گرما طبیعی است اما خطر آن نه!
چرا تنش گرمای دیگر مساله اقلیمی نیست؟
افزایش دمای هوا و تغییرات اقلیمی، طولانیتر شدن دورههای گرمایی و بیشتر شدن تعداد روزهای بسیار گرم، تنها مسئله زیستمحیطی نیست بلکه این تغییرات مستقیماً بر سلامت و ایمنی نیروی کار اثرگذار است و تنش گرمایی یکی از تهدیدهای جدی برای ایمنی و سلامت شغلی در سالهای پیش رو خواهد بود (1). در ایران اما مسئله فقط گرمتر شدن هوا نیست. پرسش مهمتر این است که آیا نظام مدیریت ایمنی در کارگاهها و پروژهها خود را با این تغییر وفق داده یا هنوز گرمای شدید را بخشی عادی و اجتنابناپذیر از شرایط کار میداند؟
گرما طبیعی است
گرما، خطری فراتر از احساس خستگی است. وقتی دمای محیط افزایش می یابد، بدن برای حفظ دمای طبیعی خود باید گرمای بیشتری دفع کند. تعریق، افزایش ضربان قلب و افزایش جریان خون از مکانیسمهای طبیعی بدن برای مقابله با گرما هستند. اما وقتی این سازوکارها دیگر کافی نباشند، تنش گرمایی ایجاد میشود در نتیجه مشکلات جسمانی میتواند از خستگی، سردرد، سرگیجه و کمآبی بدن آغاز شود و تا گرفتگی عضلات، گرمازدگی و در موارد شدید، آسیب جدی به اندامهای حیاتی و مرگ پیش برود. مسئله مهمتر برای محیطهای صنعتی این است که گرما فقط بدن را تحت تأثیر قرار نمیدهد، توانایی تصمیمگیری، تمرکز، هوشیاری و عملکرد ایمن فرد نیز کاهش پیدا میکند. کنترل مواجهه با گرما، آبرسانی، استراحت، سازگاری تدریجی بدن با گرما و استفاده از کنترلهای مهندسی و اداری همواره در استاندارد های ایمنی مورد تاکید کارشناسان این علم قرار دارد (2). اینجاست که تنش گرمایی از مشکلی بهداشتی به مسئله ایمنی تبدیل میشود. کارگری که به دلیل گرما تمرکز خود را از دست میدهد، ممکن است در لحظهای حساس اشتباه کند، دست یا بخشی از بدنش را در محدوده خطر ماشینآلات قرار دهد، از ارتفاع سقوط کند، هنگام رانندگی دچار خطا شود یا در عملیات تعمیر و نگهداری یک مرحله حیاتی را فراموش کند. بنابراین، هر حادثهای که در روز بسیار گرم رخ میدهد را نمیتوان صرفاً به بیاحتیاطی کارگر نسبت داد.
گرما طبیعی است، اما خطر آن نه!
یکی از ضعفهای رایج در مواجهه با تنش گرمایی، طبیعی تلقی کردن آن است. در بسیاری از محیطهای کاری ایران، گرمای شدید بخشی از شرایط عادی کار محسوب میشود گویی چون کارگر در منطقه ای با اقلیم گرم و خشک زندگی و کار میکند، باید خود را با هر درجه حرارتی سازگار کند و این نگاه میتواند خطرناک باشد.
کارگر ساختمان، راهسازی یا پروژههای نفت و گاز نمیتواند با اراده شخصی شرایط محیط را تغییر دهد. او ممکن است مجبور باشد ساعتهای طولانی زیر آفتاب، در مجاورت سطوح داغ یا در محیطهای صنعتی با بار حرارتی بالا فعالیت کند. اگر برنامه کاری همچنان بر اساس شرایط معمول تنظیم شود، در حالی که شرایط حرارتی تغییر کرده است، فشار واقعی خطر به نیروی کار منتقل خواهد شد.
از طرف دیگر، فشار اقتصادی را نیز نمیتواند نادیده گرفت. زمانی که روند پروژه با تأخیر مواجه است، برنامه تولید فشرده است یا پیمانکار برای تحویل سریعتر پروژه تحت فشار قرار دارد، اولین چیزی که ممکن است قربانی شود زمان استراحت، کاهش ساعت کار در ساعات بحرانی یا توقف موقت عملیات است. در چنین شرایطی، توصیه به کارگر برای بیشتر آب خوردن اگرچه ضروری است، اما هرگز بهتنهایی کافی نیست.
