قلمرو رفاه

نوسان‌‎گیری با اندوخته بازنشستگی؛ سوداگری خطرناک در بیمه‌های عمر

استفاده از فلزات صنعتی نظیر مس در سبد محصولات مستمری، با وجود پوشش ریسک‌های تورمی، اندوخته بازنشستگی افراد را در معرض نوسانات شدید بازارهای کالایی و چرخه‌های رکود صنعتی قرار می‌دهد.

29 مرداد 1405 - 01:16 | جامعه
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار

در اقتصادهای درگیر با تورم مزمن، حفظ قدرت خرید اندوخته‌های بلندمدت و صندوق‌های بازنشستگی به یکی از پیچیده‌ترین مسائل سیاست‌گذاری رفاهی و مدیریت مالی مبدل شده است. افت مستمر ارزش پول ملی، صندوق‌های بیمه و مستمری را وادار کرده است تا برای پوشش تعهدات آتی خود، به سمت دارایی‌های پایه و صندوق‌های مبتنی بر کالا حرکت کنند.

در این میان، الگوی نوین عرضه محصولات بیمه عمر و مستمری که امکان تخصیص دارایی به سبدی از فلزات شامل طلا، نقره و به ویژه فلزات پایه و صنعتی مانند مس، روی و فولاد را فراهم می‌سازند، به عنوان ابزاری برای پوشش ریسک تورمی و ساخت اندوخته آتی مطرح شده‌اند.

با این حال، تحلیل اقتصادسنجی و بررسی رفتاری بازارهای کالایی نشان می‌دهد که تسری تعاریف و کارکردهای دارایی‌های امن مانند طلا به فلزات کاملا صنعتی نظیر مس در سبد دارایی‌های مبتنی بر مستمری، می‌تواند چالش‌ها و ریسک‌های ساختاری نوینی را برای بیمه‌گزاران و نظام رفاهی به همراه داشته باشد.

گسست میان فلزات گران‌بها و فلزات پایه

پایه‌های نظری سرمایه‌گذاری در بازارهای کالایی بر تمایز میان «دارایی‌های ذخیره ارزش» و «کالاهای واسطه‌ای تولید» استوار است. در الگوی کلاسیک مدیریت دارایی، طلا و تا حدی نقره به دلیل نقدشوندگی بسیار بالا، غلظت ارزشی، عدم وابستگی مستقیم به چرخه‌های تولید تجاری و پذیرش عام به عنوان ابزار حفظ قدرت خرید شناخته می‌شوند [1].

فلزات پایه مانند مس، ماهیتی سراسر صنعتی و وابسته به چرخه‌های رونق و رکود کلان اقتصادی دارند. بررسی داده‌های بورس‌های بین‌المللی فلزات نشان می‌دهد که بیش از سه چهارم تقاضای جهانی مس مستقیم از سوی صنایع برق، الکترونیک، ساخت‌وساز و انرژی‌های تجدیدپذیر شکل می‌گیرد [2]. به همین دلیل، شاخص قیمت مس به شدت تابع تقاضای نهایی صنعت و توابع وابسته‌ی آن مانند تغییرات تکنولوژیک و مدیریت زنجیره تامین است.

تحلیل رفتار بازارهای داخلی نیز حاکی از آن است که روند ورود سرمایه‌های خرد به فلزات، ابتدا از طلا آغاز شده و سپس به سمت نقره سرایت کرده است، اما کشیده شدن این موج به سمت مس و ابزارهای مبتنی بر آن، ساختار بازار را با پارادوکس عدم تقارن اطلاعاتی مواجه می‌سازد.

در حالی که آگاهی عمومی نسبت به نحوه قیمت‌گذاری، سنجش عیار و ارزش اقتصادی طلا بالا است، اطلاعات فنی و بازارشناسی عمومی در مورد مس بسیار محدود است. از سوی دیگر، نگهداری فیزیکی مس نیازمند فضاهای انبارداری گسترده است؛ چالشی که در مبادلات عمومی و غیرتخصصی، خطر عرضه محصولات کم‌کیفیت، ترکیب فلزات ناخالص و شکل‌گیری زیان‌های مالی برای سرمایه‌گذاران غیرحرفه را به شدت افزایش می‌دهد.

در ابزارهای مدرن مالی و محصولات مستمری مبتنی بر «ارزش خالص دارایی»، اگرچه مشکل نگهداری فیزیکی و ریسک سرقت از طریق صدور واحدهای دیجیتال و محاسبه ۲۴ ساعته شاخص حل شده است، اما ریسک بنیادی تقاضای صنعتی و نوسانات شدید بازارهای جهانی همچنان به قوت خود باقی می‌ماند.

معاملات مس در بورس‌های کالایی جهان به صورت سنتی بستر تخصصی خریداران عمده و مصرف‌کنندگان واقعی صنعتی است و در هیچ‌یک از بازارهای مالی توسعه‌یافته، خرید فیزیکی یا انباشت مستقیم مس توسط عموم مردم به عنوان ابزار سرمایه‌گذاری خرد و هدفمند برای دوران بازنشستگی مرسوم نبوده است.

