قلمرو رفاه

وقتی خطر نفس می‌کشد

خطرات مواد شیمیایی و ضعف کنترل مواجهه شغلی در محیط‌های صنعتی ایران

18 شهریور 1405 - 12:08 | جامعه
وقتی خطر نفس می‌کشد
مژان داداش‌زاده
مژان داداش‌زاده کارشناس ارشد مهندسی ایمنی صنعتی
تنظیم نمایش متن

مواد شیمیایی بخش جدایی‌ناپذیر بسیاری از فعالیت‌های صنعتی هستند، اما خطر این مواد همیشه با چشم دیده نمی‌شود. مواجهه مداوم با بخارات، گازها، حلال‌ها، مواد خورنده و ترکیبات سمی می‌تواند بدون وقوع یک حادثه ناگهانی، سلامت کارگران را در بلندمدت تهدید کند. این مقاله با تمرکز بر چالش‌های کنترل مواجهه شغلی، به ضعف‌هایی مانند برچسب‌گذاری نامناسب، تهویه ناکافی، آموزش های صوری، استفاده نادرست از تجهیزات حفاظت فردی و کمبود پایش سلامت کارکنان می‌پردازد و بر ضرورت حرکت از ایمنی روی کاغذ به کنترل واقعی خطر تأکید دارد.

در بسیاری از محیط‌های صنعتی، وقتی از حادثه صحبت می‌شود، ذهن‌ها بیشتر به سمت سقوط، انفجار، آتش‌سوزی یا آسیب ناشی از ماشین‌آلات می‌رود. اما بخشی از خطرات شغلی نه با صدای انفجار همراه است و نه نشانه‌ای فوری از خود نشان می‌دهد. مواد شیمیایی می‌توانند ساعت‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها در محیط کار حضور داشته باشند و سلامت کارکنان را تحت تأثیر قرار دهند.

صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، رنگ و رزین، آبکاری، تولید مواد شوینده، صنایع فلزی، آزمایشگاه‌ها، واحدهای تعمیراتی و حتی برخی کارگاه‌های کوچک، با انواع مواد شیمیایی سروکار دارند. برخی از این مواد قابل اشتعال یا خورنده‌اند و برخی دیگر می‌توانند موجب مسمومیت، حساسیت، آسیب اندام‌های بدن یا بیماری‌های مزمن شوند. مدیریت صحیح مواد شیمیایی یکی از موضوعات مهم ایمنی و سلامت شغلی است و کنترل این خطرات نیازمند همکاری دولت، کارفرما و نیروی کار است (1). مشکل از جایی آغاز می‌شود که وجود یک ماده خطرناک در محیط کار، به‌تنهایی به‌عنوان مسئله ایمنی تلقی شود در حالی که مسئله اصلی، میزان و نحوه مواجهه کارگر با آن ماده است.

خطر همیشه قابل مشاهده نیست

سوختگی پوست در اثر تماس با مواد خورنده یا مسمومیت حاد پس از انتشار یک گاز سمی برخی خطرات شیمیایی هستند که بلافاصله بعد از مواجهه خود را نشان می‌دهند. اما نشانه های آسیب همیشه اینچنین آشکار نیستند. گاهی کارگر هر روز مقدار مشخصی از یک نوع بخار یا ذرات شیمیایی را استنشاق می‌کند بدون آنکه در پایان هر شیفت احساس کند اتفاق خاصی افتاده است.

همین خصوصیت باعث می‌شود خطرات شیمیایی در برخی محیط‌های کاری دست‌کم گرفته شوند. نبود بو نیز به معنای نبود خطر نیست و احساس نکردن علائم فوری هم نمی‌تواند نشان‌دهنده ایمن بودن شرایط محیط باشد. مدیریت ایمنی مواد شیمیایی فرایندی است که باید از شناسایی خطر و ارزیابی مواجهه تا کنترل و پایش آن ادامه پیدا کند (2).

