نقشه تازه سفر ایرانیان
جنگ و فشار اقتصادی، مقصد و شیوه سفر ایرانیان را تغییر داده است
اقتصاد گردشگری ایران زیر تأثیر جنگ و فشارهای اقتصادی تغییر کرده است، اما این تغییر برای همه بخشهای بازار سفر یکسان نیست. در کنار کاهش گردشگری ورودی و افت توان سفر بخشی از جامعه، مقاصد داخلی تازه، بومگردی، گردشگری سلامت و سفرهای طبیعتمحور همچنان بخشی از تقاضای بازار را حفظ کردهاند و الگوی سفر را به سمت مقصدها و تجربههای متفاوت بردهاند. بخشهایی از گزارش روزنامه پیام ما درباره این تحول را میخوانید.
متخصصان حرفهای گردشگری همچنان باقی هستند
اگرچه فعالان گردشگری دچار ریزش شدهاند، اما آن دسته از متخصصانی که در کار خود حرفهای هستند همچنان در این صنعت باقی ماندهاند و از نظر کارشناسان گردشگری این امر چندان هم جای نگرانی ندارد.
«علی شادلو»، فعال گردشگری و مدرس این صنعت، به «پیام ما» میگوید: «اکنون در موقعیتی هستیم که برهمکنش چندین اتفاق بر گردشگری تأثیر گذاشتهاند و یکی از این مسائل، مباحث اقتصادی و مشکلات مربوط به امنیت و جنگ است. پس از جنگ ۱۲روزه به اینسو دیگر توریست ورودی نداشتم، مگر چند تور محدود.»
او میافزاید: «بهطور کلی در نیمقرن اخیر، گردشگری ایران، تحولات بازار و تقاضای گردشگری دچار تغییر و تحولات بسیاری شده است. تورم ثروت یکی از مواردی است که بر این صنعت تأثیر گذاشته است. اکنون بازنشستگان میتوانند برای سفر برنامهریزی کنند و بیشتر به گردشگری سلامت علاقهمند هستند.» شادلو میگوید: «در دو دهه اخیر تورم ثروت در کشور ایجاد شده، بسیاری از قشر جوان نیز از اینستاگرام درآمدزایی میکنند، بسیاری دیگر از طریق فعالیت در یوتیوب و اقتصاد دیجیتال کسب درآمد میکنند. در هر هرم سنی جامعه، طریقه کسب درآمد تغییر کرده و بهدنبال آن تقاضا نیز تغییر شکل داده است. ممکن است پدربزرگ من برای آبدرمانی سفر کند، اما من به هدف ماجراجویی و آبشارنوردی سفر کنم.»
او میافزاید: «اکنون در گردشگری عرضه و تقاضا ایجاد شده است. زمانی بومگردی طرفداران بسیاری داشت. اکنون در روستایی کوچک چند اقامتگاه بومگردی ایجاد شده و این افراد با یکدیگر رقابت میکنند. در استان سمنان زمانی فقط قلعه بالا مطرح بود، اما اکنون بسیاری از روستاها و مناطق مختلف معروف شده و گردشگران بسیاری به آن مقصد سفر میکنند.»
شادلو میگوید: «گردشگری ورودی مدتی است که رونق ندارد و به دلیل شرایط جنگی توریستها احساس امنیت نمیکنند. بهطور کلی رفتار و شکل تقاضا و رقابت در عرضه در یک نقطه تاریخی با یکدیگر گره خوردهاند.»
جنگ چگونه مقصد سفر را تغییر داد
شادلو میگوید: «رفتار و شکل تقاضا و همچنین رقابت در بخش عرضه، امروز در یک نقطه تاریخی به یکدیگر گره خوردهاند. اگر هر کدام از این عوامل را از منظر ضعف، قوت و فرصت تحلیل کنیم، هر کدام نقشه متفاوتی از وضعیت گردشگری به ما نشان میدهد. برای مثال، در دوران جنگ، رفتار مقصدهای دور و نزدیک نسبت به مبادی گردشگری یکسان نبود و تغییرات قابلتوجهی در الگوی انتخاب مقصد اتفاق افتاد.»
او میافزاید: «اگر تهران را بزرگترین مبدأ گردشگر در کشور در نظر بگیریم و سایر کلانشهرها را نیز بهترتیب بعد از آن قرار دهیم، در ایام جنگ این شهرها بیشتر درگیر شرایط جنگی و ضربات ناشی از جنگ بودند. طبیعی بود که مردم بخواهند از این شرایط فاصله بگیرند. اما میزان فاصلهای که برای سفر انتخاب میکردند، به میزان وابستگی آنها به محل زندگی، کار و سایر شرایط زندگیشان بستگی داشت.»
شادلو با اشاره به اینکه بخشی از مردم ترجیح میدادند به مقصدی بروند که بتوانند حدود ۴۰۰ یا ۵۰۰ کیلومتر از تهران فاصله بگیرند، بیان میکند: «برای مثال، به استان گلستان یا مناطق دوردستتری از استان مازندران. آنها میخواستند در نقطهای باشند که از فضای جنگی فاصله داشته باشند و احتمال بروز اتفاقاتی مانند اصابت موشک را از خود دور کنند، اما در عین حال همچنان بتوانند به خانه، زندگی و کارشان دسترسی داشته باشند.»
