«نقش رستم»؛ قربانی مدیریت ناپایدار آب
رونشست، فعالیتهای پتروشیمی و احتمال ازسرگیری معدنکاوی میراث جهانی مرودشت را تهدید میکنند
بخشهایی از گزارش روزنامه پیام ما را میخوانید که نشان داده است نقش رستم امروز همزمان با سه تهدید روبهروست؛ فرونشست دشت مرودشت، پیامدهای فعالیتهای پتروشیمی و احتمال ازسرگیری فعالیتهای معدنی.کارشناسان میگویند آنچه میراث جهانی مرودشت را به این نقطه رسانده، حاصل دههها برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، توسعه کشاورزی آببر و مدیریت ناپایدار منابع آب است؛ روندی که نهتنها تخت جمشید و نقش رستم، بلکه زیستبوم و اقتصاد منطقه را نیز تهدید میکند.
فرونشست زمین اکنون به یکی از جدیترین تهدیدها برای میراث جهانی ایران در دشت مرودشت تبدیل شده است. دشتی که تخت جمشید، نقش رستم و دهها محوطه تاریخی ارزشمند را در خود جای داده، سالهاست زیر فشار برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی، توسعه کشاورزی آببر، خشکسالی، تغییر مسیر منابع آب و ضعف در مدیریت این منابع قرار دارد. نتیجه این روند، ایجاد شکافهایی است که امروز نهتنها در سطح دشت، بلکه در مجاورت آثار تاریخی نیز قابل مشاهدهاند و کارشناسان نسبت به پیامدهای بلندمدت آن هشدار میدهند.
کارشناسان همگی بر یک واقعیت تأکید دارند؛ بحران امروز دشت مرودشت محصول سالها بیتوجهی به هشدارهای کارشناسان و نبود مدیریت پایدار منابع آب است. به اعتقاد آنها، ادامه کشت محصولات آببر، برداشت گسترده از سفرههای زیرزمینی، کاهش تغذیه طبیعی آبخوانها، آلودگیهای صنعتی، آتشزدن بقایای مزارع و برخی فعالیتهای معدنی، در کنار نبود سیاستگذاری بلندمدت، شرایطی را رقم زده که نهتنها میراث جهانی تخت جمشید و نقش رستم، بلکه آینده زیستمحیطی و اقتصادی منطقه را نیز با خطر روبهرو کرده است.
بحرانی قدیمی
برخی کارشناسان مصرانه بر این باورند که فعالیتهای اکتشاف معدنی و توسعه معادن در مرودشت مجدداً از سر گرفته شده است. علیرضا صادقی امیری، کنشگر میراث فرهنگی، عضو انجمن جوانان سپیده پارس و عضو هیئترئیسه شورای تشکلهای کشور، با اشاره به وضعیت دشت مرودشت و تأثیر آن بر نقش رستم، به «پیام ما» گفت: «بحرانی که امروز در این منطقه مشاهده میشود، اتفاقی ناگهانی یا مربوط به چند هفته و چند ماه اخیر نیست، بلکه نتیجه سالها مدیریت نادرست منابع آب و بیتوجهی به هشدارهای کارشناسان است.» او افزود: «حدود ۱۰ تا ۱۵ سال است که برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی و شیوههای نادرست آبیاری در این منطقه ادامه دارد، اما اقدام مؤثری برای جلوگیری از آن انجام نشده است. دشت مرودشت امروز یکی از بحرانیترین دشتهای کشور از نظر فرونشست زمین به شمار میرود و در کنار دشتهای مرغاب، کبوترآهنگ و استهبان، جزو مناطقی است که بیشترین میزان فرونشست را تجربه میکنند.» صادقی تأکید کرد: «کشاورزی در ایران همچنان عمدتاً به شیوه سنتی انجام میشود و در سالهای گذشته، به بهانه خودکفایی و توسعه کشت محصولاتی مانند گندم و ذرت، برداشت آب از سفرههای زیرزمینی از ظرفیت طبیعی دشت فراتر رفته است. این مسئله تنها نقش رستم را درگیر نکرده، بلکه کل دشت مرودشت و محدوده کوه رحمت را با بحران مواجه کرده است.» او با اشاره به چاههای آب در این منطقه بیان کرد: «مشکل فقط چاههای غیرمجاز نیست؛ بسیاری از چاههای مجاز نیز بیش از ظرفیت تعیینشده از منابع آب زیرزمینی برداشت میکنند. حتی در مواردی که کنتور هوشمند نصب شده است، این سامانهها صرفاً میزان برداشت را ثبت میکنند و مانع برداشت اضافه نمیشوند، بلکه بهرهبردار در صورت مصرف بیشتر، تنها هزینه بیشتری پرداخت میکند. از سوی دیگر، بسیاری از چاههای مجاز نیز اساساً به کنتور هوشمند مجهز نیستند و برداشت از آنها بدون کنترل مؤثر ادامه دارد.»