آیا آب خوردن، تمام برنامه کنترل گرماست؟
گاهی مدیریت تنش گرمایی در سادهترین شکل خود خلاصه میشود، آب در اختیار کارگر قرار دهید و از او بخواهید بیشتر آب بنوشد. این اقدام لازم است، اما مدیریت تنش گرمایی بسیار فراتر از آن است.
نوع فعالیت، شدت کار، لباس و تجهیزات حفاظت فردی، رطوبت، تابش خورشید، مدت مواجهه و شرایط فیزیکی فرد همگی در میزان تنش گرمایی نقش دارند. به همین دلیل، ارزیابی نباید صرفاً بر اساس دمای هوای اعلامشده انجام شود.
شاخص استرس گرمایی یکی از روشهای شناختهشده برای ارزیابی تنش گرمایی است که شرایط حرارتی محیط را با در نظر گرفتن عواملی مانند دمای خشک، رطوبت، تابش و حرکت هوا ارزیابی میکند (4). استفاده از چنین رویکردهایی میتواند تصمیمگیری درباره مدت کار، زمان استراحت و میزان مواجهه را از یک تصمیم سلیقهای به یک تصمیم مبتنی بر ارزیابی صحیح و کارآمد تبدیل کند. اما سؤال مهم این است که چند کارگاه و پروژه در ایران، برنامه کار خود را واقعاً بر اساس ارزیابی تنش گرمایی تنظیم میکنند؟
یکی از مهمترین نقدها در این زمینه، فاصله میان آنچه روی کاغذ نوشته میشود و آن چیزی است که در محیط کار اتفاق میافتد.
ممکن است در دستورالعملهای ایمنی بر نوشیدن آب کافی، استراحت و آموزش تأکید شده باشد، اما اگر سرپرست پروژه همچنان کار را بر اساس برنامه زمانی فشرده دنبال کند، کارگر عملاً با یک انتخاب دشوار مواجه میشود، ادامه دادن کار یا تحمل فشار کاری برای عقب نماندن از برنامه؟ در چنین شرایطی، مسئولیت نباید صرفاً متوجه کارگر باشد.
اگر یک کارگر در اوج گرما دچار کاهش تمرکز شود، پرسش اصلی فقط این نیست که چرا حواسش نبود؟ باید پرسید آیا برنامه کاری متناسب با شرایط حرارتی تنظیم شده بود؟ آیا زمان استراحت کافی بود؟ آیا آب و محل مناسب برای استراحت وجود داشت؟ آیا کارگران تازهوارد بهتدریج با شرایط گرمایی سازگار شده بودند؟ آیا شدت کار در ساعات اوج گرما کاهش پیدا کرده بود؟ این پرسشها، تفاوت میان یک سیستم ارزیابی و استقرار ایمنی واقعی و یک سیستم ایمنی صوری را مشخص میکنند.
در استانهای گرم جنوب کشور، کار در فضای باز و صنایع سنگین همزمان با دمای بالا، رطوبت قابل توجه و تابش شدید انجام میشود. در صنایعی مانند نفت و گاز، فولاد، پتروشیمی و پروژههای عمرانی، حتی زمانی که کارگر از تابش مستقیم خورشید دور است، تجهیزات، سطوح داغ و فرایندهای صنعتی میتوانند بار حرارتی قابل توجهی ایجاد کنند.
در این شرایط، تغییر ساعت کار و انتقال فعالیتهای سنگین به ساعات خنکتر، افزایش دفعات استراحت، ایجاد محلهای مناسب برای بازیابی حرارتی و برنامه آبرسانی مؤثر، دیگر اقدامات رفاهی محسوب نمیشوند و بخشی از کنترل ریسک هستند. افزایش تنش گرمایی فقط سلامت افراد را تهدید نمیکند، بلکه بهرهوری و ظرفیت کار را نیز کاهش میدهد. بنابراین، نادیده گرفتن گرما حتی از دید اقتصادی نیز تصمیم عاقلانهای نیست (3).
