قلمرو رفاه

ترسناک‌ترین کلمات: سفره‌های خالی کارگران

گزارشی از سخنرانی زُهران مَمدانی در جمع اعضای سندیکاهای کارگری برای افتتاح نخستین سوپرمارکت دولتی در نیویورک

05 مرداد 1405 - 12:15 | سیاست‌گذاری اجتماعی

ترجمه: سحر کریمی | ترسناک‌ترین کلمات در زبان انگلیسی کدامند؟ رونالد ریگان، چهلمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، نقل‌قول مشهوری دارد که در دههٔ ۸۰ گفته بود: «۹ کلمهٔ ترسناک در زبان انگلیسی این است که ”من از طرف دولت آمده‌ام و اینجا هستم تا به شما کمک کنم“». نقل‌قولی که خلاصه‌ای است از سیاست‌های نئولیبرالی دولت او که منجر به دهه‌ها عقب‌نشینی دولت از ارائهٔ خدمات اجتماعی و انداختن بار ریسک‌های اجتماعی بر گردن افراد جامعه شد.

انقلاب نئولیبرالی ریگان در دههٔ ۱۹۸۰ اعلام جنگ طبقاتی تمام‌عیاری بود که با فاصله گرفتن از الگوی کینزی بازتوزیعی، نابرابری بی‌سابقه‌ای را رقم زد، الگویی که حالا تبعاتش در سراسر جهان که همین سیاست‌ها را پی گرفتند، آشکار شده است. بحران غذا در جهان تنها یکی از تبعات است، تنها یکی از تبعات چهار دهه عقب‌نشینی دولت از تنظیم‌گیری سیاست و واگذاری مدیریت نیازهای اساسی جامعه به منطق بازار. تبعات این سیاست‌ها در آموزش، درمان، بهداشت و مسکن هم دیگر بر همگان آشکار شده است. در آمریکا همین فرآیند باعث شده تا صرفاً چند ابرشرکت زنجیره‌ای، کنترل کل چرخهٔ تولید و توزیع و قیمت‌گذاری موادغذایی را در دست داشته باشند. غذا در این منطق دیگر کالایی است که هدفش نه بقای بشر، بلکه کالایی برای خلق سود است. در این نظم دسترسی به مواد غذایی یک مزیت طبقاتی است، حتی اگر غذایی برای مصرف باشد، طبقهٔ فرودست محکوم است به مصرف غذاهای فرآوری‌شده، ارزان، بدون ارزش غذایی یا تراریخته. در حالی که داده‌های فائو نشان می‌دهد که گرسنگی در جهان حاصل کمبود مواد غذایی نیست. به‌عکس، جهان هیچ‌گاه به اندازهٔ سال ۲۰۲۵ مواد غذایی تولید نکرده است. در عصر فراوانی مواد غذایی، «غفلت از توزیع عادلانه» (به تعبیر فائو) پارادوکس گرسنگی را رقم زده است.

بی‌راه نیست که یکی از وعده‌های زُهران ممدانی، شهردار چپ‌گرای نیویورک در کارزارهای انتخاباتی‌اش، تاسیس و راه‌اندازی سوپرمارکت‌های دولتی بود، ایده‌ای که خیلی زود در گفتمان سیاسی آمریکا پا گرفت. حاشیهٔ سود خرده‌فروشی در این طرح تحت پوشش بودجهٔ عمومی قرار می‌گیرد و بدین‌نحو، مواد غذایی ۲۰ تا ۳۰‌ درصد ارزان‌تر به دست مصرف‌کننده می‌رسد. در کشوری که از سال ۲۰۱۹ تا امروز، بیش از ۳۵ درصد تورم در قیمت مواد غذایی را تجربه کرده، راه‌حل ممدانی، راه‌حلی است برای مشکلی که بخش خصوصی ایجاد کرده و از حل آن هم ناتوان است، چرا که جز سود به چیز دیگری نمی‌اندیشد.

زهران ممدانی به وعده‌اش وفادار هم بود. او در روز ۲۸ اردیبهشت امسال در جمع اعضای سندیکاهای کارگری در محلهٔ برانکس نیویورک اعلام کرد که سال آینده نخستین فروشگاه مواد غذایی با قیمت دولتی در این محله افتتاح خواهد شد، در محله‌ای که ۷۷ درصد خانوارها توانایی تأمین نیازهای اولیهٔ معیشتی خود را ندارند. در حالی که بزرگ‌ترین مرکز توزیع عمده‌فروشی مواد غذایی در جهان هم از بخت بد ساکنان در همین محله قرار دارد. او گفت که هدف این فروشگاه‌ها که در مالکیت شهرداری است، «پایین نگه‌داشتن قیمت‌ها» است، نه «کسب سود». مهم‌تر این‌که کارگران این فروشگاه‌ها هم درآمدی منصفانه خواهند داشت و رفتاری باکرامت خواهند دید. ممدانی متعهد شده که نسبت به سطح درآمد مناطق و تراکم جمعیت، در مجموع ۵ فروشگاه در ۵ منطقهٔ اصلی نیویورک تأسیس کند. شهرداری با بخشیدن مالیات و اجاره‌بهای این املاک کمک می‌کند تا این فروشگاه‌ها مواد غذایی سالم را با تخفیف به مردم برسانند، چرا که به قول او رفتن به سوپرمارکت برای خرید مایحتاج ضروری زندگی نباید منشاء اضطراب معیشتی باشد.