او افزود: «برخلاف مناطق شهری که بخشی از آب مصرفی از طریق فاضلاب و بازچرخانی آب تا حدود بسیار محدودی به سفرههای زیرزمینی بازمیگردد و تعادل اندکی ایجاد میکند، در محدوده نقش رستم چنین سازوکاری وجود ندارد. از سوی دیگر، این مجموعه تاریخی در مجاورت یک توده کوهستانی قرار گرفته و از نظر زمینشناسی نیز شرایط ویژهای دارد؛ موضوعی که خطر ناشی از فرونشست را دوچندان میکند.»
استفاده از دینامیت برای اکتشافهای معدنی
این کنشگر میراث فرهنگی با تأکید بر اینکه تهدیدهای نقش رستم تنها به برداشت آب محدود نمیشود، اظهار کرد: «در شعاع حدود چهار تا ۱۸ کیلومتری این محوطه تاریخی، چندین معدن سنگ فعال هستند که همچنان برای استخراج از انفجار با دینامیت استفاده میکنند. امواج ناشی از این انفجارها میتواند تا حدود ۲۰ کیلومتر گسترش پیدا کند و ارتعاشهای مداوم ناشی از آن، در بلندمدت بر پایداری نقش رستم و سایر آثار تاریخی منطقه اثر بگذارد.» صادقی یکی دیگر از تهدیدهای جدی این محوطه جهانی را آلودگیهای صنعتی دانست و گفت: «استقرار واحدهای پتروشیمی در جنوب غربی منطقه، با توجه به جهت غالب وزش باد، موجب میشود آلایندههای شیمیایی به سمت نقش رستم منتقل شوند. این آلایندهها علاوه بر تهدید سلامت ساکنان و حیاتوحش منطقه، در بلندمدت میتوانند آثار مخربی بر سنگنگارهها و سازههای تاریخی این مجموعه بر جای بگذارند.»
او ادامه داد: «زمانی که بارندگی رخ میدهد، این آلایندههای شیمیایی همراه با رطوبت روی سنگنگارهها و نقشبرجستههای تاریخی مینشینند و به مرور زمان موجب تشدید فرسایش و تخریب آنها میشوند. علاوه بر این، نقش رستم روی یک گسل فعال قرار گرفته و هرچند میزان جابهجایی سالانه آن بسیار اندک و کمتر از یک میلیمتر است، اما همین حرکت تدریجی در کنار فرونشست زمین و سایر عوامل مخرب، آسیبپذیری این مجموعه جهانی را افزایش میدهد.» این کنشگر میراث فرهنگی آتشزدن بقایای مزارع را از دیگر تهدیدهای جدی منطقه دانست و گفت: «در اطراف نقش رستم و تخت جمشید، زمینهای گسترده گندم، جو و برنج وجود دارد و برخی کشاورزان برای آمادهسازی سریع زمین، بقایای محصولات را آتش میزنند. این روش که با اصول کشاورزی پایدار و علمی فاصله زیادی دارد، باعث تولید حجم زیادی از دود و ذرات معلق میشود.» به گفته او، فاصله برخی از این مزارع تا تخت جمشید کمتر از یک کیلومتر است و دود حاصل از سوزاندن بقایای کشاورزی، همراه با گرد و غبار و رطوبت هوا، روی سطوح سنگی آثار تاریخی مینشیند و به مرور زمان زمینه تشکیل گلسنگ و تشدید فرسایش سنگ را فراهم میکند. صادقی با تأکید بر اینکه برای کاهش این تهدیدها راهکارهای مشخص و کارشناسی وجود دارد، اظهار کرد: «راهحلهای فنی برای مدیریت منابع آب، کنترل فعالیت معادن، جلوگیری از آتشزدن مزارع و کاهش آلودگیهای صنعتی شناخته شده است، اما اجرای آنها نیازمند اراده جدی دستگاههای مسئول است. زمانی که