نخبگان؛ بزرگکنندگان کیک یا تقسیمکنندگان غنیمت؟
سرنوشت توسعه را فقط تعداد نخبگان تعیین نمیکند؛ مهمتر آن است که نخبگان دور کدام سفره جمع شدهاند
مرتضی درخشان
پژوهشگر پویش فکری توسعه
تنظیم نمایش متن
پویش فکری توسعه در یادداشتی به قلم مرتضی درخشان به تحلیلی از گزارش کیفیت نخبگان 2026 پرداخت.
هیچ جامعهای بدون نخبه نیست. در هر کشور، گروههایی هست که بیش از دیگران به قدرت، سرمایه، دانش، رسانه و تصمیمگیری دسترسی دارند. تفاوت کشورها در داشتن یا نداشتن نخبه نیست؛ در کاری است که نخبگان با این قدرت انجام میدهند.برخی قدرت خود را صرف ساخت کارخانه، توسعه فناوری، گشودن بازارهای تازه و افزایش بهرهوری میکنند. آنها کیک اقتصاد را بزرگتر میکنند و سهم خود را نیز از اقتصادی بزرگتر میگیرند. برخی دیگر ترجیح میدهند اندازه کیک تغییر نکند، اما چاقو در دست آنها باشد. درآمدشان نه از نوآوری و رقابت، بلکه از انحصار، مجوز، اطلاعات ویژه، منابع ارزان، تعرفه و نفوذ سیاسی به دست میآید.
گزارش «شاخص کیفیت نخبگان ۲۰۲۶» دقیقاً همین تفاوت را میسنجد: آیا نخبگان یک کشور ارزش خلق میکنند یا ارزش موجود در جامعه را بهسوی خود میکشند؟ یعنی آیا نخبگان بزرگ کننده کیک هستند یا تقسیم کننده غنایم؟ این گزارش ۱۵۱ کشور را با ۱۴۸ شاخص ارزیابی کرده و سنگاپور، آمریکا و ژاپن را در صدر قرار داده است. اما فارغ از رتبهها، اهمیت این گزارش در زاویه نگاه تازهای است که برای فهم توسعه پیشنهاد میکند.
در این گزارش، نخبه الزاماً فردی باهوش یا تحصیلکرده نیست؛ کسی است که توان اثرگذاری بر قواعد بازی را دارد: سیاستمدار، مدیر بنگاه بزرگ، مالک سرمایه، صاحب رسانه یا بخشی از شبکهای بانفوذ. بنابراین کیفیت نخبه نه با مدرک و ثروت، بلکه با اثری سنجیده میشود که شیوه کسب قدرت و درآمد او بر جامعه میگذارد.
فردی در جهت تولید ثروت با نوآوری و کارآفرینی تلاش میکند و هزاران شغل ایجاد میکند، و دیگری قدرت (یعنی سمت، مجوز، تسهیلات، منابع و ...) را انحصاری کرده و ثروت کسب میکند. چرا نخبگان در یک کشور اولی را ترجیح میدهند؟
این تمایز برای فهم ایران حیاتی است. بسیاری از ناکارآمدیهای ما نه از کمبود مدیر، متخصص و سرمایهگذار، بلکه از قواعدی ناشی میشود که مسیر سودآوری را تعیین میکنند. اگر نزدیکشدن به قدرت سودآورتر از نزدیکشدن به فناوری باشد، استعدادها بهسوی قدرت میروند. اگر گرفتن یک مجوز خاص آسانتر از ساخت محصول رقابتی ثروت بسازد، بهترین ذهنها نیز بهجای نوآوری، هنر عبور از دروازههای اداری را میآموزند.
چندنرخیبودن ارز، قیمتگذاری دستوری، اعتبارات ارزان، انحصارها، حمایتهای تعرفهای دائمی و محدودیت ورود رقبا، میتوانند به دروازههای انتقال ارزش بدل شوند. در چنین اقتصادی، رقابت همیشه بر سر تولید بهتر نیست؛ گاه بر سر دسترسی زودتر به ارز، انرژی، اعتبار، مجوز یا اطلاعات یک تصمیم است.
مسئله الزاماً بدبودن افراد نیست. اقتصاد آدمها را فقط با توصیه اخلاقی هدایت نمیکند؛ با پاداش و مجازات شکل میدهد. اگر فعالیت غیرمولد سود بیشتری از تولید داشته باشد، افراد به همان سو کشیده میشوند. به همین دلیل، مبارزه با رانت فقط برخورد با چند رانتخوار نیست؛ تا کارخانه تولید رانت فعال است، افراد تازه جای قبلیها را میگیرند.
هوش مصنوعی هم نخبهای جدید است! در دست داشتن این نخبه و کیفیت آن میتواند نقش آفرین باشد. آمریکا با ظرفیت بالای توسعه و تجاریسازی هوش مصنوعی دوم مانده و چین به رتبه یازدهم رسیده است.
این تغییر برای ایران هم فرصت است و هم هشدار. کشوری که امکان خلق ارزش را برای نخبگان علمی و فناورانه فراهم نکند، آنها را از دست میدهد؛ با مهاجرت از مرز یا مهاجرت از تخصص. فرار نخبگان فقط رفتن پژوهشگر نیست؛ مهندسی است که به دلالی میرود و کارآفرینی است که بهجای ساخت محصول، دنبال امتیاز میگردد.
کیفیت نخبگان را باید با میراثشان برای نسل بعد نیز سنجید. ثروتی که با تخریب محیطزیست، انباشت بدهی، مصرف آبهای زیرزمینی یا ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی ساخته شود، صورتحسابی است که امروز صادر میشود و فردا دیگران باید بپردازند.
توسعه زمانی آغاز میشود که صاحبان قدرت و سرمایه، منفعت خود را در بزرگترشدن اقتصاد ببینند، نه در تصاحب سهم بیشتری از منابع محدود. این اتفاق با نصیحت رخ نمیدهد؛ به رقابت واقعی، شفافیت، رسانه مستقل، حاکمیت قانون، امکان ورود بازیگران تازه و حذف امتیازهای دائمی نیاز دارد.
پرسش اصلی برای ایران ساده اما تعیینکننده است: مسیر رسیدن به ثروت و قدرت از خلق ارزش میگذرد یا از تصرف دروازههای توزیع منابع؟
سرنوشت توسعه را فقط تعداد نخبگان تعیین نمیکند؛ مهمتر آن است که نخبگان دور کدام سفره جمع شدهاند: سفره تولید ارزش یا سفره تقسیم غنیمت.
منبع: شاخص کیفیت نخبگان ۲۰۲۶، بنیاد ارزشآفرینی و دانشگاه سنتگالن