قلمرو رفاه

به نفع چه کسی می‌جنگیم؟ درس‌های جنبش کارگران خانگی برای عدالت

فمینیسم واقعی تنها با تمرکز بر آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه می‌تواند به عدالت دست یابد

10 شهریور 1405 - 12:04 | اندیشه انتقادی
تنظیم نمایش متن

پرمیلا ناداسن، استاد تاریخ کالج بارنارد و پژوهشگر برجسته حوزه کارگران، در گفت‌وگو با کارمن ریوس به بررسی تقاطع فمینیسم، سازمان‌دهی کارگری و تغییرات اجتماعی می‌پردازد. این مصاحبه که برگرفته از پادکست و پلتفرم نشریه «میز» است، به درس‌های تاریخی جنبش زنان کارگر خانگی برای دستیابی به برابری اقتصادی اشاره دارد. [1]

پرمیلا ناداسن، استاد تاریخ در کالج بارنارد و نویسنده کتاب‌هایی از جمله «اتحاد کارگران خانگی: داستان ناگفته زنان آفریقایی-آمریکایی که یک جنبش را ساختند»، بخش عمده‌ای از پژوهش‌های خود را بر تقاطع مفاهیم فمینیستی، سازمان‌دهی کارگری و چشم‌اندازهای تغییر اجتماعی به رهبری زنان فقیر و طبقه کارگر متمرکز کرده است.

خارج از فضای آکادمیک، ناداسن همچنین در وزارت کار و کمیته کار مجمع ایالتی نیویورک شهادت داده، با سازمان‌های غیرانتفاعی در پروژه‌هایی برای بازتاب تاریخ زنان کارگر رنگین‌پوست همکاری کرده و مقالات گسترده‌ای درباره مسائل نژادی، طبقاتی و جنسیتی برای روزنامه‌ها و مجلات نوشته است. مقاله او در شماره پاییز ۲۰۰۹ نشریه «میز» با عنوان «کارگران خانگی به خیابان‌ها می‌آیند»، تنها بخشی از مجموعه آثار بزرگتر او در مستندسازی جنبش حقوق کارگران خانگی برای این نشریه است.

به عنوان بخشی از قسمت سوم پادکست استودیو میز با نام «نگاه به گذشته، حرکت به جلو»، من با ناداسن درباره درس‌هایی که از مبارزه نوپای معاصر برای حقوق کارگران خانگی گرفته، اینکه چگونه تاریخ فمینیستی می‌تواند قطب‌نمایی برای مبارزه رو به جلو در مسیر برابری اقتصادی باشد، و پرسش‌هایی که باید در مسیر پیش رو مطرح کنیم تا مطمئن شویم هیچ‌کس جا نمی‌ماند، صحبت کردم.

در این قسمت، چهره‌های برجسته‌ای مانند دولورس هوئرتا (نماد کارگری)، عایشه نیاندورو (مدیرعامل بنیان‌گذار Springboard to Opportunitiesگیلین باروز (معاون آموزش و عدالت در محیط کار در مرکز ملی حقوق زنان) و راکین مابود و لنور پالادینو (اقتصاددانان) نیز ناداسن را همراهی می‌کنند.

ما با هم بیش از ۵۰ سال مقاومت فمینیستی در برابر تبعیض در محیط کار، بار نامتناسب کار خانگی و مراقبتی بدون دستمزد زنان، و عوامل اجتماعی-سیاسی که زنان را با تعداد بیشتری به سمت فقر سوق می‌دهند را بررسی کردیم؛ و نشان دادیم که چگونه سیستم تلاش می‌کند ارزش تمام «کارهای زنانه» را پایین بیاورد و ما در برابر آن چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. این مصاحبه برای وضوح و اختصار ویرایش و بازنویسی شده است.

شکاف میان کارشناسان و واقعیت خیابان

کارمن ریوس: چه چیزی باعث شد مقاله خودتان را برای نشریه «میز» و درباره سازمان‌دهی کارگران خانگی بنویسید؟

پرمیلا ناداسن: من تاریخ‌نگار هستم (تاریخ‌نگار کارگری، تاریخ‌نگار زنان و تاریخ‌نگار نژاد) بنابراین اوایل دهه ۲۰۰۰ مطالب زیادی درباره جنبش کارگری می‌خواندم و بسیاری از آنچه می‌خواندم درباره این بود که جنبش کارگری مرده است، هیچ جنبش کارگری پویایی وجود ندارد و عضویت در اتحادیه‌ها در پایین‌ترین سطح خود در ۱۰۰ سال گذشته قرار دارد. سیاست‌گذاران این را می‌گفتند، روزنامه‌نگاران این را می‌گفتند. تاریخ‌نگاران هم همین را می‌گفتند.