برچسبی که فقط برای بازرسی نصب شده است

 از ابتدایی‌ترین اقدامات در مدیریت مواد شیمیایی، شناسایی و برچسب‌گذاری صحیح آن‌هاست. با این حال، در برخی محیط‌های کاری ممکن است ماده‌ای از ظرف اصلی خارج شود و در ظرف دیگری قرار گیرد، بدون آنکه اطلاعات کافی درباره محتویات و خطرات آن روی ظرف جدید درج شود. این موضوع در ظاهر ساده است، اما در شرایط اضطراری می‌تواند پیامد جدی داشته باشد. کارگری که نمی‌داند داخل یک ظرف چه ماده‌ای قرار دارد، نمی‌تواند درباره نحوه استفاده، تجهیزات حفاظت فردی، واکنش در برابر نشت یا اقدامات اولیه تصمیم درستی و ایمن بگیرد.

اطلاعاتی مانند شناسه ماده، کلمه هشدار، عبارات خطر، علائم تصویری و توصیه‌های احتیاطی از اجزای اصلی برچسب مواد خطرناک محسوب می‌شوند. همچنین اطلاعات ایمنی باید در قالب برگه اطلاعات ایمنی ماده در دسترس کارکنان قرار داشته باشد (3).

بنابراین، داشتن چند پوشه برگه اطلاعات ایمنی مواد در اتاق واحد ایمنی کافی نیست. کارگر باید بداند ماده‌ای که با آن کار می‌کند چه خطری دارد و در صورت نیاز بتواند اطلاعات مربوط به آن را به‌سادگی پیدا و استفاده کند.

تهویه، خط دفاعی که نباید فراموش شود

در بسیاری از فرایندهای صنعتی، نخستین راه کنترل مواجهه شیمیایی باید حذف یا کاهش انتشار ماده در منبع باشد. اگر این کار امکان‌پذیر نباشد، استفاده از کنترل‌های مهندسی مانند تهویه موضعی می‌تواند نقش مهمی در کاهش مواجهه داشته باشد. گاهی سیستم تهویه وجود دارد اما عملکرد آن به‌طور منظم بررسی نمی‌شود. ممکن است مکش موضعی ضعیف شده باشد، محل نصب هود مناسب نباشد یا جریان هوا به شکلی باشد که آلودگی را به سمت منطقه تنفسی کارگر منتقل کند. در چنین شرایطی، نصب تجهیزات به‌تنهایی به معنی کنترل خطر نیست. باید مشخص شود که آیا سیستم واقعاً توانسته میزان مواجهه را کاهش دهد یا خیر. این نکته در محیط‌های صنعتی اهمیت زیادی دارد زیرا گاهی ساده‌ترین راه، خرید ماسک برای کارگر تلقی می‌شود، در حالی که شاید بتوان با تغییر فرایند، محصور کردن منبع یا اصلاح تهویه، خطر را از اساس کاهش داد.

وقتی ماسک جایگزین کنترل مهندسی می‌شود

تجهیزات حفاظت فردی آخرین خط دفاعی در برابر بسیاری از خطرات شیمیایی هستند، اما در عمل گاهی به اولین و تنها راهکار تبدیل می‌شوند. این رویکرد می‌تواند خطرناک باشد. ماسک تنفسی نامناسب، فیلتر اشتباه، استفاده نادرست، تعویض نکردن به‌موقع فیلتر یا نداشتن تناسب مناسب ماسک با صورت، همگی می‌توانند اثربخشی حفاظت را کاهش دهند. درباره دستکش نیز صرفاً دستکش داشتن کافی نیست جنس دستکش باید با ماده مورد استفاده سازگار باشد و مدت تماس نیز در انتخاب آن مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، اگر کارفرما به کارگر بگوید ماسک بزن اما نوع ماده، مسیر مواجهه، نوع فیلتر و روش استفاده صحیح را مشخص نکند، بخشی از مسئولیت کنترل خطر عملاً به خود کارگر منتقل شده است. رویکرد حرفه‌ای ایمنی ابتدا می‌پرسد آیا می‌توان ماده خطرناک را حذف یا جایگزین کرد؟ آیا می‌توان فرایند را محصور کرد؟ آیا تهویه موضعی کافی است؟ و تنها پس از بررسی این موارد، تجهیزات حفاظت فردی را به‌عنوان بخشی از سیستم کنترل انتخاب می‌کند (4).