اما جالب‌ترین بخش سخنرانی ممدانی، نقد او به سیاست‌های دولت ریگان بود. ممدانی به نقل‌قول معروف از ریگان اشاره کرد که در آغاز به آن اشاره شد: «ترسناک‌ترین کلمات در زبان انگلیسی». ممدانی گفت: « نقل‌قول جالبی است و دهه‌ها برای تخریب نهادهای عمومی به درد خورده، اما من معتقدم کلمات واقعاً ترسناک‌تر این است که ”من تمام روز کار کرده‌ام و نمی‌توانم خانواده‌ام را سیر کنم“» همان کابوسی که منطق سود سرمایه بر سر مردم آوار کرده است. او همچنین گفت به باور او دولت می‌تواند نیرویی برای خیر عمومی باشد، دولت باید محرک تغییری ملموس برای بهبود زندگی مردم باشد: «ما می‌خواهیم از قدرت دولت استفاده کنیم تا قیمت‌ها را پایین بیاوریم و کاری کنیم نیویورکی‌ها بتوانند راحت‌تر غذایی برای سفره‌های خود ببرند... مساله این نیست که دولت می‌تواند کمک کند، مساله این است که دولت باید کمک کند و دولت ما کمک خواهد کرد».  

محل نخستین فروشگاه دولتی مواد غذایی نیویورک، سابقاً بازداشتگاه نوجوانان بوده است، به تعبیر ممدانی مکانی که «سال‌های متمادی مترادف با بی‌توجهی ساختاری و رفتار ناعادلانه» بوده، جایی که جوانان نیویورکی و اغلب از طبقات فرودست، با رفتارهایی خشن و بی‌رحمانه مواجه می‌شدند. ممدانی گفته است که می‌خواهد این مکان را بازپس بگیرد تا «روایتی دیگر، روایتی کاملاً متفاوت» در همان مکان بسازد.

او در پایان سخنرانی‌اش از جنبش کارگری نیویورک تشکر کرد و گفت: «وقتی از بحران معیشت و بحران قدرت خرید و پرداخت اجاره‌بها حرف می‌زنیم، می‌دانیم که اصل حرف ”نابرابری“ است که نه تنها در این شهر، بلکه در کل کشور بیداد می کند، و هروقت از خود می‌پرسیم کارآمدترین ابزار برای مقابله با این نابرابری چیست؟ همواره فقط یک پاسخ وجود دارد: ”گسترش اتحادیه‌های کارگری“...که بارها و بارها مسیر واقعی تحقق مطالبات طبقهٔ کارگر را به ما نشان داده‌اند».

صحبت‌های ممدانی نوید صدایی نو در مدیریت شهری است، او می‌داند چه می‌خواهد و می‌داند چگونه باید آن را به دست آورد، او می‌داند که ما با بحرانی نظام‌مند مواجهیم، منطق بازار آزاد که دهه‌ها به ما حقنه شد و ادعا کرد که خصوصی‌سازی و رقابت آزاد به رفاه می‌انجامد. اما نتیجه چه بود؟ انحصار غول‌های صنعتی و کشاورزی، تورم افسارگسیخته در زنجیرهٔ تامین غذا و نابرابری بی‌سابقه در دسترسی به مواد غذایی. ممدانی می‌داند مسالهٔ گرسنگی، مساله‌ای ناشی از سیاست‌گذاری غلط نیست، مساله منطق حاکم بر سرمایه‌داری امروزی است. رویکرد ممدانی در جهت احیای باوری فراموش‌شده است، باوری که پیش از سیاست‌های نئولیبرالی مسلط امروزی وجود داشت و معتقد بود که «کارویژهٔ اصلی دولت خدمت به طبقهٔ کارگری است که بارها و بارها نادیده گرفته شده است». ممدانی خواهان بازگشت به رویکردی است که دولت را ”منشاء تغییر“ در چالش‌های معیشتی مردم می‌داند.

پروژهٔ سوپرمارکت‌های دولتی الگوی عملیاتی ساده، اما رادیکالی دارد: ”حذف منطق سود“. آن‌چه پروژهٔ ممدانی را رادیکال می‌کند، همین باور به نقش دولت در حل مشکل معیشت است، پروژهٔ ممدانی ”خیریه“ نیست، یعنی منطق سرمایه‌دارانهٔ کمک به فرودستان که باز هم چشم به دست افراد جامعه دارد، بلکه احیای سنت سوسیال‌دموکراسی شهری است، سنتی که بدون پیوند با تشکل‌های کارگری ناممکن است و فییورلو اچ. لاگواردیا، صدمین شهردار نیویورک و از طرفداران نیودیل فرانکلین روزولت، از بنیانگذاران آن به شمار می‌رفت، اگرچه خود از اعضای حزب جمهوری‌خواه بود. از همین روست که زهران ممدانی برای اعلام این ”مداخله‌ در بازار آزاد“، به میان اعضای اتحادیه‌های کارگری می‌رود و اعلام می‌کند که راه‌اندازی این فروشگاه‌ها پاسداشت میراث لاگوردیاست که «نزدیک به یک قرن پیش، همین مأموریت را برای عرضهٔ کالای ارزان به نیویورکی‌ها» انجام داده بود. چرا که او می‌داند «مسیر واقعی تحقق مطالبات» را همین تشکل‌ها می‌توانند نشان بدهند و فقط آن‌ها هستند که قدرت واقعی برای شکستن اسطورهٔ بازار آزاد و جبر آن را در اختیار دارند؛ همان قدرت سازماندهی و مبارزه. مبارزه‌ای به هم‌پیوسته برای حق مردم: حق دسترسی به غذای باکیفیت و سالم، حق دسترسی به مسکن، بهداشت، آموزش و درمان و حمل‌ونقل همگانی. حقوقی که با کار خیریه به دست نمی‌آید و وظیفه‌ایست بر دوش دولت‌ها.