آثار ورود بانکها به بازار طلا
به نظر میرسد عملا بانکها وارد بازار خرید و فروش طلا شدهاند و قصد دارند با ایجاد موج سود هنگفتی از این بازار ببرند
مدتی است که بانک مرکزی چشم خود را بر روی عملکرد بانکها در رابطه با پرداخت نرخ سود بسته است. بانکها بدون دغدغه از فشار بانک مرکزی بستههای نرخ سود خود را تدوین کرده و در خفا جنگ قیمتی بین آنها برای جذب نقدینگی سرگردان شدت گرفته است.
در حالیکه نرخ سود مصوب بانک مرکزی برای سپردههای بلندمدت یک تا سه ساله بین ۲۰٫۵ تا ۲۲٫۵ درصد است اما کافی است به شعب بانکهای مختلف کشور مراجعه کنید و نرخ سود بانکی سپرده را بپرسید، احتمالا نخستین پاسخی که میشنوید این است که مبلغ مورد نظر برای افتتاح سپرده چه قدر است و براساس مبلغ اعلامی شما نرخ سود اعلام میشود، نرخ سودی که احتمالا از ۲۵ درصد برای سپردههای خرد و کوچک شروع میشود و برای سپردههای میلیارد تومانی به نزدیک ۳۰ درصد رسیده و سپردههای بالاتر چند ده میلیاردی هم نرخ سود بیش از ۳۰ درصد را شامل میشود.
اگر سال گذشته بانک آینده و چند موسسه و بانک مشکلدار این نرخشکنی را انجام میدادند اما در حال حاضر و پس از انحلال بانک آینده تقریبا تمام بانکها به افزایش نرخ سود روی آوردهاند. جالب توجه این است که برخی صندوقهای بورسی بانکها و برخی کارگزاریهای بورسی نیز با ورود به این بازی، بازار رقابت را داغتر کرده و نرخ سودهای عجیبی اعلام میکنند.
البته اختلال بانکی که گریبان سه بانک اصلی کشور را گرفت در این قضیه بیتاثیر نیست. پس از مشکلی که برای بانکهای ملی، صادرات و تجارت که از اواخر خرداد امسال رخ داد و تقریبا یک ماه ادامه داشت، سایر بانکها برای جذب سپردههای این سه بانک بزرگ به تکاپو افتادند و سعی کردند با نرخ سود بالاتر مشتریان اصلی این بانکها را به خود جذب کنند. سپس زمانی که این سه بانک مجددا به وضعیت پایدار رسیدند مجبور شدند برای نگهداری و همچنین بازگرداندن سپردهها نرخ سود را افزایش دهند که در نتیجه تقریبا تمام نظام بانکی با افزایش نرخ سود مواجه شد.
از سوی دیگر باید گفت نرخ تورم در سالهای اخیر کمتر از ۴۰ درصد نبوده و پس از جنگ تحمیلی اخیر هم شاهد افزایش شدید قیمتها بودیم که احتمال حتی تورم سه رقمی نیز دور از ذهن نیست. این موضوع سبب شده بازارهای موازی به خصوص طلا و ارز افزایشی شود و روند صعودی به خود بگیرد. از این رو بانک مرکزی با چشمپوشی از این افزایش نرخها ، امیدوار است با جذاب نمودن سود سپردهها از حرکت سریع نقدینگی به سایر بازارها جلوگیری کند تا کمی از التهابات بازار کم کند.
با این حال مشکل اصلی این است که اگر چه بانکها میتوانند نرخ سود سپردهها را افزایش دهند اما از طرف دیگر به دلیل مشکلات حقوقی امکان افزایش نرخ تسهیلات بانکی را ندارند و در نتیجه نرخ سود تسهیلات بانکی همچنان ۲۳ درصد است که به هیچ عنوان تناسبی با نرخ تمام شده پول برای بانکها ندارد. این مورد سبب شده عملا نظام بانکی تمایلی به پرداخت تسهیلات نداشته باشد و یا اگر داشته باشد به شرکتهای خاص و با شرایط خاص و یا به شرکتهای زیرمجموعه خود بپردازد و در نتیجه متقاضیان تسهیلات عملا از این منابع عظیم بانکی بهرهای نبرند.
نکته دیگر آن که اگر این موضوع ادامه یابد بانکها دیگر به عنوان یک واسطهگر مالی در بازار عمل نمیکنند و خود اقدام به ارسال سرمایه به بازارهای موازی و در نتیجه تنش در این بازارها خواهند کرد. به عنوان نمونه اپلیکیشن معروف یکی از بانکهای خصوصی کشور اقدام به خرید و فروش آنلاین طلا کرده و ظاهرا این بانک مصمم است به جای استفاده از سپردههای جمعآوری شده به سمت اعطای تسهیلات، به بازار پر رونق طلای ورود پیدا کند.
در سالهای قبل بسیاری از افراد بانکها را مقصر افزایش قیمت مسکن یا ارز میدانستند و سفتهبازی بانکها را عامل افزایش این موضوع میدانستند با این حال شواهدی برای این موضوع ارائه نمیدادند اما به نظر میرسد عملا بانکها وارد بازار خرید و فروش طلا شدهاند و با توجه به نگرانی مردم برای حفظ قدرت خرید پول خود، قصد دارند با ایجاد موج سود هنگفتی از این بازار ببرند. البته این موضوع میتواند شامل سایر بازارهای موازی نیز شود و خطر ورود به آنها نیز وجود دارد.
بانک مرکزی باید در شرایط فعلی با درک واقعیات اقتصاد ایران نرخ سود را به نحوی تعیین کند که جذابیت بازار سپرده نسبت به سایر بازارها فراهم شود. دیگر این که نرخ سود تسهیلات نیز عملا به نحوی تامین شود که بانکها بتوانند به طور صحیحی به تامین مالی بنگاههای کشور بپردازند و در کنار آن قاطعانه در برابر تخلف بانکها برای ورود به بازارهای موازی بایستد. در غیر این صورت شاهد بیثباتی بیشتر در بازار پول خواهیم بود.