قلمرو رفاه

فریب ردپای کربن برای نجات نفتی‌ها

آیا کاهش ردپای کربنی ما واقعاً زمین را نجات می‌دهد یا تنها توهمی از نجات است؟

09 شهریور 1405 - 11:31 | توسعه پایدار
فریب ردپای کربن برای نجات نفتی‌ها
تنظیم نمایش متن

آیا کاهش ردپای کربنی ما واقعاً زمین را نجات می‌دهد یا تنها توهمی از نجات است؟ در حالی که پلتفرم‌های محاسبه رد پای کربن ما را به تغییر سبک زندگی دعوت می‌کنند، حقیقتی پنهان در پسِ این مفاهیم نهفته است؛ استراتژی هوشمندانه‌ای از سوی غول‌های نفتی برای انتقال مسئولیت بحران اقلیمی از دوش صنایع عظیم به دوش مصرف‌کنندگان خرد.


وقتی خبرهای مربوط به تغییرات اقلیمی را می‌خوانیم، آن‌قدر فاجعه‌بار است که ممکن است جزو آن دسته از افرادی نباشیم که یا ضرورت موضوع را درک نمی‌کنند و یا از شدت استرس، راهی جز انفعال نمی‌بینند. بسیاری از افراد می‌خواهند کنشی داشته باشند و در برابر ویرانی زمین نقشی ایفا کنند؛ اما شاید گفته شود زمانی که زور ما به سیاستمداران کشورهای خودمان نمی‌رسد، چگونه می‌توان به فکر فشار برای کاهش انتشار کربن در سطح جهانی باشیم. ممکن است نتیجه این باشد؛ اما من می‌خواهم کاری کنیم، پس باید از خودم شروع کنم. برای این کار، نرم‌افزارهایی طراحی شده است که می‌توانند ردپای کربن در سبک زندگی‌ افراد را محاسبه کنند.

روش کار اپلیکیشن با یک پرسشنامه‌ی اولیه شروع می‌شود. این پرسشنامه درباره‌ی سبک زندگی افراد در زمینه‌هایی مثل حمل‌ونقل، مصرف غذا و الگوهای هزینه‌کرد سوال می‌پرسد. سپس اپلیکیشن بر اساس پاسخ‌ها و با استفاده از داده‌های علمیِ متخصصان، ردپای کربن سالانه فرد را تخمین می‌زند.

پس از محاسبه، اپلیکیشن ردپای کربن را به تفکیک حوزه‌های مختلف زندگی نمایش می‌دهد و آن را با میانگین افراد در کشور خودتان و میانگین جهانی مقایسه می‌کند. احتمال اینکه متوجه شوید میزان انتشار کربن شما به قدری است که اگر همه مردم جهان بخواهند همین‌قدر کربن مصرف کنند، به ۴ یا ۵ کره زمین دیگر نیاز داریم.

بعد از اینکه تصویر اولیه‌ای از ردپای کربن خود دیدید، نوبت به اقدام می‌رسد. اپلیکیشن لیستی از بیش از ۱۸۰ اقدام عملی را در اختیارتان قرار می‌دهد. این اقدامات بسیار متنوع‌اند؛ از کارهای ساده‌ای مثل شستن لباس‌ها با آب سرد گرفته تا کارهای بزرگ‌تر مثل نصب پنل خورشیدی روی پشت‌بام. حتی مواردی مثل پیوستن به یک تیم محیط‌زیستی در محل کار نیز در این لیست دیده می‌شود.

به ازای هر اقدامی که انجام می‌دهید، امتیاز می‌گیرید تا سطح شما ارتقا یابد. این ویژگی جنبه‌ی رقابتی دارد با این توجیه که کاربران بیشتری به سمت اهداف اقلیمی حرکت کنند. همچنین می‌توانید برای خود هدف تعیین کنید و پیشرفتتان را در داشبورد اصلی اپلیکیشن پیگیری نمایید. این داشبورد نشان می‌دهد که چقدر کربن کاهش داده‌اید و چند اقدام را تکمیل کرده‌اید.

