قلمرو رفاه

امنیت معیشتی کارگران دیجیتال: وصول بیمه بر پایه تراکنش

رشد اشتغال پلتفرمی، الگوهای سنتی بیمه‌پردازی را ناکارآمد کرده است؛ وصول تراکنش‌محور بر‌اساس مدل «نوردیک» می‌تواند درآمدهای پراکنده را به سوابق بیمه‌ای پیوسته تبدیل کند.

12 مرداد 1405 - 10:00 | سیاست‌گذاری اجتماعی
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار

ناپایداری منابع مالی صندوق‌های رفاهی و رشد شتابان مشاغل غیررسمی در بستر اقتصاد دیجیتال، بازآفرینی سازوکارهای سنتی پوشش بیمه‌ای را گریزناپذیر ساخته است. الگوهای سنتی مبتنی بر بازرسی فیزیکی و فهرست‌های دستمزد ماهانه، توانایی انطباق با درآمدهای نوسانی و خرد کارگران پلتفرمی را ندارند.

تجربه کشورهای شمال اروپا در طراحی سیستم‌های کسر خودکار حق‌بیمه در لحظه پرداخت، راهکاری کارآمد برای گذار به رسمی‌سازی هوشمند ارائه می‌دهد. بومی‌سازی این مدل در نظام رفاهی کشور از طریق اتصال فنی سامانه‌های واسط به درگاه‌های بانکی و پلتفرم‌های خدماتی، نه‌تنها از ریزش و خروج کسب‌وکارها جلوگیری می‌کند، بلکه پایداری بلندمدت منابع بیمه‌گر را بدون ایجاد بار اداری اضافی تضمین خواهد کرد.

بن‌بست الگوهای سنتی وصول

مشاغل پلتفرمی به دلیل ماهیت منعطف و غیرمتمرکز خود، مرزهای سنتی میان کارگر و کارفرما را مخدوش کرده‌اند. سازمان‌های بیمه‌گر در سراسر جهان با پدیده گسترش «منطقه خاکستری اشتغال» مواجه شده‌اند که در آن میلیون‌ها راننده، پیک موتوری و آزادکار بدون پوشش‌های حمایتی پایه به فعالیت می‌پردازند[1].

روش‌های کلاسیک نظارت که بر بازرسی کارگاهی و لیست‌های دستمزد ماهانه استوار هستند، کارایی خود را در این بخش از دست داده‌اند. ماهیت کار پلتفرمی با درآمدهای بسیار متغیر، ساعات کار نامشخص و فعالیت هم‌زمان در چند پلتفرم تعریف می‌شود. اصرار بر استفاده از فرمول‌های استخدامی قدیمی، کارگران را به سمت بخش «غیررسمی» سوق می‌دهد و نرخ گریز از پرداخت حق‌بیمه را به شدت افزایش می‌دهد.

بررسی‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که رویکردهای مبتنی بر خوداظهاری کارگران یا سیستم‌های خویش‌فرمایی به دلیل نوسانات شدید درآمدی با نرخ ریزش بالایی مواجه می‌شوند[2]. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) گزارش می‌دهد که پوشش بیمه‌ای فعالان اقتصاد پلتفرمی در کشورهای فاقد سازوکارهای خودکار، کمتر از ۳۰ درصد است.

این خلأ پوششی نه‌تنها معیشت نیروی کار را در مواجهه با حوادث شغلی و بازنشستگی به مخاطره می‌اندازد، بلکه با محروم کردن صندوق‌های اجتماعی از درآمدهای جدید، پایداری مالی آن‌ها را در درازمدت تضعیف می‌کند. ایجاد یک تحول ساختاری در سیستم وصول، فراتر از تغییرات اداری ساده، به معنای بازطراحی شیوه سنجش و دریافت سهم بیمه متناسب با واقعیت‌های مالی روزمره کارگران است.

