آینده را شخم نزنیــم
ضرورت تغییر شیوه کشت برای مقابله با کمآبی و فرسایش خاک
در سرزمین خشک و نیمهخشک ایران که میانگین بارندگی سالانه آن کمتر از ۲۳۰ میلیمتر است، خاکورزی، رطوبت و پایداری خاک را تهدید میکند. یادداشتنویس روزنامه پیام ما میگوید پس از بیش از دو دهه پژوهش، آموزش، اجرای آزمایشهای مزرعهای و همکاری مستقیم با کشاورزان دیمکار، به این نتیجه روشن رسیده که برای کشاورزی دیم ایران، کشت بیخاکورزی و کشاورزی حفاظتی ضرورتی برای بقاست. بخشهایی از این یادداشت را میخوانید.
در بسیاری از نقاط کشور، بارندگی اندک، نامنظم و هر سال غیرقابلپیشبینیتر شده است. در چنین شرایطی، تنها یک بار شخم با گاوآهن برگرداندار میتواند بخش عمده رطوبت ذخیرهشده در خاک را از بین ببرد و آن را به جو منتقل کند. بارها شاهد مزارعی بودهام که خاکورزی متداول، عمدتاً با گاوآهن برگرداندار، کشاورزان را بیش از پیش به مرز شکست محصول رسانده است. این واقعیتها باور مرا شکل دادند که کشاورزی حفاظتی باید بهعنوان یک نظام کامل، یکپارچه و هماهنگ آموزش داده و اجرا شود، نه بهصورت مجموعهای از اقدامات پراکنده و جدا از هم.
فعالیت حرفهای من در حوزه کشاورزی حفاظتی از قطعات کوچک تحقیقاتی و مزارع کشاورزانی آغاز شد که نسبت به این روش تردید داشتند و در شرایط دشوار اقلیمی فعالیت میکردند. با گذشت زمان، این تلاشها به یک مسئولیت ملی تبدیل شد. در آبانماه ۱۴۰۴، وزارت جهاد کشاورزی از من خواست تا برنامه ملی آموزش مربیان کشاورزی حفاظتی را با هدف توسعه این نظام در سراسر کشور هدایت کنم. در یک دوره آموزشی دو روزه، از هر یک از ۳۱ استان ایران، دو نفر از کارشناسان کشاورزی (زن و مرد) در مرکز تحقیقات کشاورزی اصفهان گرد هم آمدند. شرکتکنندگان سیاستگذار یا مدیر نبودند. آنها کارشناسان ترویج و پژوهشگران کاربردی بودند؛ همان افرادی که کشاورزان هنگام تصمیمگیریهای مهم مدیریتی به دانش و تجربه آنان اعتماد میکنند. وظیفه من هم انتقال دانش و تجربههایی بود که از خاکهای ایران، محدودیتهای ماشینهای کشاورزی و واقعیتهای عملی کشاورزی کشور به دست آمده بود.
در تمام دوره آموزشی، همواره یک پیام را که حاصل سالها تجربه موفقیت و شکست بود، تکرار کردم: کشاورزی حفاظتی زمانی موفق میشود که هر سه اصل آن بهطور همزمان و بهصورت پیوسته اجرا شوند. اجرای ناقص این نظام معمولاً به شکست منجر میشود.
این دوره بر سه اصل اساسی و بههمپیوسته کشاورزی حفاظتی تمرکز داشت: حداقل دستکاری مکانیکی خاک، پوشش دائمی سطح خاک با بقایای گیاهی و رعایت اصول تناوب زراعی و تنوع کشت.
بر پایه نتایج پژوهشهای بلندمدت و تجربه مزارع کشاورزان، تأکید کردم که حذف هر یک از این اصول میتواند اجرای نظام کشاورزی حفاظتی را با مشکل مواجه کند. در کشاورزی دیم، بقایای گیاهی ضایعات نیستند، بلکه سپری محافظ برای خاک محسوب میشوند. این بقایا تبخیر آب از سطح خاک را کاهش میدهند، دمای خاک را متعادل نگه میدارند و از فرسایش خاک جلوگیری میکنند.
همچنین گاوآهن برگرداندار که روزگاری نماد کشاورزی خوب بود، امروزه در شرایط کمبود آب به یکی از عوامل تهدیدکننده پایداری تولید تبدیل شده است.