آموزش بیشتر از یک امضا

آموزش کار با مواد شیمیایی در بسیاری از برنامه‌های ایمنی وجود دارد، اما مسئله اصلی کیفیت آموزش است. اگر کارگر فقط یک فرم حضور در کلاس را امضا کند و در پایان نداند برگه اطلاعات ایمنی مواد چیست، علامت خطر روی ظرف چه مفهومی دارد یا هنگام نشت ماده چه اقدامی باید انجام دهد، نمی‌توان چنین آموزشی را موفق دانست. آموزش باید با نوع واقعی فعالیت کارکنان ارتباط داشته باشد. فردی که با حلال‌ها کار می‌کند به آموزش متفاوتی نسبت به کارگری نیاز دارد که با اسیدها، مواد قلیایی، گازهای فشرده یا مواد قابل اشتعال سروکار دارد.

حتی کارکنان پیمانکاری و نیروهای تازه‌وارد نیز نباید از این آموزش‌ها کنار گذاشته شوند. اطلاع‌رسانی و آموزش کارکنان درباره مواد خطرناک موجود در محیط کار، نحوه تشخیص خطر و اقدامات حفاظتی در استاندارد های بین المللی تأکید بسیار شده است(3).

پایش مواجهه؛ جایی که واقعیت مشخص می‌شود

یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت مواد شیمیایی، اندازه‌گیری و پایش مواجهه شغلی است. بدون داشتن نتایج اندازه‌گیری ها، در بسیاری از موارد مشخص نیست که کنترل‌های موجود واقعاً مؤثر هستند یا فقط ظاهری از کنترل خطر ایجاد کرده‌اند. ممکن است یک کارگاه از تهویه، ماسک و دستکش استفاده کند، اما میزان واقعی آلاینده در منطقه تنفسی کارگر همچنان بالا باشد برعکس، ممکن است برخی کنترل‌ها مؤثر باشند و نیاز به اقدامات اضافی کمتر از چیزی باشد که تصور می‌شود. ارزیابی مواجهه باید بر اساس فرایند کاری، مواد مورد استفاده، مدت و دفعات مواجهه و شرایط واقعی کار انجام شود.

صنایع کوچک حلقه‌ای که بیشتر دیده نمی‌شود

اگرچه صنایع بزرگ معمولاً ساختارهای رسمی ایمنی و امکانات بیشتری برای کنترل مواد شیمیایی دارند، اما در کارگاه‌های کوچک ممکن است شرایط متفاوت باشد. محدودیت منابع مالی، نبود متخصص ایمنی، خرید مواد بدون اطلاعات کافی و نگهداری مواد در ظروف نامناسب، می‌تواند سطح ریسک را افزایش دهد. در چنین محیط‌هایی ممکن است یک ماده شیمیایی بدون برچسب مشخص در گوشه کارگاه قرار داشته باشد یا چند ماده ناسازگار در یک فضای مشترک نگهداری شوند. گاهی نیز کارکنان بر اساس تجربه شخصی با مواد کار می‌کنند و آموزش رسمی و مستندی دریافت نکرده‌اند. این شرایط نشان می‌دهد که مدیریت مواد شیمیایی نباید فقط مسئله صنایع بزرگ و فرایندهای پیچیده تلقی شود. خطر مسمویت های شیمیایی ممکن است در یک کارگاه کوچک نیز وجود داشته باشد و پیامد آن برای کارگر تفاوتی با حادثه در یک کارخانه بزرگ ندارد.

از ایمنی کاغذی تا کنترل واقعی

یکی از چالش‌های مهم مدیریت ایمنی، فاصله میان وجود یک الزام و اجرای واقعی آن است. ممکن است فهرست مواد شیمیایی تهیه شده باشد، برگه اطلاعات ایمنی مواد در پرونده موجود باشد، آموزش ثبت شده و تجهیزات حفاظت فردی نیز خریداری شده باشند اما، آیا در واقعیت کارگر از مواجهه با خطر مصون شده است؟

