قلمرو رفاه

شکست پوپولیسم در سنگر رفاه؛ درس‌هایی از مجارستان

شکست راست افراطی در مجارستان و بازتعریف وطن‌دوستی، مسیر تازه‌ای برای احیای ساختارهای رفاهی و عقب‌راندن شبه‌اقتدارگرایی پیش روی جنبش‌های مدنی قرار داد.

02 شهریور 1405 - 11:37 | جامعه
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار

زلزله سیاسی در بوداپست و پایان یک دهه انحصار راست افراطی، پیام بسیار روشنی برای تمام جنبش‌های مدنی اروپاست: برای شکست دادن الگوی شبه‌اقتدارگرایی، نیازی نیست نمادهای هویت ملی را کنار بگذارید یا میدان مبارزه را خالی کنید؛ بلکه باید آن‌ها را بازتعریف کرده و در خدمت عدالت اجتماعی و کارآمدی نهادی قرار دهید.

زمینه‌سازی برای این شگفتی زمانی آغاز شد که در جریان گفت‌وگوهای مقدماتی پارلمان، حزب راست افراطی «جنبش میهن ما» پیشنهاد کرد سرود منطقه‌ای سکلی (Szekler) — که نماد تعلق خاطر قوم‌گرایانه بخشی از مجارستانی‌هاست — در مراسم افتتاحیه‌ای که در می‌۲۰۲۶ برگزار شد نواخته شود.

این دست نمادها در دوران حکمرانی بلندمدت «ویکتور اوربان» ابزار قطبی‌سازی جامعه بودند؛ روندی که با برافراشتن پرچم سکلی بالای پارلمان در سال ۲۰۱۳ و پایین کشیدن پرچم اتحادیه اروپا به اوج رسید

پاسخ پیتر ماجیار، رهبر حزب پیروز تیزا (Tisza)، که قدرت را در انتخابات اخیر مجارستان به صورت مسالمت‌آمیز از جناح راست افراطی اوربان ربود، نه رد این نمادها، بلکه وسعت بخشیدن به چتر هویت بود.

او پذیرفت سرود سکلی خوانده شود، اما سرود رسمی اتحادیه اروپا (Ode to Joy) و سرود نمادین اقلیت روما را هم به برنامه رسمی افزود.

در نهایت، کودکان روما در قلب پارلمان سرود خود را اجرا کردند و خارج از ساختمان، یک خواننده زن روما مراسم را افتتاح کرد؛ درحالی‌که پرچم اتحادیه اروپا دوباره کنار پرچم سکلی بر فراز پارلمان به اهتزاز درآمد.

پایان انحصار پوپولیسم بر زبان وطن‌دوستی

سال‌ها بود که راست گرایان افراطی تمام زبان وطن‌دوستی، سنت و تداوم ملی را در انحصار خود گرفته بودند، درحالی‌که گروه‌های اپوزیسیون به علت واهمه از «شوونیسم» یا شوک‌های تاریخی، از به‌کارگیری نمادهای ملی دوری می‌کردند.

این شکاف عاطفی در سراسر اروپا نیز دیده می‌شود و موجب شده احزابی که در ساختار «میهن‌پرستان برای اروپا» کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، خود را تنها پاسداران اصیل میهن جا بزنند.

پیام آن‌ها به شهروندان ساده است: وطن‌دوستی یعنی بدبینی به اروپای واحد، سخت‌گیری در مرزها و ایستادگی در برابر رویکردهای لیبرال. اما تجربه مجارستان راهبرد جدیدی را رو کرد که نشان داد وطن‌دوستی می‌تواند به جای «کینه و انزوا»، بر محور «ترمیم و اصلاح» بازسازی شود.

حزب پیروز بجای فرار از گفتمان ملی، پیام‌های خود را در بستری از ادبیات وطن‌دوستانه عرضه کرد. از نگاه این الگوی جدید، مجارستانِ وطن‌دوست کشوری نیست که دائم در حال جنگ با بروکسل، پناهجویان یا ایدئولوژی‌های جدید باشد؛ بلکه کشوری است که در آن قطارها به موقع حرکت می‌کنند، بیمارستان‌ها تجهیز شده‌اند، مدرسه‌ها درست آموزش می‌دهند و با شهروندان با کرامت رفتار می‌شود.

تفکیک این دو جریان فکری را می‌توان در حوزه سیاست‌های رفاهی و خدمات عمومی به روشنی مشاهده کرد. سیاست‌های راست افراطی بر انقباض خدمات حمایتی و محدودسازی منابع رفاهی به گروه‌های خاص قومی تاکید دارد، درحالی‌که جنبش جدید با پیوند دادن ملی‌گرایی به خدمات عمومی، نگرشی «خدمت‌محور» ایجاد کرده است.

مرزهای اصلاحات و پیامدها برای جنبش‌های مدنی

حتی نخستین جلسه هیئت دولت جدید که در محوطه‌ای تاریخی مرتبط با مجمع نخستین قبایل مجارستان برگزار شد و کنفرانس خبری آن در برابر یکی از بزرگ‌ترین تابلوهای نقاشیِ تاریخی فتح منطقه فریم گرفت، جلوه‌ای تازه از این تفکر بود.

این رخداد در نگاه اول ممکن بود یک نمایش ملی‌گرایانه پوچ به نظر برسد؛ اما در عمل دستور زبان ملی‌گرایی را تغییر داد: داستان فتح تاریخی این بار با محوریت «همدردی و کرامت» بازخوانی شد، نه با فخرفروشی به گذشته.

پیروزی در مجارستان درس مهمی برای جامعه مدنی بین‌المللی دارد. دموکراسی‌خواهان اغلب با دو راهکار اشتباه به سراغ راست افراطی می‌رفتند: یا سعی می‌کردند آن‌ها را در صندوق‌های رای قرنطینه و نادیده فرض کنند، یا بخش‌هایی از گفتمان ضدپناهجویی و انقباضی آن‌ها را جذب می‌کردند.

هیچ‌کدام از این دو روش پاسخ نداد، زیرا اصل مسئله یعنی «انحصار راست افراطی بر نمادهای ملی» را حل نمی‌کرد. تجربه اخیر اثبات کرد که راه واقعی، ارائه روایتی ملی، اخلاقی‌تر و از نظر رفاهی شمول‌گراتر است که کرامت شهروندان را هدف قرار دهد.