همزمان در جنبش حقوق کارگران خانگی مشارکت داشتم. در تظاهرات‌های مرکز منهتن شرکت می‌کردم، به جلساتی در بروکلین می‌رفتم و در آنجا یک گسست واقعی میان آنچه کارشناسان به ما می‌گفتند و آنچه خودم در خیابان‌ها شاهد بودم، وجود داشت.

من واقعاً مجذوب این جنبش عظیم و چندنژادی از زنان در تمام سنین شده بودم که گرد هم می‌آمدند، حقوق کارگری مطالبه می‌کردند، خواستار رفتار عادلانه بودند و شرایط کاری بهتری می‌خواستند. احساس کردم این جنبشی است که واقعاً باید برجسته شود و به همین دلیل شروع به نوشتن درباره این جنبش کردم. با زنانی ملاقات کردم که این جنبش را رهبری می‌کردند و عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتم. این موضوع همچنین مرا به نوشتن کتابم درباره سازمان‌دهی کارگران خانگی سوق داد، که تا حد زیادی از سازمان‌دهی‌هایی که در اطرافم می‌دیدم الهام گرفته بود.

کار خانگی؛ یک مسئله ساختاری و فمینیستی

ریوس: تأثیر آن مقاله چه بود؟

ناداسن: «میز» یک مجله فمینیستی برجسته است و تأثیر عظیمی داشت، هم در رساندن صدای کارگران خانگی به مخاطبان عمومی گسترده‌تر و هم در طرح این پرسش در یک جنبش فمینیستی بزرگتر، درباره سازمان‌دهی و اینکه چطور باید سازمان‌دهی فمینیستی را به شکلی بسیار گسترده‌تر درک کنیم.

کارگران خانگی مدت‌هاست ادعا می‌کنند کار خانگی یک مسئله فمینیستی است. این مسئله‌ای است که همه ما را فارغ از طبقه، نژاد، وضعیت قانونی یا پیشینه قومی متحد می‌کند. از قدیم این «کار زنانه» بوده است، چه با حقوق و چه بی‌حقوق، و زنان عموماً بار انجام دادن یا اطمینان از انجام شدن کار خانگی را به دوش کشیده‌اند. البته این بدان معنا نیست که تفاوت‌ها، تنش‌ها یا حتی منافع متضادی در درون کار خانگی وجود ندارد، چون می‌دانیم که زنان ثروتمند معمولاً زنان فقیرتر را برای انجام این کار استخدام می‌کنند. در واقع در دهه‌های ۱۹۷۰ و 1980 بسیاری از زنان طبقه متوسط برای اولین بار وارد نیروی کار شدند و زنان فقیرتر اغلب زنان رنگین‌پوست را برای رسیدگی به مسئولیت‌های خانگی خود استخدام کردند. آزادی فمینیستی آن‌ها دقیقاً وابسته به استثمار زنان دیگر بود.

با وجود اینکه این تنش و تضاد وجود دارد، نمی‌توانیم کار خانگی را یک مسئله فردی در درون خانواده در نظر بگیریم، بلکه باید آن را یک مشکل ساختاری بدانیم و تلاش کنیم به راه‌حل‌های جمعی دست یابیم، نه راه‌حل‌های فردی و خصوصی‌سازی‌شده. اینجاست که درک و دیدن کار خانگی به این شکل می‌تواند ما را به مسیری کاملاً متفاوت هدایت کند.