اما مسیری که طی شد، همان مسیری است که برخی آن را «کلاه‌برداری ردپای کربن» می‌نامند؛ مسیری که توانسته بحران تغییر اقلیم و تبعات انتشار کربن را به جای نظام‌های اقتصادی، به دوش افراد بیندازد.

تولد یک کمپین تبلیغاتی

داستان از سال ۲۰۰۰ و یک کمپین تبلیغاتی محیط‌زیستی شروع شد؛ پروژه‌ای که آن‌قدر موفق بود که جایزه معتبر «افی طلایی» را به دست آورد. هدف اصلی این کمپین، یک تغییر زاویه دید بود؛ القای این ایده به مردم که گرمایش زمین و آلودگی کربنی، در واقع مشکلی است که «شما» با آن درگیر هستید، نه شرکت‌های بزرگی که با حفاری‌های عمیق، سوخت‌های فسیلی را استخراج کرده و به بازار می‌برند. برای اجرای این استراتژی، شرکت «بریتیش پترولیوم» (BP) — دومین غول نفتی غیردولتی جهان با شبکه گسترده‌ای شامل بیش از ۱۸ هزار جایگاه سوخت — متخصصان روابط عمومی شرکت «اگیلوی اند مادر» را به خدمت گرفت تا این دیدگاه را ترویج کنند که تغییرات اقلیمی نه تقصیر یک شرکت نفتی، بلکه حاصل رفتارهای تک‌تک افراد است.
در همین راستا بود که بی‌پی مفهوم «ردپای کربنی» را معرفی کرد و با سرعت آن را به اصطلاحی رایج تبدیل نمود. سال ۲۰۰۴، این شرکت ابزاری را برای «محاسبه ردپای کربنی» عرضه کرد تا هر فرد متوجه شود زندگی روزمره و عادی‌اش — از مسیر رفت‌وآمد به محل کار گرفته تا خرید مواد غذایی و سفر — تا چه حد در گرم شدن کره زمین سهم دارد. طی یک دهه و نیم، این مفهوم چنان همه‌گیر شد که آژانس حفاظت محیط‌زیست آمریکا ماشین‌حساب کربن طراحی کرد، نیویورک تایمز راهنمایی برای کاهش آن منتشر کرد و مجله مشیبل در سال ۲۰۱۹ مقاله‌ای با موضوع کوچک کردن ردپای کربنی هنگام سفر نوشت.
جفری سوپرن، مورخ علم در دانشگاه هاروارد که تاکتیک‌های صنایع سوخت‌های فسیلی را بررسی می‌کند، می‌گوید: «این صنعت سابقه اثبات‌شده‌ای در ارتباطات راهبردی برای گیج کردن مردم و تضعیف اقدامات دارد، بنابراین باید از افتادن در تله‌های بلاغی آنها دوری کنیم».



ادعاهای محیط‌زیستی بی‌پی در تضاد کامل با واقعیت‌های تولیدی این شرکت است؛ شرکتی که همچنان حجم عظیمی از نفت و گاز را روانه بازار می‌کند (حدود ۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۵ و ۳.۸ میلیون بشکه در سال‌های اخیر). حتی در سال ۲۰۱۹، این شرکت با انجام «بزرگترین خرید خود در ۲۰ سال اخیر» و تصاحب ذخایر جدید نفت و گاز در غرب تگزاس، جایگاه خود را در یکی از داغ‌ترین میدان‌های نفتی جهان تثبیت کرد. امروز هرچند بی‌پی از ورود به بازار سوخت‌های کم‌کربن سخن می‌گوید، اما این اقدامات در مقایسه با کل فعالیت‌هایش بسیار ناچیز است؛ به گونه‌ای که در سال ۲۰۱۸، تنها ۲.۳ درصد از بودجه این شرکت به انرژی‌های تجدیدپذیر اختصاص یافت. در واقع، منبع اصلی درآمد و بقای این شرکت همچنان نفت سیاه و گاز است؛ پس از کدام رژیم کم‌کربنی حرف می‌زنیم؟