حفاظت از میراث فرهنگی، محیطزیست و سلامت مردم در اولویت قرار نگیرد، این روند تخریبی نیز ادامه خواهد یافت.» صادقی با تأکید بر اینکه پیامدهای فرونشست تنها متوجه آثار تاریخی نیست، گفت: «حفاظت از میراث فرهنگی و محیطزیست اهمیت بسیار زیادی دارد، اما زمانی که فرونشست به مناطق مسکونی برسد، مستقیماً با جان مردم سروکار خواهیم داشت. اگر این پدیده از دشت به سمت روستاها و شهرها گسترش پیدا کند، حتی وقوع یک زمینلرزه نهچندان شدید نیز میتواند خسارتهای سنگینی به ساختمانها وارد کند.» او افزود: «در برخی نقاط، میزان فرونشست سالانه به حدود ۱۲ سانتیمتر میرسد که رقمی بسیار نگرانکننده است. ادامه این روند میتواند زیرساختها، واحدهای مسکونی و اراضی کشاورزی را با آسیبهای جدی مواجه کند.» این کنشگر میراث فرهنگی ریشه اصلی بحران را برداشت بیرویه آب برای کشاورزی دانست و اظهار کرد: «بخش قابل توجهی از کشاورزی منطقه همچنان به شیوه سنتی انجام میشود و محصولات بسیار آببر، بدون توجه به توان اکولوژیک دشت، کشت میشوند. در چنین شرایطی، سفرههای آب زیرزمینی بهطور مداوم تخلیه میشوند و ادامه این روند، منابع آب شیرین را با تهدید جدی روبهرو کرده است.»
لزوم اصلاح الگوی کشت
صادقی با تأکید بر ضرورت اصلاح الگوی کشت در دشت مرودشت گفت: «یکی از مهمترین راهکارهای مقابله با فرونشست، تغییر الگوی کشت است. در شرایطی که منابع آب زیرزمینی با بحران جدی روبهرو هستند، ادامه کشت محصولات پرمصرف از نظر آبی توجیهی ندارد و باید به سمت محصولاتی با نیاز آبی کمتر حرکت کرد.» او افزود: «به جای توسعه کشت محصولات آببر مانند برنج، میتوان کشت محصولاتی متناسب با شرایط اقلیمی منطقه را در دستور کار قرار داد. محصولاتی مانند زعفران، پسته و گیاهان دارویی از جمله آویشن و چای کوهی، ضمن مصرف بسیار کمتر آب، ارزش اقتصادی بالاتری نیز دارند. برای مثال، آویشن در مقایسه با گندم آب بسیار کمتری مصرف میکند و در عین حال ارزش افزوده و درآمد بیشتری برای کشاورزان به همراه دارد.» این کنشگر میراث فرهنگی در ادامه، اختصاص اعتبارات کافی برای حفاظت از آثار تاریخی را از دیگر ضرورتها دانست و اظهار کرد: «میراث فرهنگی برای حفاظت از مجموعه جهانی نقش رستم و سایر آثار تاریخی منطقه به بودجهای پایدار و متناسب با حجم تهدیدها نیاز دارد. مرمتهای مقطعی و پراکنده نمیتواند پاسخگوی مشکلات موجود باشد.»
این کنشگر میراث فرهنگی، با اشاره به پیامدهای فرونشست در دشت مرودشت، گفت: «در سالهای گذشته شکافهایی در برخی نقاط این دشت ایجاد شده است؛ شکافهایی که در فصلهای گرم بازتر میشوند و در دورههای بارندگی تا حدودی بسته به نظر میرسند، اما این به معنای رفع خطر نیست. مسئله اصلی، حفاظت از کل دشت مرودشت و منابع آب زیرزمینی آن است تا مجموعه ارزشمند آثار تاریخی این منطقه، از جمله تخت جمشید و نقش رستم، از آسیبهای بیشتر در امان بمانند.»