ریوس: در مقاله‌تان به روش‌هایی اشاره می‌کنید که نژادپرستی و تبعیض جنسیتی هم توسط ماهیت سرمایه‌داری یا شرکت‌ها تداوم می‌یابند، هم از قدیم توسط سیاست‌های اقتصادی لیبرال و سازمان‌های عدالت اقتصادی مانند اتحادیه‌ها تداوم یافته‌اند. وقتی به آینده اقتصادی فمینیستی فکر می‌کنیم، فمینیست‌ها چگونه می‌توانند مطمئن شوند که ما به همه زنان فکر می‌کنیم و در حال تصور جامعه‌ای هستیم که فراتر از طبقه می‌رود و همان‌طور که گفتید مشکل ریشه‌ای یعنی مفهوم بدون دستمزد و کم‌دستمزد بودن کار خانگی را حل می‌کند؟

ناداسن: از دید من این کار همیشه با کم‌قدرت‌ترین و آسیب‌پذیرترین افرادمان آغاز می‌شود. «گروه رودخانه کامباهی» (Combahee River Collective) یک گروه از فمینیست‌های رادیکال سیاه‌پوست در منطقه بوستون، بیش از ۵۰ سال پیش نوشتند که با آزاد کردن مردمی که همزمان تبعیض جنسیتی، نژادپرستی، دگرجنس‌گراسالاری، استثمار سرمایه‌داری و امپریالیسم را تجربه می‌کنند، ما همه را آزاد خواهیم کرد، چون آزاد کردن آن‌ها به معنای برچیدن تمام آن ساختارهای قدرت است.

ما فمینیست‌های معاصر باید دائماً بپرسیم: در راستای منافع چه کسانی می‌جنگیم؟ چه کسی از کاری که من در حال حاضر انجام می‌دهم سود می‌برد؟ چه کسی را باید در مرکز کمپین‌های سازمان‌دهی خود قرار بدهیم؟ اگر این کار را انجام بدهیم، دائماً در حال پرسیدن این سوال یا تلاش برای رسیدگی به تنش‌هایی هستیم که به‌طور طبیعی در میان این دسته‌بندی بسیار گسترده که ما آن را فمینیست‌ها یا زنان می‌نامیم، وجود دارد.

دستاوردهای قانونی و بحران اجرا

ریوس: ما شاهد پیشرفت‌هایی برای کارگران خانگی بوده‌ایم. دوازده ایالت منشور حقوق کارگران خانگی را تصویب کرده‌اند، که محور اصلی سازمان‌دهی زنانی بود که شما با آن‌ها صحبت می‌کردید. فکر می‌کنید قوانینی از این دست چطور می‌توانند تجربیات واقعی و زیسته اقتصادی زنان را تغییر بدهند؟ چطور ساختارهای اقتصادی‌ای که ما در آن‌ها زندگی می‌کنیم را بازسازی می‌کنند؟

ناداسن: این یک گام رو به جلو و بسیار مهم است. اگر به خاطر داشته باشید، کارگران خانگی از قوانین اولیه کار در دهه ۱۹۳۰ یعنی از قوانین «نیو دیل» مستثنی شده بودند. از حمایت‌های حداقل دستمزد محروم بودند. از تامین اجتماعی کنار گذاشته شده بودند. رسیدن به نقطه‌ای که اکنون درک می‌کنیم و می‌پذیریم که کار خانگی «کار» است و کارگران خانگی سزاوار حقوق هستند، نقطه عطف واقعاً مهمی است و نشان می‌دهد که کار خانگی برای همه ما مشهودتر شده است.

این موضوع را در طول همه‌گیری کرونا، زمانی که غیبت کارگران خانگی و سایر کارگران ضروری منجر به بحران مراقبتی واقعی شد، درک کردیم. ولی هنوز راه درازی در پیش داریم. این قوانین مهم‌اند، اما باید اطمینان حاصل کنیم که مردم از آن‌ها آگاهند. مهم‌تر از آن، باید اطمینان حاصل کنیم که سازوکاری اجرایی وجود دارد، و می‌دانیم که وزارت کار در حال حاضر با چالش‌هایی روبه‌رو است. داشتن قوانین روی کاغذ عالی است، اما چطور می‌توانیم مطمئن شویم که این قوانین اجرا می‌شوند؟ این مهم‌ترین چالش پیش روی ما در حال حاضر است.