کالبدشکافی مکانیسم فنی مدل نوردیک

کشورهای حوزه «اسکاندیناوی» با درک این چالش، سیستم‌های سنتی را به نفع «وصول متصل به جریان داده» کنار گذاشته‌اند. این مدل که به عنوان وصول در مبدأ تراکنش شناخته می‌شود، سهم بیمه را نه در پایان ماه و بر اساس خوداظهاری، بلکه در لحظه تسویه هر تراکنش مالی خرد محاسبه و کسر می‌کند[3].

پلتفرم‌های دیجیتال اطلاعات درآمدی کارگران را از طریق درگاه‌های انتقال داده به صورت آنلاین به سازمان امور مالیاتی و نهادهای رفاهی ارسال می‌کنند. انتقال اطلاعات مالی و کسورات مربوطه در کسری از ثانیه انجام می‌شود و سهم کارگر، سهم مشارکت پلتفرم و در صورت نیاز یارانه حمایتی دولت به طور خودکار تفکیک می‌شوند. این رویکرد به معنای صفر شدن بار اداری برای کارگران پلتفرمی و تضمین جریان مداوم نقدینگی به صندوق‌های اجتماعی است.

سازمان بین‌المللی کار بر این باور است که توزیع عادلانه بار مالی میان کارگر، پلتفرم و دولت، کلید پایداری این مدل‌های نوین است[4]. سیستم پرداخت خودکار به عنوان پیونددهنده این سه ضلع عمل می‌کند. هنگامی که یک تراکنش در سامانه ثبت می‌شود، درصدی مشخص از کرایه سفر یا دستمزد خدمت به عنوان حق‌بیمه کسر می‌شود. پلتفرم‌ها دیگر به عنوان کارفرمایان سنتی با تعهدات استخدامی سنگین شناخته نمی‌شوند، بلکه به عنوان تسهیل‌گران مالی و شرکای اجتماعی در تامین منابع نقش‌آفرینی می‌کنند. این فرآیند مانع از انباشت بدهی‌های بزرگ برای کارفرمایان پلتفرمی شده و شفافیت کاملی برای ذی‌نفعان ایجاد می‌کند.

تبادل داده و حاکمیت ریال

پیاده‌سازی این الگو در ساختار اقتصادی کشور نیازمند بازنگری در مدل‌های ارتباطی میان شبکه بانکی، سازمان بیمه‌گر اجتماعی و پلتفرم‌های بزرگ خدماتی است. بومی‌سازی مدل مستلزم استفاده از زیرساخت پرداخت‌های الکترونیک و شبکه‌های شاپرک و شتاب است تا امکان تفکیک وجوه در سطح حساب‌های واسط فراهم شود. نهاد رفاه اجتماعی به جای مطالبه اسناد فیزیکی یا لیست‌های سنتی، می‌تواند دستورالعمل‌های فنی جدیدی را ابلاغ کند که پلتفرم‌ها را ملزم به ارائه خروجی‌های استاندارد داده‌ای از طریق رابط‌های برنامه‌نویسی کاربردی می‌کند. این ارتباط داده‌ای به سازمان امکان می‌دهد وضعیت کارکرد و سوابق افراد را به صورت پویا رصد کند.

طراحی مدل «خوداشتغال هدایت‌شده» ابزار مناسبی برای گذار به این روش است. سازمان بیمه‌گر می‌تواند بسته‌های حمایتی متنوعی تعریف کند که متناسب با میزان کارکرد و تراکنش‌های روزانه کارگران فعال شود. برای مثال، کارگر با انجام تعداد مشخصی سفر یا کسب درآمدی فراتر از یک آستانه معین، به صورت خودکار تحت پوشش بیمه حوادث کار، درمان و بازنشستگی متناسب قرار می‌گیرد.

پلتفرم نیز متعهد می‌شود به ازای هر تراکنش ثبت‌شده، سهم مشخصی را به عنوان مسئولیت اجتماعی یا مشارکت کارفرمایی به حساب بیمه‌ای کارگر واریز کند. این سازوکار از تحمیل هزینه‌های ثابت و سنگین به پلتفرم‌های نوپا جلوگیری کرده و هم‌زمان امنیت شغلی کارگر را تقویت می‌کند.

