قلمرو رفاه

فراوانی ماسک در برابر عقلانیت عجم‌اوغلو

گذر از عصر کمیابی به فراوانی فناورانه، فرضیات اقتصاد کلاسیک را به چالش کشیده و جامعه را میان چشم‌انداز رفاه همگانی و هراس از نابرابری‌های عمیق الگوریتمی معلق ساخته است

28 شهریور 1405 - 10:57 | اندیشه انتقادی
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار
تنظیم نمایش متن

اقتصاددان‌ها قرن‌هاست که بر سر تعریف خود از آنچه به اقتصاد شکل و جهت‌گیری تاریخی در رابطه با تامین نیازهای اساسی انسان می‌دهد، اختلاف دارند.

این اختلاف‌ها بر سر اینکه کمیابی جهت حرکت مبالات را تعیین می‌کند یا وفور، پررنگ‌تر و جدی‌تر هستند؛ اما چه می‌شود اگر در آینده‌ای نه چندان دور، وفور به جای کمیابی بنشیند و وارد عصر «پس از کمیابی» (The Post-Scarcity) شویم؛ موضوعی که فرض اساسی اقتصاد کلاسیک یعنی قانون دائمی کمیابی را زیر سوال می‌برد.

کلاسیک‌ها در تعریف خود از اقتصاد فرض می‌گیرند که کمیابی در ارتباط با «ارضای امیال نامحدود انسان‌ها» خود را تعریف می‌کند. با این وجود چرا باید فرض کنیم که امیال نامحدود انسان‌ها همیشه باید با کمیابی در ارتباط باشند؛ آیا نمی‌توان عصر پس از کمیابی را در پوشش امیال دنبال کرد؟

اهمیت این موضوع در مقاله مهم «جهانِ پس از کمیابی ۲۰۵۰ تا ۲۰۷۵» هم منعکس شده است |1|. نویسندگان مقاله، فرض را بر این گرفته‌اند که پیشرفت شتابان فناوری هزینه‌های حاشیه‌ای تولید را به مرز «صفر» نزدیک کرده و مفاهیمی چون کالای رایگان را به جریان اصلی مبادلات تبدیل ساخته است. در طبقه جدید دارایان که بنیان ثروت خود را بر «سرمایه‌داری فناورانه» گذاشته‌اند، این دیدگاه با تاکید آن‌ها بر «فراوانی» و اشباع تولید به چشم می‌خورد.

«ایلان ماسک» اولین تریلیونر جهان در گفت‌وگو با پادکست «Moonshots with Peter Diamandis» پیش‌بینی می‌کند که این ظرفیت «به حدی خواهد بود که تمام خواسته‌های بشر را اشباع و برآورده خواهد کرد.»

آینده رباتیک‌مند نظر ماسک (عصر فراوانی) ، زمینه ارزان‌سازی گسترده کالاها و دسترسی به همه نوع کالایی را فراهم می‌سازد؛ به نحوی که هزینه مبادله کاهش می‌یابد.

تیغ دو لبه هوش مصنوعی

در نتیجه این شرایط بیگانگی از کار، به یک واقعیت مادی، محتوم و ملموس تبدیل می‌شود که به زعم ماسک دولت‌ها باید هزینه اجتماعی آن را با پرداخت درآمد پایه همگانی (UBI) به همه جبران کنند.

اما آیا درآمد پایه همگانی ضمانتی برای برقراری عدالت اجتماعی ایجاد خواهد کرد؟ آیا کشورهای فقیر می‌توانند مخارج رفاهی خود را به میزان جمعیت در آینده افزایش دهند؟ آیا ایلان ماسک و دارایان مانند او، حاضر می‌شوند که بخشی از مازاد رفاهی خود را به مخارج دولت‌ها در UBI منتقل کنند؟

اینها پرسش‌هایی است که پاسخ قطعی برایشان وجود ندارد؛ ماسک هم تنها می‌داند که آینده مانند ابتدای عصر ظهور هوش مصنوعی و توسعه اولیه ربات‌های انسان‌نما و صنعتی نیست.

اما چیزی که همه می‌دانیم افزایش جادویی و خارج از تصور بهره‌وری مبتنی بر الگوریتم است. برنامه درآمد پایه همگانی مانند هر چاقویی، حتما یک دسته و یک سر نوک تیز و کشنده دارد؛ این سر تیز درتشدید شکاف ثروت میان شرکت‌ها، خانوارها، دولت‌ها و ملت‌ها پنهان شده است.

اگر دولت‌ها از حالا راهبردهای درستی پیرامون آینده کار و افزایش بهره‌وری از طریق تولید فناورانه و مدیریت ابعاد هولناک گسترش فناوری‌های رباتیک و هوش مصنوعی، نداشته باشند و نتوانند اَبرشرکت‌ها و کانون‌های مالی را برای مشارکت در برنامه‌های رفاهی آینده مجاب کنند، با فروپاشی ملت‌ها و انبوه نظم‌های اجتماعی روبه‌ زوال مواجه می‌شویم.

