تغییراقلیم به کلاس درس رسیده است
آموزش از شناختهشدهترین حقوق کودکان است، اما در عمل همه کودکان از فرصتهای برابر برای بهرهمندی از آن برخوردار نیستند
آموزش یکی از بنیادیترین فرایندهای رشد انسان است که کودک از خلال آن جهان را میشناسد، مهارت میآموزد و برای زندگی اجتماعی آماده میشود. این فرایند صرفاً به فعالیت در کلاس درس محدود نیست، بلکه بخشی از تجربه زیسته کودکان و یکی از سازوکارهای اصلی شکلگیری تواناییهای فردی و اجتماعی آنان به شمار میرود. بخشهای از جستاری را میخوانید که نویسنده کوشیده از منظر تغییرات اقلیمی به برابری آموزشی بپردازد.
آموزش از شناختهشدهترین حقوق کودکان است، اما در عمل همه کودکان از فرصتهای برابر برای بهرهمندی از آن برخوردار نیستند. سالهاست که بحث عدالت آموزشی با مفاهیمی چون فقر، توزیع نابرابر منابع، کمبود امکانات و شکاف میان مناطق مختلف گره خورده است. اکنون اما تغییراقلیم نیز به یکی از عوامل اثرگذار بر آموزش تبدیل شده است؛ بحرانی که سالها پیامدهای آن را بیرون از دیوارهای مدرسه میدیدیم، اما امروز آثارش در مدرسه و کلاس درس آشکار شده است.
تغییراقلیم اگرچه در اصل مسئلهای محیطزیستی شناخته میشود، اثرات آن بهطور فزایندهای به حوزههای اجتماعی، اقتصادی و نهادی گسترش یافته است. یکی از مهمترین این حوزهها، مدرسه است؛ نهادی که بهطور سنتی یکی از پایدارترین نهادهای اجتماعی تلقی میشد، اما اکنون در برابر شوکهای اقلیمی آسیبپذیرتر شده است. افزایش دما، موجهای گرمایی، سیلابها، خشکسالیها، آلودگی هوا و گردوغبار میتوانند بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به تعطیلی مدارس، کاهش دسترسی به آموزش و اختلال در فرایند یادگیری منجر شوند. این اختلالها، برخلاف تصور رایج، صرفاً پیامدهای کوتاهمدت ندارند، بلکه میتوانند افت یادگیری، ترک تحصیل زودهنگام و تشدید نابرابری آموزشی را به دنبال داشته باشند. از سوی دیگر، مدرسه صرفاً محل انتقال دانش نیست، بلکه نهادی چندمنظوره است که در حوزههایی مانند تغذیه، سلامت و حمایت روانی و اجتماعی نیز نقش ایفا میکند. بنابراین، هرگونه تعطیلی یا اختلال در عملکرد مدارس، پیامدهایی فراتر از یادگیری رسمی دارد و میتواند بر رفاه کلی کودکان اثر بگذارد. در این چارچوب، تغییراقلیم نهتنها آموزش را مختل میکند، بلکه بخشی از زیرساختهای حمایتی کودکان را نیز تضعیف میسازد.
گزارش اخیر یونیسف تصویری نگرانکننده از وضعیت کودکان در عصر تغییراقلیم ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، حدود ۲.۳ میلیارد کودک، یعنی تقریباً همه کودکان جهان، دستکم در معرض یک خطر اقلیمی قرار دارند. حدود ۲ میلیارد کودک بهطور همزمان با دو خطر و نزدیک به ۱.۱ میلیارد کودک با سه خطر یا بیشتر مواجهاند. این اعداد نشان میدهد که بحران اقلیمی دیگر مسئلهای حاشیهای یا محدود به مناطق خاص نیست، بلکه به بخشی از واقعیت زندگی کودکان و نوجوانان تبدیل شده است. با این حال، پیامدهای این بحران برای همه کودکان یکسان نیست. کودکانی که در مناطق محروم زندگی میکنند یا به زیرساختهای آموزشی، خدمات عمومی و امکانات حمایتی محدودتری دسترسی دارند، بیش از دیگران از اختلالهای ناشی از تغییراقلیم آسیب میبینند.