او میافزاید: «در واقع، فردی که در تهران زندگی و کار میکند، ممکن است بخواهد از شرایط ناامن فاصله بگیرد، اما نمیتواند برای مدت طولانی و بدون در نظر گرفتن شغل و زندگی خود، صدها یا هزاران کیلومتر دور شود. بنابراین انتخاب مقصد در این شرایط، حاصل یک نوع تعادل میان نیاز به امنیت و ضرورت حفظ ارتباط با محل زندگی و کار است.»
شادلو میگوید: «در چنین شرایطی، برخی مقاصد نزدیکتر به مبادی گردشگری که از فضای جنگی فاصله داشتند، رونق خوبی پیدا کردند. با برخی از فعالان گردشگری این مناطق که صحبت میکردم، میگفتند اگر جنگ مدت بیشتری ادامه پیدا کند، ما میتوانیم همه بدهیهای خودمان را پرداخت کنیم. این صحبت نشان میدهد که در یک دوره خاص، حتی بحران جنگ نیز میتواند برای بعضی از مقصدهای گردشگری باعث افزایش تقاضا شود.»
او با اشاره به این امر که مقاصد دور در کشور با گرفتاریهای خاص خود مواجه بودند، بیان میکند: «افزایش هزینه بنزین، ترافیک، چند برابر شدن هزینههای سفر و همچنین دور شدن بیش از حد از محل زندگی و کار، عواملی بودند که میتوانستند سفر به مقصدهای دور را دشوار کنند. بنابراین در شرایط جنگی، نمیتوان گفت همه مقصدهای نزدیک رونق میگیرند یا همه مقصدهای دور با کاهش تقاضا مواجه میشوند. رفتار گردشگر به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ اینکه فرد کجا زندگی میکند، به کجا وابستگی دارد، چقدر توان مالی دارد، چه میزان احساس ناامنی میکند، چقدر میتواند از محل زندگی خود فاصله بگیرد و در نهایت چه نوع سفری را میخواهد تجربه کند.»
شادلو در پاسخ به این سؤال که وضعیت گردشگری در شرایط جنگی چگونه است، بیان میکند: «این پرسش یک پاسخ بسیار لوکالیزه دارد. این موضوع کاملاً موقعیتبهموقعیت و موردبهمورد متفاوت است. اینکه درباره کدام استان، کدام شهر یا کدام روستا صحبت میکنیم و درباره چه سبک و چه عملکردی از گردشگری حرف میزنیم، همه تعیینکننده هستند.»
او تأکید میکند: «نمیتوان صرفاً با مشاهده وضعیت اقتصادی مردم و اینکه گفته میشود شرایط معیشتی همه مردم ایران بد شده است، درباره کل بازار گردشگری یک قضاوت یکسان داشت. من قبول دارم که وضعیت طبقات زیر متوسط و حتی طبقه متوسط بد و بدتر شده است. این مسئله واقعیت دارد و آثار آن را نیز در رفتار مصرفی مردم میبینیم.»
تغییر مقصد سفر در میان طبقات برخوردار؛ از اروپا و ترکیه تا ایرانگردی
شادلو میگوید: «در میان طبقات برخوردار نیز نمیتوان یک رفتار واحد را در نظر گرفت. بخشی از این افراد همچنان ترجیح میدهند بهجای گردشگری داخلی، به کشورهای دیگر سفر کنند و مقصدهایی مانند اروپا یا ترکیه را انتخاب کنند. اما این طبقه را نیز نباید یکدست دید. در جمعیت حدود ۱۰۰ میلیون نفری ایران، طبقه خوب و عالی جامعه جمعیت محدودی را تشکیل میدهد و نمیتوان فرض کرد همه افراد این گروه، مثلاً به ترکیه یا اروپا سفر میکنند.»
این مدیر و کارآفرین گردشگری میگوید: «عدهای از قشر مرفه توان مالی سفر به اروپا را دارند و سفرهای اروپایی خود را ادامه میدهند. گروهی که توان مالیشان نسبت به گذشته ضعیفتر شده، ممکن است اروپا را کنار بگذارند و به ترکیه بروند. کسانی که توان مالیشان باز هم کاهش پیدا کرده، ممکن است ترکیه را کنار بگذارند و مقصدهایی مانند ارمنستان را انتخاب کنند و در نهایت افرادی که توان مالیشان بیش از این کاهش پیدا کرده است، ممکن است به ایرانگردی روی بیاورند. بنابراین در سمت تقاضا، یک تغییر اتفاق افتاده است؛ تغییری که فقط به یک عامل مربوط نمیشود. جنگ میتواند یکی از دلایل این تغییر باشد، شرایط اقتصادی عامل دیگری است، فاصله و هزینه دسترسی به مقصد نیز تأثیر دارد و در کنار همه اینها، صاحبان ثروت و سلیقه و ترجیحات آنها نیز در تعیین مقصد نقش دارند.»
او میافزاید: «همه این عوامل، فاکتورهای مؤثر بر تغییر رفتار تقاضا در گردشگری هستند. بنابراین وقتی میخواهیم درباره کاهش یا افزایش سفر صحبت کنیم، باید ببینیم چه تغییری در ساختار تقاضا رخ داده و چرا گردشگر مقصد قبلی خود را کنار گذاشته و مقصد دیگری را انتخاب کرده است.»