استراتژی‌های نوآورانه در سازمان‌دهی

ریوس: مقاله شما واقعاً بر تنوع تاکتیک‌هایی تمرکز داشت که «اتحاد کارگران خانگی» برای پیشبرد عدالت فردی و جمعی برای کارگران خانگی در نیویورک از آن‌ها بهره می‌برد. فکر می‌کنید فمینیست‌ها باید چه چیزی از سازمان‌دهی آن‌ها بیاموزند؟ از استراتژی‌هایی که آن‌ها استفاده کردند چه چیزی می‌توانیم یاد بگیریم؟

ناداسن: بخشی از آنچه من را اوایل دهه ۲۰۰۰ به سمت جنبش حقوق کارگران خانگی کشاند، مسلماً غیبت سازمان‌دهی آن‌ها در بحث‌های سیاسی گسترده‌تر بود. اما تاکتیک‌هایی که استفاده می‌کردند هم بسیار نوآورانه بود. ما یک مدل استاندارد از سازمان‌دهی کارگری داریم، جایی که کارگران خط مونتاژ در اتاق استراحت خود جمع می‌شوند و بیرون از کارخانه تجمع می‌کنند و در اتاق‌های تاریک و پر از دود جلساتی می‌گذارند. اما آنچه من دیدم چیز کاملاً متفاوتی بود.

کارگران خانگی در مکان‌های عمومی سازمان‌دهی می‌کردند. در زمین‌های بازی سازمان‌دهی می‌کردند. در رختشوی‌خانه‌ها سازمان‌دهی می‌کردند. در اتوبوس‌ها سازمان‌دهی می‌کردند. بیرون از محل کار خود سازمان‌دهی می‌کردند، چون نمی‌توانستند در محل کارشان این کار را انجام دهند. آن‌ها کارمندانی تنها در خانه و پشت درهای بسته بودند. هم کارگران دارای مدرک (قانونی) و هم کارگران بدون مدرک را سازمان‌دهی کردند، و این ممکن است حالا برای ما عادی به نظر برسد، اما ۲۵ سال پیش جنبش کارگری هنوز به شدت درگیر نحوه برخورد با تفاوت‌های بین کارگران قانونی و غیرقانونی بود.

افراد را فقط بر اساس کارفرما سازمان‌دهی نمی‌کردند، بلکه خواسته‌های خود را به دولت تحمیل کردند، که بسیار مهم بود، چون به این معنی بود که حتی اگر کارفرمای خودتان را تغییر می‌دادید، همچنان حمایت‌هایی را که شایسته‌شان بودید دریافت می‌کردید. در حالی که حالا، برای مثال اگر برای شرکت فورد کار کنید و به شرکت دیگری بروید، ممکن است همان مزایایی را که قبلاً داشتید دریافت نکنید. شروع به فکر کردن درباره اینکه چگونه کارگران می‌توانند خارج از چارچوب کارفرمای فردی خود و توسط قوانین گسترده‌تر ایالتی/دولتی محافظت شوند نیز بسیار مهم بود.

نکته اصلی این سازمان‌دهی نوآورانه برای من این است که ما فمینیست‌های امروز، مثل کارگران خانگی دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۲۰۰۰ باید خارج از چارچوب فکر کنیم. استراتژی‌های آزموده‌شده و موفقی وجود دارد که فمینیست‌ها نسل‌ها از آن استفاده کرده‌اند و بخش بسیار مهمی از تاریخ ماست، اما همان‌طور که اشاره کردید، این لحظه متفاوتی است. ما در دوران بسیار پرآشوبی هستیم که به نظر می‌رسد تمام قوانین دور ریخته شده‌اند.

ما باید عمیقاً و طولانی‌مدت فکر کنیم که چطور باید با این لحظه جدید روبه‌رو بشویم. ما باید با این مسئله دست‌وپنجه نرم کنیم و بیندیشیم که امروز فمینیسم را چطور درک می‌کنیم. فمینیسم درباره پیشرفت فردی است؟ پیشرفت فردی در لحظه‌ای که این همه انسان در حال حاشیه‌نشین شدن، اخراج شدن، محروم شدن از مزایای اولیه و حتی محروم شدن از حق طرح دعاوی حقوقی برای محافظت از خودشان هستند، چه معنایی دارد؟ آیا پیشرفت فردی راه درستی است یا باید به نوعی رهایی جمعی برای همه فکر کنیم؟ نه فقط برای زنان، بلکه برای همه.

