بازتولید نابرابری در ساعات کار بیمزد خانگی
اگر چه گزارش جدید مرکز آمار ایران نکتهی جدیدی ندارد و صرفاً تکرار همان الگوهای سنتی و ساختاری چند دهه گذشته است اما در واقع، ثبات این ارقام، خودش مهمترین بخش آمار است.
کانون زنان: جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران از گذران وقت نقاط شهری کشور نشاندهندهی الگوهای جنسیتی عمیق در تقسیم کار خانگی، تعهدات شبانهروزی و دسترسی به زمان آزاد است. بر اساس این گزارش، متوسط زمان صرفشده در گروه فعالیت «فرهنگ، فراغت، رسانههای گروهی و تمرینهای ورزشی» برای کل جامعهی شهری ۴ ساعت و یک دقیقه است. این رقم برای مردان ۴ ساعت و ۱۵ دقیقه و برای زنان ۳ ساعت و ۴۸ دقیقه در شبانهروز ثبت شده است. به بیانی دیگر، زنان بهطور متوسط ۲۷ دقیقه در روز (نزدیک به ۳.۵ ساعت در هفته) کمتر از مردان به فرهنگ، ورزش و فراغت دسترسی دارند.
رابطهی معکوس کار خانگی و اوقات فراغت
علت اصلی این تفاوت را نباید صرفاً در تمایل بیشتر مردان به فراغت، بلکه باید در یک جابهجایی ساختاری میان «کار دستمزدی» و «کار خانگی» جستجو کرد. آمار نشان میدهد که زنان ۴ ساعت و ۴۶ دقیقه از شبانهروز خود را صرف خدمات خانگی بدون مزد میکنند، در حالی که این رقم برای مردان تنها یک ساعت و ۴ دقیقه است (اختلاف چشمگیر ۳ ساعت و ۴۲ دقیقهای). در مقابل مردان ۴ ساعت و ۵۵ دقیقه را صرف اشتغال مزدبگیری میکنند و زنان تنها ۴۱ دقیقه. هرچند مجموع ساعات کار فیزیکی (مزدبگیری + خانگی) برای مردان به دلیل فشردگی بازار کار رسمی حدود ۳۲ دقیقه بیشتر است اما این توزیع نابرابر، مسئولیتهای سنتی درون خانه را به اولین و بزرگترین مانع در برابر استقلال مالی، جامعهپذیری اقتصادی و توسعهی فردی زنان شهری تبدیل میکند.

خط سیر فراغت زنان بر حسب سن
بر اساس دادههای جدول ۴ این گزارش، میزان اوقات فراغت زنان در طول زندگی دچار نوسانات معناداری میشود. اوج فراغت زنان در بازهی سنی ۱۵ تا ۱۹ ساله با ۴ ساعت و ۳۳ دقیقه ثبت شده است. با ورود به سنین ۲۵ تا ۳۹ سالگی که زمان تشکیل خانواده و فرزندآوری است، اوقات فراغت زنان به ۳ ساعت و ۳۵ دقیقه میرسد؛ چرا که خدمات خانگی آنها در این بازه به بالاترین میزان خود یعنی بالای ۵ ساعت در روز صعود میکند. در سنین بالای ۶۵ سال و با کاهش بار مسئولیتهای مادری، این رقم دوباره ترمیم شده و به ۴ ساعت و ۱۰ دقیقه میرسد.
شیفت دوم کار؛ تاثیر وضعیت اشتغال بر فراغت
بررسی جدول ۵ این گزارش نشان میدهد که ورود زنان به بازار کار رسمی، بدون بازتعریف نقشهای درون خانه، به قیمت فقر زمانی شدید آنها تمام میشود. کمترین میزان اوقات فراغت با ۲ ساعت و ۴۹ دقیقه متعلق به زنان شاغل است؛ گروهی که علاوه بر ۴ ساعت و ۳۵ دقیقه کار پولی، مجبورند ۲ ساعت و ۵۲ دقیقه نیز کار خانگی بدون مزد انجام دهند. در این میان، زنان خانهدار اگرچه ۳ ساعت و ۴۶ دقیقه اوقات فراغت دارند، اما ۵ ساعت و ۳۱ دقیقه از روز آنها غرق در خدمات خانگی پنهان است. زنان بیکار و جویای کار نیز با ۶ ساعت و ۸ دقیقه، بالاترین میزان وقت غیرموظف را دارند که به دلیل مشکلات بازار کار برای زنان، این زمان به اجبار به شبهفراغت یا رسانه اختصاص یافته است.
