قلمرو رفاه

وقتی جان کوله می‌شود

میان تحریم، جنگ، بیکاری تحصیل‌کردگان و نبود بیمه، روزانه هزاران زن و مرد مرزنشین برای لقمه‌ای نان و بدون تجهیزات ایمنی از کوهستان می‌گذرند

09 مهر 1405 - 12:00 | جامعه
وقتی جان کوله می‌شود
تنظیم نمایش متن

قلمروی رفاه: کولبری از سخت‌ترین و پرمخاطره‌ترین مشاغل غیررسمی کشور است. این شغل سالانه معیشت هزاران خانواده مرزنشین در استان‌های کردستان کرمانشاه آذربایجان غربی و ایلام را تأمین می‌کند. با این حال کولبری همچنان در قانون کار ایران هیچ تعریف رسمی ندارد. نبود این تعریف به این معناست که کولبران نه آموزش ایمنی می‌بینند، نه تجهیزات حفاظت فردی استاندارد در اختیار دارند و نه در بسیاری موارد پوشش بیمه‌ای کاملی دارند که در برابر سقوط، سرمازدگی، ریزش کوه یا فرسودگی جسمی از آنان حمایت کند. در سال‌های اخیر فشار تحریم‌ها و پیامدهای اقتصادی جنگ و تنش‌های منطقه‌ای عملا بازار کار رسمی کشور را برای بسیاری از جوانان حتی تحصیل‌کرده‌ها تنگ‌تر کرده است و همین موضوع شمار کسانی را که به‌ناچار به کولبری روی می‌آورند افزایش داده است. این مقاله با نگاهی انتقادی خلأ نظام ایمنی در این شغل غیررسمی مرزی و قصور نهادهای مسئول در پاسخگویی به این بحران را بررسی می‌کند.

در مناطق کوهستانی و مرزی غرب کشور از اورامانات کردستان تا نوسود و پاوه در کرمانشاه، بخش قابل‌توجهی از جمعیت روستایی معیشت خود را از راه حمل کالا میان دو سوی مرز به‌دست می‌آورند. تنها در یکی از مناطق کردستان تعطیلی موقت مسیرهای مرزی به بیکاری هزاران خانواده انجامیده است و این آمار نشان می‌دهد اقتصاد بخش مهمی از مناطق مرزی کشور تا چه اندازه به این شغل غیررسمی وابسته است. کولبری برخلاف مشاغل صنعتی یا ساختمانی هرگز مشمول قوانین رسمی ایمنی و بهداشت کار قرار نگرفته و کارفرمای مشخصی که مسئول تأمین تجهیزات حفاظت فردی باشد وجود ندارد. هیچ واحد ایمنی که خطرات مسیر را ارزیابی کند در کار نیست. آموزش رسمی‌ هم برای مقابله با مخاطرات کوهستان به کولبران داده نمی‌شود. این خلأ سال‌هاست شناسایی شده اما هیچ نهاد مسئولی تاکنون برای پرکردن آن اقدام جدی نکرده است.

کولبری زنان و تحصیل‌کرده‌ها 

تصویر رایج از کولبر معمولا مردان و زنانی کم‌سواد و ناچار از روستاهای دورافتاده است اما واقعیت این روزها تصویر دیگری را نشان می‌دهد. فشار فزاینده تحریم‌های اقتصادی رکود ناشی از تنش‌ها و جنگ اخیر منطقه و کاهش شدید سرمایه‌گذاری در صنایع مناطق مرزی، بازار کار رسمی را برای جوانان این مناطق تقریبا ناکارآمد کرده است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در استان‌های کردستان و کرمانشاه که سال‌ها برای یافتن شغلی متناسب با تحصیلات خود تلاش کرده‌اند سرانجام به همان مسیر کوهستانی کولبری پناه می‌برند. این روند به‌هیچ‌وجه تصادفی نیست. آمار غیررسمی از افزایش محسوس شمار کولبران در سال‌های اخیر حکایت دارد. روندی که مستقیما با تشدید فشارهای اقتصادی و تحریمی کشور همزمان شده است. هنگامی که فارغ‌التحصیل مهندسی یا کارشناسی ارشد ناچار می‌شود بار سنگینی روی دوش بگذارد و شبانه از کوهستان بگذرد این دیگر انتخابی شخصی نیست. این شکست آشکار سیاست‌های اشتغال‌زایی در مناطق مرزی است. مسئولیتی که مستقیما برعهده نهادهای برنامه‌ریزی اقتصادی و اشتغال کشور قرار دارد و تاکنون هیچ پاسخ روشنی برای آن ارائه نشده است.