صیانت از حریم داده‌های بیمه‌شدگان

گذار به مدل وصول در مبدأ با چالش‌های فنی و حقوقی متعددی روبروست که در صورت نادیده گرفتن آن‌ها، ممکن است طرح با شکست مواجه شود یا منجر به خروج پلتفرم‌ها از بازار رسمی گردد. تضاد منافع پلتفرم‌ها در زمینه اشتراک‌گذاری داده‌های مالی به بهانه حفظ اسرار تجاری، یکی از چالش‌های اصلی است.

سازمان بیمه‌گر باید استانداردهای سختی را برای محدودسازی حجم داده‌های دریافتی تعریف کند. سازمان تنها مجاز به دریافت داده‌های مرتبط با محاسبات بیمه‌ای شامل مبلغ خدمت، زمان انجام کار و شناسه بیمه‌ای فرد است و نباید به حریم خصوصی کارگران مانند موقعیت‌های مکانی دقیق یا رتبه‌بندی‌های شخصی دسترسی داشته باشد.

سند مقاوله‌نامه کار شایسته در اقتصاد پلتفرمی بر ضرورت حفاظت از داده‌های شخصی کارگران و شفافیت کسورات تاکید ویژه‌ای دارد[5]. پلتفرم‌ها باید ملزم شوند که صورت‌حساب‌های دیجیتال شفافی ارائه دهند تا کارگر در هر لحظه از میزان کسر حق‌بیمه و واریزی‌های پلتفرم مطلع شود.

همچنین، پایداری فنی سامانه‌های تبادل داده اهمیت بالایی دارد. بروز خطا در سیستم پرداخت یا قطعی شبکه داده نباید منجر به قطع موقت پوشش بیمه‌ای کارگران یا ثبت نشدن سوابق معیشتی آن‌ها شود. تعریف دوره‌های «تسویه تجمیعیِ» هفتگی یا ماهانه به عنوان سوپاپ اطمینان، می‌تواند خطاهای لحظه‌ای در تراکنش‌های خرد را پوشش دهد.

نقشه راه پایداری صندوق‌ها

تحول در شیوه وصول حق‌بیمه در اقتصاد پلتفرمی، گامی حیاتی در جهت تحقق عدالت اجتماعی و رسمی‌سازی مشاغل غیررسمی است. الگوبرداری هوشمندانه از مدل «نوردیک» و انطباق فنی آن با ویژگی‌های بومی، نشان می‌دهد که می‌توان بدون آسیب زدن به پویایی بازار کار دیجیتال، امنیت معیشتی کارگران را تضمین کرد.

کلید موفقیت این طرح در گروی حرکت سازمان بیمه‌گر از رویکرد بازرسی سنتی به سمت «رگولاتوری هوشمندِ داده‌محور» است. با برقراری اتصالات داده‌ای امن و طراحی بسته‌های بیمه‌ای منعطف بر پایه تراکنش‌ها، پایداری صندوق‌های رفاهی حفظ شده و طبقه جدید نیروی کار کشور از چتر حمایتی کار شایسته بهره‌مند خواهند شد.

منابع:

[1] ILO (2026). Decent work and the transition to algorithmic management in logistics and delivery. Geneva: International Labour Office.

[2] OECD (2025). Designing Social Protection Systems for Platform Workers: The Role of Automated Data Sharing. OECD Publishing.

[3] Andersen, K. & Jensen, M. (2024). Digital Labor Markets and Social Security: Lessons from the Nordic Model. Journal of European Social Policy.

[4] ILO (2026). Innovating Social Security Administration: Harnessing technology to cover gig and platform workers. Geneva: International Labour Office.

[5] ILC (2026). Convention No. 193 concerning decent work in the platform economy. International Labour Conference, 114th Session.