اما حقیقت این است که در سیستمی که سوخت‌های فسیلی موتور محرک آن هستند، حتی کسی که هیچ ملک، شغل یا خودرویی ندارد، باز هم ردپای کربنی قابل‌توجهی به جا می‌گذارد. محققان ام‌آی‌تی چند سال پس از آنکه بی‌پی مفهوم «ردپای کربنی» را ترویج کرد، میزان انتشار کربن برای یک فرد بی‌خانمان در ایالات متحده — کسی که در سرپناه‌ها می‌خوابد و از غذاهای آشپزخانه‌های خیریه تغذیه می‌کند — را محاسبه کردند. نتیجه تکان‌دهنده بود: این فرد بی‌چیز، سالانه به‌طور غیرمستقیم حدود ۸.۵ تن دی‌اکسید کربن منتشر می‌کند.
این استراتژیِ انتقال مسئولیت، در تبلیغات تلویزیونی شرکت نیز جاری بود. بازاریابان این تبلیغات در خیابان‌های لندن از مردم عادی می‌پرسیدند: «آیا نگران تغییرات اقلیمی جهانی هستید؟». هدف این بود که مخاطب در پاسخ به این پرسش دشوار، به‌طور غریزی از کلمات «من» یا «ما» استفاده کند. به باور برخی کارشناسان، این ترفند به بی‌پی اجازه داد تا از نظر زبانی، خود را به عنوان یک عامل مؤثر در مشکل تغییرات اقلیمی حذف کند».

جان کنی، متخصص روابط عمومی و یکی از معماران این کمپین تبلیغاتی که خود در خیابان‌های لندن با مردم گفتگو می‌کرد، بعدها اعتراف کرد که تمامی این اقدامات تنها یک نقشه بازاریابی بوده است، نه تلاشی صادقانه برای تبدیل بی‌پی به شرکتی با انرژی‌های تجدیدپذیر یا کم‌کربن. کنی در سال ۲۰۰۶ در سرمقاله‌ای در نیویورک تایمز نوشت: «حدس می‌زنم، حالا که به آن نگاه می‌کنم، "فراتر از نفت" فقط تبلیغات است. این شده صرفاً بازاریابی — شاید همیشه همین بوده — به جای یک تلاش واقعی برای مشارکت دادن مردم در بحث یا یک فریاد سازمانی برای تغییر الگو.»

جابه‌جایی قاب

ایان انگوس در تحلیل‌های خود به این نکته اشاره می‌کند که توصیه‌های «سبک زندگی سبز» برای بسیاری از مردم، نه‌تنها غیرعملی، بلکه توهین‌آمیز است. او با اشاره به داستانی در رمان «رفتار پروازی»، تضادی را به تصویر می‌کشد؛ وقتی یک فعال محیط‌زیست از زنی روستایی و تهیدست می‌خواهد برای کاهش ردپای کربنی‌اش، مصرف گوشت قرمز را کم کند، پاسخ زن ساده و تلخ است: «دیوانه شده‌ای؟ من دارم تلاش می‌کنم مصرف گوشتم را زیاد کنم، چون با ماکارونی و پنیر نمی‌شود زندگی کرد!». از نظر انگوس توصیه‌هایی چون «سرمایه‌گذاری در صندوق‌های سبز» یا «کمتر پرواز کردن»، برای کسانی که حتی توان خرید غذای کافی یا هزینه سفر ندارند، کاملاً بی‌معناست. در واقع، تلاش برای کاهش ردپای کربنی در سطح فردی، برای اکثریت مردم جهان یک انتخاب نیست، بلکه تصمیمی است که پیش‌تر توسط سیستم‌های انرژی و زنجیره‌های تأمین صنایع بزرگ گرفته شده و فرد تنها مصرف‌کننده نهایی آن است.
به گفته انگوس این استراتژی را می‌توان «جابه‌جایی قاب» (Framing) نامید. به گفته‌ی متخصصان علوم رفتاری، دو نوع قاب برای تحلیل مسائل اجتماعی وجود دارد؛ «قاب فردی» که بر اقدامات شخصی تأکید می‌کند و «قاب سیستمی» که بر تغییرات ساختاری تمرکز دارد. فریب بزرگ شرکت‌های سوخت فسیلی در این بوده است که با استفاده از مفهوم «ردپای کربنی»، تمرکز جهان را از «قاب سیستمی» به «قاب فردی» منتقل کردند تا فشارها را از روی مدل‌های تجاری خود بردارند و مسئولیت بحران اقلیمی را به دوش شهروندان بیندازند.

