تجربیات جهانی از کسبوکار اجتماعی
نویسنده در این اثر استدلال میکند که ساختار فعلی سرمایهداری در پاسخگویی به بحرانهای بزرگی نظیر گرسنگی، آلودگی محیطزیست و نابرابری ناتوان است
کتاب «کسبوکار اجتماعی: نوع جدیدی از سرمایهداری با دغدغه رفع نیازهای مبرم جامعه انسانی» اثری از محمد یونس، برنده جایزه صلح نوبل و موسس بانک گرامین است که در سال ۲۰۱۰ به دنیای اقتصاد معرفی شد. نویسنده در این اثر با تکیه بر دههها تجربه در مبارزه با فقر، استدلال میکند که ساختار فعلی سرمایهداری به دلیل تمرکز تکبعدی بر حداکثرسازی سود، در پاسخگویی به بحرانهای بزرگی نظیر گرسنگی، آلودگی محیط زیست و نابرابری ناتوان مانده است. یونس با نقد نگاه سنتی به «انسان اقتصادی»، مدلی را پیشنهاد میدهد که در آن خلاقیت بازار برای تامین اهداف انسانی به کار گرفته میشود.
محمد یونس متولد ۲۸ ژوئن ۱۹۴۰، بانکدار و اقتصاددان بنگلادشی است. او خالق و مخترع وام خرد ، نوعی وام کوچک برای بیکاران و تاجران فقیر است و او همچنین مؤسس بانکی به نام گرامین بانک است. محمد یونس دکترای خود را در اقتصاد، از دانشگاه فاندرویلت آمریکا دریافت کردهاست و در سال ۲۰۰۶ موفق به کسب جایزه نوبل در صلح شد. از او چندین کتاب نیز منتشر شده است.

کسب و کار اجتماعی به عنوان موجودیتی تعریف میشود که برخلاف سازمانهای خیریه، از نظر مالی خودگردان است و هزینههای خود را از طریق فروش کالا یا خدمات تامین میکند، اما برخلاف شرکتهای تجاری معمولی، سودی میان سهامداران توزیع نمیکند. در واقع سرمایهگذاران تنها مجاز به دریافت اصل مبلغ اولیه هستند و مازاد درآمد صرف گسترش طرحهای اجتماعی یا بهبود کیفیت خدمات برای نیازمندان میشود.
محمد یونس کسب و کارهای اجتماعی را به دو گونه کلی تقسیم میکند تا مسیر را برای کارآفرینان روشن سازد. نوع اول بر حل یک معضل مشخص اجتماعی متمرکز است؛ برای نمونه، شرکتی که با هدف تولید مواد غذایی غنیشده برای کودکان دچار سوءتغذیه فعالیت میکند و تمام عواید خود را دوباره در مسیر همین هدف سرمایهگذاری مینماید.
نوع دوم به ساختار مالکیت بازمیگردد؛ یعنی مجموعهای که متعلق به خود افراد کمدرآمد است و سود حاصل از فعالیتهای تجاری آن، مستقیما به بهبود معیشت این قشر منجر میشود، مشابه آنچه در الگوی بانک گرامین مشاهده میشود. نویسنده بر این باور است که فقر معلول تنبلی افراد نیست، بلکه نتیجه شکست سیستمهای بانکی و اقتصادی در پذیرش ظرفیتهای قشر فرودست است. او با ارائه اصول هفتگانه، چارچوبی دقیق برای مدیریت این واحدها ترسیم میکند که شامل پایداری مالی، رعایت استانداردهای زیستمحیطی و پرداخت دستمزدهای عادلانه به کارکنان است، به گونهای که رقابتپذیری در بازار با اخلاق حرفهای گره بخورد.
محمد یونس داستان شکلگیری همکاریهای بزرگی نظیر «گرامین-دانون» را روایت میکند که چطور یک غول صنایع غذایی در فرانسه مجاب شد تا برای تامین ریزمغذیهای ضروری کودکان در مناطق محروم بنگلادش، مدلی بدون سود سهام طراحی کند. همچنین تجربیاتی در حوزههای آب آشامیدنی سالم و انرژیهای پاک در کتاب ذکر شده است که نشان میدهد این الگو صرفا یک ایده آرمانی نیست و قابلیت مقیاسپذیری در ابعاد جهانی را دارد. کتاب «کسب و کار اجتماعی» بر این نکته تاکید میورزد که دولتها و سیاستگذاران باید با ایجاد بسترهای قانونی و حتی بازار سهام مخصوص کسب و کارهای اجتماعی، به رشد این نهادها کمک کنند.
در نهایت، پیام محوری یونس این است که اگر بتوانیم قدرت کارآفرینی را از بند نفع شخصی صرف رها کنیم، دستیابی به جهانی بدون فقر نه یک رویای دور، بلکه هدفی در دسترس خواهد بود که از طریق بازنگری در ماهیت سرمایهداری محقق میشود.