پرداخت بهای واقعی پروژههای ارزان با جان کارگران
محیط کار ایمن با امضای قرارداد و تکمیل فرمهای مربوطه محقق نمیشود و زمانی معنا پیدا میکند که کارفرما، پیمانکار اصلی و پیمانکاران فرعی، مسئولیت خود را در برابر خطرات واقعی کارگاه بپذیرند و پاسخگو باشند
گسترش پیمانکاری در پروژههای صنعتی، ساختمانی و عمرانی، اگرچه امکان اجرای تخصصیتر فعالیتها و کاهش هزینههای اجرایی را فراهم میکند اما همزمان باعث بروز چالشهای جدی در زمینه ایمنی و سلامت شغلی شده است. تعدد پیمانکاران، حضور نیروهای موقت، تفاوت سطح آموزش و تجهیزات و ابهام در تقسیم مسئولیتها میتواند کنترل خطرات را دشوار کند. در این شرایط، یکی از مهمترین پرسشهای واحد ایمنی این است که با ورود پیمانکار به پروژه، مسئولیت ایمنی محیط کار چگونه تقسیم میشود و چه کسی باید پاسخگوی پیامدهای حوادث باشد؟ با نگاهی به تجربه های پروژههای صنعتی مشخص می شود که ضعف هماهنگی، نظارت صوری و انتقال مسئولیت ایمنی به پیمانکار بدون کنترل مؤثر، میتواند زمینهساز حوادث جدی شود.
در بسیاری از پروژه های عمرانی بخش قابل توجهی از فعالیتها توسط شرکتهای پیمانکاری انجام میشوند. این امر در ظاهر به معنای واگذاری مسئولیت اجرای کار است اما آیا میتوان مسئولیت ایمنی را نیز بهطور کامل به پیمانکار منتقل کرد؟ پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد. پیمانکار ممکن است نیروی انسانی را تأمین کند، تجهیزات در اختیار داشته باشد و اجرای یک کار مشخص را بر عهده بگیرد، اما فعالیت او همچنان در محدوده پروژهای انجام میشود که کارفرما یا پیمانکار اصلی بر بسیاری از شرایط کلی آن کنترل دارد. در استاندارد های ایمنی ضرورت تأمین محیط کار ایمن و سالم و پیشگیری از خطرات شغلی تأکید شده و مسئولیت حفاظت از کارکنان و کارگران موضوعی است که باید در روند کار مورد توجه قرار گیرد. (1) بنابراین، وجود قرارداد پیمانکاری نباید به معنای ناپدید شدن مسئولیتهای ایمنی باشد.
پیمانکار آغاز زنجیرهای جدید از ریسک
ورود پیمانکار به پروژه معمولاً با ورود گروه جدیدی از کارگران، سرپرستان، تجهیزات و روشهای کاری همراه است. هر کدام از این عوامل میتوانند سطح ریسک پروژه را تغییر دهند. ممکن است کارفرما پیش از شروع پروژه ارزیابی ریسک مناسبی انجام داده باشد، اما با ورود پیمانکار جدید نوع ماشینآلات، روش اجرای کار یا تعداد نیروها تغییر کند. اگر این تغییرات دوباره بررسی نشوند، ارزیابی اولیه دیگر تصویر دقیقی از شرایط واقعی کارها در پروژه ارائه نمیدهد.
از مشکلات رایج برون سپاری فعالیت ها نگاه به پیمانکار بهعنوان یک مجموعه کاملاً مستقل است در حالی که فعالیت او ممکن است با فعالیت چند پیمانکار دیگر تداخل داشته باشد. این تداخل در پروژههای بزرگ میتواند خطرات جدیدی ایجاد کند برای مثال، عملیات جوشکاری یک پیمانکار در مجاورت فعالیت رنگآمیزی پیمانکار دیگر یا انجام عملیات تعمیراتی همزمان با جابهجایی بار توسط گروهی دیگر. در چنین شرایطی، مسئله فقط ایمنی هر پیمانکار بهصورت جداگانه نیست بلکه ایمنی کل پروژه باید مدیریت شود.
وقتی ارزانترین پیمانکار انتخاب میشود
یکی از موضوعات مهم و کمتر دیدهشده در مدیریت ایمنی پیمانکاران، ارتباط میان هزینه و ایمنی است. در شرایط اقتصادی دشوار، رقابت پیمانکاران برای برنده شدن در مناقصه ممکن است آنها را به ارائه قیمتهای پایینتر سوق دهد. کاهش قیمت قرارداد اگر بدون توجه به هزینه واقعی اجرای ایمن فعالیت انجام شود، ممکن است در مراحل بعدی به کاهش هزینههای ایمنی منجر شود. کاهش تعداد نیروهای کارشناس ایمنی، خرید تجهیزات ارزانتر، محدود کردن آموزشها یا استفاده طولانیتر از تجهیزات فرسوده، نمونههایی از پیامدهای احتمالی چنین شرایطی هستند. اگر اجرای ایمن یک فعالیت هزینه مشخصی دارد، چگونه میتوان انتظار داشت پیمانکاری که با قیمت غیرواقعی قرارداد کاری را گرفته است بدون کاهش هزینههای ایمنی پروژه را اجرا کند؟ وقتی پیمانکار برای کاهش هزینهها ابتدا سراغ ایمنی میرود، در حقیقت هزینه پروژه را کم نمیکند بلکه بهای آن را با جان و سلامت کارگران میپردازد. قربانیکردن ایمنی برای حفظ سود، تصمیمی مدیریتی نیست عادیسازی خطر و زمینهسازی برای وقوع حادثه است.