در کنار مردان جوان و فارغ‌التحصیلانی که به کولبری روی می‌آورند بخشی از این نیروی کار را زنان تشکیل می‌دهند و این واقعیت کمتر در آمار رسمی و حتی در گزارش‌های رسانه‌ای دیده می‌شود. بسیاری از این زنان همسر یا مادر کولبرانی هستند که در حادثه‌ای از کار افتاده‌اند یا دیگر توان کار در کوهستان را ندارند. برخی دیگر نان‌آور اصلی خانواده‌اند و در نبود هر گزینه شغلی دیگر ناچار به همان مسیر کوهستانی روی می‌آورند. زنان کولبر علاوه بر مخاطرات مشترکی که تمام کولبران با آن روبه‌رو هستند از جمله سقوط، سرمازدگی و فرسودگی جسمی باید با نبود کوچک‌ترین تجهیزات متناسب با فیزیک بدن زنانه و همزمان مسئولیت نگهداری از فرزندان نیز کنار بیایند. هیچ سیاست حمایتی مشخصی هم تاکنون برای این بخش نامرئی‌تر نیروی کار مرزی تدوین نشده است. همین نادیده‌گرفته‌شدن مضاعف نشان می‌دهد که بحران کولبری فقط بحرانی اقتصادی و امنیتی نیست بلکه یک لایه پنهان جنسیتی را هم در دل خود دارد که تاکنون هیچ نهادی حتی نامی از آن نبرده است.

مخاطرات پنهان؛ بیمه‌ی ناقص

کولبران برای انجام کار خود باید بارهایی بین سی تا نود کیلوگرم را غالبا شب‌هنگام و در مسیرهای صعب‌العبور کوهستانی پیاده جابه‌جا کنند. این مسیرها بدون روشنایی بدون علائم هشداردهنده و بدون امکانات امدادی نزدیک هستند. سقوط از ارتفاع، ریزش کوه و بهمن، سرمازدگی و یخ‌زدگی در فصول سرد سال و فرسودگی شدید جسمی ناشی از حمل بارهای سنگین در مسیرهای طولانی از جمله مخاطراتی است که کولبران بدون هیچ تجهیزات حفاظتی استاندارد هر روز با آن روبه‌رو می‌شوند.

نکته اینجاست که در هیچ‌کدام از این حوادث اصول پایه‌ای ایمنی از جمله ارزیابی ریسک مسیر، تجهیزات حفاظت فردی متناسب با شرایط اقلیمی و آموزش ایمنی اعمال نمی‌شود چون از نگاه رسمی اساسا کارگاه یا کارفرمایی وجود ندارد که مسئولیت این اقدامات را برعهده بگیرد. این خلأ قانونی نه یک اتفاق است و نه یک نقص فنی ساده، این نتیجه مستقیم سال‌ها بی‌توجهی نهادهای تصمیم‌گیر به وضعیت واقعی مناطق مرزنشین کشور است.

در سال‌های اخیر طرح‌هایی برای بیمه‌کردن کولبران در برخی مناطق کردستان کلید خورده است. این طرح قرار بود بخشی از این نیروی کار غیررسمی را زیر چتر حمایتی تأمین اجتماعی قرار دهد. با گذشت سال‌ها از اعلام این طرح و همچنان ناقص و پراکنده ماندن اجرای آن خود گویای نوعی قصور آشکار در سیاست‌گذاری است. بخش بزرگی از کولبران به‌ویژه در روستاهای دورافتاده‌تر همچنان بدون هیچ بیمه یا حمایت رسمی به این کار ادامه می‌دهند. هیچ نهاد مشخصی هم تاکنون مسئولیت این تأخیر چندساله را برعهده نگرفته است. اگر همان جدیتی که برای پیگیری قاچاق کالا در این مناطق به‌کار گرفته می‌شود صرف تکمیل و تعمیم طرح بیمه کولبران می‌شد امروز شاهد این حجم از تلفات و مصدومیت در میان این قشر از نیروی کار کشور نبودیم.