در چنین وضعیتی، مسئله تنها مواجهه با بحران نیست، بلکه توان ادامه دادن زندگی عادی در دل بحران است. از همینجا مفهوم «تابآوری» وارد آموزش میشود. تابآوری در این زمینه به ظرفیت نظام آموزشی برای تداوم عملکرد در شرایط بحران، کاهش وقفههای آموزشی و بازگشت سریع به وضعیت پایدار اشاره دارد. در ایران، مسئله تابآوری آموزشی با چالشهای مضاعفی روبهرو است؛ از جمله فشارهای اقتصادی، محدودیتهای زیرساختی و بحرانهای محیطزیستی مانند آلودگی هوا و تنش آبی. این عوامل در کنار یکدیگر، ظرفیت نظام آموزشی برای مواجهه با شوکهای جدید را بهشدت کاهش میدهند و ضرورت بازنگری در طراحی فضاهای آموزشی را افزایش میدهند.
در پاسخ به این چالشها، بسیاری از کشورها به سمت توسعه «مدارس تابآور اقلیمی» حرکت کردهاند؛ مدارسی که بهگونهای طراحی، تجهیز و مدیریت میشوند تا بتوانند در برابر اثرات و شوکهای ناشی از تغییراقلیم دوام بیاورند و در صورت وقوع این رخدادها، کمترین اختلال را در روند آموزش ایجاد کنند. این مدارس تنها به ساختمانهای مقاوم محدود نمیشوند، بلکه مفهومی چندلایه دارند. از یک سو، شامل زیرساختهای فیزیکی مقاومتر مانند طراحی سازگار با گرما و سرما، مدیریت آب و انرژی و ایمنی در برابر مخاطرات اقلیمی هستند و از سوی دیگر، به شیوههای نوین مدیریت آموزشی مجهز میشوند؛ از جمله برنامههای آموزشی انعطافپذیر، آمادگی برای تداوم آموزش در شرایط بحران و کاهش وقفههای تحصیلی.
این مدارس همچنین با آموزش همهجانبه تغییراقلیم، نهفقط در برابر بحران مقاومتر میشوند، بلکه دانش و آگاهی لازم برای درک و مواجهه با شرایط جدید را نیز به دانشآموزان منتقل میکنند. به همین دلیل، مدارس تابآور اقلیمی تنها پاسخی به این واقعیت هستند که آموزش دیگر نمیتواند مستقل از شرایط اقلیمی ادامه پیدا کند.
مدارس ما از بسیاری جهات فاصله زیادی با مفهوم «مدارس تابآور اقلیمی» دارند و بیتوجهی به این واقعیت میتواند آسیبهای موجود را تشدید کند. در شرایطی که زیرساختهای آموزشی خود با چالشهای متعددی روبهرو هستند، نادیده گرفتن ملاحظات اقلیمی به معنای بازتولید همان آسیبهایی است که امروز نیز در نظام آموزشی مشاهده میشود. در جریان دو جنگ اخیر، طبق برخی برآوردها نزدیک به یکهزار و ۳۰۰ مدرسه دچار تخریب شدهاند. در چنین شرایطی، بازسازی و ساخت مدارس جدید میتواند فرصتی برای حرکت به سمت مدارس تابآور و مقاوم در برابر بحرانها باشد. همچنین میتوان از تکرار الگوهای ناکارآمد گذشته در ساخت مدارس فاصله گرفت و خطاهای پیشین را دوباره تکرار نکرد.
طراحی و ساخت مدارس تابآور اقلیمی میتواند در مواجهه با مشکلاتی که هماکنون با آنها روبهرو هستیم، مانند ناترازی انرژی و آلودگی هوا، بخشی از فشارهای وارد بر نظام آموزشی را کاهش دهد و تابآوری آموزش را در برابر بحرانهای آینده افزایش دهد. بیشک تغییراقلیم در حال تبدیل شدن به یک متغیر ساختاری در حوزه آموزش و عدالت اجتماعی است. سیاستگذاران آموزشی ناگزیر خواهند بود این واقعیت را در طراحی زیرساختها، برنامهریزی درسی و مدیریت بحران لحاظ کنند. بیتوجهی به ضرورت انطباق نظام آموزشی با واقعیتهای جدید اقلیمی میتواند به تعمیق نابرابریهای آموزشی، افزایش وقفههای تحصیلی، تحمیل هزینههای سنگینتر برای جبران خسارتها و کاهش تابآوری جامعه در برابر بحرانهای آینده منجر شود. نادیده گرفتن واقعیتهای اقلیمی در روند بازسازی و نوسازی، تنها به معنای از دست دادن یک فرصت نیست، بلکه به معنای انتقال آسیبپذیریهای امروز به نسلهایی است که بیش از همه با پیامدهای این بحران زندگی خواهند کرد.