نیروهای پیمانکار کارگر درجه دو نیستند
در برخی پروژهها، تفاوت میان نیروهای رسمی و پیمانکاری تنها در نوع قرارداد باقی نمیماند و به سطح امکانات و حمایتهای ایمنی نیز منتقل میشود. ممکن است کارگران پیمانکار آموزش کمتری دریافت کنند، تجهیزات حفاظت فردی مناسب در اختیار نداشته باشند یا با خطرات محل پروژه آشنایی کافی نداشته باشند. گاهی نیز نیروهای پیمانکاری در جلسات ایمنی یا برنامههای آموزشی اصلی پروژه حضور کمتری دارند. در واقع کارگری که در محیط مشخص فعالیت میکند، صرفنظر از اینکه حقوق خود را از کارفرمای اصلی دریافت میکند یا پیمانکار، با همان خطرات فیزیکی و شیمیایی مواجه است. استاندارد های اروپایی و سلامت شغلی در بررسی کار پیمانکاری و اشکال مختلف اشتغال غیرمستقیم، بر اهمیت هماهنگی و انتقال اطلاعات ایمنی میان سازمان اصلی و پیمانکاران تأکید بسیار دارد(2).
مسئولیتها روی کاغذ مشخصاند، در حادثه نه همیشه
یکی از چالشهای مهم پروژههای پیمانکاری، تعدد مسئولیتهاست. در قرارداد ممکن است وظایف کارفرما، پیمانکار اصلی، پیمانکار فرعی و مسئول ایمنی مشخص شده باشد، اما در زمان حادثه، مرز این مسئولیتها همیشه به روشنی قابل تشخیص نیست.
اگر کارگری بدون مجوز وارد منطقه خطرناک شود، چه کسی مسئول است؟ اگر تجهیزات حفاظت فردی مناسب نباشد، مسئولیت پیمانکار است یا کارفرما؟ اگر دستورالعمل ایمنی وجود داشته باشد اما سرپرست پیمانکار بر اجرای آن نظارت نکرده باشد، مسئولیت متوجه چه کسی خواهد بود؟ پاسخ این پرسشها باید پیش از وقوع حادثه مشخص شده باشد، نه زمانی که حادثه اتفاق افتاده و همه به دنبال مقصر میگردند.
نظارت فقط امضای چکلیست نیست
یکی از آسیبهای جدی در برخی پروژهها، تبدیل نظارت ایمنی به فرایندی اداری است. فرمها تکمیل میشوند، جلسات برگزار میشوند و چکلیستها امضا میشوند، اما شرایط واقعی کار ممکن است تفاوت زیادی با اسناد داشته باشد. وجود چکلیست بهتنهایی نشاندهنده وجود شرایط ایمن کاری نیست. اگر در فرم نوشته شده باشد تجهیزات حفاظت فردی مناسب است، اما کارگر در محل کار فاقد تجهیزات مناسب باشد، آن فرم ارزشی نخواهد داشت. نظارت مؤثر باید در محل کار انجام شود مسئول ایمنی باید ببیند پیمانکار چگونه کار میکند، چه تجهیزاتی استفاده میکند، کارگران چگونه آموزش دیدهاند و آیا روش اجرایی ایمن واقعاً اجرا میشود یا خیر؟ استفاده از قوانین سازمان بینالمللی کار درباره ایمنی و سلامت شغلی در شناسایی خطرات و اجرای اقدامات کنترلی بسیار موثر خواهد بود (3).
پیمانکاران فرعی حلقهای فراموششده
واگذاری فعالیت از پیمانکار اصلی به پیمانکار فرعی زنجیره مسئولیت را پیچیدهتر میکند. در برخی پروژهها ممکن است کارفرما حتی شناخت دقیقی از تعداد نیروها یا سطح آموزش پیمانکار فرعی نداشته باشد این شرایط میتواند موجب ایجاد شکاف اطلاعاتی شود. پیمانکار اصلی تصور میکند مسئولیت با پیمانکار فرعی است و پیمانکار فرعی نیز تصور میکند دستورها و الزامات اصلی باید از پیمانکار بالادستی دریافت شود و در نهایت، این کارگر است که در پایینترین سطح زنجیره قرار دارد اما در معرض خطر قرار میگیرد. برای جلوگیری از این وضعیت، ورود پیمانکار فرعی باید تحت کنترل باشد و صلاحیت ایمنی آن پیش از شروع فعالیت بررسی شود. همچنین تمام پیمانکاران باید از الزامات ایمنی پروژه، خطرات موجود و روشهای واکنش اضطراری اطلاع داشته باشند.