نمی‌دانم در حال حاضر برای همه چیز پاسخ دارم یا نه. همه‌مان هنوز در حال تلاش برای پردازش اتفاقاتی هستیم که در حال رخ دادن است، اما مثل کارگران خانگی که از قدیم از حق سازمان‌دهی در مقام اتحادیه کارگری محروم بودند، ما می‌توانیم از این لحظه واقعاً دشوار استفاده کنیم تا بسیار گسترده‌تر فکر کنیم و واقعاً به روش‌های جدید و متفاوت درباره نحوه سازمان‌دهی جنبش فمینیستی بیندیشیم.

چشم‌انداز آینده: پیش‌به‌سوی رهایی جمعی

ریوس: وقتی درباره بازنگری در نحوه برخورد با این لحظه صحبت می‌کنید، امیدوارید در ۵۰ سال آینده به چه چیزی نگاه کنیم؟ تغییراتی که امیدوارید نه تنها از این لحظه، بلکه در نیمه دوم این قرن به وجود بیاید، چیست؟

ناداسن: ما باید به این فکر کنیم که چطور باید خارج از شبکه‌های اجتماعی سازمان‌دهی کنیم. باید به ایجاد اجتماع فکر کنیم و نحوه تعریف‌مان از آن اجتماع باید پایگاه گسترده‌ای داشته باشد.

در حال حاضر بخش عمومی ما در حال نابودی است. حتی حقوق اولیه و حمایت‌هایی که آن‌ها را بدیهی می‌دانستیم، در حال برچیده شدن هستند. عدالت باروری، حمایت‌های اقتصادی اولیه، مراقبت‌های بهداشتی و حق محافظت در برابر خشونت همگی در خطرند و همزمان مردم دستگیر، اخراج و در کشورهای دیگر به زندان انداخته می‌شوند. شهروندان آمریکایی یا افرادی که اینجا هستند و از روند قانونی برخوردار نمی‌شوند، پیش‌فرض این است که غیرقانونی اینجا هستند. اما هیچ مدرکی برای این موضوع وجود ندارد، چون به آن‌ها حتی حق دادرسی داده نمی‌شود. و بعد شاهد نسل‌کشی در سراسر جهان هستیم، به ویژه همین حالا در غزه.

من دوست دارم به این فکر کنیم که زنان چطور می‌توانند متحد شوند. باید بگویم فمینیست‌ها می‌توانند متحد شوند، چون این صرفاً مسئله‌ای زنانه نیست. ما باید آنچه را که مسئله زنانه می‌نامیم از مسئله فمینیستی متمایز کنیم و از نظر من فمینیسم یک دستور کار سیاسی است که زنان را در مرکز قرار می‌دهد، نژاد را در مرکز قرار می‌دهد، طبقه را در مرکز قرار می‌دهد، اما این دستور کاری است که هر کسی با هر هویتی می‌تواند حول آن متحد شود.

دوست دارم به این فکر کنم که چطور یک دستور کار رادیکال فمینیستی بسازیم که ما را از یک جامعه نئولیبرالِ شرکتی‌شده دور کند، از استثمار و استخراج سرمایه‌داری دور کند، از نظام حبس و کیفردهی تنبیهی دور کند، از نظامی‌گری بیشتر به سوی یک جامعه واقعاً مراقبتی سوق بدهد، جایی که در آن همه، و نه فقط مردم این کشور، در برابر بمب‌ها و سلاح‌هایی که برای کشتن مردم در جاهای دیگر استفاده می‌کنیم، همه حمایت‌های لازم را دریافت کنند.

من بسیار سپاسگزارم که شما این پروژه را انجام می‌دهید، و از نشریه «میز» به خاطر تاریخ طولانیِ بیش از ۵۰ ساله‌اش در ارتقای جنبش فمینیستی متشکرم. باز هم تکرار می‌کنم، در لحظه‌ای که تاریخ در حال پاک شدن است، زمانی که صداهایی که صرفاً در تلاش‌اند کارهای انجام شده در گذشته را برجسته کنند تا به درک ما از لحظه حال کمک کنند در حال حذف شدن هستند، مهم‌تر از همیشه این است که به تاریخ روی بیاوریم، به سازمان‌دهی فمینیستی روی بیاوریم، و به سازمان‌دهی ضدنژادپرستی به عنوان راهی برای کمک به ترسیم مسیر جدید رو به جلو پناه ببریم.


[1] . https://msmagazine.com/2025/08/10/women-history-premilla-nadasen-domestic-workers-rights/