مدیریت ایمنی زمانی معنا پیدا می‌کند که نتیجه آن در محیط کار دیده شود. اگر تهویه کار نمی‌کند، داشتن دستورالعمل تهویه کافی نیست. اگر کارگر نمی‌داند ماده داخل یک ظرف چیست، وجود برگه اطلاعات ایمنی مواد در بایگانی مشکل را حل نمی‌کند. اگر ماسک انتخاب‌شده برای ماده موردنظر مناسب نیست، صرفاً توزیع تجهیزات حفاظت فردی نمی‌تواند کنترل مؤثر مواجهه محسوب شود. مدیریت ایمن مواد شیمیایی نیازمند اقدام هماهنگ در سطح دولت، کارفرما و کارکنان است و انتقال اطلاعات خطر از تولیدکننده و تأمین‌کننده به مصرف‌کننده و اجرای اقدامات کنترلی در محیط کار ضرورت دارد (1).

راهکارهای پیشنهادی 

برای کاهش خطرات مواد شیمیایی، مجموعه‌ای از اقدامات باید هم‌زمان دنبال شود. نخست، فهرست کاملی از مواد مورد استفاده تهیه و خطرات هر ماده شناسایی شود. سپس امکان حذف یا جایگزینی مواد خطرناک با گزینه‌های کم‌خطرتر بررسی شود.

در مرحله بعد، کنترل‌های مهندسی مانند محصورسازی فرایند، سیستم‌های انتقال بسته و تهویه موضعی باید در اولویت قرار گیرند. برچسب‌گذاری ظروف، دسترسی کارکنان به برگه اطلاعات ایمنی مواد ، آموزش عملی، استفاده صحیح از تجهیزات حفاظت فردی و برنامه واکنش در شرایط نشت و انتشار نیز باید بخشی از سیستم کنترل باشد. همچنین لازم است معاینات طب کار مرتبط با نوع خطر و متناسب با شرایط شغلی انجام شود. گزارش شبه حوادث، موارد تماس، نشت و علائم ناشی از مواجهه نیز باید جدی گرفته شود تا قبل از تبدیل شدن یک مشکل کوچک به بیماری یا حادثه جدی، اقدامات اصلاحی انجام شود.

نتیجه‌گیری

خطرات شیمیایی برخلاف بسیاری از حوادث ناگهانی، همیشه قابل مشاهده نیستند اما همین خصوصیت نباید موجب کم‌اهمیت تلقی شدن این موضوع شود. مواجهه کنترل‌نشده با مواد شیمیایی می‌تواند سلامت کارگر را به شکل فوری یا در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد و هزینه‌های آن گاهی زمانی آشکار می‌شود که دیگر امکان جبران آسیب وجود ندارد.

برای محیط‌های صنعتی ایران، عبور از نگاه مستندمحور به مدیریت مواد شیمیایی ضروری است. داشتن برچسب، برگه اطلاعات ایمنی مواد ، ماسک و دستورالعمل زمانی ارزش دارد که در کنار یکدیگر به کاهش واقعی مواجهه منجر شوند.

ایمنی واقعی از جایی آغاز می‌شود که به‌جای پرسیدن آیا تجهیزات ایمنی داریم؟  بپرسیم آیا کارگر واقعاً از خطر محافظت شده است؟ پاسخ به این سؤال باید بر اساس اندازه‌گیری، مشاهده شرایط واقعی کار و اثربخشی کنترل‌ها داده شود، نه صرفاً بر اساس وجود چند سند و گزارش های بایگانی شده در واحد ایمنی سازمان!


منابع

۱. سازمان بین‌المللی کار (ILO). ایمنی و سلامت در استفاده از مواد شیمیایی در محیط کار. ژنو: دفتر بین‌المللی کار؛ ۲۰۱۴.

۲. سازمان جهانی بهداشت (WHO). ایمنی مواد شیمیایی اصول ارزیابی و مدیریت خطرات مواد شیمیایی. ژنو: سازمان جهانی بهداشت.

۳. اداره ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده آمریکا (OSHA). استاندارد ارتباط خطر الزامات برچسب‌گذاری، برگه اطلاعات ایمنی مواد و آموزش کارکنان، 29 CFR 1910.1200.

۴. مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی آمریکا (NIOSH/CDC). سلسله‌مراتب کنترل خطرات حذف، جایگزینی، کنترل‌های مهندسی، کنترل‌های اداری و تجهیزات حفاظت فردی2024 .