«دارون عجم‌اوغلو»، اقتصاددان نوبلیست موسسه فناوری ماساچوست (MIT) بر همین نگرانی‌ها صحه گذاشته و پس از گفت‌و‌گوی ماسک با پادکست Moonshots از او خواسته که ۱ تریلیون دلار از ثروتش را حداکثر تا سال ۲۰۳۶ به خیریه‌ها اهدا کند.

این نوبلیست ترکیه‌ای-آمریکایی استدلال کرده که این تعهد ماسک، اعتماد واقعی به پیش‌بینی‌های هوش مصنوعی او را نشان خواهد داد. عجم‌اوغلو، همچنین نوشت که این امر نگرانی عمومی در مورد نفوذ سیاسی میلیاردرها و تریلیونرها را کاهش می‌دهد، اما خواستار تشکیل یک نهاد بی‌طرف برای انتخاب خیریه‌ها شد؛ خیریه‌هایی که باید «موثر» و «غیرایدئولوژیک» باشند.

چالشی که این استاد اقتصاد MIT پیش روی ماسک گذاشته، به جهت توجه به نیازهای اساسی (Basic Needs) انسان‌ها در عصر پس از کمیابی کلیدی است.

نیازهای اساسی در عصر فراوانی

نیازهای اساسی انسان‌ها در حق دسترسی آنها به آموزش باکیفیت، درآمد پایدار، سرپناه، غذا، مراقبت‌های بهداشتی، ارتباط، فرصت رشد و کار معنادار قرار دارد.

تامین این نیازها ایجاب می‌کند که دولت‌ها بر روی دسترسی به کالاهای دارای ویژگی‌های تولید فناورانه در عصر پس از کمیابی یا به گفته ماسک دوره «فراوانی» سرمایه‌گذاری کنند.

از همین رو برخی دولت‌ها از روی اجبار دست به کنترل و مدیریت الگوریتم‌های هوش مصنوعی خواهند زد. در این دوره، حسابرسی‌های جدیدی بر روی الگوریتم‌ها شکل می‌گیرند؛ مانند حسابرسی‌های وصول حق بیمه و اعمال پایه‌های جدید مالیاتی بر روی ارزش اضافه خلق شده ازجانب افزایش بهره‌وری.

تازه‌ترین داده‌های SNS Insider pvt ltd نشان می‌دهد که نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) بازار ابزارهای بهره‌وری مبتنی بر هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۵ به 19.50 درصد می‌رسد|2|.

بر این اساس، پیش‌بینی می‌شود بازار ابزارهای بهره‌وری مبتنی بر هوش مصنوعی در ایالات متحده از ۳.۰۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ به ۱۷.۵۹ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۵ برسد؛ همچنین انتظار می‌رود این بازار در اروپا نیز از ۳.۲۸ میلیارد دلار به ۱۷.۹۲ میلیارد دلار افزایش یابد.

این رشد، ناشی از عواملی چون افزایش اتوماسیون سازمانی، همکاری‌های مبتنی بر فضای ابری، تحلیل‌های هوشمند (مبتنی بر هوش مصنوعی)، تولید کد و پذیرش روزافزون راهکارهای هوشمندِ مدیریت گردش کار در صنایع مختلف است.

گذار به جهان پس از کمیابی

عبور از عصر پس از کمیابی و ورود به دنیای فراوانی فناورانه، تنها یک تحول تکنولوژیک نیست؛ بازتعریفی بنیادین از مفهوم ساختارهای اجتماعی و حکمرانی است.

جهش خیره‌کننده بازار ابزارهای بهره‌وری مبتنی بر هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۵، گواهی است بر این‌که خودکارسازی و افزایش بازدهی، ساختار نیروی کار و سرمایه‌داری سنتی را صلب و دست‌نخورده باقی نخواهد گذاشت.

در چنین سپیده‌دمی، اگر سیاست‌گذاری‌های عمومی نتوانند هم‌پای نرخ رشد فناوری پیش بروند، فراوانی ناشی از هوش مصنوعی، به‌جای ایجاد رفاه همگانی، به انباشت بی‌سابقه ثروت در کانون‌های انحصاری و نابرابری‌های عمیق‌تر منجر می‌شود.

گذار موفقیت‌آمیز به عصر پس از کمیابی، مستلزم پیوند میان نوآوری‌های بخش خصوصی و حکمرانی تنظیم‌گرانه دولت‌هاست. وضع مالیات‌های الگوریتمی، هدایت هوشمندانه سرمایه‌ها به سمت نیازهای اساسی انسان، و الزام اَبرشرکت‌ها به بازتوزیع عادلانه منافع فناوری، شروط حیاتی برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی خواهند بود.


منابع 

  1.   The Post-Scarcity World of ۲۰۵۰-۲۰۷۵ by Stephen Aguilar-Millan, Ann Feeney, Amy Oberg, and Elizabeth
  2. https://finance.yahoo.com/technology/ai/articles/ai-productivity-tools-market-expected-063000155.html