قلمرو رفاه

تابو؛ روایت مرزهای تاریخ، سیاست و اقتصاد در آستانه قرن بیستم

تحلیل سریالی از جدال قدرت‌های بزرگ و نقش کمپانی هند شرقی در تحولات قرن نوزدهم؛ چگونه تاریخ معاصر در قاب داستان‌های تلویزیونی معنا می‌یابد؟

20 مهر 1404 - 19:15 | مرور فرهنگ
تنظیم نمایش متن

 - به گورکن‌ها شلینگ اضافه ندادید؟

+ شلینگ اضافه برای چی؟

- تا پدرتون رو دو متر عمیق‌تر خاک کنند، تا دزدها نتونن قبل از طلوع جسدش رو از خاک خارج کنند.

 

جیمز دیلینی، تنها پسر هوراس دیلینی پس از 10 سال برای شرکت در مراسم ختم پدرش با الماس‌هایی که از آفریقا به دست آورده به انگلستان باز‌می‌گردد. بازگشتی که هیچکس را خوشحال نمی‌کند؛ چه مردمی که خانواده‌ دیلینی را می‌شناختند، چه حتی اعضای باقی مانده‌ خانواده دیلینی یعنی دختر و همسرش، تصور می‌کردند جیمز در حادثه‌ای که برای کشتی مسافرتی به وجود آمد مرده است.

 اما پدر نیمه‌دیوانه‌اش، مرگ جیمز را باور نکرد و در وصیت‌نامه‌اش همه چیز را برای جیمز گذاشت، از جمله قطعه زمینی به نام نوتکا در کناره‌ قاره‌ آمریکا؛ این زمین ما را به کمپانی هندشرقی، حکومت بریتانیا و ایالات‌متحده و روابط میان این شبکه‌ها‌ی قدرت مرتبط می‌کند. در تاریخ هجدهم ژوئن 1812 تا هجدم فوریه‌ 1815، ایالات‌متحده و بریتانیا وارد نبردی شدند که به نام نبرد 1812 می‌شناسیم. با توجه به وقایع فصل اول سریال تَبو، داستان می‌بایست در همین حدود زمانی باشد. با این حساب، خط درام داستانی از مناسبات اقتصادی و سیاسی سه نیروی مهم قرن نوزدهم یعنی بریتانیا، آمریکا و کمپانی هند شرقی عبور تاثیر پذیرفته است.

وقتی هند شرقی در ابتدای قرن هفدهم، به فرمان ملکه‌ بریتانیا به عنوان شرکت تجاری بین‌المللی آغار به کار کرد، کسی چه می‌دانست که این شرکت تجاری قرار است روزگاری به ابرکمپانی‌ای تبدیل شود که قدرتش اگر نه بیشتر، که کمتر از حکومت بریتانیا نیست؛ هند شرقی در قرن نوزدهم آشکارا بر بخش زیادی از آسیا حکمرانی می‌کرد. فعالیت تمامی سفیران و ماجراجویان بریتانیا و حتی کشورهای دیگر اروپایی در آسیا می‌بایست زیر نظر این کمپانی انجام می‌شد. وقتی با کمپانی هند شرقی وارد قرن بیستم می‌شویم، نفت تنها یکی از عوامل مهم توجیه حضور هند شرقی در آسیا بود.

مردمان بریتانیایی باید باور می‌کردند اگر قلمروشان به وسعتی نباشد که طلوع و غروب خورشید را در‌برگیرد (که قلمروی بریتانیا چنین بود)، امنیت زیست‌شان در آب‌ها و خشکی‌های اروپا به خطر می‌افتد. در عین‌حال، آن‌ها باور کرده بودند بهترین مردمانند و حضورشان می‌تواند کشورهای تحت سلطه را به مرور زمان متمدن کند.

کمپانی هند شرقی در سریال تَبو یکی از بازیگران اصلی داستان است. در پاره‌های داستان، جلسه‌های تصمیم‌گیری به ریاست سر استورات استریج برگزار می‌شود؛ به این صورت که اعضا در مورد موضوعات مورد بحث گزارش می‌دهند و استدلال می‌کنند؛ همه‌ چیز ثبت می‌شود، مگر اینکه یکی از اعضا دستش را بالا ببرد، در این شرایط نویسنده قلم را بر زمین می‌گذارد و شخص گوینده بدون اینکه ردی بر جای بگذارد سخن می‌گوید.

در زمان شکل‌گیری وقایع سریال تَبو، نبرد 1812 اقتصاد و سیاست بریتانیا را تحت تاثیر قرار داده و قطعه زمینی که بنا به متن وصیت‌نامه به جیمز می‌رسد، نقطه‌ استراتژیک بسیار مهمی برای کمپانی هند شرقی تلقی می‌شود. اما جیمز به هیچ عنوان حاضر به فروش زمینش به کمپانی نیست. او حتی از چرخیدن به سوی آمریکا ابایی ندارد.

 ایالات‌متحده، در‌ سال 1812، در حال شکل دادن به نطفه‌ای است که در قرن بیستم او را بدل به یک نیروی عظیم اقتصادی و سیاسی خواهد کرد. در آینده، آمریکا جنگ را مقابل بریتانیا و سرخپوستان خواهد برد. حکومت بریتانیا، کانادا را همچون بسیاری از مستعمراتش از دست می‌دهد و این آغاز شکل‌گیری درام‌های قرن بیستمی است؛ قدرت گرفتن شرکت‌های فراملیتی که حد و حدود سیاست‌های حکومت‌ها متاثر از فراز و فرود آنان است، زخمش را در اواخر قرن بیستم به ایالات‌متحده هم خواهد زد. همان‌طور که هند شرقی در قرن نوزدهم با هیچ حکومتی شوخی نداشت، حتی خود بریتانیا.

همه‌ نشانه‌های تاریخی و سیاسی قرن بیستم در داستان تَبو بارز است. این سریال تلویزیونی توانسته معجون باورپذیری از سیاست، عشق و اقتصاد به مخاطب دهد، در عین اینکه بسیاری از نشانه‌های تاریخی قرن نوزدهم وفادار بماند. همین‌طور رگ و ریشه‌ بسیاری از وقایع سال‌های بعدی که به نوعی روابط امروز سیاست بین‌المللی متاثر از آن است در فصل اول این سریال کاملا مشهود است. 

 

سریال تلویزیونی تابو

خالقان: چیپس هاردی، تام هاردی و استیون نایت

محصول بی.بی.سی یک: 2017