ارزیابی صلاحیت پیمانکار فقط با قیمت انجام نشود
یکی از راههای کاهش این مشکلات، تغییر نگاه به انتخاب پیمانکار است. پیمانکار نباید فقط بر اساس قیمت پیشنهادی انتخاب شود. سابقه حوادث، وضعیت آموزش کارکنان، توانایی ایمنی، تجهیزات، سوابق بازرسی، تعداد نیروهای متخصص و نحوه مدیریت ریسک باید بخشی از ارزیابی انتخاب باشد. در نهایت، پیشنهادی که ارزانتر است اما توانایی اجرای ایمن کار را ندارد، لزوماً پیمانکار کمهزینهتری نیست. هزینه حوادث شدید میتواند بسیار بیشتر از اختلاف قیمت میان دو پیشنهاد باشد.
راهکارهای مدیریت ایمنی پیمانکاران
برای کاهش ریسک فعالیت پیمانکاران، نخست باید صلاحیت فنی و ایمنی شرکتها پیش از انعقاد قرارداد بررسی شود. پس از انتخاب نیز آموزش بدو ورود، آشنایی با خطرات پروژه و ارزیابی ریسک فعالیت باید انجام شود همچنین لازم است مسئولیتها بهصورت شفاف در قرارداد مشخص شوند و شاخصهای ایمنی پیمانکار بهطور مستمر پایش شود. ثبت و تحلیل حوادث و شبهحوادث، بازرسیهای میدانی، کنترل پیمانکاران فرعی و برگزاری جلسات هماهنگی میان گروههای مختلف نیز باید بخشی از سیستم مدیریت پروژه باشد.
جایی که قرارداد نباید جای ایمنی را بگیرد
در پروژههای ایران، تعدد پیمانکاران اصلی و فرعی از واقعیتهای مهم بازار کار است. این ساختار بهخودیخود مشکل نیست مشکل زمانی ایجاد میشود که مسئولیت ایمنی همراه با واگذاری کار، بهصورت مبهم یا ناقص منتقل شود. کارفرما نمیتواند صرفاً با درج یک بند در قرارداد اعلام کند که تمام مسئولیتهای ایمنی بر عهده پیمانکار است و سپس از نظارت بر شرایط واقعی کار کنار برود. از سوی دیگر، پیمانکار هم نمیتواند مشکلات ایمنی را تنها به محدودیت بودجه یا فشار زمانی پروژه نسبت دهد. هر دو طرف در ایجاد شرایط ایمن نقش دارند و باید وظایف خود را در چارچوبی روشن و قابل پایش انجام دهند.
نتیجهگیری
پیمانکاری نباید به ابزاری برای انتقال و پراکندهکردن مسئولیت ایمنی تبدیل شود. زمانی که انتخاب پیمانکار صرفاً بر مبنای پایینترین قیمت انجام میشود، آموزش به تشریفات اداری تقلیل مییابد، نظارت در تکمیل فرمها خلاصه میشود و پیمانکاران فرعی بدون ارزیابی و کنترل مؤثر وارد کارگاه میشوند، آنچه تضعیف میشود فقط یک فرایند مدیریتی نیست بلکه اصل ایمنی کارگران و کارکنان است. در چنین شرایطی، فاصله میان ایمنی روی کاغذ و ایمنی در محل واقعی کار آنقدر افزایش مییابد که معمولاً تنها پس از وقوع حادثه میتوان به ابعاد آن را پی برد!
واقعیت این است که محیط کار ایمن با امضای قرارداد و تکمیل فرمهای مربوطه محقق نمیشود و زمانی معنا پیدا میکند که کارفرما، پیمانکار اصلی و پیمانکاران فرعی، مسئولیت خود را در برابر خطرات واقعی کارگاه بپذیرند و برای آن پاسخگو باشند. در غیر این صورت، پیمانکاری میتواند به جای آنکه ابزاری برای افزایش بهرهوری باشد، به مسیری برای پنهانشدن مسئولیتها، کاهش هزینههای ایمنی و در نهایت انتقال بهای این کاهش هزینهها به جان و سلامت نیروی کار تبدیل شود.
پروژهای که با حذف ایمنی ارزان تمام میشود، در واقع ارزان نیست فقط صورتحساب واقعی آن را کارگر با جان و سلامت خود، پرداخت خواهد کرد.
منابع
- سازمان بینالمللی کار (ILO). دستورالعملهای مربوط به سیستمهای مدیریت ایمنی و سلامت شغلی. ژنو: دفتر بینالمللی کار.
- آژانس اروپایی ایمنی و سلامت شغلی (EU-OSHA). ایمنی و سلامت شغلی در شرایط کار پیمانکاری و اشتغال غیرمستقیم. لوکزامبورگ: دفتر انتشارات اتحادیه اروپا.
- سازمان بینالمللی کار (ILO). سیستمهای مدیریت ایمنی و سلامت شغلی؛ راهنمای عملی برای سازمانها. ژنو: دفتر بینالمللی کار.