برای استمرار آموزش پس از پایان دوره، به هر یک از شرکتکنندگان نسخهای از کتاب تازهمنتشرشدهام با عنوان «کشاورزی حفاظتی؛ رویکرد بومسازگاننگر در کشاورزی پایدار» اهدا شد. این کتاب حاصل سالها مشاهده میدانی، گفتوگو با کشاورزان و بومیسازی اصول جهانی کشاورزی حفاظتی برای شرایط متنوع اقلیمی ایران است. هدفم این بود که هر فراگیر، راهنمایی کاربردی در اختیار داشته باشد تا هنگام کار با کشاورزان، بتواند به پرسشها و تردیدهای آنان پاسخ دهد و از اشتباهات ناشی از اجرای ناقص کشاورزی حفاظتی جلوگیری کند.
راهبرد وزارت جهاد کشاورزی که من نیز قویاً از آن حمایت میکنم، تمرکززدایی دانش و تخصص است. با آموزش کارشناسان هر استان، ایران در حال ایجاد شبکهای از مروجان کشاورزی حفاظتی است که با ویژگیهای خاک، اقلیم و فرهنگ کشاورزی منطقه خود آشنایی کامل دارند. انتظار میرود این کارشناسان به کشاورزان کمک کنند تا هزینه سوخت و نیروی کار را کاهش دهند، با مصرف نهاده کمتر، بهرهوری را افزایش دهند، از سوزاندن بقایای گیاهی جلوگیری کنند، فرسایش خاک را کنترل کنند و بهتدریج گاوآهن برگرداندار را از چرخه تولید حذف کنند.
تجربه من نشان داده است که تغییرات پایدار زمانی رخ میدهد که دانش و آموزش توسط افرادی ارائه شود که در کنار کشاورزان زندگی و کار میکنند.
نتایج این رویکرد اکنون در مزارع قابلمشاهده است. در فصل زراعی جاری، یعنی ۱۴۰۴–۱۴۰۵، سطح اجرای کشاورزی حفاظتی در ایران به حدود ۶۰۰ هزار هکتار رسیده است؛ رقمی که نسبت به پنج سال گذشته حدود ۱۰۰ درصد رشد نشان میدهد. این رشد صرفاً نتیجه سیاستهای دولتی نیست. در واقع، کشاورزان با مشاهده مزایای واقعی این نظام، یعنی حفظ بهتر رطوبت خاک، کاهش هزینههای تولید و پایداری بیشتر عملکرد در سالهای خشک، به سمت کشاورزی حفاظتی روی آوردهاند.
ادامه مطلب را در سایت پیام ما بخوانید.
عامل مهم دیگر، پیشرفت صنایع داخلی تولید ماشینهای کشاورزی است. امروزه شرکتهای ایرانی انواع بذرکارهای بیخاکورزی با سامانههای دیسکی و تیغهای یا کفشکی را متناسب با شرایط اقلیمی، خاک، میزان بقایا و توان تراکتورهای موجود تولید میکنند. هرگاه ماشینها با شرایط واقعی کشاورزان سازگار باشند، سرعت پذیرش فناوری نیز افزایش مییابد. در نظامهای دیم ایران، هدف کشاورزی حفاظتی فراتر و مهمتر از افزایش عملکرد در سالهای پرباران است؛ جلوگیری از نابودی محصول در سالهای خشک. حفظ بقایای گیاهی، ذخیره رطوبت خاک و کاهش دستکاری خاک، امروز به راهبردهایی حیاتی برای حفاظت از خاک و معیشت کشاورزان تبدیل شدهاند.
از دیدگاه من، بهعنوان پژوهشگر ارشد و مدرس ملی کشاورزی حفاظتی، ایران از یک نقطه عطف مهم عبور کرده و کشاورزی حفاظتی دیگر یک ایده وارداتی یا پروژهای آزمایشی تلقی نمیشود، بلکه پاسخی ملی به بحران کمآبی، تخریب خاک و تنشهای ناشی از تغییر اقلیم شناخته میشود. اگر علم، آموزش و فناوری بومیشده در کنار یکدیگر قرار گیرند، کشاورزی حفاظتی میتواند به یکی از پایههای اصلی آینده کشاورزی دیم ایران تبدیل شود.