کارگر نباید آخرین حلقه دفاع باشد
در مدیریت ایمنی، زمانی که خطر قابل پیشبینی است، نباید تمام مسئولیت کنترل آن را بر دوش فرد گذاشت اگر محیط کار گرم است، باید ابتدا امکان کاهش مواجهه بررسی شود. اگر نمیتوان گرما را از منبع حذف کرد، باید از کنترلهای مهندسی و سپس کنترلهای اداری استفاده کرد. تغییر زمان انجام فعالیت، کاهش مدت مواجهه، افزایش استراحت، جابهجایی نیروی کار، تهویه و خنکسازی، ایجاد سایه و فراهم کردن آب مناسب، همگی بخشی از این زنجیره هستند. آموزش نیز اهمیت دارد اما نمیتواند جایگزین مدیریت خطر شود .این نکته در ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا گاهی مسئولیت عدم رعایت ایمنی در حوادث در نهایت به رفتار فردی کارگر تقلیل داده میشود. اگر سیستم و فرآیند کاری انسان را در شرایطی قرار دهد که خستگی و گرما احتمال خطا را بالا ببرد، نمیتوان صرفاً با سرزنش فرد مسئله را حل کرد.
کلام آخر
تغییر اقلیم، قواعد قدیمی را به چالش کشیده است و افزایش تنش گرمایی میتواند در سالهای آینده پیامدهای گستردهتری برای ایمنی محیط کار، سلامت و بهرهوری نیروی کار داشته باشد. افزایش دما دیگر فقط مسئله اقلیمی نیست و در محیط های کاری به خطری جدی تبدیل شده است. در ایران، کارگران ساختمان، راهسازی، صنایع فولاد، نفت و گاز و دیگر مشاغل گرم، بیش از گذشته در معرض تنش گرمایی قرار دارند، خطری که ضعف برنامهریزی، فشار تولید و نگاه سنتی به ایمنی میتواند پیامدهای آن را تشدید کند.
این موضوع برای ایران اهمیت ویژهای دارد. برنامههای ایمنی نمیتوانند برای همیشه بر اساس میانگینهای گذشته و تجربه سالهای قبل نوشته شوند. وقتی شرایط اقلیمی در حال تغییر است، ارزیابی های ریسک نیز باید تغییر کند و بدین معناست که فصل گرم سال نباید فقط با یک بخشنامه کلی آغاز شود. باید مشخص شود کدام فعالیتها در چه دما و شرایطی باید محدود شوند، چه مشاغلی اولویت بیشتری برای کنترل دارند، چه زمانی باید کار متوقف یا جابهجا شود و چه سازوکاری برای پایش وضعیت کارگران وجود دارد.
گرما را جدی بگیریم، پیش از آنکه حادثه اتفاق بیفتد. تنش گرمایی خطری تدریجی و گاهی نامرئی است به همین دلیل ممکن است در مقایسه با خطرهایی مانند سقوط، برقگرفتگی یا انفجار، کمتر مورد توجه قرار گیرد. اما همین ویژگی میتواند آن را خطرناکتر کند.
مواجهه با این خطر در ایران، نیازمند تغییر نگاه است. گرمای شدید نباید شرایط طبیعی کار تلقی شود و تحمل آن نیز نباید بهعنوان بخشی از وظیفه کارگر پذیرفته شود. اگر شرایط محیطی تغییر کرده، برنامه کار نیز باید تغییر کند.
اگر گرما احتمال خطا را افزایش میدهد، کنترل آن بخشی از پیشگیری از حادثه است و اگر اجرای دستورالعمل های ایمنی باعث کاهش سرعت تولید میشود، سؤال واقعی این نیست که چطور آن ها را حذف کنیم؟ بلکه باید پرسید چرا برنامه تولید از ابتدا بدون در نظر گرفتن ایمنی کارگران و کارکنان طراحی شده است؟ ایمنی زمانی معنا پیدا میکند که کارگر مجبور نباشد برای حفظ شغل یا عقب نماندن پروژه، میان سلامت خود و ادامه کار یکی را انتخاب کند. گرما قابل پیشبینی است بنابراین حادثه ناشی از آن نیز نباید غافلگیرکننده باشد.
منابع
1- سازمان بینالمللی کار (ILO)، گرما در محیط کار؛ پیامدهای آن برای ایمنی و سلامت شغلی، ۲۰۲۴.
2- مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی آمریکا (NIOSH)، معیارهای استاندارد پیشنهادی برای مواجهه شغلی با گرما و محیطهای گرم، ۲۰۱۶.
3- سازمان بینالمللی کار (ILO)، کار در سیارهای گرمتر؛ اثر تنش گرمایی بر بهرهوری و کار شایسته، ۲۰۱۹.
4- سازمان بینالمللی استانداردسازی (ISO)، ارگونومی محیط حرارتی؛ ارزیابی تنش گرمایی با استفاده از شاخص WBGT، استاندارد ISO 7243:2017.