هشت واقعیت پنهان
اگرچه این گزارش بازتابدهنده واقعیتهای آماری است، اما تعریف فراغت در آن ممکن است کیفیت واقعی اوقات فراغت را پنهان کند. فراغت زنان، بهویژه زنان خانهدار، همزمان با انجام کارهای خانگی است که ارزش کمتری نسبت به فراغت فعال دارد. همچنین بخشی از این فراغت به دلیل عدم یافتن شغل مناسب، اجباری است. در ادامه به هشت لایهی پنهان در این زمینه پرداخته میشود که آمار رسمی از نشان دادن آن ناتوان است.
1- همپوشانی زمانی
یکی از ابعاد پنهان در آمار گذران وقت، کیفیت زمان فراغت است. درواقع زنان به ندرت فراغت خالص را تجربه میکنند. در بسیاری از موارد، زمان فراغت زنان با مسئولیتهای مراقبتی یا خانگی گره خورده است (مثلاً تماشای تلویزیون همزمان با اتو کشیدن لباسها، یا گوش دادن به پادکست هنگام آشپزی و مراقبت از فرزند). در آمارگیریها، وقتی فردی همزمان دو کار را انجام میدهد، فعالیت اصلی ثبت میشود یا تفکیکی صورت نمیگیرد. این امر باعث میشود که زمان فراغت زنان زیاد به نظر برسد، در حالی که از نظر کیفی، این زمان بخشی از ساعات کاری پنهان آنهاست.
2- نادیده گرفتن بار عاطفی و ذهنی زنان
دادههای آماری زمان فیزیکی انجام یک کار (مثلاً ۴ ساعت کار خانگی) را ثبت میکنند، اما مدیریت ذهنی را ناتوان از سنجش هستند. برنامهریزی برای تغذیهی اهل خانه، خریدها، بهداشت فرزندان و هماهنگی روابط فامیلی، کارهای ذهنی مستهلککنندهای هستند که هرگز در جدول گذران وقت ثبت نمیشوند. علاوه بر این، نقش «تنظیمکنندهی عاطفی خانواده» (گوش دادن به اضطرابهای فرزندان و کنترل بحرانهای روحی اعضا) انرژی ساعات فراغت فیزیکی زنان را به کلی تخلیه میکند.
3- فقر مطلق زمانی زنان سرپرست خانوار
آمار رسمی با ارائه میانگینها، فرض را بر ساختار سنتی خانواده و وجود سرپرست برای زنان میگذارد. در این میان، وضعیت زنان سرپرست خانوار، زنان مطلقه یا مادران مجرد پنهان میشود. زنی که همزمان وظیفهی نانآوری فیزیکی و کار خانگی را به تنهایی و بدون شریک حمایتی جلو میبرد، با فقر مطلق زمانی روبهروست و در عمل چیزی به نام اوقات فراغت برای او وجود ندارد.
4- سقوط مجدد فراغت در میانسالی
آمار رسمی فرض میکند زنان با عبور از ۵۰ سالگی و بزرگ شدن فرزندان به فراغت میرسند اما پدیدهی جدید جامعهی شهری ایران، ورود زنان میانسال به نقش «نسل ساندویچی» است؛ یعنی مراقبت همزمان از نوه یا فرزندان مجرد جوان و از طرف دیگر، مراقبت از والدین یا والدین همسر که سالمند و بیمار هستند. این وظیفهی حمایتی، موج دوم سقوط فراغت را رقم میزند که آمار رسمی آن را در کار خانگی عمومی حل میکند.
