چرا اینترنت برای معلولان یک حق بنیادین است؟
خاموشی دیجیتال، انزوای پنهان افراد دارای معلولیت را دوچندان میکند
خاموشی دیجیتال شاید برای بسیاری از افراد به معنای قطع شدن موقت ارتباطات، دور ماندن از سرگرمیها یا تاخیر در کارهای روزمره است. اما برای افراد دارای معلولیت، خاموشی دیجیتال فراتر از یک دردسر ساده است؛ این اتفاق به معنای قطع شدن شریان اصلی زندگی، استقلال و ارتباط با جهان پیرامون است. تصور کنید دنیای فیزیکی به دلیل موانع شهری برای شما غیرقابل دسترس باشد و تنها پنجرهتان به سوی جامعه، صفحه روشن یک تلفن هوشمند یا رایانه باشد.
برای فردی با محدودیتهای حرکتی که برای خریدهای روزانه، آموزش، اشتغال و حتی دسترسی به خدمات پزشکی به اینترنت وابسته است، قطع شدن این شبکه به معنای حبس شدن در چهاردیواری خانه است. فضای مجازی برای او، پاهایی است که محدودیتهای فیزیکی را درمینورد. برای یک فرد نابینا، اینترنت و نرمافزارهای صفحهخوان، چشمانی هستند که متون، اخبار و دنیای کلمات را به صدا تبدیل میکنند. در زمان خاموشی دیجیتال، این صداها خاموش میشوند و انزوا ابعاد عمیقتری به خود میگیرد. برای ناشنوایانی که از طریق تماسهای تصویری و زبان اشاره یا پیامهای متنی با دیگران ارتباط برقرار میکنند، قطع اینترنت به معنای از دست دادن کامل یا اختلال شدید در توانایی گفتوگو و ارتباط با جهان است.
خاموشی دیجیتال، انزوای پنهان افراد دارای معلولیت را دوچندان میکند. ابزارهای دیجیتال و فناوریهای کمکی در دهههای اخیر، معجزه استقلال و بهبود شرایط زندگی را برای این قشر به ارمغان آوردهاند. آنها توانستهاند کار کنند، آموزش ببینند و حقوق برابر خود را مطالبه کنند. اما با تاریک شدن این فضای دیجیتال، تمام این دستاوردها فرو میریزد و احساس طردشدگی ناشی از معلولیت دوباره زنده میشود، که این موضوع علاوه بر انزوای اجتماعی، امکان آسیبهای روحی و افسردگی برای افراد دارای معلولیت را دو چندان میکند.
برای بسیاری از افراد دارای معلولیت، فضای دیجیتال (دورکاری، فریلنسری، تولید محتوا و فروشگاههای آنلاین) تنها راه غلبه بر موانع فیزیکی محیط کار سنتی (مثل نبود سیستم حملونقل مناسب، فقدان رمپ یا آسانسور در شرکتها و نگاههای تبعیضآمیز در مصاحبههای حضوری) است. اینترنت به آنها فرصت داده تا صرفاً بر اساس «تخصص» خود قضاوت شوند و استقلال مالی داشته باشند. خاموشی دیجیتال مستقیماً امنیت شغلی و منبع درآمد آنها را هدف قرار میدهد و به کارفرما یا مشتریان این پیام ناخواسته را میدهد که آنها نیروی کار غیرقابل دسترس یا نامطمئنی هستند.
نباید فراموش کنیم که بر اساس مطالعات جامعهشناسی در حوزه معلولیت، نقص فیزیکی یا حسی تنها یک «تفاوت» انسانی است. آنچه این تفاوت را به «معلولیت» تبدیل میکند، ناتوانی خود فرد نیست، بلکه عدم توانایی جامعه و محیط در ایجاد بسترهای دسترسپذیر است. فضای دیجیتال یکی از مهمترین بسترهایی است که این موانع محیطی را از بین برده یا به حداقل رسانده است و قطع شدن آن، بازتولید همان ناتوانی و تحمیل دوباره معلولیت از سوی جامعه به این افراد است. باید درک کنیم که دسترسی به اینترنت و فضای دیجیتال برای افراد دارای معلولیت، یک امکان لوکس یا صرفاً ابزاری برای سرگرمی نیست؛ بلکه یک حق بنیادین بشری و عصای مدرنی است که حرکت در مسیر زندگی را ممکن میسازد. خاموش کردن این فضا، گرفتن حق زیستن مستقل از کسانی است که بیشترین نیاز را به روشنایی آن دارند.