to social security. United Nations.
  • Vieweg, K. (2017). The end of capitalism and its future: Hegel as founder of the concept of a welfare state. Filozofija i društvo/Philosophy and Society, 28(3), 495–506. https://doi.org/10.2298/FID1703495V

[1] - General Remedy

[2] - از همین رو، برخی پژوهشگران، اندیشه هگل درباره‌ی جامعه‌ی مدنی، تنظیم عقلانی بازار و مواجهه با فقر را از زمینه‌های فکری شکل‌گیری دولت رفاه دانسته‌اند (فولکرتس، 2025 ، ویگ، 2017)

[3] - در نگارش این بخش، از متن انگلیسی ترجمه شده اثر هگل یعنی Philosophie des Rechts  استفاده گردیده است. در منبع یاد شده، بخش های مختلف با استفاده از علامت § از یکدیگر جدا شده اند.

[4] - Organic Solidarity

[5] - در نگارش این بخش از ترجمه انگلیسی اثر دورکیم (De la division du travail social) استفاده شده است.

[6] - Modicum

[7] - A Theory of Justice

[8] - Social minimum

[9] - Capabilities

[10] - Reflective foundation

[11] - An expression of solidarity