برداشت بیرویه آب به سالها قبل بازمیگردد
او افزود: «از دهه ۱۳۸۰ تاکنون، پژوهشگران و کارشناسان بارها نسبت به وضعیت منابع آب دشت مرودشت و پیامدهای ناشی از برداشت بیرویه آب هشدار دادهاند و بر ضرورت مدیریت اصولی منابع آب این دشت تأکید کردهاند. این هشدارها در سالهای گذشته بارها به مسئولان استانی منتقل شده و همواره بر لزوم اتخاذ تدابیر مؤثر برای جلوگیری از تشدید بحران تأکید شده است.» جعفری با اشاره به سابقه مطالعات انجامشده درباره بحران منابع آب در دشت مرودشت اظهار کرد: «از سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ مطالعات متعددی درباره وضعیت منابع آب این دشت انجام شد و پژوهشگران در همان زمان نیز نسبت به پیامدهای برداشت بیرویه آب و ضرورت مدیریت این منابع هشدار داده بودند. این موضوع بارها مورد بررسی و پیگیری قرار گرفت، اما اقدامات انجامشده در حوزه مدیریت منابع آب، متناسب با ابعاد بحران نبود و نتوانست روند تخریب را متوقف کند.» او افزود: «نشانههای فرونشست زمین نیز از همان دهه ۱۳۸۰ آشکار شده بود، اما به دلیل نبود راهکارهای مؤثر و اجرا نشدن برنامههای مدیریت منابع آب، این روند در سالهای بعد ادامه یافت و امروز شرایط نسبت به گذشته بهمراتب بحرانیتر شده است.» مدیر پایگاه میراث جهانی پارسه با انتقاد از ادامه کشت محصولات آببر در دشت مرودشت گفت: «با توجه به شرایط اقلیمی منطقه، وضعیت آبخوانها و عمق منابع آب زیرزمینی، توسعه کشت محصولاتی مانند برنج در این دشت توجیهی ندارد. ادامه این الگوی کشت، فشار مضاعفی بر منابع آب وارد میکند و خطر فرونشست زمین و آسیب به محوطههای تاریخی منطقه را افزایش میدهد.»
مدیریت سدها مشکلات را تشدید کرده است
جعفری با بیان اینکه فرونشست دشت مرودشت حاصل مجموعهای از عوامل است، اظهار کرد: «بدون تردید، مدیریت منابع آب در بخش کشاورزی یکی از عوامل اصلی تشدید این بحران به شمار میرود. در کنار برداشت بیرویه آب برای کشاورزی، نحوه مدیریت سدهای منطقه نیز در شکلگیری وضعیت کنونی تأثیرگذار بوده است. احداث سدهای درودزن و ملاصدرا و تغییر الگوی انتقال آب، موجب شده است جریان طبیعی آب در بخشهایی از دشت مرودشت کاهش یابد و تغذیه طبیعی سفرههای آب زیرزمینی با اختلال روبهرو شود.»
مدیر پایگاه میراث جهانی پارسه ادامه داد: «در گذشته، جریان آب در رودخانههای منطقه نقش مهمی در تغذیه آبخوانها داشت و به پایداری منابع آب زیرزمینی کمک میکرد، اما با تغییر الگوی بهرهبرداری از سدها و انتقال بخشی از آب به شهر شیراز و دیگر مناطق، این فرایند طبیعی تضعیف شده و یکی از عوامل تشدید فرونشست در دشت مرودشت به وجود آمده است.»
او افزود: «فلسفه اولیه ساخت این سدها، تأمین آب مورد نیاز بخش کشاورزی دشت مرودشت بود، اما امروز نحوه بهرهبرداری از منابع آبی تغییر کرده و همین مسئله ضرورت بازنگری در مدیریت منابع آب این منطقه را بیش از گذشته آشکار میکند.»