رد پای کربن در ایران

برای اینکه ابعاد این موضوع را در محیط زندگی خودمان بررسی کنیم، نگاهی به داده‌های آماری مربوط به ایران بیندازیم. طبق گزارش‌های «Our World in Data»، هر فرد ایرانی به‌طور متوسط سالانه حدود ۸.۶ تن دی‌اکسید کربن منتشر می‌کند. اگر تمام گازهای گلخانه‌ای را (در قالب معادل CO2) در نظر بگیریم، این عدد به بیش از ۱۱ تن می‌رسد. در نگاه اول، این آمار ممکن است ما را به همان مسیری سوق دهد که اپلیکیشن‌های محاسبه‌ی ردپای کربن پیشنهاد می‌کنند؛ اینکه هر یک از ما باید با تغییر عادت‌های روزمره، این عدد را پایین بیاوریم. اما وقتی این اعداد را در بستر واقعیت‌های ساختاری ایران قرار می‌دهیم، موضوع تغییر می‌کند.
واقع بینانه این است که این ۱۱ تن کربن را بیش از آنکه بازتابی از انتخاب‌های شخصی یک فرد بدانیم، نشان‌دهنده «شدت کربن» در سیستم انرژی کشور قلمداد کنیم. در جامعه‌ای که برق خانگی، گرمایش شهری و زیرساخت‌های حمل‌ونقل به‌طور گسترده بر پایه سوخت‌های فسیلی بنا شده باشد، حتی فردی که ساده‌ترین سبک زندگی ممکن را دارد، باز هم ردپای کربنی بالایی خواهد داشت. چراکه او ناچار است از سیستمی استفاده کند که توسط دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ مدیریت می‌شود و در لایه زیرین خود، کاملاً کربنی است. به این ترتیب ردپای کربنی فرد، در واقع آینه‌ای از ردپای صنعتی و سیاست‌های انرژی کشور است.

وقتی اپلیکیشن Earth Hero را که یک نرم‌افزار محاسبه رد پای کربن است باز می‌کنیم، پیش از ورود به برنامه، این پیام‌ها نمایش داده می‌شود: «آینده را بسازید»، «برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی، آگاهانه اقدام کنید»، «فرهنگ را متحول کنید»، «زمین را التیام بخشید» و «به جامعه‌ای جهانی بپیوندید که مراقب سیاره مشترکمان هستند». اما به باور برخی از کارشناسان هدف از ترویج گسترده‌ی مفهوم «ردپای کربنی»، جابه‌جا کردن نقطه‌ی تمرکز است؛ انتقال نگاه از «تولیدکنندگان عظیم کربن» به «مصرف‌کنندگان خرد». وقتی ما درگیر این هستیم که چگونه با یک اپلیکیشن یا تغییر در رژیم غذایی، عدد ۱۱ تن کربن سالانه‌ی خود را کاهش دهیم، دقیقاً در حال اجرای همان نقشه‌ای هستیم که شرکت‌های سوخت فسیلی دهه‌ها پیش طراحی کردند؛ یعنی پذیرفتن مسئولیت فردی در برابر یک بحران ساختاری. تا زمانی که سوخت‌های فسیلی اساس سیستم انرژی باشند، هرگز نمی‌توان ردپای کربنی پایدار داشت.


منابع:

مقاله «فریب کمپین روابط عمومی ردپای کربن»، نشریه Mashable.

گزارش «دست‌کاری در مفهوم ردپای کربنی»، روزنامه Valley Record.

مقاله «کلاه‌برداری ردپای کربنی»، نوشته ایان انگوس

بانک اطلاعاتی Our World in Data، بخش تحلیل انتشار CO2 کشور ایران.