ریسک‌های ساختاری با اهرم‌های اعتباری

از سوی دیگر، ایجاد امکان خرید اعتباری و تخصیص وام بر پایه پشتوانه دارایی‌های موجود (تا سقف ۹۰ درصد ارزش روز دارایی‌ها با بازپرداخت‌های ۱۲ ماهه)، در محصولات مستمری، ساختار اعتباری این ابزارهای بیمه‌ای را به ابزارهای مالی اهرمی در بازارهای پرریسک شبیه می‌سازد. در نگاه نخست، اهرم‌سازی به بیمه‌گزار اجازه می‌دهد بدون نیاز به نقدینگی جدید، سبد دارایی خود را گسترش دهد، اما هم‌زمان نوسان‌پذیری اندوخته بازنشستگی را به شدت ضریب می‌بخشد.

چالش اصلی زمانی بروز می‌کند که مکانیزم‌های تسویه خودکار در شرایط افت بازار فعال می‌شوند. بر اساس ساختارهای اجرایی این صندوق‌ها، در صورت عدم پرداخت اقساط در مهلت مقرر ۷۲ ساعته، مبلغ قسط به صورت خودکار از محل ابطال واحدهای صندوق بر اساس قیمت لحظه‌ای کالا تسویه می‌شود.

در شرایط وقوع رکود صنعتی یا افت ناگهانی قیمت جهانی مس، ارزش خالص دارایی‌ها کاهش یافته و هم‌زمان ابطال اجباری واحدها برای تسویه بدهی اعتباری رخ می‌دهد. این چرخه می‌تواند منجر به «مارجین کال» یا آب رفتن سریع اندوخته اصلی بیمه‌گزار شود؛ رویدادی که دقیقا بر خلاف فلسفه وجودی بیمه‌های زندگی و پوشش‌های مستمری یعنی «ایجاد اطمینان خاطر و ثبات مالی در افق‌های بلندمدت» است.

علاوه بر این، اتکا به نقدشوندگی لحظه‌ای بر اساس شاخص‌های آنلاین در تمام روزهای هفته، اگرچه ویژگی جذابی برای معامله‌گران کوتاه مدت به شمار می‌رود، اما رفتارهای هیجانی و نوسان‌گیری را وارد فرآیند پس‌انداز بلندمدت می‌کند. در تحلیل سیاست‌های رفاهی، ابزارهای تامین آتیه باید رفتارهای «پس‌اندازی صبورانه» را تشویق کنند، در حالی که نقدشوندگی ۲۴ ساعته و ابطال لحظه‌ای، مرز میان «سرمایه‌گذاری آتیه‌ساز» و «سوداگری بازار کالا» را کم‌رنگ می‌سازد.

تنظیم‌گری نوآورانه در بازار بیمه و رفاه

عرضه محصولات بیمه‌ای مبتنی بر سبد فلزات صنعتی، پاسخ ساختار بیمه‌ای کشور به جهش‌های تورمی و ناترازی دارایی-بدهی در صندوق‌های بیمه است. با این حال، تعادل‌بخشی میان جلب جذابیت‌های سرمایه‌گذاری برای نسل جدید و محافظت از حقوق بیمه‌گزاران نیازمند چارچوب‌های تنظیم‌گری پیشرفته است.

در این زمینه، اعمال دو الزام سیاستی در محصولات مستمری که در بخش خصوصی بازار بیمه‌ی کشور طراحی شده‌اند، ضروری به نظر می‌رسد:

  •    اصلاح ساختار تخصیص دارایی در ابزارهای مستمری. فلزات صنعتی مانند مس، روی و فولاد نباید وزنی هم‌سطح یا بیشتر از دارایی‌های تثبیت‌شده نظیر طلا یا اوراق با درآمد ثابت در سبد پوشش مستمری داشته باشند. تعیین سقف مجاز برای ورود فلزات پایه به سبد دارایی‌های پایه مستمری می‌تواند از شوک‌های ساختاری بازار صنعت به اندوخته‌های بازنشستگی و مستمری جلوگیری کند.
  •     الزام به سنجش سطح ریسک‌پذیری خریداران و تفکیک محصولات متناسب با اهداف مالی آن‌ها. کارمندان، صاحبان مشاغل خرد و افرادی که با هدف ساخت مستمری مطمئن وارد این پوشش‌ها می‌شوند، نباید بدون آگاهی دقیق از فرمول‌های «تعدیل اعتباری» و نوسانات شاخص‌های صنعتی، در معرض ابزارهای اهرمی قرار گیرند. افشای دقیق و شفاف ضریب همبستگی قیمت فلزات پایه با شاخص‌های کلان اقتصادی و ارائه شبیه‌سازی‌های بحران، از ملزومات اساسی توسعه پایداری این ابزارها است [3].

در نهایت، تکیه بر ابزارهای نوین مالی و فناوری‌های دیجیتال در ارائه محصولات بیمه‌ای گامی مثبت در جهت توسعه مالی محسوب می‌شود، اما پایداری آن مشروط به حفظ ماهیت حمایتی و رفاهی بیمه است. تبدیل اندوخته‌ها به مستمری زمانی کارآمد خواهد بود که دارایی‌های پشتیبان از ثبات بنیادی برخوردار باشند؛ امری که در خصوص فلزات کاملا صنعتی، مستلزم تعبیه لایه‌های محافظتی بیشتر و کنترل ریسک‌های اهرمی در فرآیندهای بازپرداخت اعتباری است.

منابع

[1] Baur, D. G., & Lucey, B. M. (2010). Is gold a hedge or a safe haven? An analysis of stocks, bonds and gold. Financial Revi 

[2] International Copper Study Group (ICSG). (2023). The World Copper Factbook 2023. Lisbon: ICSG

[3] World Bank. (2023). Commodity Markets Outlook: Under the Shadow of Geopolitical Risks. Washington, DC: World Bank