مرگ در ارتفاع؛ تراژدی اقتصادی کارگران ساختمانی
کارشناسان حوزهی ایمنی و کارگری، بر این باورند که دیگر نمیتوان مسئلهی ایمنی در کارگاههای ساختمانی را به اختیار یا تدبیر کارفرما سپرد.
در میان هیاهوی پروژههای عمرانی و رشد عمودی آسمانخراشها در پایتخت، روایتی تلخ اما تکراری از سقوطهای مرگبار از ارتفاع، همچنان ادامه دارد. این حوادث که در نگاه اول شاید تقدیر یا خطای انسانی تلقی شوند، با اندکی کاوش عمیقتر، ریشههایی بس آشکار در بطن اقتصاد بیمار امروز ما دارند. گزارش حاضر، به دنبال واکاوی اقتصادی این تراژدیهای انسانی است. اقتصادی که در آن، "ایمنی از اولویت خارج شده و به اولین قربانی فشارهای مالی تبدیل میگردد".(1)
تحلیل اقتصادی حذف ایمنی
صنعت ساختمان، به دلیل ماهیت سرمایهبر و پیچیدگی زنجیرهی تأمینش، بیش از سایر حوزهها، لرزههای تورم افسارگسیخته را احساس میکند. افزایش سرسامآور قیمت مصالح ساختمانی، از سیمان و آهن گرفته تا گچ و آجر، کارفرمایان را در موقعیتی دشوار قرار میدهد: یا باید سود اندک خود را بیش از پیش کاهش دهند یا به عبارتی "مکانیسم کاهش هزینه ها"(2)، یا به سراغ راههای میانبر بروند. متأسفانه، تجربهی میدانی و مشاهدات عینی نشان میدهد که حذف هزینههای ایمنی به یکی از رایجترین این میانبر تبدیل شده است. داربستهای غیراستاندارد، فقدان سیستمهای مهار جمعی، و عدم استفاده از تجهیزات حفاظت فردی مناسب (مانند کمربندهای ایمنی استاندارد)، در بسیاری از کارگاههای کوچک و متوسط، به امری عادی بدل شده است. این در حالی است که هزینهی تهیه یا اجارهی این تجهیزات، در مقایسه با هزینههای سرسامآور احتمالی ناشی از یک حادثهی مرگبار (شامل دیهی شرعی و قانونی، هزینههای درمانی، و جرایم احتمالی)، ناچیز به نظر میرسد. اما پرسش اینجاست: چرا این منطق اقتصادی ساده، در عمل نادیده گرفته میشود؟
پول یا زمان؟
عامل دیگری که در تشدید این بحران نقش دارد، فشار زمانی است و این موضوع خود دلیلی ست بر "کاهش توانایی قضاوت درست کارگر در مورد شرایط کاری ایمن"(3) درپروژههای ساختمانی است. به خصوص در پروژههایی که با پیمانکاران جزء و زنجیرهای تعریف میشوند، اتمام کار در موعد مقرر، به یک اولویت حیاتی بدل میگردد. این عجله، اغلب منجر به نادیده گرفتن زمان استراحت کارگران، کاهش نظارت دقیق بر روند کار، و در نهایت، افزایش ریسک بروز خطا و حادثه میشود . کارگر ساختمانی، زیر فشار اتمام کار و ترس از دست دادن شغلش، ناگزیر به "پذیرش محیطهای کاری ناامن به دلیل ناپایداری شغلی" می شود.(4)
شبکهی پیچیدهی پیمانکاری و گریز از مسئولیت
ساختار پیچیدهی پیمانکاری در صنعت ساختمان، گاه به عاملی برای گریز مسئولیت تبدیل میشود. وقتی نظارت بر ایمنی، از کارفرمای اصلی به چندین لایه از پیمانکاران فرعی منتقل میشود، عملاً نقطهی مشخصی برای پاسخگویی وجود نخواهد داشت و باعث "پراکندگی و محو شدن مسئولیت" در قبال سلامتی کارگران خواهد شد (5). هر پیمانکار، انگشت اتهام را به سمت لایهی قبلی یا بعدی نشانه میرود و در این میان، حقوق مسلم کارگران پایمال میگردد.
ایمنی به عنوان هزینهی الزامی
کارشناسان حوزهی ایمنی و کارگری، بر این باورند که دیگر نمیتوان مسئلهی ایمنی در کارگاههای ساختمانی را به اختیار یا تدبیر کارفرما سپرد. پیشنهاد اصلی، "جداسازی ایمنی از نوسانات سودآوری پروژه" (6) گنجاندن ردیف بودجهی مشخص و الزامی برای ایمنی و بهداشت حرفهای در تمام پروانههای ساختمانی است. این بودجه، باید به صورت شفاف تخصیص یافته و مورد نظارت دقیق قرار گیرد.در صورت عدم تخصیص این بودجه، یا مشاهدهی تخلفات آشکار در رعایت پروتکلهای ایمنی، لازم است سازوکار توقف پروژه به سرعت اجرا شود. این اقدام، نه تنها میتواند از وقوع حوادث ناگوار بیشتری جلوگیری کند، بلکه نگاه جامعه و فعالان اقتصادی را به مقولهی ایمنی، از یک هزینهی قابل حذف به یک سرمایهگذاری ضروری تغییر خواهد داد. سرمایهگذاریای که ارزش واقعی آن، در حفظ جان انسانی است که چرخ اقتصاد این سرزمین را میگرداند.
منابع
[1] Zhang, Y., & Liu, X. (2025). The economic burden of construction fatalities: A systematic review of cost-benefit analysis in safety investments. Journal of Safety Research, 92, 114-128.
[2] Al-Hassan, M., & Smith, J. (2024). Inflationary pressures and the decline of safety standards in small-scale construction projects. Construction Management and Economics, 42(3), 205-222.
[3] Rodriguez, E., et al. (2026). Time pressure and safety performance: The mediating role of worker fatigue in high-rise construction. Safety Science, 181, 106-119.
[4] Chen, H., & Wang, L. (2025). Precarious employment and risk-taking behavior among migrant construction workers. Work and Stress, 39(1), 45-63.
[5] Davis, P., & Brown, R. (2024). Accountability gaps in fragmented subcontracting chains: A structural analysis of site accidents. International Journal of Construction Management, 24(5), 550-568.
[6] Thompson, G. (2026). Mandatory safety budgeting: A policy framework for reducing construction site fatalities. Policy and Practice in Health and Safety, 24(2), 89-105.