دادهها روایت را از بین بردهاند
کتاب هان به خوبی نشان میدهد از دست رفتن روایت، تنها یک بحران فردی نیست، بلکه یک فاجعهی جمعی است
بیونگچول هان، فیلسوف معاصر، با نثری که همزمان شاعرانه، ادبی و بهشدت کوبنده است، در کتاب «بحران روایت: چگونه اطلاعات، داستانگویی را نابود میکند؟» به واکاوی یکی از بنیادیترین رنجهای انسان مدرن میپردازد. او در این اثر درخشان نشان میدهد که در عصر تسلط فناوریهای دیجیتال، ما توانایی قصهگویی را از دست دادهایم. جهان امروز ما با سونامی بیوقفهی اطلاعات و دادههای خامی محاصره شده است که هیچ پیوند ارگانیک و معناداری با یکدیگر ندارند. در این هیاهوی کرکننده، روایتها که روزگاری ستون فقرات فرهنگ، هویت و معنای زندگی بشر بودند، جای خود را به قطعات پراکنده و زودگذر اطلاعات دادهاند. هان استدلال میکند که اطلاعات، برخلاف قصه، فاقد عمق و تداوم است؛ اطلاعات تنها برای لحظهای میدرخشد، مصرف میشود و سپس بهسرعت فراموش میگردد.

انسانها همواره از طریق روایتها جهان را درک کردهاند. روایت، تجربههای پراکنده زندگی را به هم متصل میکند و به آنها انسجام، هدف و جهت میبخشد. اما در فرهنگ دیجیتال کنونی، ما در دریایی از دادهها غرق شدهایم، درحالیکه از فقر معنا رنج میبریم. هان با ظرافت بینظیری توضیح میدهد که با وجود دسترسی بیسابقه به اخبار، آمار و پیامهای بیپایان، احساس خلأ، اضطراب و سرگشتگی در وجود انسان مدرن ریشه دوانده است. دلیل این امر روشن است: اطلاعات نمیتواند جایگزین قصه شود. دادهها شاید بتوانند وقایع را ثبت کنند، اما هرگز نمیتوانند به آنها معنا تزریق کنند. ما در پلتفرمهای اجتماعی مدام در حال تبادل اطلاعات هستیم، اما هیچ داستان مشترکی نمیسازیم. این فقدان روایت مشترک، به انزوای عمیقتر و فروپاشی پیوندهای اجتماعی منجر شده است.
نویسنده در ادامه نقد ساختاری خود به پدیده «داستانسرایی» در دنیای سرمایهداری متأخر نقد میکند. او معتقد است آنچه امروز در تبلیغات، بازاریابی و شبکههای اجتماعی تحت عنوان داستانسرایی یا «استوریتلینگ» به خورد مخاطب داده میشود، روایت اصیل نیست، بلکه صرفاً ابزاری زیرکانه برای فروش بیشتر و مصرفگرایی است. این روایتهای جعلی و تجاری فاقد قدرت رهاییبخش قصه هستند و تنها بهعنوان کاتالیزوری برای تسریع چرخه مصرف عمل میکنند. روایت اصیل نیازمند زمان، درنگ، سکوت و گوش سپردن است؛ مفاهیمی که در عصر شتابزدگی دیجیتال و فرهنگ کلیک، بهشدت کمیاب و حتی منسوخ شدهاند. گوشیهای هوشمند ما را به ماشینهای پردازش داده تبدیل کردهاند که فرصتی برای تأمل و بافتن رشتههای معنا باقی نمیگذارند؛ در نتیجه، زندگی از یک پیوستار معنادار به مجموعهای از نقاط گسسته تبدیل شده است.
کتاب هان به زیبایی نشان میدهد از دست رفتن روایت، تنها یک بحران فردی نیست، بلکه یک فاجعهی جمعی است. جوامعی که نتوانند داستانهای مشترک خلق کنند، در برابر قطبیسازی، خشم و فروپاشی بسیار آسیبپذیر خواهند بود. الگوریتمها با فیلتر کردن جهان بر اساس سوگیریهای شخصی، ما را در حبابهای اطلاعاتی منزوی میکنند و امکان شکلگیری یک روایت کلان و همبستهساز را از بین میبرند. در این میان، حقیقت نیز قربانی میشود، زیرا حقیقت بدون بستر روایی، به دادهای خشک و بیروح تبدیل میگردد که بهراحتی میتوان آن را تحریف کرد یا نادیده گرفت. ما در عصری زندگی میکنیم که همهچیز در دسترس است، اما هیچچیز معنای عمیقی ندارد و این همان پارادوکس تلخی است که هان با مهارت آن را کالبدشکافی میکند.
بحران روایت در نهایت زنگ خطری برای بازگشت به اصالت انسانی است. بیونگچول هان از ما میخواهد که در برابر استبداد دادهها مقاومت کنیم و دوباره هنر گوش دادن و قصهگویی را بیاموزیم. این کار نیازمند شهامت برای کند کردن ریتم زندگی، خاموش کردن دستگاههای دیجیتال و ایجاد فضاهایی برای سکوت و تأمل است. انسان بدون قصه، موجودی گمگشته در هزارتوی اطلاعات است که هر لحظه بر اضطرابش افزوده میشود. برای بازیابی عاملیت ازدسترفته، ما باید بار دیگر کنترل روایتهای زندگی خود را در دست بگیریم. این کتاب دعوتی است برای گذار از مصرف منفعلانهی اطلاعات به خلق فعالانهی معنا، تا شاید بتوانیم در این عصر بیقراری، لنگرگاهی برای روح خسته خود بیابیم و از فروپاشی کامل معنا جلوگیری کنیم. خواندن این کتاب جذاب به علاقهمندان مباحث فرهنگی معاصر توصیه میشود.
نویسنده: بیونگ چول هان
مترجم: کوروش غنیون
صفحات: 120 صفحه
ناشر: کتابسرای میردشتی، 1403
قیمت: 157 هزار تومان