چه باید کرد؟

کاهش خطر شغل کولبری بدون حذف آن از اقتصاد مناطق مرزی نیازمند اراده جدی و هماهنگ نهادهای مسئول است. تسریع در تکمیل و تعمیم طرح بیمه کولبران به تمام مناطق مرزی کردستان کرمانشاه آذربایجان غربی و ایلام باید در اولویت قرار گیرد و تدوین استاندارد حداقلی تجهیزات حفاظت فردی متناسب با کار در ارتفاع و شرایط سرد کوهستانی از جمله کفش مناسب، پوشاک گرم استاندارد، وسایل روشنایی و کیف کمک‌های اولیه باید بدون تأخیر بیشتر انجام شود. در کنار این اقدامات برگزاری دوره‌های کوتاه آموزش ایمنی کوهستان و کمک‌های اولیه با همکاری هلال‌احمر و نهادهای محلی و ایجاد پایگاه‌های امدادی ثابت در مسیرهای پرتردد مرزی برای واکنش سریع به حوادث سقوط سرمازدگی و ریزش کوه ضرورتی انکارناپذیر است. مهم‌تر از همه این اقدامات توسعه فرصت‌های شغلی رسمی و متناسب با سطح تحصیلات جوانان مناطق مرزنشین است تا وابستگی معیشتی به کاری با این سطح از مخاطره به‌مرور کاهش یابد. هیچ‌کدام از این راهکارها نیازمند فناوری پیچیده یا بودجه کلان نیست و تنها تعمیم طرح بیمه موجود و چند ساعت آموزش ایمنی کوهستان هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از جان و سلامت هزاران خانوار مرزنشین دارد.

کلام آخر

کولبری نه یک انتخاب شغلی است و نه یک ماجراجویی، پاسخی است به نبود فرصت شغلی در مناطقی که کوهستان‌های صعب‌العبور تنها راه ارتباط آن‌ها با معیشت به‌شمار می‌رود. فشار تحریم‌ها و رکود اقتصادی ناشی از تنش‌های اخیر این معادله را تلخ‌تر هم کرده است؛ چون حتی جوانان تحصیل‌کرده در این مناطق نیز راهی جز کوله‌بستن پیدا نمی‌کنند. تا زمانی که این شغل، تعریف رسمی پوشش بیمه‌ای کامل و حداقل استانداردهای ایمنی نداشته باشد و تا زمانی که مسئولان به‌جای وعده‌های تکراری اقدامی عملی انجام ندهند، هر بارش برف، هر مسیر یخ‌زده و هر گام روی صخره همچنان یک قمار جدی با جان کسانی خواهد بود که راهی جز این ندارند. کوهستان کسی را نمی‌بخشد؛ نه زن، نه مرد، نه فارغ‌التحصیل دانشگاه و نه سرپرست خانواده. فقط منتظر یک قدم اشتباه دیگر است؛ همان قدمی که هر سال به‌خاطر بی‌عملی دوباره برداشته می‌شود.


منابع:

۱. عصر ایران، «برای کولبران چه کرده‌ایم»
https://www.asriran.com/fa/news/705329/برای-کولبران-چه-کرده-ایم

۲. عصر ایران، «تعطیلی کولبری و بیکاری ۴ هزار خانواده در اورامانات کردستان»
https://www.asriran.com/fa/news/729903/تعطیلی-کولبری-و-بیکاری-4-هزار-خانواده-در-اورامانات-کردستان

۳. عصر ایران، «کولبران کردستان بیمه می‌شوند»
https://www.asriran.com/fa/news/529112/کولبران-کردستان-بیمه-می-شوند