5- پدیدهی فراغت اجباری
بررسی جداول سنی این گزارش نشان میدهد دختران ۱۵ تا ۱۹ ساله بالاترین میزان فراغت را در بین زنان دارند (۴ ساعت و ۳۳ دقیقه) اما فراغت دختران در این سنین نیز تحت نظارت شدیدتر خانواده نسبت به پسران همسال است. علاوه بر این، بخش مهمی از زمان غیردرسی دختران در این سنین، به صورت غیررسمی صرف یادگیری مهارتهای خانهداری و آمادهسازی برای نقشهای آینده میشود که ممکن است در آمارگیریها تحت عنوان «کمک به خانواده» یا حتی «فراغت مشترک» پنهان شده باشد. همچنین ثبت بیش از ۶ ساعت وقت آزاد برای زنان جویای کار (بیکار)، یک عدد فریبنده است. این رقم در سالهای اخیر معنای جدیدی پیدا کرده است. این زمان، فراغت انتخابی یا باکیفیت نیست، بلکه ناشی از عدم یافتن شغل و خروج از بازار کار است. برای دخترانی که سطح تحصیلات بالایی دارند، این حجم از «شبهفراغت» یا «فراغت اجباری» فاقد زیرساختهای مالی و تفریحی است و به جای بازسازی روانی، به منبعی برای اضطراب آینده و احساس بیهدفی تبدیل شده است.
6- دیجیتالی شدن فراغت تحت تاثیر اقتصاد توجه
اگرچه میزان ساعت فراغت زنان خانهدار تغییر چشمگیری نکرده (حدود ۳ ساعت و نیم)، اما ماهیت این زمان به کلی دگرگون شده است. در گذشته، بخشی از این زمان صرف شبکههای پشتیبان فیزیکی (دورهمیهای محلی، همسایگی و فامیلی) میشد اما امروزه این روابط به فضای مجازی منتقل شده است. این تغییر باعث شده فراغت زنان خانهدار به شدت تحت تأثیر «اقتصاد توجه» قرار گیرد. تماشای مداوم سبک زندگیهای ایدهآل در رسانههای اجتماعی، نوعی احساس محرومیت نسبی و خستگی روانی به آنها تزریق میکند.
7- شکاف طبقاتی در کیفیت فراغت
دادههای کلان شهری، تفاوتهای طبقاتی را که بیانگر دوپاره شدن تساوی عددی فراغت است را نشان نمیدهند. دو زن شهری ممکن است هر دو دقیقاً ۳ ساعت و ۴۸ دقیقه فراغت در روز داشته باشند. اما برای یک زن در جنوب شهر، این زمان صرفاً شامل استراحت فیزیکی روی مبل و تماشای تلویزیون است؛ در حالی که برای زنی در طبقه مرفه، این زمان به کالای لوکس (باشگاه ورزشی خصوصی یا کلاسهای توسعهی فردی) تبدیل میشود.
8- گسترش کار پلتفرمی و در ظاهر منعطف
یکی از روندهای جدید در سالهای اخیر، ورود زنان به مشاغل آنلاین خانگی، پلتفرمهای فروش یا دورکاری است. در ظاهر، این مشاغل باید به توازن کار و زندگی زنان کمک کنند و وقت آزاد بیشتری به آنها بدهند اما در عمل، این پدیده مرز میان کار و فراغت را در خانه به کلی نابود کرده است. زنان دورکار همزمان با مدیریت آشپزخانه و فرزندان، باید به ایمیلها و پیامهای کاری پاسخ دهند. این امر به جای افزایش فراغت، به عدم کیفیت فراغت منجر شده است.
نتیجهگیری؛ تلهی بازتولید نابرابری
نقد اصلی به این نوع دادهها این است که کیفیت را فدای کمیت میکنند. آمار رسمی با تمرکز بر ساعت، این تفاوت ساختاری در کیفیت گذراندن اوقات فراغت را پنهان میکنند. اگر چه این آمار نکتهی جدیدی ندارد و صرفاً تکرار همان الگوهای سنتی و ساختاری چند دهه گذشته است اما در واقع، ثبات این ارقام، خودش مهمترین بخش آمار است. تکرار روندهای سنتی ممکن است در وهلهی اول عادی به نظر برسد اما بلکه بازتولید نابرابری جنسیتی است که پشت این اعداد و ارقام بهظاهر تکراری پنهان شدهاند. تا زمانی که شاخصهای آماری کشور، مولفههای کیفی نظیر بار ذهنی، بار عاطفی، فقر زمانی اقشار خاص و مواردی از این دست را اندازهگیری نکنند، این گزارشها تصویر ناقصی از واقعیت زندگی زنان شهری ارائه خواهند داد.
